مرا آن شب نیمه برهنه کردند

سیدمهدی صدرالساداتی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «مرا آن شب نیمه برهنه کردند» نوشت:

از دادسرا مرا به اوین بردند بخاطر اینکه دادیار خیلی دیر قرار وثیقه صادر کرد و امکان نداشت آن موقع شب وثیقه آماده کنم.

در اوین سرباز جوانی درست روی همین صندلی چرخ دار و در همین راهرویی که یک طرفش باز بود نشسته بود، دستور داد لباس هایم را در بیاورم.

گفتم: من از دادسرا میام، وثیقه نداشتم و مستقیما از همانجا برای بازداشت موقت فرستادند اینجا، مثلا مواد مخدر همراهم هست؟

گفت: (دربیار) بالاخره با اصرار قبول کرد که همه لباسهایم را در نیاورم و به دیدن نیمه برهنه من رضایت داد.

بیرون که آمدم از چند عالم پرسیدم: آیا برای خود یا خانواده خود می‌پسندید که در یک شب سرد بخاطر اینکه وثیقه ندارید و صرفا متهم هستید، سربازی، بدن عریان شما را ببیند؟

کرامت انسانی اینطور رعایت می‌شود؟! به خدا قسم هیچ جوابی نداشتند و بعضی انکار کردند که چنین موضوعی باشد! یکی شان خاطره ای گفت که در زمان ساواک لخت می‌کردند ولی الآن بعید است.

آرزو کردم که کاش این صحنه را بتوانم نشانشان دهم و بپرسم فرض کنید این پسر خود شماست. فرض کنید خود شما هستید. نظرتان چیست؟

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا