مهاجرانی: نام هاشمی هنوز ورد زبانهاست

عطاالله مهاجرانی در جلسه ارزیابی و نقد کتابش با عنوان «نقد تحریف مدرن امام خمینی» (جنگ عراق و ایران)، با یادکردی از اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: این ایام، کوششی برای ندیدن و بد دیدن ایشان انجام می‌شود اما «نامت هنوز ورد زبان‌هاست.

او نمایندگی مجلس، معاونت رییس جمهور، سخنگویی دولت، وزارت ارشاد و همینطور ریاست مرکز بین المللی گفت‌وگوی تمدنها را در سابقه‌ی خود دارد.

به گزارش انصاف نیوز، متن سخنرانی دکتر مهاجرانی در وبینار پژوهشکده امام خمینی به نقل از وبلاگ او در پی می‌آید:

بسم الله الرحمان الرحیم
الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره
سلام و ادب و احترام حضور جمع دوستان، به ویژه شرکت کنندگان در این گفتگو، آقایان دعایی و علایی و حاضری…
دانشجویان گرامی و اساتید ارجمند پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، سپاس از پژوهشکده که این نشست را سامان داده است و نیز سپاس ازهمگان که به گفتگوی ما گوش می کنند.
در آستانه اربعین حسینی هستیم، این روز عزیز را به همه شما تسلیت می گویم.
رمز قرآن از حسین آموختیم
ز آتش او سینه ها اندوختیم


در باره کتاب نقد تحریف ، نُه نکته را به اختصار عرض می کنم:

۱- اعتبار و ارزش کتاب نقد تحریف، به خاطر شخصیت عزیز امام خمینی، رزمندگان دفاع مقدس، از ارتش و سپاه و بسیج و همه ملت ایران، به ویژه خانواده شهیدان، شهیدان، آزادگان، جانبازان و مفقودان است. به تعبیر ابن سینا افضل علم بافضل معلوم، فضیلت کتاب به خاطر فضیلت موضوع و معلوم آن است، من وسیله ای بودم، که بحمدالله به دلیل دسترسی به اسناد و تفحص در منابعی که در اختیارم بود، کوشیدم ، در حد توان محدودم غبار تحریف را از سیمای روشن امام خمینی بزدایم و نشان دهم، که پایه و مایه بهتان و افترا نسبت به ایشان، به عنوان اغازگر جنگ، مبانی اش از کجاست. کاوش کردم که چرا و چگونه دولت بعثی عراق و با کدام زمینه و مقدمات آغاز گر جنگ بوده است. خوشبختانه کتاب با استقبال اهل نظر و اهل کتاب روبرو شده است. غیر از تعظیم و سپاس چیزی در دست ندارم.

۲- در هفته بزرگداشت دفاع مقدس هستیم. ضروری می دانم که یادی کنم از مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، که فرمانده جنگ، فرمانده صلح و کارگردان بزرگ سازندگی ایران بود.
این ایام ، کوششی برای ندیدن و بد دیدن ایشان انجام می شود. اما:
«نامت هنوز ورد زبان هاست.»

به تعبیر سردار شهید قاسم سلیمانی، «در فکر دیده شدن نباشید، آنکه باید ببیند می بیند.» من این افتخار را داشتم که در مجلس اول همکار آیت الله هاشمی و عضو هیات رئیسه بودم. در دوران ریاست جمهوری ایشان هم هشت سال معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور بودم. امیدوارم توفیق نصیبم شود و شرحی از آن آشنایی‌ها و اندیشه والا و منش یگانه و سلوک مخلصانه ایشان را بنویسم.
در یک کلام، ما هرچه به آیت الله هاشمی رفسنجانی نزدیک تر می شدیم، بزرگتر می شد. تجربه زیسته حاکی است، و آشنایی با برخی شخصیت ها خلاف این را نشان می دهد. نزدیک تر می شویم، کوچک تر می شوند، هاشمی رفسنجانی برای امام خمینی مثل حسام الدین برای مولوی بود. مولوی در وصف حسام الدین در دفتر ششم مثنوی سروده است:

ای ضیاء الحق حُسام دین و دل
کی توان اندود خورشیدی به گِل
در دل کُه لعلها دلّال تست
باغها از خنده مالامال تست
چون بخواهم کز سِرت آهی کنم
چون علی سر را فرو چاهی کنم

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَـٰنُ وُدًّا ﴿مريم: ٩٦﴾
زمخشری در تفسیر الکشاف نکته نابی را در تفسیر این آیه مطرح کرده است. خداوند دانه مودت را در دلها می کارد. این دانه رشد می کند. یک دانه سیب باغ سیب می شود.
والمعنى سيحدث لهم في القلوب مودّة ويزرعها لهم

تفاوت بین حرث و زرع در قرآن مجید، حرث همان دانه افشاندن است، اما زرع رویاندن، دانه افشانددن کار برزگر است و رویاندن کار خداوند:
افرایتم ما تحرثون؟
اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون ۶۴ واقعه
در قران مجید گاهی یک واژه یک بار به کار رفته است، در باره آن واژه ها دقت کنید، جهانی از معنی در همان تک واژه است، مثل همین واژه «وُدّ»، واژه وِلایت، واژه فلق، هر سه در قرآن مجید تک واژه‌اند.

۳- در نقد تحریف کوشیدم، بیشتر روایت جنگ از سوی شخصیت های سیاسی و نظامی و امنیتی عراقی بررسی شود. تأکید بر روایت دشمن از جنگ بوده است، در این بررسی، دو حوزه اسناد و یا اطلاعات در اختیار بود.
اول: اسناد به کلی سرّی شورای فرماندهی نظامی عراق، حزب بعث، فرماندهی مرکزی که توسط امریکا بعد از اشغال عراق، تمامی این اسناد- حدود ۹ میلیون سند- به امریکا منتقل شد. در دانشگاه دفاع ملی واشنگتن و دیگر دانشگاه ها توزیع شد، اسناد دسته بندی شد. برخی از اسناد چاپ شده است، یااز طریق مرکز ویلسون در دسترس است.
دوم: شخصیت های عراقی کتاب های متعددی نوشتند و یا در گفتگوهای طولانی با شبکه الجزیره و روسیا الیوم سخن گفتند. کتاب هایی که من در این پژوهش استفاده کردم، اکثرا به فارسی ترجمه نشده است.

۴- در کتاب کوشیدم بر این نکته از سه زاویه متمرکز باشم:
چه کسی یا چه کشوری جنگ را آغاز کرد؟
چرا جنگ آغاز شد؟ انگیزه ها یا انگیخته های آغاز جنگ کدام بود؟
کدام کشورها از عراق در جنگ علیه ایران حمایت، تسلیحانی و نظامی و سیاسی، تبلیغاتی و مالی کردند.

۵- طبیعتا در کتاب می بایست تاملی در باره شخصیت امام خمینی، هوشمندی، موقعیت شناسی، آینده بینی، فطانت و فراست و دانش ایشان از سویی و نیز شخصیت بدوی صدام حسین داشته باشم.

۶- کوشیدم کتاب در قواره و یا قالب روایت های مختلف تبیین شود. این سبک به کتاب سرزندگی و یا گرمی می بخشد. اصولا کارکرد ادبیات همین است، می تواند یک متن معمولی را به پرواز در بیاورد. ما دو کتاب مهم اخلاق ناصری نوشته خواجه نصیر طوسی و گلستان سعدی را در زمینه و موضوعی مشابه در اختیار داریم. تفاوت اصلی دو کتاب در شیوه بیان ادبی سعدی شیرازی و سبک او و شیوه خشک و مدرسی و دستوری خواجه نصیرطوسی است، همه می دانیم که سعدی را می توان در حد شاگرد خواجه نصیر تلقی کرد. اما گلستان کجا و اخلاق ناصری کجا؟

۷- به دلیل موقعیت شغلی و فرصت مبارک خدمت که در نظام جمهوری اسلامی داشتم، برخی خاطرات و گفتگو هایم با شخصیت های مختلف مانند حافظ اسد، یاسر عرفات، سعدون حمادی و عزت ابراهیم را روایت کرده ام. طبعا این روایت دست اول است.

۸- امیدوارم نهادها و مراکزی که در باره جنگ تحقیق می کنند. جوانانی را به عنوان پژوهشگر تربیت کنند، تا با تسلط بر زبان های مختلف بتوانند از اسناد امریکا، انگلستان، فرانسه و روسیه و چین در باره جنگ تحقیق کنند. ما در ابتدای راه هستیم

۹- خداوند متعال را شاکرم. که توفیق نوشتن این کتاب را عنایت کرد و به برکت جاذبه معنوی و اخلاص امام خمینی و مشعله نظر او، این انگیزه و شعله در جانم افروخته شد. این نکته را هم به ویژه برای جوانان بگویم، وقتی شانزده سالم بود از مرحوم حاج آخوند این عبارت را شنیدم که: من لم ینفعک لحظه، فلن ینفعک لفظه، کسی که نگاهش بی بهره باشد، سخنش نیز بی فایده و بی اثر خواهد بود.
این جمله یک کتابخانه در یک جمله است.

این لَحْظ و لاحَظْتَهُ در مناجات شعبانیه هم آمده است: ولاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالك، این هم هشت کتاب در هشت کلمه است، من چنین تجربه ای را از نگاه مرحوم حاج آخوند، نگاه مرحوم آیت الله شیخ محمد امامی خوانساری مجتهد اراک و نگاه علامه طباطبایی در هفده سالگی ام و نگاه امام خمینی در سی و پنج سالگی ام در همان دیدار آخر دارم. نگاه امام مشعله نظر بود. او جای دیگری ایستاده بود و نگاه دیگری داشت. حال برخی دوستان دغدغه شان این است که بگویند امام خمینی یا نگویند! گمان می کنند، تنزل اندیشه و احساس خود را می توانند به موقعیت والای امام خمینی تسری بدهند.

اگر بگویم الان که ۶۷ ساله ام، شصت سال است با این نگاه ها زندگی می کنم. مبالغه نکرده ام. این نگاه ها، معنی حقیقی زندگی و روشنایی زندگانی است. به زندگی شکوه و به کار انگیزه و تداوم می بخشد. انّ فی ایّامِ دَهْرِکُم نَفَحات اَلا فَتَعَرَّضُوا لها،،، این دم ها و نگاه ها حقیقت و عطر زندگی است. شما را بی قرار می کند و قرار می بخشد. همین کتاب نقد تحریف در سایه درخشش نگاه امام نوشته شده است. والحمد لله حمد الشاکرین.

شاهد این حال و روزم ، شاهد صادق کارهای من همسرم خانم دکتر کدیور هستند که با دقت و پی گیری و ویراستاری به کارها و نوشته‌ها، روح می‌بخشند. ایشان شاهدند که من کتاب را مثل یک کار تحقیقی دانشگاهی معمولی به اصطلاح کار کتابخانه‌ای انجام نمی‌دهم. در واقع با نوشتن زندگی می‌کنم. شاید این تعبیر مولانا جلال الدین بلخی گویا تر از همه باشد که:
خون همی جوشد منش از شعر رنگی می‌دهم

این مضمون را تی اس الیوت، تبدیل به یک گزاره معرف کرده است:
The purpose of literature is to turn blood into ink.
و ما چو چنگیم و تو زخمه می زنی، در نوشتن نقد تحریف من وسیله بودم، و راوی دستاورد و یا جان آورد آنانی که جان خود را جوانی خود را فدا کردند، تا ملت ایران سربلند و عزیز، نظام جمهوری اسلامی برقرار و استوار بماند. تمامیت سرزمینی و وحدت ملی مردم ایران یگانه و بی کاستی و آسیب بماند.
از توجه و شکیبایی شما بسیار ممنونم..
و اخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
شنبه سوم مهرماه ۱۴۰۰

انتهای پیام

کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا