تاملی بر رابطه جنسی و تقدس‌زدایی از پیکر زن در غرب

محمدرضا رزاقی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تاملی بر رابطه جنسی و تقدس‌زدایی از پیکر زن در غرب» نوشت:

با مشاهده زیست غربی که در روایت‌های متواتر مهاجرین نقل شده است و آمار و ارقامی که در رسانه‌ها منتشر می‌گردد و بررسی آثار سمعی و بصری تولید شده در کشورهای غربی خاصه فیلم‌ها و سریال‌هایی که منعکس‌کننده مختصات ارتباطات در مغرب زمین به معنای اعم است نکاتی قابل توجه جهت واکاوی وجود دارد که به آنها اشاره می‌گردد.

۱- آنچه به نظر می‌آید به تصویر کشیدن نه تساوی که تشابه در یک رابطه می‌باشد بدین معنی که یک رابطه مشابه و برد – برد در رابطه جنسی میان طرفین حکم فرما بوده که هسته مرکزی آن هم تلذذ فیزیکی می‌باشد. این در حالی‌ست که این نگاه با واقعیات روحی و روانی زنان سازگار نمی‌باشد. ارضای جنسی زنان مختصات پیچیده‌تری داشته و گستره وسیعی دارد و بدون عنصر توجه و تعهد مستمر ارضای کاملی نیست لذا در رابطه جنسی زن و مرد در وضعیت و موقعیت برابر قرار ندارند و این نابرابری بیشتر از هرچیز ناشی از خلقت آنهاست.

۲- آنچه در آثار هنری نشان داده می‌شود و در غرب جاری‌ست و البته به بند قبلی هم مرتبط است ایجاد تفاوت در دو مقوله رابطه‌ی جنسی و عشق می‌باشد و دو گانه‌ای خلق می‌کند که می توانند از یکدیگر جدا باشند و بعید نیست فرزند آوری هم آیتم جدای دیگری در آینده تلقی گردد که این نیز محل ایراد است. صرفنظر از مباحث روحی و روانی که توضیح داده شد مسایل هورمونی نیز موید این معناست که افراد به شریک جنسی خود علقه پیدا می‌کنند و انکار همه شاکله‌های حسی و رفتاری بشر نادیده انگاشتن خود اوست.

۳ – در ایران عده‌ای برخی ناهنجاری‌ها را به محدودیت‌ها مرتبط می‌سازند در حالی که آزار کلامی و جنسی، خیانت، اختلالاتی چون کودک‌آزاری و… به وفور در کشورهای به‌اصطلاح باز و آزاد مشاهده می‌شود و ارتباط این مقولات به محدودیت‌های قانونی در ایران محل تامل است.

۴- نرخ بسیار پایین رشد جمعیت در کشورهای اروپایی که ناچارا آنها را به مهاجرپذیری سوق داده است معلول عدم علاقه افراد به ازدواج و از بین رفتن جایگاه بنیادین خانواده است که ارتباط مستقیم با روابط زن و مرد در این جوامع و خاصه افسون‌ و تقدس‌زدایی از پیکر زن دارد.

۵- ممکن است فردی بگوید چه باک! کلا خانواده مضمحل شود و ما به فرماسیونی جدید از روابط انسانی برسیم در پاسخ باید گفت این ساز و کار صدها سال در جوامع گوناگون بشری کار کرده و کم و بیش جواب داده است چگونه می‌شود برای یک نا کجا آباد که تصویری از آن در دست نیست بشر از سنت قرون متمادی خود دست بردارد؟ همخوانی پدیده‌های مشابه با جسم و جان بشری چقدر است؟ دلیل برتری آن چیست؟ اقامه دلیل برای بر کندن نظم کهن اجتماعی با انکار کنندگان است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. فکر نکنم کسی که این مطلب را نوشته حتی مقاله ای، کتابی جامعه شناختی یا تاریخی درباره نهاد خانواده، جنسیت و تن زن خوانده باشد. صدور حکم هایی این چنین کلی در یک نوشته بیست سطری فقط از یک آدم پرت از دنیا بر می آید. افسون و تقدس زدایی از تن اصلا یعنی چه؟ در کجای دنیا، در چه فرهنگی تن زن مقدس بوده؟ چه کسی این تز را داده است؟ آخر حرف از این مبهم تر داریم؟

    10
    3
  2. حالا در ایران مگه چطوره؟!!
    از جایگاه زن در جهت دادگاه و مهریه گرفتن به زور و مجبور کردن مرد به تهیه سکه طلا حتی با زندان انداختن مرد و توقیف اموال مرد و اگه جا داشته باشه حتی توقیف اموال خانواده مرد جهت مهریه توسط دادگاه و سوء استفاده زن های ایرانی و عبرت برای بقیه مردان مجرد و پدیده تجرد قطعی بین مردان بدلیل وحشت از مهریه سنگین و حتی چهارده سکه طلا!!!
    آیا غرب بدتر از ماست؟!!!
    یا مملکت اسلامی ما بهتر از غرب؟!!!

    3
    3
  3. ایشون ظاهرا از بعضی هورمونها محرومند جزییات ساده ای در روابط زناشویی می تواند بنیان خانواده را بهم بریزد که در مطالعه عوامل طلاق مشکلات جنسی جز موراد اول است خصوصا در جوامع سنتی که شناخت جنسی یک تابو می باشد افزایش طلاق نشان از این دارد که بنیان خانواده آنقدر ها هم که حکومتها دنبال آن هستند قابل کرنش نیست مدلهای دیگر ارتباطات زن و مرد باعث شد مدل ازدواج و خانواده که بصورت سنتی و غیر قابل ارتقا و تنوع می باشد در مقابل رقیبان کم آورد در دنیای انتخاب آزاد جنس مشتری پسندتر برنده می شود دین تا حدی می تواند جلوی موج حمله به خانواده را بگیرد متاسفانه خودخانواده قابلیت دفاع از خود را ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا