خودمان مقصریم!

مجتبی لطفی، از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری در یادداشتی تلگرامی نوشت:

خودمان مقصریم!
چند روز گذشته، صحنه دردناکی در مدرسه دارالشفا دیدم!
آقای سید احمد خاتمی به همراه محافظین خود وارد مدرسه دارالشفا شد. پیرمردی قصد داشت دست وی را ببوسد که آقای خاتمی دست خود را کشید. آن بنده خدا افتاد روی پاهای آقای خاتمی که پاها را ببوسد که باز هم مانع شد. برگشتم به آن بزرگتر خودم عرض کردم: این حرکت شما مانند کرنش چاکران در برابر سلاطین و پادشاهان، مسبوق به سابقه است، اما برای شما عیب و زشت است! نکنید این کار را!

پیرمرد گفت: او آدم سالمی است! گفتم: من در مقام قضاوت نیستم ولی اگر سالم هم باشد (که وظیفه هر صاحب قدرتی است) شما با این حرکات، اینها را فاسد می‌کنید! چه کسی گفته با این سن و سال در مقابل یک انسان کرنش کنید؟! …چیزی نگفت و رفت!

واقعیت ما جهان سومی‌ها و عوام این است که فکر می‌کنیم آدمی که تا دیروز مانند ما بود، با گرفتن پست و مقام، با درجاتی بی‌شمار به مقامی انسانی‌تر صعود کرده است. حال آنکه او هم آدمی است مانند ما، چنانچه خدا به محمد(ص) گفت به مردم بگو: «همانا من بشری مانند شما هستم». ما عوام در این گمان هستیم که صاحب منصبان را این گونه بزرگ می‌داریم در حالی که این مقدمه فساد آنان است که در سایه غرور و تبختر، به فرعونیت منتهی می‌شوند تا جایی که فرعون می‌گفت: «من خدای بزرگ شما هستم!» و می‌گفت: “بدون اذن من به موسی ایمان آوردید؟!”

همزمان با اختلال در سامانه‌های سوخت، آقای رئیسی برای سرکشی به خیابان رفته بود. عکسی منتشر شد که نشان می‌داد مردم به گونه طبیعی از کنار رئیس دولت رد می‌شدند که در فضای مجازی روی این حرکت طبیعی مانور داده می‌شد، در حالی که سنت بزرگ داشتن مسئولی که با نردبان گرده همین مردم بالا رفته و از بیت المال ارتزاق می‌کند، سنت غلط و فاحشی است. چرا در کشورهای توسعه یافته مردم به دنبال ماشین و مسئول ندویده و برای دیدن وی ازدحام نمی‌کنند؟!

اگر امثال آقای خاتمی، هیچ به خود نبالد، همین مقدار که در شورای نگهبان با گزارش گزارشگران، به قیمومیت این شورا برای مردم معتقد شود و با این توجیه، خود را محق بداند که در پرتو نظارت استصوابی، دایره بهره بردن شهروندان از حق ترقی در مناصبی چون نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را تنگ و ضیق نماید و با اتهام عدم التزام به اسلام و امثال آن، بندگان خدا را متهم نماید؛ همین کافی است که اقدام عوامانه ما، مصداق بارز خیانت به خود، جامعه و بر شاخه نشستن و از بن بریدن باشد!

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا