آیا تاکنون از خدمات نئوبانک‌ها استفاده کرده‌اید؟

  • خیر (78%, 109 رای)
  • بله (22%, 31 رای)

جمع آرا: 140

Loading ... Loading ...

درباره‌ی توضیح و تکذیب سردار نقدی

کامبیز نوروزی، حقوقدان در یادداشتی تلگرامی با عنوان «توضیح و تکذیب سردار نقدی و نکته‌های تازه» نوشت:

سردار نقدی در بارۀ عبارتی در مورد تسلیم ساسانیان به مغول که به وی نسبت داده شد توضیح و تکذیبی منتشر کرده است. ایشان توضیحات خود را با این عبارت آغاز کرده است که “این‌بار هم رسانه‌های دشمن و جیره‌خوران داخلی‌شان در مقابل بیان حقیقت کم آوردند و برای جبران شکست به تحریف متوسل شدند.”

به استناد فیلمی یک دقیقه ای از این بخش از سخنرانی او که برای من ارسال شد و دیدم، حرف آقای نقدی درست است و او چنان نگفته است. از آنجا که بنده نیز نقدی بر آن جمله داشتم تکذیب ایشان را نیز به اختصار نقل می کنم. اما اصل سخنرانی و توضیح و تکذیب کتبی سردار نقدی نکته های دیگری می‌سازد.

1- متأسفانه هربار حرف و سخنی نقل می شود که بازتابهای مطلوبی در افکار عمومی ندارد، اصحاب قدرت، اول رسانه ها را هدف می گیرند. این جمله که “از سوی دیگر ساسانیان هم بعد از افول قدرت کشور را به مغول‌ها تقدیم کردند” نخست توسط خبرگزاری “تسنیم” منتشر شد که در عرف حرفۀ روزنامه نگاری، خصوصاً در مورد اخبار مرتبط با سازمانها و شخصیتهای نظامی منبع موثق محسوب می شود.

آنچه از قول آقای نقدی در مورد تسلیم ساسانیان به مغول در “تسنیم” منتشر شد چنان شگفت آور بود که از حیث اصول حرفۀ روزنامه نگاری ارزش خبری فراوانی داشت و به همین دلیل نیز به سرعت در رسانه های مختلف داخلی و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت. نسبت دادن این مطلب به “رسانه های دشمن و جیره خواران داخلی آنها” خلاف واقع است.

شخصیتها و سازمانهای صاحب قدرت اگر تکذیب و انکاری در مورد مطلبی از یک رسانه دارند بجای تهمت و ناسزا به رسانه ها، شایسته است به زبان اخلاق و حقوق سخن بگویند. اگر تسنیم یا رسانه های دیگر به دلایل سادۀ حرفه ای در نقل خبر آقای نقدی سهو کرده اند، مستحق شنیدن ناسزا نیستند.

2- ایشان در ادامه توضیحات خود اضافه کرده است: (می گویند) “بنده گفته‌ام ساسانیان کشور را به مغول تسلیم کرد، حال آن‌که بچه مدرسه‌ای هم می‌داند ساسانیا‌ن از حکومت خلفا شکست خوردند نه از مغول.” در متن اصلی سخنرانی نقدی بعد از چند کلمه که در مورد ظلم شاهان و تسلیم شده هخامنشیان به یونانیان می گوید اضافه می‌کند “تواریخ را نگاه کنید؛ ساسانیان همین؛ وضعیت همین؛ یکی تحویل مغول می‌دهد؛ یکی تحویل دیگران می دهد…”.

احتمالا خبرنگاری که این خبر را تنظیم کرده است، خواسته عبارت را تلخیص کند اما به دلیل ضعف و نقصی که در اصل کلام بوده در تلخیص دچار لغزش شده است.

اما نکتۀ لطیف توضیحات آقای نقدی در لحن سرزنش آمیز ایشان نسبت به تسلیم شدن ساسانیان به حملۀ نظامی خلفاست. مفهوم عبارات آقای نقدی در سخنرانی و توضیحات کتبی، خواسته یا ناخواسته، این است که ساسانیان اگر قدرت داشت باید در برابر حملۀ خلفا مقاومت می کرد و پیروز می شد. به عبارت دیگر سپاه ایران، سپاه مهاجم را که به نام اسلام به ایران حمله آورده بود باید شکست می داد.

خب! می دانیم که ایرانیان پس از شکست در برابر همین حملات بود که به تدریج اسلام آورند. طبعاً اگر ایران در آن نبردها پیروز می شد، خبری از اسلام در ایران نمی شد و معلوم نبود که ایرانیان در قرون بعد به اسلام بگروند یا نه و مسلمانی در این خطه از عالم رواج یابد یا خیر؟

تردید دارم که سردار نقدی واقعاً چنین دیگاهی داشته باشد و واقعاً خواسته باشد چنین نگاهی ارائه دهد که در تضاد و تعارض کامل با دیدگاه های رسمی موجود در مورد ایران و اسلام و تاریخ ایران و اسلام است. او می خواهد از نگاه خودش به بی کفایتی و ستم سلسله های پادشاهی در ایران بپردازد ولی نداشتن آگاهی مناسب از مباحث تاریخی – اجتماعی او را به خطا می برد.

3- در ایران سالهاست پست و مقام موجب تصور دانایی شده است. همین که کسی به مقام و منصبی می رسد، خود را در مرتبه ای از انواع تخصص ها می‌یابد که می تواند در هر زمینه ای و هر دانشی حرف بزند. اینها گاهی مرتکب خطاهای بزرگ و نقل محافل می شوند. به اینجا که رسید تیر تهمت و ناسزا به رسانه ها روانه می کنند. اما نمی کنند نگاهی به خود بیاندازند بجای آنکه به آینه سنگ اندازند.

همین اواخر بود که یکی از همکاران محترم آقای نقدی از سابقۀ چند صد سالۀ ایران در کوانتوم گفت و دو سال پیش بود که برای کرونایاب مستعان تبلیغات بسیار شد و… و همه به دستمایه هایی برای نقدها و بعضاً طنّازی مردم بدل شدند. اگر آنان که بر کرسی قدرت نشسته‌اند بیاموزند که در هرچیز و هر دانشی اظهار نظر نکنند هم برای خودشان مفید است و موجب احترام بیشتر، هم برای مردم و هم برای کیفیت حکمرانی.

یادمان باشد آن سخن گوهرین سعدی علیه الرحمه که گفت “دو چیز طیرۀ عقل است. دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی”.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا