رقابت دیوانه‌وار آدمیان و پیامدهای آن

صفحات 385 و 386 کتاب روح اسپینوزا شفای جان نوشته‌ی نیل گراسمن با ترجمه مصطفی ملکیان را به نقل از کانال تلگرامی آقای ملکیان می‌خوانید:

جامعه ما انسانها، را برای اینکه نهایت سعی خود را کرده اند پاداش نمیدهد،بل برای اینکه بهترین بوده اند- یا لااقل، از خیلیها بهتر بوده‌ اند- پاداش میدهد. از اینرو، حرص، اشتیاق به بیش از دیگران پول و دارایی داشتن، و نامجویی، اشتیاق به شهرت و آوازه، یعنی اشتیاق به اینکه ما را بهتر از دیگران بدانند، صفات روانی لازم برای موفقیت، در فرهنگ ما، اند. این احساسات، به تعبیر اسپینوزا، «در واقع، انواعی از جنون»اند. هر کسی که انگیزه‌اش اشتیاق به بهتر از دیگران بودن باشد از پیوندی که میان خود‌اش، دیگر انسانها، و بواقع، «کل طبیعت» وجود دارد شدیدا گسیخته است.

جامعه سالم، حرص و نامجویی را رفتارِ مرضی – ناخوشی روانی که باید، با عشق و مهربانی، علاج شود- تلقی میکند، زیرا آنان که خود را چنان گسیخته از دیگر انسانها احساس میکند که باور دارند که کامروایی‌شان را میتوانند به هزینه دیگران(یعنی با برنده شدن) به چنگ آورند، دستخوش رنجوری روانی عظیم‌ای‌ اند و کل زندگی‌شان بازیگریی است از سر این رنجوری. اما جامعه ما به جای اینکه حرص و نامجویی را انحرافات روانی تلقی کند،برای خاطر این صفات] کسی را[ برمیگزیند.

از اینرو، خیلیها برای مقصدی با هم رقابت میکنند که فقط معدودی میتوانند به آن دست یابند، اعم از اینکه آن مقصد پول باشد، یا آوازه در یک حرفه، یا قدرت و اقتدار بر دیگران. اما این نسخه تیره‌روزی است چرا که بالضروره، انسانهای که نمیتوانند به چنین “موفقیت” بد تعریف‌شده‌ای دست یابند خیلی بیشتر از انسانهایی‌اند که به آن دست می یابند. شرطی‌سازی اجتماعی اذهان ما را به این نظر آلوده میکند که عزت نفس ما بستگی به این دارد که از دیگران بهتر باشیم، و از آنجا که این بهتربودن از بقیه برای بیشتر انسانها منطقا محال است،این شرطی‌سازی تضمین میکند که بیشتر انسانها درباره خودشان حکم کنند که شکست‌خورده‌اند و احساس نا‌ایمنی و نا‌زندگی کنند.

پی‌آمدها برای آنان که موفق شده‌اند حتّا بدتر‌اند، زیرا عجب و تکبر، چون نقاط قوت نسبی‌اند، غلبه بر آنها مشکلتر از غلبه بر یأس است. انسان اهل عجب، مثلا، باور دارد که خودش از دیگران بهتر است و کوشش نخواهد کرد که پیوندهای خود را با کل اجتماعیِ بزرگترای که او در آن هستی دارد، و بتنهایی به اصطلاح موفقیت او را امکان‌پذیر میسازد، فهم کند؛ چرا که اهل عجب و اهل تکبر انگارِگانها‌ای درست میکنند که بر طبق آنها آنان، به جهت هوش برتر، کار سخت، و مانند اینهاشان، استحقاق موفقیت‌شان را دارند و سزاوار آن‌اند، و آنان که شکت میخورند، به جهت حماقت، تنبلی، و مانند اینهاشان، استحقاق شکست دارند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا