گزارش میدانی | مردم از ۱۴۰۰ می‌گویند

محمد توکلی، انصاف نیوز: در گزارش میدانی پیشِ رو از مردم شش استان آذربایجان شرقی، اصفهان، تهران، خراسان رضوی، خوزستان و مازندران این سوال پرسیده شده است که «سال ۱۴۰۰ را چگونه گذرانده‌اند و چه نگاهی به سالی که گذشت دارند؟»

برخی از مردم ترجیح داده‌اند که در پاسخ به این سوال از اتفاقات رخ داده در زندگی شخصی خود بگویند و بعضی نیز به مسائل سیاسی و اجتماعی اشاره کرده‌اند.

متن این گزارش را می‌توانید در ادامه بخوانید؛ با این توضیح که گفته‌های مردم به دلیل الزامات انتشار در رسانه اندکی ویرایش شده است.

عبدالله که کشاورزی ۶۱ ساله و اهل سبزوار است، درباره‌ی احوال زندگی‌اش در ۱۴۰۰ می‌گوید:

«ما اهل روستا شاکر هستیم، به داده و نداده‌ی خدا شکر می‌کنیم، سال‌هایی مثل امسال سالِ سختی است و‌ گرفتاری ولی باز هم شکر‌ می‌کنیم تا سال بعد که اوضاع ما بهتر شود. همه‌ی عمر همین‌طور بوده».

شکرالله، بازنشسته که هفتاد بهار از زندگی‌اش گذشته و در اهواز زندگی می‌کند درباره‌ی سالی که گذشت، گفت:

«برای من و خانواده‌ام مثل هر سال بود اما این ماه پایانی سال، اوقات ما را تلخ کردند و حقوقی که حق‌مان بود را به موقع ندادند. باید خجالت بکشند از این وضعیت که ما را شرمنده‌ی خانواده‌هایمان کردند».

مرتضی، معلمی ۴۳ ساله که به گفته‌ی خودش بیست سالی هست که در اصفهان زندگی می‌کند به ماجرای طرح رتبه‌بندی معلم‌ها اشاره می‌کند و‌ می‌گوید:

«سال ۱۴۰۰ با وعده و وعید مسئولان گذشت، چه وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی، چه دولتی که الان بر سر کار است به معلم‌ها بدقولی کردند و حالا باز هم شعار می‌دهند که از سال جدید رتبه‌بندی را اجرا می‌کنند؛ من که دیگر امیدی ندارم».

پارسا، دانشجوی دانشگاه مازندران که ۲۵ ساله است درباره‌ی ۱۴۰۰ می‌گوید:

«پارسال هم همین موقع‌ها بحث برجام و تحریم‌ها بود امسال هم دوباره حرف از مذاکره است، اما در عمل اتفاقی نیفتاده و هر چه گران می‌شود بازاری‌ها می‌گویند تحریم هستیم؛ نمی‌دانم چه زمانی دیگر قرار است ما هم مثل بقیه‌ی مردم دنیا زندگی عادی و آرام داشته باشیم».

مجتبی ۳۶ ساله است و صاحب یک سوپر‌مارکت در تبریز، او درباره‌ی سالی که گذشت، گفت:

«امسال هم به‌خاطر گرانی اجناس مشتری‌ها به ما اعتراض می‌کردند و روزی نبود که درگیری با مشتری نداشته باشم. مردم بی خبرند که این قیمت‌ها از بالا تعیین می‌شود و‌ منِ فروشنده کاره‌ای نیستم ولی سر من داد و فریاد می‌کنند و لعن و نفرینم می‌کنند؛ ماها چه کاره‌ایم».

محسن، دانش‌‌آموز ۱۷ ساله اهل مشهد درباره‌ی سال ۱۴۰۰ به یک اتفاق شخصی اشاره می‌کند و می‌گوید:

«سال بدی برای من بود،‌ چون پدرم را به‌خاطر کرونا از دست دادم؛ خدا کند امسال کرونا تمام شود و دیگر خانواده‌ها این‌طور داغدار نشوند».

سما، ۲۲ ساله که خانه‌دار است و اهل چالوس با خوشحالی از ۱۴۰۰ می‌گوید:

«امسال خیلی خوب بود و مادر شدم. خرج دوقلوها بالاست و‌ دولت هم کمکی نمی‌کند ولی خدا بزرگ است. این سال با همه‌ی سختی‌هایی که داشت برای ما خیلی شیرین بود».

خانم فلاحی، معلم ۵۶ ساله که در استان آذربایجان شرقی مشغول آموزش دانش‌آموزان است با اشاره به اعتراضات معلم‌ها در ماه‌های اخیر گفت:

«صدای ما معلم‌ها شنیده نمی‌شود، از وقتی من یادم می‌آید مسئولان از جایگاه رفیع معلمان حرف می‌زنند اما در عمل صدای معلم شنیده نمی‌شود. می‌بنید که اعتصاب‌ها سال‌هاست انجام می‌شود و امسال هم در همه استان‌ها تجمع‌های آرامی برگزار شد اما واکنش‌های مسئولان در عمل بر خلاف حرف‌هایشان شده است و‌ حتی همین حداقل حقوق‌ها را هم به موقع نمی‌دهند».

آرش، ۳۴ ساله و ساکن اصفهان است؛ او که شغل آزاد دارد درباره‌‌ی وضعیت کار و زندگی‌اش در سال ۱۴۰۰ می‌گوید:

«وضعیت خرید و فروش امسال هم مثل این چند سال گذشته کساد بوده است؛ بالایی‌ها فقط شعار می‌دهند ولی در زندگی مردم اصلا خبری از این شعارها نیست و همه چیز به هم ریخته؛ نه ماها که در تولید هستیم راضی هستیم نه کارگرهایمان. ما دو‌ گروه را به جان هم انداختند و خوشان را کنار کشیدند».

یک مامور راهنمایی و رانندگی که در اهواز مشغول فعالیت است با تاکید بر اینکه نامش در این گزارش عنوان نشود، گفت:

«نمی‌توانم با شما صحبت کنم اما بنویس که ما هم مثل مردم هستیم و‌ در زندگی گرفتاریم، ما را به چشم بد نگاه نکنند».

آقای صادق‌نیا، بازنشسته و ساکن تهران است؛ او نیز که از عدم پرداخت به موقع حقوق بازنشستگی گلایه دارد می‌گوید:

«دولتی‌ها و مسئولان چنان در زندگی‌های خوبی که دارند هستند که اصلا متوجه نمی‌شوند همه‌ی بچه‌ها و نوه‌هایمان از ما توقع دارند و وقتی حقوق چندرغاز ما را با این همه تاخیر می‌دهند چه بلایی بر سر ما می‌آید و آبروی‌مان این‌طور پیش خانواده‌هایمان می‌رود».

محسن که ۴۰ ساله است و‌ در آرایشگاه مردانه‌ای در غرب مازندران مشغول کار، می‌گوید:

«امسال وضعیت از قبل بهتر شده و حتما سال ۱۴۰۱ از امسال هم بهتر است اما مردم فقط دنبال اتفاقات منفی هستند و در اینستاگرام به هم‌دیگر جوّ منفی می‌دهند؛ در حالی که اوضاع واقعاً اینقدرها هم که در این شبکه‌های خارجی می‌گویند که بد نیست».

احمد، قصاب ۴۱ ساله‌ای اهل تبریز است که در پاسخ به این پرسش که سال ۱۴۰۰ برای او چطور گذشت می‌گوید:

«اینکه مردمی بیایند و‌ به‌خاطر گرانی گوشت، «آشغال‌گوشت» ببرند را توی قصه‌ها می‌شنیدیم و‌ قبلا شاید سالی یک بار یا دو بار به چشم می‌دیدیم اما در امسال و سال قبل روزی نبود که این اتفاق را نبینیم؛ واقعا نمی‌دانیم چه کنیم، حتی برای ما هم که فقط تماشاگر این اتفاق هستیم هم سخت است چه برسد به خانواده‌هایی که در این وضعیت مشغول زندگی هستند».

مرتضی‌علی، نانوای ۶۲ ساله‌ای از اصفهان درباره‌ی سالی که گذشت می‌گوید:

«اگر این مسئولان از آتش بترسند و برای مردم کار کنند همه چیز عوض می‌شود. مگر دهه‌ی ۶۰ جنگ نبود اما اینقدر ناراحتی و‌ گلایه بین مردم نبود چون دولت و مجلس آن موقع از خدا می‌ترسیدند و خودشان راه کج نمی‌رفتند».

شیما فراهان‌پور، ۲۹ ساله که در تبریز خبرنگار یک رسانه‌ی محلی است می‌گوید:

«مردم در سال ۱۴۰۰ ناراضی بودند، این نارضایتی جامعه هم در انتخابات معلوم بود و هم بعد از آن در این تجمعاتی که در اهواز و اصفهان و‌ بین معلم‌ها و کارگرها داشتیم اما این صداها را کسی نمی‌شنود و همین مردم را از آینده و سال جدید ناامید کرده است».

سیمین نامور که در استان مازندران مشغول فعالیت اقتصادی است، می‌گوید:

«متاسفانه مسئولان فقط در سخنرانی‌ها شعار حمایت از تولید را می‌دهند اما در عمل از تولیدگرها هیچ حمایتی نمی‌شود. علاوه بر اینکه حمایت نمی‌کنند حتی سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی هم می‌بینیم فقط به‌خاطر اینکه می‌خواهند یک گروه خاص به سود برسد و فضای کسب‌وکار در کشور را با تصمیم‌های نادرست و آزمون و خطا مافیایی کرده‌اند».

عقیل، ۳۳ ساله و ساکن تهران با ناراحتی از وضعیت خود در سال ۱۴۰۰ می‌گوید:

«این دو سال به خاک سیاه نشسته‌ام،‌ اول گفتند سرمایه‌های خود را به بورس بیاورید، ما هم دار و نداری که داشتیم را سهام خریدیم و بعد خودشان آنقدر بورس را بالا و پایین کردند تا اینکه همه به غیر از نورچشمی‌هایشان ضرر کردند، بعد هم گفتند سه روزه مشکل بورس را حل می‌کنند، یک سال گذشته اما هیچ‌ چیزی درست نشده است؛ همه‌ی اینها را بنویس که فکر‌ نکنند مردم نمی‌فهمند».

نورعلی، راننده‌ی اتوبوس بین‌شهری که اهل مشهد است و ۴۴ سال دارد در مورد سال ۱۴۰۰ می‌گوید:

«سالی که گذشت هم مثل سال‌های قبل بود؛ این تغییر سال‌ها برای ما که مردم عادی هستیم خیلی فرقی نمی‌کند به جز اینکه چند روزی‌ به خانه‌ی فامیل برویم و میهمانی داشته باشیم که این سال‌ها به خاطر کرونا و گرانی دیگر همین هم در زندگی نداریم».

بهروز، راننده‌ی تاکسی که اصفهانی است با ادبیاتی طنزآمیز از ۱۴۰۰ می‌گوید:

«زندگی همیشه بالا و پایین دارد و امسال هم مثل بقیه‌ی سال‌های زندگی اینطور بوده اما مثل ما همیشه قسمت پایین زندگی نصیبمان می‌شود و دست‌مان به بالاهایش نمی‌رسد؛ زندگی ما اینطور است، چه ۱۴۰۰ باشد، چه ۱۵۰۰».

فرید که ساکن ورامین است و می‌گوید شغل آزاد دارد و‌ ۴۰ ساله است گفت:

«در زندگی شخصی و کاری برای من اتفاقات خوبی افتاد و خیلی راضی هستم اما وقتی می‌بینم همسایه‌ام، همکارم، فامیلم و مردم حال خوبی ندارند من هم حالم گرفته می‌شود؛ شادی باید جمعی باشد، چیزی که ما ایرانی‌ها خیلی بلد نیستیم»

پریسا، دانشجوی دانشگاه تبریز درباره‌ی سالی که گذشت گفت:

«امسال هم دست به هر چیزی می‌زدیم می‌گفتند تحریم است؛ اما دروغ می‌گویند که به دلیل تحریم نمی‌توانند کار کنند وگرنه چرا جاهای نظامی با همین تحریم خوب پیش می‌روند، معلوم است که اینهایی که تحریم را بهانه می‌کنند‌ و باعث گرانی هستند بهانه می‌آورند تا مردم را سرگرم کنند و سرشان را کلاه بگذارند».

مینو فهیم، کارمند و و ساکن تبریز می‌گوید:

«ما انتظار داشتیم با تغییر دولت شرایط عوض شود و وضعیت زندگی مردم هم از این شرایط سخت عبور کند اما اتفاقی نیفتاد و همه‌ی مشکلات گذشته در ۱۴۰۰ هم بوده و همچنان باقی مانده است؛ فقط مسئولان فعلی بیشتر بین مردم هستند و‌ فعال‌تر شده‌اند اما در عمل تغییر زیادی به وجود نیامد».

حسین، ۵۰ ساله که در یک بنگاه املاک در مشهد فعالیت می‌کند، می‌گوید:

«سال ۱۴۰۰ هم مثل چند سال گذشته در حوزه‌ی کار ما خیلی خوب نبود و اصلاً بود؛ به اصطلاح ما کار کساد شده بود و خرید و فروشی نیست. اما اگر دولت بتواند پر‌وژ‌ه‌های مسکنی که قول داده را عملی کند وضعیت عوض می‌شود و بازار تکانی می‌خورد».

محسن فدایی‌نژاد، عضو هیئت علمی دانشگاهی در تهران می‌گوید:

«امسال هم مثل هر سال دیگری فراز و فرودهایی را شاهد بودیم؛ اتفاقات خوب و امیدوارکننده و اتفاقات تلخ و یأس‌آور اما آنچه مهم است داشتن امید و‌ حفاظت از آن است. اگر در جامعه‌ای که امید کشته شود، تک‌تک شهروندان آن نیز بدون آنکه خود متوجه باشند کشته شده‌اند».

پرویز، راننده‌ی ۴۹ ساله‌ی اتوبوس بین شهری که در مسیر خراسان – مازندران مشغول فعالیت است می‌گوید:

«همه ۲۰ ساعت کار می‌کنند و چند شغل دارند اما هشت‌مان گرو نه‌مان است. هیچ‌کس هم به فکر نیست که مشکلات ما راننده‌ها و همه‌ی مردم را حل کند. ما هم آدم هستیم، تا وقتی جوانیم باید دنبال کار بگردیم و بعد هم‌ کاری پیدا شد حقوق‌مان کفاف زندگی را نمی‌دهد».

سعید، دانش‌آموزی که به گفته‌ی خودش در سال ۱۴۰۱ باید کنکور بدهد می‌گوید:

«من اصلا نفهمیدم امسال چطور گذشت؛ چون همه‌اش مشغول درس خواندن و تست زدن بودم؛ از هیچ اتفاقی هم خبری ندارم و‌ فقط برای عید چند روزی از درس خواندن فاصله می‌گیرم. می‌خواهم نفر اول کنکور ۱۴۰۱ باشم».

قدرت‌الله، دامدار ۵۸ ساله‌ی اهل اهواز در پاسخ به سوالی از ۱۴۰۰ ترجیح می‌دهد که با نگرانی از آینده بگوید:

«من نگرانی از زندگی خودم ندارم و امسال هم که تمام شد مثل سال‌های قبل از آن اما نگران بچه‌ها و نوه‌هایم هستم که چه اتفاقی با این شرایط برایشان می‌افتد؛ ای‌کاش مسئولان که فقط حرف می‌زنند شرایط اقتصادی مردم برایشان مهم بود که کمی از این نگرانی‌های پدر و مادرها برای آینده‌ی بچه‌هایمان کم شود»

فهیمه، عکاس ۳۲ ساله‌ای از تبریز می‌گوید:

«نه فقط سال ۱۴۰۰ که همه‌ی این چند سال گذشته دیگر لبخند از لب مردم رفته است. قبلا همه با خوشحالی و خنده عکس می‌گرفتند و شاد بودند اما این سال‌ها حتی برای عکس هم به سختی و اجبار می‌خندند و دیگر شاد نیستند».

صادق، خادم حرم رضوی که ۵۰ ساله است درباره‌ی سالی‌ که گذشت، گفت:

«مردم گلایه دارند ‌ این ناراحتی و گله‌هایی که هست فقط متوجه این دولت نیست و از مسئولان ناراحت هستند. مشکلات مردم هم فقط اقتصادی نیست اما ببشترین گلایه‌هایی که ما می‌شنویم به این مسئله برمی‌گردد و دولت و مجلس و دیگر مسئولان نباید با بد عمل کردن اینقدر باعث ناامیدی مردم شوند».

سیما، فروشنده‌ی پوشاک در اصفهان درباره‌ی وضعیت سال ۱۴۰۰ در حوزه‌ی کاری و زندگی خود گفت:

«وضعیت در پوشاک با گذشته خیلی فرقی نکرده است اما انگار مردم ناراضی‌تر هستند. با اینکه قیمت پوشاک نسبت به قبل تفاوت غیرمعقول نداشته اما افرادی که به سادگی خرید کنند خیلی خیلی کم است و بیشتر مشتری‌ها یا دست خالی می‌روند یا تخفیف‌های زیاد می‌خواهند».

فرزانه، معلم ۲۹ ساله‌ی تبریزی می‌گوید:

«اگر آقایانی که رای گرفتند و به صندلی دولت و‌ مجلس رسیده‌اند به وعده‌هایی که می‌دهند عمل کنند همه چیز درست می‌شود اما اگر مثل سالی که گذشت رفتار کنند اتفاقات بدتری هم می‌افتد و همه ناراضی می‌شوند».

راحله فروزش، ۳۴ ساله و خانه‌دار که اهل مشهد است می‌گوید:

«امسال سال خوبی نبود چون دولت نتوانست به انتظار حامیان خودش توجه کند، انگار آقای رئیس‌جمهور تعارف دارد و خیلی از مدیران دولت روحانی هنوز دارند جولان می‌دهند، تا اینها را عوض نکنند شرایط بهتر نمی‌شود و شاید سال ۱۴۰۱ هم بدتر از سال ۱۴۰۰ بشود».

مراد، کارمند ۴۵ ساله از استان مازندارن با خوشحالی از ۱۴۰۰ می‌گوید:

«خدا را شکر‌ سال خیلی خوبی بود و برای هر دو دخترم عروسی گرفتیم و راهی خانه‌ی بخت‌شان کردیم. هزینه‌ها اذیت کرد اما هم ما همه چیز را ساده گرفتیم هم اینکه ارزشش را داشت. امیدوارم همه دنبال ساده گرفتن ازدواج بروند و همه‌ی جوان‌ها هم خوشبخت شوند».

هدایت خرمی، ۳۵ ساله و اهل اصفهان از آنچه در ۱۴۰۰ برایش پیش آمده راضی است، او‌ می‌گوید:

«بعد از اینکه ده سال در جاهایی شاغل بودم که ارتباطی به تخصصم نداشت بالاخره از زمستان ۱۴۰۰ توانستم در شغل مرتبط با تخصصی که دارم مشغول شوم و از این اتفاق که در ۱۴۰۰ برایم افتاد خیلی خوشحال هستم».

بهنام که ساکن اهواز است و ۴۰ سال دارد با ناراحتی از سالی که گذشت می‌گوید:

«برای من خیلی بد تمام شد؛ از کاری که بسیار دوست داشتم و برایش زحمت کشیده بودم فقط برای اینکه مجیز مدیربالادستی خودم را نگفتم کنار گذاشته شدم و برایم پرونده‌سازی کردند تا دادگاهی شوم».

فرهاد که بنا بر گفته‌ی خودش به کار نویسندگی مشغول است واکنشی متفاوت به سوال خبرنگار انصاف نیوز دارد و می‌گوید:

«اینکه ۱۴۰۰ چطور گذشت خیلی مهم نیست؛ اتفاق مهم این قصه، یک قدم دیگر نزدیک شدن به مرگ است. در این قرن تازه همه‌ی ما زنده‌ها خواهیم مُرد و این جذاب است!».

شاهین، نوجوانی از آذربایجان شرقی می‌گوید:

«من امسال در مسابقات تکواندو قهرمان شدم و به مسابقات استانی رسیدم. برای همین سال خیلی خوبی بود و سال بعد هم در استان و کشور قهرمان می‌شوم».

علیجان، کارگر ساختمانی که در مشهد زندگی می‌کند با گلایه از مسئولان می‌گوید:

«هر سال وضعیت مایی که با نداری زندگی می‌کنیم بدتر می‌شود ولی مسئولان در کاخ هستند و متوجه نیستند که شرایط ما کارگرها چطور شده است».

حسن کتابی، معلم ۵۳ ساله‌ی اصفهانی گفت:

«گله و شکایت از مسئولان سر جای خودش و واقعیت هم دارد، اما تا مردم تکانی به خود ندهند وضعیت تغییری پیدا نمی‌کند و از این آقایان تا مردم به میدان نیایند آبی گرم نمی‌شود».

رضا شفاپور، دانشجوی ۳۰ ساله‌ای که در تهران زندگی می‌کند در پاسخ به سوالی از ارزیابی‌اش از سال ۱۴۰۰، به کرونا اشاره می‌کند و می‌گوید:

«سالی که گذشت هم مثل سال قبل همه چیز تحت تاثیر کرونا بود و با اینکه قرار بود بعد از واکسیناسیون همه چیز به حالت عادی برگردد اما باز هم شرایط سخت محدودیت‌های کرونایی وجود دارد و حتی از دوز سوم و چهارم واکسن کرونا حرف می‌زنند».

مجتبی پورصفر، ۳۹ ساله و اهل اهواز است، او می‌گوید:

«سال ۱۴۰۰ برای من سال پر‌ ماجرایی شد؛ سالی که در آن مجبور شدم چند شغل عوض کنم و در نهایت هم چند روز‌ مانده به عید به‌خاطر گزارش‌هایی که علیه من رد کردند از کار بیکار شدم و باید به‌جای عیدی به خانواده‌ام صورت شرمنده‌ام را نشان بدهم».

فهیمه، دانشجوی ۲۲ ساله که برای زیارت به همراه همسرش به مشهد آمده می‌گوید:

«سال ۱۴۰۰ برای من و همسرم خیلی خوب و خوش یُمن بود، اول سال با هم آشنا شدیم و بعد از مدتی هم‌ ازدواج کردیم و حالا هم در آخر سال  «ماه عسل» را در مشهد هستیم و به زیارت امام رضا آمده‌ایم».

احمدرضا که  بازنشسته و ۵۶ ساله است و ساکن تهران می‌گوید:

«از تلخی‌ها نمی‌خواهم بگویم، سال ۱۴۰۰ نوه‌ام به دنیا و وقتی او را در آغوش گرفتم شیرین‌ترین احساس همه‌ی زندگی‌ام بود و قابل وصف نیست؛ همه‌ی تلخکامی‌ها در برابر این هیچ‌ بود».

فربد، ۳۱ ساله و کارمند که در مازندران زندگی می‌کند ترجیح داد که از اتفاقی در زندگی‌ شخصی‌اش بگوید:

«برای من در زندگی شخصی‌ام سال تلخ و سختی شد و به‌خاطر فشارهایی که مشکلات اقتصادی باعثش بود جدایی را تجربه کردم که تجربه‌ی خیلی تلخی در سالی که گذشت، بود»

شکور، ۴۲ ساله که کارمندی از تبریز است هم درباره‌ی احوال زندگی‌اش در سالی که گذشت، گفت:

«امسال هم مثل همیشه فراز و فرودهایی داشتیم هم در زندگی شخصی و هم اجتماع و در کنار سایر مردم اما مهمترین اتفاق برای من در زندگی شخصی‌ام افتاد و بالاخره توانستم مادرم را به کربلا بفرستم‌ تا به آرزویش برسد».

نادر، راننده‌ی تاکسی ۶۵ ساله که در مشهد مشغول فعالیت و زندگی است درباره‌ی آنچه در ۱۴۰۰ گذشت، می‌گوید:

«زندگی سخت شده آقا! در گذشته کجا اینطور بود. الان دخل و خرج هیچ‌‌کس به هم نمی‌خورد و چاره‌ای نمانده به جز اینکه از جیب همدیگر بزنیم. اگر یک جو غیرت و مسئولیت‌پذیری وجود داشت مردم به این حال و روز نمی‌افتادند؛ نگرد، نیست!».


[عبدالله صامتی، صدرا جمشیدیان، شروین و شیرین شیرانی در تهیه‌ی این گزارش میدانی کمک کرده‌اند‌]

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. لازم نیست همه پیز را از مردم بپرسیم، وضعیت آنقدر عیان است که نیاز به پرسیدن نیست . به جیب خودتان و سطح نیازهایتان توجه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا