سروش محلاتی: علی با فقر مبارزه می‌کرد معاویه توجیه

فقر جامعه نتیجه سیاست حکومت‌هاست

استاد محمد سروش محلاتی با بررسی ریشه های فقر در جامعه و مسئولیت علما و روحانیون در برابر پدیده فقر گفت: علمایی که امروز به دنبال توجیه فقر شدید در جامعه و دعوت مردم به صبر و ساختن با فقر هستند، تفکر اموی دارند، علی(ع) بزرگترین خطر برای جامعه را فقر و مهمترین مسئولیت حکومت را مبارزه با فقر و اجرای عدالت می دانست.

استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در سومین شب از سلسله نشستهای دین و معیشت مردم، درسخنانی با عنوان «فقیه شهر در فقیرِْشهر» گفت: گاهی فقر در حاشیه یک جامعه، اما گاه در متن یک جامعه دیده می شود و وضع عادی و طبیعی پیدا می کند، مثلا در اثر خشکسالی موضوع فقر برای مردم پیش می آید ولی گاه فقر جنبه عمومی پیدا می کند. فقیر شهر، در شرایطی اتفاق می افتد که فقر جنبه عمومی پیدا کرده، از حاشیه به متن شهر رسیده و از افراد نادر و استثنائی به عموم مردم سریان و جریان پیدا کرده است. در این شرایط، کم کم پذیرفته می شود که باید با فقر بسازیم. علی(ع) در موارد متعددی این مورد را بیان می کنند. سنگین‌ترین تعبیر درباره فقر این بیان حضرت است که فرمودند: «الفقر الموت الاکبر»؛ فقر مرگ است اما نه یک مرگ عادی بلکه مرگ سنگین و وخیم است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا فقر مرگ اکبر است گفت: این تعبیر را اگر برای یک جامعه فقیر بخواهیم تعمیم دهیم باید بگوییم فقیرشهر یعنی گورستان بزرگ. به تعبیر آقاجمال خوانساری از فقهاء بزرگ عصر صفوی، انسان در زندگی خود یکبار می میرد. اما فقیر هر روز مرگ را تجربه می کند. مرگ بزرگ زجری است که فقیر هر روز در زندگی خود تجربه می کند.

فقر، تحمل‌ناپذیرتر از مرگ است
استاد دروس خارج حوزه علمیه قم گفت: فقیر شهر، شهر مردگان نیست چرا که فقر به مراتب تحمل ناپذیرتر از مرگ است. در خطبه ۱۰۸ هم حضرت به دوران بنی امیه اشاره کرده و درباره وضعیت جامعه می گویند: حاکمان درنده هستند، فکرشان این است که طعمه ای پیدا کرده و مردم را بدرند و مردم عادی در چنین جامعه ای طعمه هستند و بلعیده می شوند. به اشکال مختلف اینها را سرکیسه کرده و می بلعند. فقرا در این جامعه مردگانی بیش نیستند که هیچ کسی حالی از آنها نمی پرسد و فراموش شدگانند.

آیت الله سروش محلاتی ادامه داد: جمله سومی نیز از حضرت علی (ع) وجود دارد که می فرماید: انسانهای آگاه و زیرک به دلیل فقیر بودن اخرس شده و لکنت زبان می گیرند. نمی توانند حرف خود را بزنند. در جامعه ای که انسانها فقیرند، شخصیت آنها مورد توهین قرار می گیرد. جمله اول اشاره به جنبه روانشناسی قضیه و این جمله اشاره به جنبه جامعه شناسی فقر دارد و می گوید فقر چطور موقعیت انسان را از بیرون متزلزل می کند.

وی افزود: حضرت در جای دیگر می فرمایند فقر به دین آسیب می رسانند. در جامعه ای که فقر هست نباید امید داشت که فرد بتواند دین خود را حفظ کند. فقر خرد و عقل را به زانو در می آورد. کسی که متفکر است وقتی فقیر شد راه به جایی نمی برد. فقر مردم را روبروی هم قرار می دهد. فرزند و والدین، در جامعه، در خانه و هیچ کجا اعصاب وجود ندارد. امیرالمومنین می گوید فشار اقتصادی همه جا خودش را نشان می دهد.

در فقیر شهر نمی‌توان توقع اخلاق داشت
این استاد دروس خارج حوزه علمیه تصریح کرد: امروزه افراد مختلفی در جهت توجیه فقر و عادی‌سازی آن تلاش می کنند و می‌گویند مساله ای نیست و باید تحمل کرد. می گویند در زمان پیامبر (ص) هم شعب ابیطالب بوده است. اما کسی فقر را مرگ می نامد که خودش در زندگی شخصی خود هرگز به دنبال لذتهای دنیایی نبوده است و در پایین ترین سطح معیشت زندگی می کرده است.
وی ادامه داد: برخی از افراد این حرفها را به نام دین به خورد جامعه می دهند تا حاکمان را تبرئه کنند و البته افتخار می کنند که ما در مکتب علامه طباطبائی درس خوانده ایم. اما علامه در تفسیر سوره توبه می گوید: مهمترین بنیان هرجامعه را جنبه مالی آن تشکیل می دهد. علامه می گوید اکثر گناهان، جنایات و مظالم ریشه در فقر یا ثروت مفرط دارد. جامعه وقتی طبقاتی شد دچار این سرنوشت است. در فقیر شهر نمی‌توان توقع اخلاق داشت.

فقر امروز در زشت ترین صورت آن است و از علما بی قراری نمی بینیم
آیت الله سروش محلاتی گفت: فکر می کنیم موعظه جای همه چیز را می گیرد و می شود با نصیحت همه خلاها را پر کرد. مگر کسی برای نصیحت بالاتر از علی (ع) است؟ اما او می گوید در فقیرشهر جای نصیحت نیست. حضرت در خطبه شقشقیه می گوید خلافت را به دو جهت پذیرفتم. یکی از جهت اینکه مردم خواستند. این جنبه، جنبه ظاهری ماجراست. اما به لحاظ محتوا می‌فرمایند خدا از علماء پیمان گرفته است. حضرت مساله گرسنگی و پرخوری را در سوی دیگر مطرح کردند. یکی آنقدر می خورد که نفسش بالا نمی آید. یکی آنقدر ندارد بخورد که نفس بکشد. اما حضرت نگفت یکی گرسنه و یکی سیر است. یکی را ظالم و یکی را مظلوم نامیدند. یعنی ظلم است که سبب ایجاد این شرایط می شود.

وی تصریح کرد: عدم تعادل در جامعه ناشی از ظلم است. لایقاروا یعنی خداوند از علماء پیمان گرفته است که در صحنه پرخوری یک عده و گرسنگی یک عده بی قرار باشند. یعنی تحمل و آرامش نداشته و متلاطم باشند. فقر امروز برای ما در زشت ترین صورت آن اتفاق می افتد و ما هیچ بی قراری نمی بینیم. در ماه رمضان سفره انداختن در مسجد خوب است اما سخن حضرت علی (علیه السلام) ارتباطی با این مسائل ندارد. این سخن در یک سطح دیگر است. بحث درباره سغب مظلوم و درباره فاصله طبقاتی است.

انفاق و صدقات برای رفع فقر جزئی است
این استاد حوزه علمیه گفت: حضرت علی (ع) می گویند من حکومت را گرفتم تا به این تکلیف عمل کنم. حضرت وقتی حکومت را داشت دائم کشاورزی و به فقرا کمک می کرد. اما مساله جنبه شخصی ندارد. قدرت را به دست می گیرد تا این وضع را به هم بزند. خداوند از علماء پیمان گرفته است که در این شرایط بی قرار باشند.

آیت الله سروش محلاتی گفت: ما دو نوع فقر داریم؛ یک فقر ناشی از مسائل شخصی است. فردی ناتوانی دارد و به همان دلیل مشکل اقتصادی پیدا می کند. ممکن است سیل یا ورشکستگی کسی را فقیر کند اما اینها فقیرشهر درست نمی کند. فقیرشهر وقتی اتفاق می افتد که سیاستهای حاکم بر جامعه عده‌ای را بالا و عده‌ای را پایین بیاورد. این غیرقابل تحمل است. انفاق و صدقاتی که در دین مطرح است برای رفع سنخ اول از مشکلات است. اگر کسی به زمین افتاد باید دستش را بگیریم. اما وقتی جریان حاکم به این سمت و سو می رود اینجا لازم است که علی علیه السلام قدرت را در دست بگیرد.

دین معاویه فقر عمومی ایجاد می‌کند
این استاد دروس خارج حوزه علمیه قم تصریح کرد: فقیر شهر، شهر و جامعه ای است که فقر بر اساس سیاست‌هایی که در حکومت وجود دارد به مردم تحمیل شده و در خانه مردم وارد می شود. این نقش یا نقش مستقیم و یا نقش غیرمستقیم است. نقش مستقیم مثلا با اختیاراتی که دارند و سیاست‌گذاری‌ها این کار رخ می دهد. یک نقش، نقش غیرمستقیم است. آیا دین در این فلاکت نقشی دارد یا نه؟ باید در پاسخ گفت دین معاویه یا دین علی(ع)؟ اگر دین، دین معاویه هست بله. فقر عمومی ناشی از دین معاویه است. درگیری ابوذر و معاویه و عثمان سر همین موضوع بود.

تفاوت نگاه معاویه و ابوذر
آیت الله سروش محلاتی گفت: اینکه بگوییم “جواب خدا با من”، حرف معاویه است❗ تمام اختلاف ابوذر با معاویه این بود که معاویه می گفت:” این زمین و اموال مال خداست و من هم نماینده خدا هستم، پس در برابر مردم پاسخگو نیستم و فقط جواب خدا را می دهم”اما ابوذر می گفت: “اینها بیت المال مسلمین است و تو باید جواب مسلمین را در این دنیا بدهی نه جواب خدا را در آن دنیا!” علمایی که امروز فقر شدید در جامعه را توجیه کرده و خواست خدا معرفی می کنند و بجای بازخواست از حاکمان مردم را دعوت به صبر و ساختن با فقر می کنند، تفکر اموی دارند نه تفکر علوی!

استاد درس خارج حوزه علمیه با طرح این پرسش که آیا فقه معاویه و فقه فقهاء اموی در به وجود آمدن این فقر موثر هست یا نیست؟ تصریح کرد: تا وقتی دین معاویه هست، فقر و فلاکت هم در چنین جامعه ای وجود دارد. امام حسین علیه السلام در سخنرانی منا به علماء خطاب کردند که شما حق ضعفاء را ضایع کردید و به میدان نیامدید. شما هستید که مردم را تسلیم این حاکمان کردید. می فرماید شما علماء مسئول هستید و مردم را رها کردید.

روحانیون نباید فقر را توجیه کنند
آیت الله سروش محلاتی گفت: تا وقتی ما فکرمان را از شام می گیریم نمی توانیم در کوفه و سپاه امیرالمومنین(ع) باشیم. کسانی که در لباس روحانیت هستند، نباید نقش توجیه گری داشته باشند. می گویند فقر امتحان الهی است. خدایی که با فقر امتحان می کند با چیزهای دیگر هم امتحان می کند. مثلا ناامنی. اگر کوچکترین ناامنی پیش بیاید حکومت‌ها تسلیم نمی شوند و می گویند حکومت مسئولیت دارد. چطور وقتی به فقر می رسد این حرفها مطرح نمی‌شود؟

گفتنی است سلسله نشستهای «دین، عدالت و معیشت مردم» به همت انجمن اندیشه و قلم و با همکاری کانون توحید و بنیاد اندیشه و احسان توحید تا ۲۲ ماه مبارک رمضان، هر شب ساعت ۲۲ برپاست و علاقمندان می‌توانند این نشست ها را به صورت حضوری در محل کانون توحید و نیز به صورت مجازی از صفحه اینستاگرام انجمن به نشانی http://instagram.com/andisheqalam دنبال کنند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا