تفاوت تورم، رکود تورمی، رکود و رونق اقتصادی

میرکیارش خمسی، انصاف نیوز: در چرخه اقتصادی چند حالت وجود دارد که رونق اقتصادی یا echonomical boom بهترین حالت ممکن است که هم عرضه و هم تقاضا مناسب است، پول به میزان کافی در جامعه وجود دارد، هیچ چیزی راکد نیست و قیمت ها به طور سرسام آوری افزایش نمی‌یابد. رونق اقتصادی، مراحل گسترش و اوج چرخه تجاری است. همچنین به عنوان یک دوره صعود، صعود و یک دوره رشد نیز شناخته می شود. در دوران رونق، شاخص های کلیدی اقتصادی افزایش خواهند یافت. تولید ناخالص داخلی (GDP) که تولید اقتصادی یک کشور را اندازه گیری می کند، افزایش می یابد.

در این حالت معمولا نرخ تورم 1 تا 2 درصد تورم وجود دارد. رکود تورمی، تورم مثبت و منفی و رکود اقتصادی از دیگر حالت های این چرخه اقتصادی هستند.

تورم در اقتصاد به معنای افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد در یک دوره زمانی معین است. وقتی سطح عمومی قیمت بالا می رود، هر واحد ارز کالاها و خدمات کمتری را خریداری می کند. بنابراین، تورم منجر به از دست دادن ارزش پول می شود. یکی دیگر از روش‌های رایج برای نگاه کردن به تورم، «پول بسیار زیاد به دنبال کالاهای کم است». آخرین تعریف : علت تورم را به رشد پولی نسبت به خروجی / در دسترس بودن کالاها و خدمات در اقتصاد نسبت می دهد.

در صورتی که قیمت فقط یک کالا به شدت افزایش یابد اما قیمت سایر کالاها کاهش یابد، تورم نامیده نخواهد شد. به همین ترتیب، در صورتی که به دلیل شایعات، قیمت یک کالا در روز افزایش یابد، تورم نامیده نخواهد شد.

انواع تورم

به طور کلی تورم به دو دسته تقسیم می شود.

(الف) تقاضا – تورم کششی: در این نوع تورم افزایش قیمت ها ناشی از مازاد تقاضا بر عرضه برای کل اقتصاد است. تورم تقاضا زمانی اتفاق می‌افتد که عرضه دیگر نتواند برای پاسخگویی به تقاضا افزایش یابد. یعنی زمانی که عوامل حیاتی تولید به طور کامل مورد استفاده قرار می گیرند که تورم تقاضا نیز نامیده می شود.

(ب) هزینه – تورم فشاری: این نوع تورم زمانی رخ می دهد که سطح عمومی قیمت ها به دلیل افزایش هزینه های ورودی افزایش می یابد. به طور کلی، سه عامل وجود دارد که می تواند به تورم فشار هزینه کمک کند: افزایش دستمزدها، افزایش مالیات شرکت ها، و تورم وارداتی. [کالاهای خام یا نیمه تمام وارداتی ممکن است به دلیل افزایش هزینه های بین المللی یا در نتیجه کاهش ارزش پول محلی گران شوند]

افت قیمت یا تورم منفی چیست؟

تورم منفی نقطه مقابل تورم است. تورم منفی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن سطوح عمومی قیمت کاهش می یابد. بنابراین، کاهش تورم زمانی اتفاق می‌افتد که نرخ تورم به زیر صفر درصد (یا نرخ تورم منفی) کاهش یابد. تورم منفی ارزش واقعی پول را افزایش می دهد و به فرد اجازه می دهد تا در طول زمان کالاهای بیشتری را با همان مقدار پول خریداری کند. این موضوع می تواند به دلیل کاهش عرضه پول یا اعتبار رخ دهد. تورم منفی همچنین می تواند به دلیل انقباضات مستقیم در مخارج رخ دهد، چه به شکل کاهش مخارج دولت، هزینه های شخصی یا هزینه های سرمایه گذاری. تورم اغلب اثرات جانبی افزایش بیکاری در یک اقتصاد را داشته است، زیرا این فرآیند اغلب منجر به کاهش سطح تقاضا در اقتصاد می شود.

رکود تورمی چیست؟

رکود تورمی به شرایط اقتصادی اطلاق می شود که در آن رشد اقتصادی بسیار کند یا راکد است و قیمت ها در حال افزایش است. اصطلاح رکود تورمی توسط سیاستمدار بریتانیایی ایین مکلئود ابداع شد که در سخنرانی خود در پارلمان در سال 1965 از این عبارت استفاده کرد و گفت: «ما اکنون بدترین هر دو جهان را داریم – نه فقط تورم از یک طرف یا رکود در طرف دیگر. ما نوعی وضعیت “رکود تورمی” داریم.” عوارض جانبی رکود تورمی افزایش بیکاری است که با افزایش قیمت ها یا تورم همراه است. رکود تورمی زمانی اتفاق می افتد که اقتصاد رشد نمی کند اما قیمت ها در حال افزایش هستند. در سطح بین المللی، این اتفاق در اواسط دهه 1970 رخ داد، زمانی که قیمت جهانی نفت به طور چشمگیری افزایش یافت و باعث افزایش تورم شدید در کشورهای توسعه یافته شد.

ابر تورم

ابر تورم وضعیتی است که در آن افزایش قیمت ها بسیار شدید است. ابرتورم اغلب زمانی رخ می دهد که افزایش زیادی در عرضه پول وجود داشته باشد، که با رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) پشتیبانی نمی شود. چنین وضعیتی منجر به عدم تعادل در عرضه و تقاضا برای پول می شود. در این مورد بررسی نشده است. منجر به افزایش شدید قیمت ها و کاهش ارزش پول داخلی می شود.

تورم سرفصلی یا پایه چیست؟

تورم پایه به رقم تورمی اشاره دارد که برای فصلی بودن یا برای عناصر اغلب نوسان قیمت مواد غذایی و انرژی که در CPI اصلی حذف شده اند، تعدیل نشده است. تورم سرفصل معمولاً به صورت سالانه اعلام می شود، به این معنی که رقم تورم ماهانه 4 درصد برابر با نرخ ماهانه است که اگر برای 12 ماه تکرار شود، تورم 4 درصدی برای سال ایجاد می شود. مقایسه تورم کل معمولاً بر اساس سال به سال انجام می شود. همچنین به عنوان “تورم خط بالا” شناخته می شود.

شاخص مصرف کننده

به میزان تفاوت در سبد معیشت مصرف کننده در طی یک بازه مشخص گفته می‌شود.

اقتصاددانان کینزی استدلال می کنند که تورم ناشی از فشارهای اقتصادی مانند افزایش هزینه تولید است و به مداخله دولت به عنوان راه حل نگاه می کنند. اقتصاددانان پول‌گرا معتقدند که تورم ناشی از گسترش عرضه پول است و بانک‌های مرکزی باید رشد پایدار عرضه پول را مطابق با تولید ناخالص داخلی حفظ کنند.


اقتصاد کینزی


مکتب فکری کینزی نام و شالوده فکری خود را از اقتصاددان بریتانیایی جان مینارد کینز (1883-1946) گرفته است. اگرچه تفسیر مدرن آن همچنان در حال تکامل است، اقتصاد کینزی به طور کلی با تأکید بر تقاضای کل به عنوان محرک اصلی اقتصادی مشخص می شود. توسعه. به این ترتیب، پیروان این سنت از مداخله دولت از طریق سیاست های مالی و پولی به عنوان ابزاری برای دستیابی به نتایج مطلوب اقتصادی، مانند افزایش اشتغال یا کاهش نوسانات چرخه تجاری حمایت می کنند. مکتب کینزی معتقد است تورم ناشی از فشارهای اقتصادی مانند افزایش هزینه های تولید یا افزایش تقاضای کل است. به طور خاص، آنها بین دو نوع تورم کلی تمایز قائل می شوند: تورم فشاری هزینه و تورم کشش تقاضا.

تورم فشاری هزینه ناشی از افزایش کلی هزینه های عوامل تولید است. این عوامل – که شامل سرمایه، زمین، نیروی کار و کارآفرینی می‌شود – نهاده‌های لازم برای تولید کالا و خدمات هستند. هنگامی که هزینه این عوامل افزایش می یابد، تولیدکنندگانی که مایل به حفظ حاشیه سود خود هستند باید قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش دهند. هنگامی که این هزینه های تولید در سطح کل اقتصاد افزایش می یابد، می تواند منجر به افزایش قیمت مصرف کننده در کل اقتصاد شود، زیرا تولیدکنندگان هزینه های افزایش یافته خود را به مصرف کنندگان منتقل می کنند. بنابراین، قیمت های مصرف کننده، در واقع، توسط هزینه های تولید افزایش می یابد.
تورم کششی تقاضا از مازاد تقاضای کل نسبت به عرضه کل ناشی می شود. به عنوان مثال، یک محصول محبوب را در نظر بگیرید که در آن تقاضا برای محصول بیشتر از عرضه است. قیمت محصول افزایش می یابد. تئوری در تورم کشش تقاضا این است که اگر تقاضای کل از عرضه کل بیشتر شود، قیمت ها در کل اقتصاد افزایش می یابد.


اقتصاد پولی یا مونه تاری


پول گرایی به طور صریح به یک شخصیت موسس خاص مرتبط نیست، اما ارتباط نزدیکی با اقتصاددان آمریکایی، میلتون فریدمن (1912-2006) دارد. به طور خاص، به اثرات اقتصادی تغییرات در عرضه پول می پردازد.

طرفداران مکتب پول گرایی نسبت به همتایان کینزی خود نسبت به اثربخشی مداخله دولت در اقتصاد شک دارند. احتیاط پول گرایان چنین مداخلاتی بیشتر از اینکه فایده داشته باشد، خطر دارد. شاید معروف ترین چنین انتقادی توسط خود فریدمن در نشریه تأثیرگذارش (نوشته شده با آنا جی. شوارتز)، تاریخ پولی ایالات متحده، 1867-1960، که در آن فریدمن و شوارتز استدلال کردند که تصمیمات سیاسی فدرال رزرو به طور ناخواسته شدت رکود بزرگ را عمیق تر کرد. بر اساس این تردید، فریدمن پیشنهاد کرد بانک‌های مرکزی باید به حفظ نرخ رشد پایدار برای عرضه پول کشور در راستای تولید ناخالص داخلی (GDP) توجه کنند.

Monetarist: همه چیز در مورد پول است


پول گرایان به طور تاریخی تورم را به عنوان پیامد افزایش عرضه پول توضیح داده اند. دیدگاه پول گرایی کاملاً با اظهارات فریدمن که “تورم همیشه و همه جا یک پدیده پولی است” احاطه شده است. بر اساس این دیدگاه، عامل اصلی تورم ارتباط چندانی با مواردی مانند نیروی کار، هزینه مواد یا تقاضای مصرف کننده ندارد. در عوض، همه چیز در مورد عرضه پول است.

اصطلاح رکود و تورم در بحث های اقتصادی بسیار رایج است. اگرچه ما چرخه های تجاری متفاوتی از انقباض، اوج، گسترش و از طریق آن را تجربه می کنیم، اما ممکن است نتایج اقتصادی هر چرخه را پیش بینی نکنیم. در حالی که همه ما می دانیم که این دو اصطلاح به هیچ وجه به نفع رشد اقتصادی نیستند، علل و همچنین اثرات آن بر یک اقتصاد متفاوت است، همانطور که در زیر ذکر شده است.

رکود به چه معنا است؟


رکود، کاهش کلی در فعالیت های اقتصادی در نتیجه کاهش تولید ناخالص داخلی برای دو فصل متوالی است. رکود با سطوح بالای بیکاری، قیمت های پایین کالاها و کاهش دارایی ها و میزان فروش پایین مشخص می شود. این باعث کاهش اعتماد به یک اقتصاد می شود.

اگرچه ویژگی ها و علل هر رکودی منحصر به فرد است، برخی از علل شناخته شده رکود عبارتند از:

اعتماد پایین مصرف‌کننده به اقتصاد- وقتی مصرف‌کنندگان به یک اقتصاد اعتماد پایینی دارند، عادات خرج کردن تغییر می‌کند و مردم فقط مایحتاج خود را مصرف می‌کنند.


سطوح بالای بیکاری به مصرف کم می شود که به نوبه خود منجر به کاهش فروش می شود. از این رو کارفرمایان مجبور به کاهش هزینه ها هستند. برخی از موقعیت ها نیز ممکن است اضافی شوند. این منجر به سطح بالای بیکاری می شود.
نرخ‌های بهره بالا: نرخ‌های بهره بالا نقدینگی را محدود می‌کند و تعداد سرمایه‌گذاری‌ها را در یک اقتصاد کاهش می‌دهد.
کاهش قیمت مسکن و فروش – مالکان خانه مجبور به کاهش هزینه‌های خود در نتیجه از دست دادن سهام هستند.
مقررات زدایی- برخی از مقررات دولتی ممکن است منجر به رکود شود
ترکیدن حباب ها
کاهش سرعت تورم پس از جنگ

در تلاش برای نجات این وضعیت، دولت ها ممکن است سیاست های کلان اقتصادی مانند کاهش مالیات، افزایش هزینه های دولت و افزایش عرضه پول را اتخاذ کنند.

شباهت های بین رکود و تورم

  • هر دو بر فعالیت های اقتصادی تأثیر می گذارند
  • هر دو ناشی از پیامدهای اقتصادی خصمانه است

تفاوت بین رکود و تورم


رکود به کاهش کلی فعالیت اقتصادی در نتیجه کاهش تولید ناخالص داخلی برای دو فصل متوالی اشاره دارد. از سوی دیگر، تورم به افزایش قیمت کالاها و خدمات در طول زمان در یک اقتصاد اشاره دارد.


در حالی که رکود با تولید ناخالص داخلی اندازه گیری می شود، تورم با شاخص قیمت عمده فروشی (WPI) و شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) اندازه گیری می شود.

دوره و چرخه های زمانی


در حالی که رکود فقط در شرایط اقتصادی خاص رخ می دهد، تورم به طور مداوم در یک اقتصاد رخ می دهد.
رکود به کاهش کلی فعالیت اقتصادی در نتیجه کاهش تولید ناخالص داخلی برای دو فصل متوالی اشاره دارد و با تولید ناخالص داخلی اندازه گیری می شود. از سوی دیگر، تورم به افزایش قیمت محصولات و خدمات در یک دوره زمانی در یک اقتصاد اشاره دارد. این شاخص با شاخص قیمت عمده فروشی (WPI) و شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) اندازه گیری می شود. با این حال، هر دو ناشی از پیامدهای اقتصادی خصمانه هستند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا