صلح حسنی، یا قیام حسینی

مهری کیانوش راد در یادداشتی به مناسبت سالروز شهادت امام حسن ع نوشت:

سرور جوانان بهشت بود و حالا باید تصمیم می‌گرفت، زندگی مردم جهنم باشد یا بهشت؟

از رسول خدا آموخته بود، با مردم مشورت کند و تصمیم نهایی را بگیرد.

مردم از جنگ خسته شده بودند و به دنبال آرامش بودند.

بعد از شهادت پدرش مردم کوفه در مسجد جامع با او بیعت کرده بودند، هر چند معاویه و مردم شام در این بیعت شریک نبودند.

مردم برای دومین بار با بیعت شرعی و قانونی خود، رهبر حکومتی خود را از خاندان رسول خدا انتخاب کردند.

نخستین بیعت کننده، قیس بن سعد بود که گفت:

دستت را بگشا تا بر پایه نوشته‌ی خدا و شیوه‌ی پیامبر و جهاد با دشمنان، با تو بیعت کنم.

امام حسن فرمود:

بر اساس نوشته‌ی خدا و شیوه‌ی پیامبرش، بیعت می‌کنم.

امام به بیعت کنندگان می‌فرمود:

«شما فرمانبردار من هستید، با هر که آشتی کنم، آشتی کنید و با هر که بجنگم، بجنگید.

هیجده روز از شهادت علی (ع) و حکومت امام حسن نگذشته بود، که معاویه آماده‌ی جنگ شد.

امام حسن مردم را دعوت کرد که برای آمادگی در برابر معاویه در اردوگاه نخیله جمع بشوند.

ده روز گذشت و از مردم خبری نشد.

به کوفه برگشت و به مردم گفت: مرا نیز مانند خلیفه پیشین فریب دادید.

کم کم گروه‌هایی با انگیزه‌های مختلف به او پیوستند.

عبیدالله بن عباس را به عنوان فرماندهی جنگی انتخاب و به اردوگاه مسکن فرستاد.

شایعات دشمن روحیه سربازان امام را سست کرده بود.

یک میلیون درهم پاداش معاویه همراه با نامه‌ای به عبیدالله بن عباس رسید …

فرمانده سپاه امام حسن به اردوگاه دشمن گریخت.

با فرار عبیدالله تزلزل و ترس بر سپاه حاکم شد و عده‌ی زیادی به لشکر معاویه پیوستند.

قیس بن سعد فرماندهی سپاه امام حسن شده بود و شایعه پیچید که:

قیس کشته شده است.

مردم هجوم آوردند و به طمع غنیمت به خیمه امام هجوم آوردند، فرش زیر پای امام به سرقت رفت و با کارد به او حمله کردند.

وضعیت دشواری بود.

امام حسن به مسجد کوفه رفت و خطاب به مردم گفت:

«ای مردم! معاویه مرا به کاری خوانده است؛ که در آن نه داد است و نه ارجمندی، اگر خواهان مرگ هستید، خواسته‌ی او را رد می‌کنم و با تیزی شمشیر او را نزد خدا به داوری می‌کشانم و اگر خواهان زندگی هستید؛ آن را می‌پذیرم و برای شما خرسندی پدید می‌آورم.»

مردم همه فریاد کشیدند:

زندگی

زندگی

صلح حدیبیه تکرار شد.

امام حسن با مشورت برادرش حسین (ع) و عبدالله بن جعفر، همسر زینب (س) طبق شرایط زیر صلح را پذیرفت:

الف: بعد از معاویه حکومت برای حسن یا حسین باشد و معاویه کسی را برای حکومت انتخاب نکند.

ب: علی (ع) بر منابر لعنت نشود.

ج: حسن و اهل بیت او به مدینه باز گردند.

د: بیت المال کوفه باید به حسن داده شود.

ه: به بازماندگان شهدای جنگ‌های جمل و صفین یک میلیون درهم تقسیم بشود.

به گواهی تاریخ معاویه عهد خود را زیر پا گذاشت.

سبّ (لعن) بر علی (ع) را بر منابر ترک نکرد.

بر خلاف عهد خود برای یزید بیعت گرفت.

سال چهل و یک هجری بود. زینب (س) و همسرش عبدالله بن جعفر همراه با کاروان امام حسن (ع) بار دیگر به مدینه برگشتند.

بعد از شهادت حسن (ع) مخالفت عایشه، ام المومنین باعث شد، در کنار پیامبر به خاک سپرده نشود و برای جلوگیری از خون ریزی به وصیت امام حسن (ع) او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند.

به گفته‌ی سید شرف الدین باید گفت:

قیام عاشورا پیش از آن که حسینی باشد، حسنی بود.

برای اطلاع بیشتر ر.ک به کتاب: زینب احیاگر تشیع، مهری کیانوش راد، صص ۱۲۰ تا ۱۲۵

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا