نامه‌ای خطاب به رئیس دولت: لرستان تب دارد!

حمزه فیضی‌پور در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز که در قالب نامه‌ای خطاب به رئیس دولت سیزدهم است، نوشت:

بسمه تعالی

رییس جمهور محترم جناب حضرت آیت الله رییسی (زید عزکم الله)

سلام علیکم

لرستان «تب» دارد

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
“تب” موم سازد آهن و پولاد تفته را
(شهریار)

 تبِ بالای 40 درجه سانتیگراد بدن را نشانه عفونت و بیماری بدن می‌دانند که بیمار با این نشانه عرق و احساس خواب آلودگی می‌کند، اشتهایش کم و بدنش کم آب می‌شود، نسبت به درد حساس‌تر می‌گردد و با کمبود تمرکز همراه هست. لرستان ما هم تب دارد که به خاطر بی مهری دولت‌ها، صرف شعارها و فقدان برنامه‌های اقدام مداومِ آینده محور و سوء مدیریت‌ها درجه سانتیگراد آن از 40 گذشته است.

فرض بفرمایید:

 لرستان ما دارایی‌اش فقط یک سرزمین زیست محیطی هست که مناسبِ کشاورزی و دامداری نمی‌باشد و از باغات گردو، سیب و انار بی بهره است و از هیچ نعمتِ معادن و سنگ (گچ، گرانیت، مرمریت، آهک و دیگر سنگ‌های تزیینی صادراتی و….) برخوردار نیست!

لرستان ما آبشار بیشه، دریاچه گهر و رودخانه‌های روانِ کشکان و سیمره ندارد و سالانه 12 میلیون متر مکعب آب از آن به سمت استان‌های دیگر خارج نمی‌شود!

 در لرستان ما قلعه فلک الافلاک، مناره آجری، سنگ نوشته، پل‌های مشهورِ تاریخی (پل دختر، کشکان و…)، میرملاس، غار کلماکره، کوگان، کهمان خنک، قدمت 60 هزارساله سکونت در مرکز استان، عصر مفرغ، کاسی ها و دیگر جاذبه‌های گردشگری هرگز وجود ندارد!

در لرستانِ هشت سال دفاع مقدس ما شهرهایش در تیررس موشک‌ها، میگ‌های روسی و سوپر اتانداردهای فرانسوی نبود و آمار شهیدانش (5543 نفر) در مقایسه با استان‌های دیگر چون مرکزی، قم، ایلام، زنجان، اردبیل، گلستان، قزوین، سمنان، کرمان، البرز، یزد، خراسان جنوبی و شمالی و … فزونی ندارد!

و فرض بفرمایید که لرستان ما زادگاه مشاهیر بزرگ حوزوی و دانشگاهی نبود (بزرگ مرجع تقلید: مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه، علامه سید مهدی بحرالعلوم (ره)، سکندر امان الهی بهاروند، علامه شهیدی، آیت الله آدینه وند – عالم بزرگ نحوی و استاد بسیاری از چهره‌های صاحب علم و قدرت در کشور – آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی و بزرگان نامی دیگر). با این فرض که صرف داشتن ظرفیت‌ها، استعدادها و زمینه‌های خدادادی توسعه و پیشرفت اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه بالقوه‌ها به بالفعل تبدیل شوند و این فرایند نیازمند برنامه ریزی جامع حرکت به سمت مطلوب‌ها می‌باشد لذا لرستان ما با فرض آن نداشته‌های در عین “دارا و غنیِ برخوردار ” می‌بایست مبتنی بر مدل‌های موجود توسعه، مقایسه‌ها و انتقال تجارب موفق (که جای دور نمی‌رویم و بگوییم ژاپن جزیره‌ای بی برخوردار ازآن ظرفیت‌ها با برنامه و برنامه ریزی ژاپن مدرن شد و در کنار سرآمدان اقتصاد جهانی نام آوازه دارد و یا کاندا و نیوزیلندِ نابرخوردار از قدمت و تاریخ اینگونه توسعه یافته و ثروتمند به حساب می‌آیند پس ما هم همچنین! هر چند که در سطوح کلان تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها این اتفاقات باید الگو و درسِ درس باشد) از همین بیخ گوش استان خودمان در برخی استان‌های کویری ثروتمند نداشته های ما را با برنامه ریزی کارشناسانه جبران می‌کردند تا اینک ما شاهد پذیرش این واقعیت نمی‌شدیم که به روایت آمار و گزارش وزارت رفاه با عنوان «پایش فقر در سال 1399» (نقل از پایگاه رفاه ایرانیان و آمده در “نسیم آنلاین”) لرستان ما در کنار استان‌هایی چون سیستان و بلوچستان، گلستان، خراسان شمالی و کهگیلویه و بویراحمد به عنوان محروم‌ترین مناطق کشور ذکر نام گردیده و باز طبق اسناد آماری بالادستی (گزارش اقتصاد آنلاین و به نقل از تسنیم) در فصل بهار 1399 این استان ما با 21 درصد بیکاری (البته گفته می‌شود آمار صحیح 40 درصد است!) بیکارترین رتبه کشوری را از آن خود کرده باشد. آری! این آمار و واقعیت‌های موجود در لرستان و نیز بیماری مزمن سوء مدیریت‌ها و فقدان برنامه ریزی های میان مدت و بلند مدت (چشم اندازهای واقع بینانه) ما را وادار می‌کند که بگوییم لرستان ما «تب» دارد و تب آن استخوان سوز؛ آنطور که تاکنون طبیبان مدعی درمان نتوانسته‌اند برای درمانش نبض این بیمار را بگیرند:

مرا تبی است که اگر از درون برون افتد
به نبض من نتواند طبیب دست نهاد
(محتشم کاشانی)

درجه بالای بیش از عدد 40 این تب در سال‌های متمادی علائمی را بر تن رنجور لرستان نمایان کرده است آنطور که تب بر بدن بیمار عارض می‌کند:

  • در همه جلسات و به وقت توجیهات “عرق کردن‌ها” و مصرف پرشمار دستمال کاغذی! از سوی مسوولین و مدیران استانی توجیه گر
  • کم آبی‌ها و علائم آن. آنطور که در اثر تعریق بدن تب کرده؛ کم آبی بدن نمودار می‌شود لرستان ما هم کم آب شده است و علائمش هویدای هویدا: خشک شدن بستر رودخانه کشکان و…
  • حساس‌تر شدن نسبت به درد.. لرستانی‌ها همانند چهارمحالی‌ها و کشاورزان اصفهانی حساس‌تر شده‌اند و مطالبه گر. مطالبه حق آبه و پیگیری سد معشوره
  • کمبود انرژی و بی اعتنایی نسبت به قول‌ها و وعده‌ها. همانطور که بدن تب کرده خواب آلوده می‌شود جوانان و اهل درد هم انرژی گوش دادن به نصایح و شعارها را از دست داده‌اند از بس که بی مهری و ناکرداری دیده‌اند و از طرفی بابای خانوارها دیگر نای کارکردن ندارد و در عوض مادران کار باید به فکر میادین شهر محرومشان جهت یافتن کار در خانه همشهریانشان باشند!

باید گفت که اگر برای این تب و علائمش (محرومیت مزمن، بیکاری، فقر) اصولی و اندیشیده (بدون تکرار مکررات) چاره‌ای پیدا نشود این فرض را باید بپذیریم که به قولی درد تا مغز استخوان نفوذ کرده است و جای هیچ توجیه دیگری باقی نخواهد گذاشت که به قول شاعر مرحوم «شهریار»: گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست / تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

انتظار آن است که دولت جناب آیت الله رییسی و شخص ایشان وجوه برتری این استان را در مقام قیاس‌ها؛ به تناسب جمعیت، داشته‌ها و ظرفیت، موقعیت و وسعت (مقایسه با یزد، اصفهان، ایلام، کرمانشاه و استان مرکزی) به درمان این تب بپردازد و چاره کار را در عملیاتی کردن و تحقق خواسته‌های مردمان خسته از شعار این دیار ببیند که از باب مظلومیت لرستان و محرومیت‌های عارضه به خاطر کم کاری مدیرانش مورد زیر را اشاره می‌کنم:

  • با وجود اینکه لرستان جز محروم‌ترین استان‌های کشور است اما درایت و مدیریت شجاعانه مدیران دلسوزش! لرستان را به خاطر اینکه دیگر بیکار ندارد، کارگر دور میدانی ندارد، آمار کارگران مهاجرش به میادین تهران کم شده است! از ذیل ماده قانونی مناطق کمتر توسعه یافته بیرونش کشیده‌اند! یعنی اینکه لرستان دیگر محروم نیست ولو آنکه فقر، بیکاری و فلاکت در آن موج می زند! آن ماده قانونی که مصوب هیات وزیران در سال‌های 1387 و 1388 هست و چند وزارتخانه کلیدی را که لرستان به حمایت آنها نیاز حیاتی دارد مأمور امور حمایتی مناطق محروم کرده است: وزارت امور اقتصادی و دارایی ـ وزارت صنایع و معادن ـ وزارت کشور، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس‌جمهور. در حالیکه برخی استان‌ها با جمعیت و وسعت کم و برخوردارتر همچنان از این نعمت ماده قانونی برخوردار هستند چرا که نمایندگان شجاعی در بدنه نهادها و دستگاه‌های رسمی و دولتی کشور دارد. لذا استفاده لرستان محروم از این قانون انتظار می‌رود.
  • در لرستان که از نظر جمعیت (بیش از یک میلیون هفتصد هزار نفر) و وسعت (بیش از 29 هزار کیلومتر مربع) از برخی استان‌ها آمار بالاتر دارد مثلاً وسعتش ازاستان های ایلام (20133 کیلومتر مربع)، همدان (20173 کیلومتر مربع) و کرمانشاه (24640 کیلومتر مربع) بیشتر است و با استان مرکزی برابری می‌کند و نیز از نظر جمعیت از ایلام (که بیش از دو برابر ایلام جمعیت دارد) و یکی دو استان دیگر پیشی دارد اما از بابت تخصیص ویژه در تقسیمات کشوری و ارتقاء مناطق و بخش‌ها به شهرستان با هدف گام نهادن در مسیر توسعه یافتگی و برخورداری‌ها در مقایسه با استان‌های مذکور نهایت طعم تبعیض را چشیده است لذا از سفر دولت مردان سیزدهم و اصرار نمایندگان استان در این زمینه این توقع وجود دارد که سهم تخصیص ارتقاء برخی بخش‌های مستعد به شهرستان را به اصرار و به عنوان یک هدیه در خصوص محرومیت زدایی در قالب عدد “5 سهم ارتقاء” در لرستان را برای سال پیش رو مطالبه جدی کنند یعنی خواهان ارتقاء سیاسی 5 بخش در لرستان به شهرستان شوند تا که شاید کمی از تب لرستان به درجه‌ای پایین بیاید. ان‌شاءالله

جان بیمار مرا نیست زتو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
(حافظ)

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا