چرا حضور تیم ۴۰ نفره در مذاکرات توجیه منطقی نداشت؟

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به حضور یک تیم حدود ۴۰ نفره همراه علی باقری در مذاکرات احیای برجام گفت: قاعدتا مسئولان وزارت خارجه با توجه به برنامه‌ای که داشته‌اند، یعنی ارائه دو پیشنهاد که حاوی نکات اساسی و تازه ای بوده، باید می توانستند پیش بینی کنند که در این دور امکان چندانی برای مذاکره به معنی دقیق کلمه، یعنی تمرکز بر جمله بندی‌ها و نکات دقیق فنی و حقوقی و بده بستان نمی‌توانسته وجود داشته باشد. آنها باید احتمال می‌دادند طرف غربی با دریافت این پیشنهادهای بسیار متفاوت با روند قبلی، وارد مذاکره نخواهد شد و نیاز به مشورت در پایتخت ها و هماهنگی در بین کشورهای عضو روند برجام خواهد داشت. در چنین شرایطی به همراه داشتن تیمی پرتعداد مرکب از مقامات عالیرتبه چند وزارت خانه و شمار زیادی از کارشناسان و مشاوران، حتی مشاورانی از دانشگاه‌ها، توجیهی نمی‌توانسته داشته باشد.

کوروش احمدی، در گفت وگو با ایسنا در مورد ارزیابی اش از هفتمین دور مذاکرات وین که عصر روز جمعه به پایان رسید،گفت: واکنش طرف های اروپای را اگر مبنای قضاوت قرار دهیم، ظاهرا این دور از مذاکرات هیچ دستاوردی، جز آشنایی کلی طرفین با مواضع یکدیگر، نداشته است. طرف‌های اروپایی مدعی شده اند که پیشنهادهای ایران “فراتر” از برجام 94 بوده و آنرا “غیر جدی” و “غیرقابل قبول” ارزیابی کرده اند. طرف اروپایی همچنین گفته است که پیشنهادهای ایران نافی حدود 90 درصد از توافقات حاصله در ادوار پیشین مذاکرات، بویژه در حوزه برنامه هسته‌ای ایران، بوده است. آقای باقری کنی نیز به گونه ای ناخشنودی طرف های غربی را تایید کرده و گفته است که “اینکه دیپلمات های اروپایی خیلی از پیشنهادهای ما رضایت نداشتند، درست است.”

وی افزود: اکنون بزرگترین سوالی که در برابر طرف های غربی قرار دارد این است که آیا پیشنهادهای ایران اصطلاحا “مواضع مذاکراتی” است و در آینده قابل تعدیل خواهد بود یا خیر؟. بطور کلی می توان گفت که اگر چه واکنش رسانه های غربی که بر مبنای اظهار نظر دیپلماتهای اروپایی شکل گرفته، عمدتا منفی است و به نظر می رسد که این دور از مذاکرات حاصل عملی چندانی نداشته، اما الزاما نباید آنرا قطعی و نهایی تصور کرد و بدبین بود. باید همچنان احتمال داد که ممکن است طرفین در دور بعدی به نحوی واقع بینانه و با دیدی معطوف به نتیجه گیری مذاکرات را از سر گیرند.

این کارشناس ارشد مسائل بین الملل در پاسخ به این سوال که برخی از رسانه های غربی، به نقل از مقامات طرف های مقابل ایران در این مذاکرات مدعی هستند که تیم ایران متوجه فوریت شرایط نیست و یا خواسته های ایران ناامیدکننده و زیاده خواهانه است. نظرتان در مورد این گونه تحلیل ها و تلاش این رسانه ها برای انداختن توپ در زمین ایران را چه‌طور ارزیابی می کنید؟ اظهار کرد: شکی نیست که این بار نیز مثل هر روند مذاکراتی حساس، طرف‌های ذی ربط از ابتدا یک نگاهی نیز به آنچه که “بازی مقصریابی” نامیده می شوند، دارند. هر طرف سعی می کند که در نحوه تغذیه رسانه ها و نیز اطلاع رسانی به دولت های دیگر، به گونه ای عمل کند که در نهایت اگر روند به شکست انجامید طرف مقابل مقصر شکست دانسته شود. یکی از نکاتی که در اظهار نظر سه دیپلمات اروپایی که در نیویورک تایمز انعکاس یافته بویژه می تواند در این رابطه مهم باشد و آن اینکه این سه دیپلمات ادعا کرده اند که پیشنهادات ایران، بویژه در حوزه هسته ای، “فراتر از برجام 94” بوده است. اگر چنین ادعایی جا بیافتد، به معنی عدول ایران از برجام تلقی خواهد شد و به لحاظ “مقصریابی” در سطح دولت ها و در افکار عمومی به سود ایران نخواهد بود.

احمدی همچنین در مورد ترکیب مذاکراتی ایران نیز در مذاکرات وین ابراز عقیده کرد: قاعدتا مسئولان وزارت خارجه با توجه به برنامه‌ای که داشته‌اند، یعنی ارائه دو پیشنهاد که حاوی نکات اساسی و تازه ای بوده، باید می توانستند پیش بینی کنند که در این دور امکان چندانی برای مذاکره به معنی دقیق کلمه، یعنی تمرکز بر جمله بندی‌ها و نکات دقیق فنی و حقوقی و بده بستان نمی‌توانسته وجود داشته باشد. آنها باید احتمال می‌دادند طرف غربی با دریافت این پیشنهادهای بسیار متفاوت با روند قبلی، وارد مذاکره نخواهد شد و نیاز به مشورت در پایتخت ها و هماهنگی در بین کشورهای عضو روند برجام خواهد داشت. در چنین شرایطی به همراه داشتن تیمی پرتعداد مرکب از مقامات عالیرتبه چند وزارت خانه و شمار زیادی از کارشناسان و مشاوران، حتی مشاورانی از دانشگاه‌ها، توجیهی نمی‌توانسته داشته باشد.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا