نقدی بر ادعای فقهی حجت‌الاسلام رئیسی

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «نقدی بر ادعای فقهی حجت‌الاسلام رئیسی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

حجت الاسلام رئیسی درقم اظهارداشته اند: ما معتقدیم فقه می تواند پاسخگوی تمام نیازهای جامعه امروز بشری در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره باشد. ادعای اینکه فقه می تواند پاسخگوی تمام نیازهای جامعه بشری باشد یک مساله کاملا علمی و منطقی است و قابلیت اجرایی دارد.(خبرگزاری ایرنا)

با آن که گوینده این سخن شبه خطابی، با فقه بیگانه نیست اما در ادعای مطرح شده نسبت به تعریف فقه و مبانی و لوازم آن غفلت آشکار صورت گرفته است. همچنین در این نگاه به نیازهای متنوع و پیچده جامعه، نظری سطحی و سهل اندیشانه شده است. فقه (دانش کشف احکام) علمی حکم محور است و فقهاء دانش فقه را آگاهی به احکام فرعی عملی از طریق ادله تعریف نموده اند (الموسوعة الفقهية1/ 13) و فهم احکام تنها بخشی از نیازهای دینی متدینان است و متدینان علاوه بر علم به احکام نیازهای بسیار دیگر درحوزه های اخلاقی و کلامی و تفسیری دین دارند که فقه نه متکفل و نه توانا در پاسخگویی به آنهاست. این تازه در حوزه دین است و به اینها اضافه باید کرد نیازهای مربوط به امور فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و… که بخش مهم آن با عقل بشری پاسخ داده می شود نه با فقه؛ بنابراین دانشی را که وظیفه و مسئولیت خاص و روشن و البته محدود دارد را منبع رفع تمام نیازهای جامعه بر شمردن ادعایی به‌شدت علیل است. در قرآن نیز احکام در حوزه حکمت عملی تعریف شده است. قرآن وقتی در خطاب به پیامبر اکرم(ص) برخی از عقاید و احکام دینی و مبانی آنها را بیان می کند مجموعه آنها را جزء حکمت قرار می دهد: ﺍﻳﻦ [ﺍﺣﻜﺎم ﻭ ﻣﻄﺎﻟﺐ] ﺍﺯ ﺣﻜﻤﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺪﻩ ﻛﻪ ﻧﻜﻮﻫﻴﺪﻩ ﻭ ﺭﺍﻧﺪﻩ شده ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻓﻜﻨﺪﻩ ﺷﻮﻱ (اسراء / ٣٩) در این آیه شریفه بخش اعتقادی دین مربوط به حکمت نظری و بخش احکام عملی مربوط به حکمت عملی دانسته شده است، البته حکمت عملی در قرآن منحصر در فقه نیست بلکه اخلاق نیز جزء حکمت عملی است. آن گونه که در سوره لقمان بعد از بیان اصول اخلاق از آنها به حکمت یاد می کند حکمتی که به لقمان عطاء شد: ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﺎﻥ ﺣﻜﻤﺖ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﭙﺎسﮔﺰﺍﺭ ﻭ ﺷﺎﻛﺮ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻫﺮﻛﻪ ﺳﭙﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺳﭙﺎﺱ ﻣﻰ ﮔﺰﺍﺭﺩ، ﻭ ﻫﺮﻛﻪ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﻲ ﻛﻨﺪ، ﺧﺪﺍ ﺑﻲ ﻧﻴﺎﺯ ﻭ ﺳﺘﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.(لقمان /١٢)

بنابراین فقه در ذیل حکمت عملی قرار می گیرد و جزئی ازحکمت عملی است و حکمت نیز خود بخشی از معارف قرآن است. معارفی که شامل علم کتاب و حکمت و تزکیه می شود [ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩم ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺖ ﺗﺎ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ تزکیه ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ﺣﻜﻤﺖ ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﺩ، ﻭﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩند](جمعه /۲) بنابراین از نگاه قرآن نیز فقه صرفا بخشی از دین و تنها پاسخگوی بخشی از نیازها در حوزه دین است تا چه رسد به سایر نیازها درسایر ساحت ها و اما لازمه چنان پندارها و تحمیل های ناموجه و بار کردن امور نامربوط بر دوش علمی که بخش زیادی از این بار از توان وطاقت او بیرون است پیامد هایی مخرب از جمله نادیده گرفتن رشته های متنوع و متخصصان حوزه های مختلف علوم انسانی و صرف هزینه های مادی و انسانی و هدر دادن انرژی ها درمسیری سترون و عقیم و رواج تولیدهای کاذب به اسم فقه را در پی خواهد داشت. همچنین با عدم تحقق هدف پاسخگویی واقعی به نیازهای جامعه این روند موجب بدبینی و تنفر در جامعه نسبت به دین و فقه و حاملان آن خواهد شد.

اما چرا چنین پندارها همچنان بعد از تجربه های ممتد ناموفق تکرار می شود؟ به نظر می رسد دو دلیل در این باره برجسته است: نخست داشتن روحیه غلّو در دین است امری که قرآن در موارد متعدد از آن نهی می کند(نساء /۱۷۱-مائده/۷۷) غلّو دینی که به معنای بخشیدن موقعیت بیش از ماهیت یک امر به آن است حداقل در دو ساحت قابل تصور است: ساحت نخست در شخصیت های دینی است مثل اتفاقی که در مسیحیت رخ داد و مسیحیان به مسیح پیامبر مقام خدایی بخشیدند دوم غلّو در اجزاء دین است از جمله اینها غلّو در منزلت فقه است. فقه همان طور که اشاره رفت از دیدگاه قرآن و در نگاه فقیهان ماهیّت مشخصی دارد و در محدوده ای خاص عمل می کند اما برخی با غلّو در فقه آن رافراتر از موقعیتش می نشانند و اموری را از آن می خواهند که نه در تعریف و نه در توان اوست. عامل دوم به نشناختن قدر عقل و تجربه بشری و بی توجهی به این نهادهای معرفتی بر می گردد. طبق بیان روایات، عقل مثل نبوت دارای حجیّت است و اگر پیامبر حجّت ظاهری است عقل حجّت باطنی است (کلینی، اصول کافی، ج ۱ص ۱۶) ندیدن این موقعیت عقل باعث شده که در بسیاری موارد حکم عزل برای این نهاد الهی و بشری صادر شود و آنچه در محدوده وظایف اوست از امور دیگر مثل فقه خواسته شود واین جفاها و جا به جایی های نابجا به خصوص توسط صاحب منصبان، کشور را دچار مشکلات مضاعف می سازد.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. سلام‌‌‌‌من‌ازفقه‌اطلاعی‌ندارم‌ولی‌به‌
    عنوان‌یک‌مسلمان‌فکر‌میکنم‌جناب‌
    رئیسی‌کاملا‌درست‌فرموده‌‌.دراسلام
    ربا‌.دروغ.تبعیض.نژاد‌پرستی.
    کم‌فروشی‌تقلب‌.رانت.و….حرام‌است
    اسلام‌ما‌را‌درامور‌وکارها‌به‌شورا‌وتجارب
    اندوخته‌میراث‌بشری‌دعوت‌میکند.به‌.
    به‌تقوا‌وشایسته‌سالاری‌دعوت‌میکند
    شما‌ها‌را‌چه‌شده‌است‌که‌با‌الفاظ‌بازی
    میکنید‌اگر‌‌دولتها‌بعد‌انقلاب‌‌درتبعیض
    دراقتصاد‌وفرهنگ‌و…موفق‌نبودند‌به‌
    دلیل‌اینست‌که‌به‌توصیه‌دین‌وفقه‌و
    خوب‌عمل‌نشده‌من‌با‌بضاعت‌کم‌فهم
    خود‌میتوانم‌این‌را‌ثابت‌کنم‌.‌حکومتداری
    پیامبرگرامی‌اسلام‌حضرت‌محمد.ص.
    وحضرت‌علی.ع.‌نمونه‌‌ازاین‌است.‌
    سییستم‌متمرکزاداره‌کشور‌‌یادگار‌دوران
    رضاخان‌و‌بورکراسی‌ناشی‌ازآن‌و،..
    همچنین‌تمامیت‌خواهی‌قوم‌مرکزی
    و….‌وسیاستگذاری‌‌با‌این‌پیش‌فرضهای
    احساسی‌‌و…مشکل‌‌ساز‌است.

    5
    2
  2. خیلی خیلی ساده بنگارم…این گفته شعاریست مربوط به زمان مجلس خبرگان قانون اساسی…..دیگرهمه چیز تجربه شده…اقای رییس جمهور..الان سال ۱۴۰۰ است…

    4
    1
  3. سلام.
    اگر اینطور باشد که شما نوشته اید، جمله امام (ره) را که فرمودند : «فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است» (صحیفه امام ج 21 ص 289) حمل بر غلو ایشان یا کم ارزش دانستن عقل و تجربه بشری می نمایید؟

    1
    2
    1. با احترام. وقتی می‌گوید پاسخگوی تمام نیازهای بشری است یک اشتباهی وجود دارد. شاید تمام نیازهای روحی و اعتقادی باشد ولی شما که طلبه هستید با احترام آیا معتقدید که نیازهای دیگر بشر خصوصا در زمان حاضر از جمله اقتصاد که علمی است کاملا پیشرفته و باید آموخت را دین پاسخ می‌دهد.( درحالیکه ما ۴۰ سال است داریم با آزمون و خطا نظریات اقتصادی رو به آزمون میگذاریم و چرخ رو دوباره می‌خواهیم اختراع کنیم) و نیازهای پزشکی را چطور؟ دین می‌تواند پاسخ دهد؟ و نیازهای دیگه.

  4. اگر فقه تمام نیازهای بشری را جواب میدهد؟؟؟! جناب رئیسی دستور بفرمایید رشته اقتصاد که علمی است که ۲۵۰ سال ازش می‌گذرد تعطیل شود. رشته پزشکی تعطیل شود. آقا این صحبت ها در سال۱۴۰۰ یا ۲۰۲۱ جز اینکه مردم را از دین دور کند نتیجه ای نخواهد داشت. خواهشا شما روحانیون فقط وفقط در حوزه ی دین و فقه و احکام صحبت کنید. چرا روحانیون و مسئولین کشور وقتی فرزندانشان مریض می‌شود می‌فرستند بیمارستان های خارج و نمی‌روند پابوس امام رضا (ع).؟؟

    1
    3
  5. هر بار که انصاف رو باز می‌کنم و می‌خونم، انصافا به بی‌انصافی بیشتر انصاف پی می‌برم،
    یعنی انصافا من باورم نمی شه که انصاف، اینقدر با بی انصافی این متن رو منتشر کرده،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا