هاشمی و قدرت

حجت‌الاسلام شهاب‌الدین حائری شیرازی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «هاشمی و قدرت» نوشت:

یادم هست در دوره ریاست جمهوری اقای هاشمی برای اولین بار بعضی اعضای حزب کارگزان لقب معمار انقلاب اسلامی را برای ایشان به کاربردند که البته با موضگیری تلویحی منفی رهبری مواجه شد ایشان لقب “معمار کبیر انقلاب” را برای آیت الله خمینی برگزید.

اما اگر امام راحل را بنّا و معمار انقلاب و جمهوری اسلامی بدانیم کمک وشاگرد بنا و ور دست ایشان در این ساختن، بی شک آیت الله هاشمی رفسنجانی است.

طبعا انقلاب با زحمات و جانفشانی ها به ثمر رسید اما تا قدرت بدست اقایان نرسید کمی و کاستی ها و ناتوانی و ضعفها روشن نشد.

پس از انقلاب، در تعامل با هسته اولیه قدرت که آیت الله خمینی بود دو شیوه و روش را مشاهده می کنیم.

روش آقای بازرگان
روش آقای رفسنجانی

روش اول بر پاسداشت آنچه حق می داند استوار است ولو از صحنه حذف شود.
روش دوم بیشتر به دنبال حفظ جایگاه خود در قدرت است شاید به امید امکان اصلاح بیشتر خصوصا با نیم نگاهی به عاقبت کسانی که حاضر به همراهی صد درصدی با قدرت نشدند.

به عنوان مثال در خاطرات آقای هاشمی آمده که به هنگام تسخیر سفارت با آیت الله خامنه ای در مکه بودند و با این کار موافقتی نداشتند اما پس از بازگشت آنچه از آقای هاشمی می بینیم تئوریزه کردن تسخیر است.

اما مرحوم بازرگان از ابتدا این کار را افراطی گری دانست و حاضر به همراهی با قدرت به قیمت نادیده گرفتن حقیقت نشد.

دهه شصت دهه گذاشتن سنگ بناهای انقلاب وشکل گیری نظام در همه زمینه های داخلی و خارجی است. آقای هاشمی در کسوت ریاست مجلس و خطیب جمعه از تسخیر سفارت تا ادامه جنگ و نحوه تعامل با منتقدین و حذف طیفی از ایشان از انتخابات تا چگونگی برخورد با مخالف و برانداز و اعدام‌های67 همه را تئوریزه کرد و طبعا بد و خوب آن در کارنامه اعمال‌اش ثبت می شود ولو بعدا پشیمان شده باشد که البته آن هم به صراحت از ایشان شنیده نشد!

نگاه آیت الله هاشمی به بنایی که خود پِی و زیر بنا و سنگ اولش را در کنار آیت الله خمینی نهاده بود در دهه پایانی عمرش نگاه انتقادی شد اما او هیچگاه اذعان نکرد بنا اگر کجی دارد در نتیجه خشت اولی بوده که کج نهاده شده است… .

کاش آیت الله هاشمی در زمانی که بنیانهای سیاستها و رفتارهای جمهوری اسلامی نهاده می شد در کنار بازرگان قرار می گرفت و معمار انقلاب را از کجی برخی سنگ بناها مطلع می کرد تا انقلاب در 40 سالگی‌اش از ساختمانی امن تر در سیاستهای داخلی و خارجی برخوردار می شد.

آیندگان نیز راجع به سیاست پیشه‌گان امروز جامعه همین دو گونه قضاوت را خواهند نمود.
بجاست مسئولان امروز از گذشته عبرت بگیرند و بین همراهی بی قید وشرط و همراهی مصلحانه ولو با ترک قدرت، دومی را انتخاب کنند.

متن را با بیت شعری که یکی از دوستان اقای هاشمی در زمان جنگ برای ایشان سروده بود به پایان می برم.

آقای هاشمی الحق و الانصاف
دو صد دیوار کج از ماله‌ات صاف

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا