خرید تور نوروزی

خدای اخلاقی قرآن و اصلاح‌گری

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه، در یادداشتی با عنوان «خدای اخلاقی قرآن واصلاح‌گری» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

از جمله مساله‌های مهم اعتقادی فهم  نسبت خداوند با اخلاق است لذا در کتب دینی و فلسفه الهی و تالیفات کلامی با آن که مساله اصلی اثبات وجود خداوند است اما بیشترین جهدها در ارائه چهره اخلاقی از خداوند می‌شود چرا که اعتقاد با قلب گره می‌خورد و قلب آدمیان خدایی را می‌پذیرد  که به دور از نواقص اخلاقی باشد، لذا مهمتر از استدلال بر  وجود خدای واجب الوجود وعلت العلل و خدای دارنده  قدرت و علم و اراده نامتناهی، اثبات خدای اخلاقی ضروری می‌نماید. و در این میان بهترین بیان را قرآن از خدای اخلاقی دارد. قرآن در تبیین خدای اخلاقی از خدایی می‌گوید که  مقید به رعایت اخلاق است و خداوند  متعال به اهل تقوا  که صفت اخلاقی مشترک بین انسان و خداست متصف شده است: وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَة، اﻟﺒﺘﻪ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﻧﺪﻫﺪ، متذکر نمی‌شوند او اهل  تقوا و آمرزش است.  (مدثر/٥٦) تقوا به معنای پاس داشتن حق‌ها و حریم‌ها، مهمترین فضیلت اخلاقی و معیار فضیلت‌های اخلاقی دیگر  است و در آیه شریفه  بلافاصله (اهل  المغفره) عطف بر (اهل التقوی) شده است واین یعنی خدای قرآن هم اهل تقوا و پاسدارنده حق‌ها و حریم‌ها و هم اهل مغفرت و خدای اهل پوشاندن بدی‌ها وترمیم کاستی‌ها و جبران کننده خطاها  و بدی‌هاست و از لوازم مهم اهل تقوا بودن خداوند متعال رعایت اصول اخلاق و بالاتر از آن پوشاندن و بخشیدن خطاها و ترمیم نقصان‌های اخلاقی انسان‌هاست البته در کنار این موضوع خلق موجود برخوردار از شر نیز  به خداوند نسبت داده می شود: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو مِن شَرِّ مَا خَلَقَ، بگو ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻲ‌ﺑﺮم ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺷﺮّ آنچه افرید، (فلق/۱-۲) این نسبت از آن جهت است که خداوند علاوه بر اخلاقی بودن خدای اخلاق نیز هست. و آن شرها چون در فضای خدایی و خالقیت خدای اخلاقی ظهور دارند شر مطلق نیستند و این شرها خیراتی دارند وخیرِ شرها در دست خداست و لذا با یاری و ولایت الهی و پناه عملی به خداوند بردن شر شرورها خنثی می‌شود وبالاتر در پرتو قدرت حق تعالی و شدت اخلاقی بودن خداوند بدی‌ها تبدیل به حسنات و فضیلت‌ها  می‌شوند: فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا، پس ﺧﺪﺍ ﻫﻢ، ﺑﺪی‌ﻫﺎی (اهل توبه) ﺭﺍ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ‌ﻫﺎ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪۀ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ.(فرقان /٧٠)

اینکه خدای اخلاقی قرآن خالق موجود شرور نیز هست نشان از حقانیت پایدار الهی دارد که خداوند به شرها نیز مهلت ظهور و بروز می‌دهد تا هم روشن شود که شر و باطل پایدار نیست و در برابر حقیقت عاقبت رنگ می‌بازد هم اینکه در کانون قدرت و رحمت و کرم الهی حتی شر فرصت و قابلیت تبدیل شدن به خیر را دارد و  خدای فضیلت چنان عمق و برخورداری  اخلاقی دارد که قادر است  از شرّ خیر  بسازد و شر را تبدیل به خیر  کند به تعبیر مولوی:
کیمیا داری که تبدیلش کنی
گرچه جوی خون بود نیلش کنی

حتی در مراتب پایین‌تر انسان‌های مقرب الهی مثل حضرت علی (ع) نیز در پرتو ولایت خداوند از درون باطل و شر حق را می‌توانند بیرون کشند: وَ ايْمُ اللَّهِ لَأَبْقُرَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّى أُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خَاصِرَتِهِ به خدا سوگند من باطل را مي‌شکافم تا آن که حق را از پهلوي آن بيرون بياورم (نهج البلاغه/خطبه 104) معرفت نسبت به چنین خدای اخلاقی متعالی که هم مقید به اخلاق و هم فرصت دهنده و ایجاد‌گر قابلیت در شر و بدی برای تبدیل شدن به خیر است، لوازم مهمی در حوزه فرد و اجتماع دارد که از جمله آنها  این است که هیچ معتقد به خداوند حق ندارد به نام دین و خدا از مرز اخلاق عبور‌ کند. وقتی خداوند خود را با آن قدرت مطلق به اهل تقوا بودن توصیف می‌کند مومنان به چنین خدایی نیز موظف به پاسداشت حریم‌ها و التزام به اخلاق هستند دیگر این که در پرتو این نگاه توحیدی و خیر و شر را دراصل آفریده خداوند اخلاقی دانستن، باعث می‌شود واقعیت شرها را ببینیم و به جای تلاش برای نابودی آنچه که شرش می‌پنداریم هویت و وجهه خیر آن را کشف کنیم و به جای نبرد برای کندن بنیان شر و باطل در اندیشه یافتن راه اصلاح آن باشیم چرا که در جهانی که خدای اخلاقی بر آن حاکم است هیچ شر مطلقی در جهان نیست و در درون شر و باطل خیرات را می‌توان جست و آن را برجسته ساخت و به  تقویتش کوشید و خیرش را  امیدوار بود و نگفت مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان. از اینجاست که اصلاح برتری خود را بر تغییر بنیادین نشان می‌دهد .از همین روست که پیامبران الهی در قرآن همواره از اصلاح گفته‌اند که از جمله شعیب نبی که می‌گوید : إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْت،ُ تنها ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ، ﺗﺎ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ، ﺍﺻﻠﺎﺣﺘﺎﻥ ﻛﻨﻢ. توفیقم  ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮﻛﻠﻢ ﺑﺮ ﺍﻭﺳﺖ(هود/۸۸)

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا