خوشحالی از ورود دشمن؟!

حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی با عنوان «خوشحالی از ورود دشمن؟!» در جماران نوشت:

این روزهای در شبکه خانگی سریال خوبی پخش می شود بنام “خاتون” که قصه ای از دوران حدود 80 سال پیش ایران است.

در این داستان سخن از داستان های خانوادگی و عاشقانه است، و جذاب تر اینکه زنی تلاش می کند برای ایران بایستد.

اما نباید در این بین از نکته تاریخی قصه غافل شد و آن اینکه در جنگ جهانی دوم متفقین وارد ایران شدند! و مهم در این ماجرای پر غم -که اتفاقا در این سریال به آن پرداخته نشده- این است که مردم ایران حساسیت جدی در برابر تجاوز متفقین به خاک شان نشان ندادند!!

واقعا چرا چنین بوده؟

پاسخ را بنده از کلامی از امام خمینی عرضه می کنم که خروجی آن این است که سطح عمومیِ جامعه از اینکه لشکری، گرچه “اجنبی” باعث شده تا دیکتاتور -رضاخان- در راس حاکمیت را خلع شود، خوشحال بودند!

عبارت امام خمینی که همواره دارای ذوق و نگاه دقیق سیاسی بوده و خود شاهد آن آشفتگی های کلان سیاسی بوده، در خور توجه است که می گوید:

«رضا خان را وقتی متفقین از این مملکت بیرون کردند، مردم شادی می‌کردند، با اینکه در خطر بودند، جانشان در خطر بود! لشکر غیر بود، لشکر اجنبی بود، لشکرهای اجنبی بودند [که‌] ریختند به ایران، ولی چون رضا خان را بردند، مردم خوشحالی می‌کردند. ما خودمان مطلع بودیم در بین مردم. این مرد هم که رفت که دیدید چه شادیها کردند. برای اینکه پشتیبان نداشتند». (صحیفه امام، ج‌8، از ص 368 الی 374 )

در ادامه امام خمینی به شرائط روز بازمی گردد و احساس خطر خود را مخفی نکرده و می گوید:

«کارى نکنید که مردم بگویند که اى کاش نبود این پاسدار! کارى ما نکنیم که مردم بگویند اى کاش روحانیتى در کار نبود. مسأله مهم است. قضیه این نیست که من ساقط باشم؛ قضیه این نیست آقا ساقط باشند؛ قضیه این است که اسلام در خطر است». (صحیفه امام، ج‌8 ، ص372)

نکته سخن امام در عبارت تقدیم شده، روی روحانیت و نظامی هاست. آیا توجه داریم؟!

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. مردمی که تحت فشار باشند دیگر منطق و حرف حساب حالیشان نیست. تا حالا چند نفری دیدم که آرزو می کردند کاش آمریکا بیاید. از این حرفشان دق کردم

  2. درود بر شما حاج آقا سروش
    دست روی خوب نکته ای گذاشتین. مشکل همینه که این آقایون که هم دیگه دارن از فرط قدرت و ثروت دارن میترکن و هم تعدادشون هی زیاد شده اصلا به رو خودشون نمیارن. مشکل بزرگتر اینه که اینا به همون درد حافظه تاریخی این ملت دچارن: اینا اصلاً یادشون رفته که ملتی که اون زمان از رضاشاه بهره ها برده بودن برای تبعید رضاشاه شادی میکردن. و یه عده دیگه از مردم هم از سر اضطرار دنبال رضاشاهن!
    اگه مردم کوچه و بازار اینچنین مضطر شده ن، چرا اون آقایون بالا از حافظه تاریخی ملت کمک نمیگیرن؟! نکنه میخوان که یه لشکر اجنبی بیاد و مثل رضاشاه خدمتشون برسه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا