توییت انصاف | به یاد «دختر آبی»

امکان حضور گروهی از زنان در ورزشگاه آزادی با واکنش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی همراه شد؛ برخی کاربران توییتر به این بهانه از سحر خدایاری نوشتند.

تعدادی از توییت‌هایی که به یاد «دختر آبی» نوشته شده را به انتخاب خبرنگار انصاف نیوز می‌خوانید:

حسین دهباشی: ‏جایگاهِ بانوان در ورزشگاه آزادی، به نشانه‌ی روزنی کوچک ولی ویران‌ساز در دیواره‌ی سدِ ستبرِ زن‌ستیزی در این سرزمین، یادگارِ خاکسترِ دختری است آتش‌گرفته در ۱۸ شهریورِ ۱۳۹۸. سحرِ خدایاری. دخترِ آبی.
شادی‌های شبِ صعودِ تیمِ ملّت، غمِ سرنوشتِ سحرهایِ سوخته‌ی این دیار را در نهان داشت.

مریم کربلایی: ‏یادم نمی‌رود وقتی از سوختن این دختر آتش گرفتیم چه پرونده‌سازی و تهمت و توهین و دروغ بود که در توییتر ماله کش های قلم به مزد جاهای خاص! برای هرکس از ‎#دختر_آبی نوشت جریان داشت. همان‌ها که امروز اجبار به حضور ‎#زن را به نام خودشان فاکتور می‌زنند و خودنمایی می‌کنند با آن.

لیلا قدرتی: ‏حضور در ورزشگاه و تماشای مسابقات رویای سال‌های دبیرستانم بود. رویایی مشترک بین بسیاری از دختران فوتبال دوست که روزنامه های ‎#خبرورزشی، ‎#استقلال‌جوان و ‎#پرسپولیس می خریدند. ‏نسلی که در حسرت فریاد کشیدن در ورزشگاه ها نوجوانی شان را گذراندند. پس از ماجرای ‎#سحر_خدایاری اما دیگر هیچ تمایلی به حضور در ورزشگاه ندارم. گویا تمام ذوق و شوق حضورم به همراه سحر ‎#آتش گرفت و سوخت. این حضور ‎#گزینشی بانوان در ورزشگاه پیشکش خودتان.

سروش: ‏‎#دختر_آبی را از یاد نخواهیم برد.
به امید روزی که همه‌ی خانم‌ها بدون گزینش، بدون محدودیت و اختصاص دادن درصد تماشاچی تیم محبوبشان باشند.

معصومه ناصری: ‏راستش را بخواید اگه یه روز هم استادیوم‌ها باز بشه و زن‌ها بتونن برن ورزشگاه، باز هم هر گلی که تیم‌مون بزنه شادی‌اش منغص خواهد بود. #دختر_آبی

پاول نِدوِد:‏ جهان سوم جاییه که حتما باید یک یا چند نفر زندگیشون فدا بشه تا حقوق عادی بقیه انسانها رو به رسمیت بشناسن!
‎#دخترآبی ‎#حضورزنان‌درورزشگاه

نجمه نامجو: ‏از زمان ‎#دختر_آبی دیگه نمیتونم فوتبال باشگاهی ایران را ببینم. فوتبال ملی را هم در سطح نتایج دنبال می کنم فقط.

سمبوسه: ‏برای اصلاحات اقتصادی، برای آزادی بیان، برای انتخابات، برای اعتراض سیاسی، برای اعتراض صنفی، برای گران شدن بنزین، برای همین مساله ساده ورود زنان به ورزشگاه ما خون دادیم کشته دادیم… آخه چرا آقای قاضی چرا؟

ماری: ‏بعد از دختر آبی فوتبال ایران همه اهمیتش رو برام از دست داد. مطلقا هیچ احساسی به صعودش ندارم و حتی تعلیقش خوشحالترم می‌کرد.

جوکر: ‏فقط دختر آبی جاتون رو تنگ کرده بود؟

سروبانو: ‏آن روز که دختر آبی خود را آتش زد،
تو کجا “نشسته” بودی؟
‎#بگذاریدحرف‌بزنیم  از آتش حسرتی که در آغوش سرد خاک آرام شدند

پیمان احمدی: ‏دوستانم میدونن از سال ۷۰ توی استادیوم ها بودم، اما بعد از قضیه ‎#دختر_آبی قسم خوردم تا وقتی زنان شریف اجازه ورود به استادیوم رو نداشته باشن من هم نرم
این چند روز که خبر اجازه ورود زنان به استادیوم اومد خوشحال شدم که میتونم بعد مدتها برم استادیوم. ‏اما گویا ورود زنان گزیشنی و سفارشی بوده، باز هم میگم تا زمانی که همه زنان اجازه ورود به استادیوم را نداشته باشن من هم نخواهم رفت
این حداقل کاریه که از من برمیاد
اماشمایی که با سهمیه و رانت امروز بلیط گرفتی و احتمالا خوشحالی بدون خیلی از زنان خواستن امروز استادیوم باشن اما نتونستن

حامد عبداللهی: ‏دیروز زنان ارزشی+شاخ اینستا را به ورزشگاه آوردید نکته مهم اما این بود که مجبور بودید و البته تاوان محدوديت‌های چندین ساله را دادید. بالخره مقاومت‌ روانشاد ‎#دختر_آبی و دختران خیابان انقلاب نتیجه خواهد داد.

پگاهان: ‏سحر سوخت تا صدای واقعی آنهایی باشد که پشت درها ماندند.
سحر سوخت تا شاید صدایمان به گوش کسی برسد؛ اینگونه معترض…

سینا: ‏#دختر_آبی
حواس مان بهت هست دختران آبی دیروز برایت سنگ تمام گذاشتند تو همیشه در گوشه ای قلب مان هستی…

کارشناس سایر مسائل: ‏تقریبن دو ساله فوتبال ندیدم! بعد از جریان دختر آبی.
تا زمانی هم که تو این مملکت حضور زن توی استادیوم به معنای واقعیش آزاد نشه، فوتبال نمی‌بینم و نتیجه‌ش هم برام اهمیتی نداره!


خبرها و یادداشت‌هایی درباره‌ی ماجرای خودسوزی و درگذشت «دختر آبی» را می‌توانید در [لینک] بخوانید.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا