«انتخابات» بود، «التماسات» نبود

حمزه فیضی پور در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان ««انتخابات» بود، «التماسات» نبود» نوشت:

برگ برگ فصل نوجوانی و ورود به جوانی یعنی احساسات و هیجانات. این فصل، فصل دوست داشتن رقابت‌هاست. هیجان رقابت و احساسِ سبقت‌گیری سالم و پاک از همسن و سال شور و حال خاصی دارد. مهندسی اجتماعی به‌دنبال طرح نقش‌ها و ترسیم راهبرد با هدف آینده محوری و آینده سازی از سوی نسلِ کارآمد و پرانرژی – جوانِ شور و احساسات – در تمرینِ نقش آفرینی‌هاست. هرچه ساختار یک جامعه از بابت مصداق سازی مفاهیمِ «مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری، تعامل و تعاون، تمرین خودباوری، تمرین کار جمعی و تیمی، فهم کارکرد مؤثر تجمیع عقل‌ها و برتری آن بر تصمیم‌گیری‌های انفرادیِ یکسویه و دیگر مفاهیم از این قبیل» برای نسل نوپا به نهادینه سازی‌ها و فرایند جامعه پذیری آگاهانه در سنین شکل گیری شخصیت (سنین کودکی، نوجوانی و اوایل جوانی) روی بیاورد و سازوکارهای آن را فراهم نماید شخصیت جامعه که قوام یافته از شخصیت افراد آن است با نابهنجاری‌های کمتری روبرو خواهد شد و به هر میزانِ توفیق در این زمینه ما شاهد روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تحکیم بنیان‌های فرهنگ رفتاری و نقش آفرینی هایِ بهنجار همراه با افزایش ضریب اعتماد به نفس افراد و اجتماع خواهیم بود و از این رهآورد به نسبتی عدالت در حوزه‌های مختلفِ سیاست، قضاء، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد تعریف عملی خواهد شد و به نسبت تعادل اجتماعی شکل گرفته و هرچیزی سرجای خود قرار خواهد گرفت و از ضریب آسیب‌ها و آفت‌های اجتماعی- سیاسی (خودخواهی‌ها، التماسات و..) کاسته خواهد شد.

روز 19 آبان 1400 انتخابات از جنس احساسات پاک برای نهادینه سازی ها بود، اگر نگاه بدبینانه را کنار بگذاریم قضاوت خواهیم کرد نفس کار در یک پروسه زمانی بسیار بجا و نیکو بوده و هست اگر چه بایستی در همه شرایط و در همه ادوارِ انتخابات در همه انواع آن این روند ادامه پیدا کند و شیرازه مستمر آن شکاف نسلی به‌دنبال نداشته باشد بلکه در زنجیره جامعه پذیری کامل فرایند تکمیل گشتن‌های انتخاباتی (بیطرفی، قانون پذیری، دلدادگی نظارت و اجراء در این زمینه) به دیگر حلقه‌ها (شوراها، مجلس و…) سرایت پیدا کند و استرس‌هایی که همیشه متن را حاشیه دار می‌کند زدوده شوند. هرچند پرداختن به ابعاد این مساله در توان این چند سطر نیست اما به نظر نگارنده و حسب خاطرات بسیاری از انتخابات ما انسان‌های اهل حرف و شعار در آن حلقه‌ها! توصیف امروز شمه‌ای از یک انتخابات “پاک” و “بی آلایش” بود که در آن بازیگران (کاندیداها، اعضای اجرایی و…) انتخابات برگزار کردند، رقابتِ «هردانش آموز یک رای» هویت واقعی هر رأی دهنده بود.

باور متظاهر و تاکیدا عملگرایانه این بود که صرف یک رأی قانونی و صرف یک رأی وجدانیِ پاک حق هر نوجوان در صف رأی می‌باشد تا با آن هم تمرین خودنمایی خود واقعی و هم برای اولین بار ارزیابی از توانمندی‌های خودِ تازه شکوفا گشته توسط دیگران (هم کلاسی‌ها) صورت گیرد و هم قاعده اهمیت رأی و نظر دیگران ارج گذاشته شود که شاید این نگاه و باورِ نوجوانان مقدمه ای تمرینی برای انتخاباتی باشد که در آن حرف و شعار، انتحار و التماس کناری گذاشته و به وقت تبلیغات داشته‌ها مطرح گردد و به هر قیمت و هر شکل تعرفه‌ها به صندوق سرازیر نشوند و ته برگ تعرفه‌ها همان باشد که برگه‌های اخذ رأی در داخل صندوق انداخته شده‌اند و البته و فقط و فقط با یک مهر و یک استامپ جوهری نشانه گذاری شده باشند.
این امر میمون در انتخابات شورای دانش آموزی در دوران غمبارِ جولانِ کرونا اتفاق افتاد که با دیدن صحنه‌های نظم، سکوت، نبود لشکرهای فامیل در شعبه اخذ رأی و تکیه نکردن بر اهرم ویرانگر آینده (رودربایستی‌ها) به راستی چقدر خاطره‌ی خاطرات همیشه تکراریِ مشمئز کننده‌ی آن رویِ زشت التماسات و دست گرفتن دست جوانان و عدم رعایت محرم و نامحرم (آنطور که در انتخابات شوراها در برخی جاها لحاظ نمی‌شود) و بسیج اقوامِ زن و مرد و گاه ابزارهای مادی و قول و قرارهای سرِ صندوقی که از بیخ بیخ همان کاشت دروغ به شمار می‌آیند و سرانجامش را ماهها بعد دیده و می‌بینیم (کور شدن حافظه‌ها!، فراموشی‌ها و آلزایمرهای مصلحتی و البته عامدانه عارضی) برای واگذاری مفت و مجانی فکر پاک و ارزشمند رأی دهنده‌ها که با هیچ میزانی و البته در یک نظام باوری – ارزشی عملگرایانه نمی‌توان بر آن قیمت گذاشت به اذهان می‌آید و تاسفات فراوان چون سوهان هم روح را می‌آزارد و هم تن و وجود را می‌خراشد.

آری در انتخابات امروز شورای دانش آموزی همه چیز شفاف بود، صندوق اخذ رأی شفافیت داشت و شیشه‌ای بود و از بیرون و قبل از رأی گیری محتوای داخل آن با چشمان متعجب (متعجب از این صندوق!) قابل رویت بود.

به راستی اگر باور به ” عقل‌ها مر عقل را یاری دهد ” و اگر ایمان به “…امرهم شوری بینهم…” به یقین تبدیل شود چه خوش حالتی است که: «با دو عقل از بس بلاها وارهی» و چه خیال زیبایِ به عمل گرویده شده‌ای که همه کاندیداها و همه انتخاب کنندگان باهم لبخند می‌زدند و صادقانه برای ساختن آینده همت بلند را با هر نتیجه‌ی انتخاباتی با هم آستین بالا می‌زدند چرا که به تعبیری از حضرت علی علیه السلام، صدقه علی قدر مروته. وقتی که صداقت با مردانگی، مروت و انصاف ترکیب می‌شود ارزش و شجاعت آدمیان با آن تعریف می‌گردد و غیرت آنها هرگز اجازه خودزنی و بی مقدار دانستن خود برای التماس‌ها در گرفتن‌های ناجور و نامتعارف آرا، به خودشان تحقیر را روا نمی‌دانستند و در نتیجه آن شهروندان بعد از انتخابات همچنان استرس‌ها (عملکرد معکوس منتخبین، فامیل بازی‌ها و…) و نگرانی‌ها آنها را مأیوس تراز قبل نمی‌کرد.

آری! انتخابات شورای دانش آموزی بر خلاف شوراهای شهر انتخابات پاک بود، التماسات زشت نبود! (بی اعتنایی به لیاقت‌ها و کسب رای از طریق نگاه سوداگرایانه‌ی کاسب محورانه)

صندوقِ شفاف بود التماسات نبود
نوجوان و جوانِ جویای نام بود
تمرین «جمع» بود و تخریب نام نبود
صفِ نظم بود و شور و حال پاک بود
لشکر اقوام و نگاه خواهش نبود
تمرین قانون بود و نگران از «تعرفه‌ها» نبود
شمارش آراء بود و صندوق شفاف بود
همکارِ طرفدار و مدیر دستکار نبود
آبان بود و تمرین هر نفر یک رأی بود 19
روز دیگر نبود و خواهش‌ها هم نبود
هر چه بود مصداق خودباوری‌ها بود

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. با گندی که افساداتی ها در طول چند دهه حاکمیت فاسد خود بر کشور ایران زده اند . همان بهتر که سخن از هیچ چیز نگویند !!! ههههههههههههههههههههههه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا