خرید تور نوروزی

مسئولان و ضرورت باز فهمی قرآن

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «مسئولان و ضرورت باز فهمی قرآن» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

از فرصت‌های مهمی که در ماه مبارک رمضان برای هر مسلمان به خصوص اهل اندیشه فراهم می شود بازخوانی و باز فهمی قرآن است. رمضان ماه نزول قرآن است و بهترین زمینه را برای کشف فهم‌های جدید از قرآن فراهم می‌آورد و بسیار خامی و قرآن ناشناسی است که گمان بریم فهم‌های پیشین ما از قرآن برای همیشه کافی و وافی است و در رمضان به قرائت برای ثواب اکتفاء کنیم. در حالی که قرآن به تعبیر معصومین (ع) وجوه و بطون متعدد دارد (عوالى اللآلى ج ۴، ص ۱۰۷) قرآن این قابلیت را دارد که در هر نگاه و توجه و تامل جدید، رازی و معنایی از معانی خود را بر ما مکشوف سازد. اساس اعجاز قرآن نیز در همین قابلیت استخراج معانی جدید و کهنه نشدن مفاهیم آن نهفته است و سرّ اصرار بر قرائت مکرر با تدبر قرآن از ناحیه بزرگان دینی نیز گویی بازگشت به همین دارد که از هر قرائت و خواندن نو قرآن می توان فهم و معنای جدیدی را به دست آورد. به تعبیر مولوی:

امر قل زین آمدش کای راستین
کم نخواهد شد بگو دریاست این

دریای عمیق قرآن گوهرهای بسیار در خود نهان دارد که غواصانه در طلب‌شان باید کوشید. راه ورود به فهم‌های جدید نیز داشتن سئوالات جدید در مواجهه با قرآن و قانع نشدن به فهم‌های پیشین و آنها را کامل و بی نقص ندیدن است. قرآن خود به حضور با ذهن سوالی در محضرش ترغیب می‌کند و در مواردی (مثل آیه ۷ سوره یوسف) تصریح می‌کند که آیاتش برخوردار از نشانه‌ها وپاسخ‌ها برای پرسش‌گران است. بازخوانی و بازفهمی قرآن وقتی مهمتر می‌شود که توجه کنیم هر قرائت عالمانه جدید می‌تواند اصلاحگر خطاها و کاستی‌های فهم‌های گذشته گردد. معتقدین به قرآن به خصوص اهل علم در هر رجوع به قرآن با توجه به تجربه و علم‌های جدیدی که به داشته‌های معرفتی خود افزوده‌اند، می‌توانند زوایای جدیدی از این کتاب عظیم را برخود مکشوف سازند و این معارف جدید تصحیحگر معرفت‌های ناقص و یا نادرست گذشته خواهد گشت. این امر در عرصه‌هایی که در آنها ادعای پیروی از قرآن در امور کلان و موضوعات اجتماعی سیاسی می‌شود اهمیت مضاعف می‌یابد و مسئولین که ادعای سیاست‌ورزی بر اساس قرآن را دارند در رجوع جدید به قرآن این سوال را باید با خود مطرح کنند که اگر حکمرانی و سیاست‌ورزی‌شان برگرفته از مفاهیم قرآن است، پس چرا این همه معضل و مشکل اجتماعی سیاسی و اقتصادی در جامعه وجود دارد؟ و اگر ایمان راسخ به حقانیت قرآن و نقش سازنده آن در هدایت‌گری اجتماعی دارند، باید این احتمال قوی را مطرح سازند که فهم آنها از قرآن که کتاب انسان و جامعه‌ساز است نادرست یا حداقل ناقص بوده است. باید بیاندیشند چرا احیاگری جمعی (انفال /۲۴) و آزادی بخشی (اعراف/۱۵۷) و عدالت افروزی قرآن (حدید /۲۰) در واقعیت فعلی تجلی چندان ندارند؟ آیا این همه از این رو نیست که منظومه فکری و نظری قرآن در جامعه‌سازی به درستی و کمال فهم نشده است؟ اگر در جامعه مدعی حاکمیت قرآنی فقر مردمان را آزار می‌دهد و کرامت انسانی و عقلانیتی که قرآن از آنها دفاع می‌کند، مخدوش گشته و حقوق سیاسی اجتماعی افراد به بهانه‌های واهی زیر پا گذاشته می‌شود، آیا اینها به دلیل بدفهمی متولیان از مفاهیم اجتماعی سیاسی قرآن و ندیدن اصول و محورهای جامعه‌سازی قرآنی نیست؟

اگر متولیان اجتماع و سیاست این سوالات را جدی بگیریند باید به بازخوانی و باز فهمی قرآن به جد روی آورند این مهم درباره سایر افرادی که نقش تعیین کننده در فرهنگ و اجتماع دارند مثل عالمان و معلمان و مبلغان نیز جاری و ساری است و این سوال مهم در برابر اینان نیز خودنمایی می‌کند که اگر فهم‌ها در محتوا و روش بیان معارف قرآنی بی نقص است پس چرا نتیجه چیز دیگری است؟ و نشانه‌ها در متاثر بودن جامعه از فرهنگ قرآنی غایب یا اندک است. آیا نباید در فهم‌های خود از قرآن و اولویت‌های زندگی‌ساز آن تجدید نظر کرد و به بازخوانی و بازفهمی قرآن پرداخت؟ سوگمندانه دو تفکر در سال‌های اخیر مانع باز فهمی‌های مصلحانه از منابع دینی از جمله قرآن گشته است، نخست تفکر مدعی روشنفکری که کوشیده با عبور ناشیانه و با تنزل دادن قرآن در سطح خواب یا محدود دانستن معارف قرآن آن را از منبع جامعه‌سازی خارج سازد. دیگر تفکر متحجرانه که فهم‌های سطحی و ناپالوده خود از قرآن را بی نقص و نقد می‌داند و اصرار بر همان فهم‌ها دارد و به ضرب و زور می‌خواهد جامعه را با درک ناقص و نارسای خود همراه سازد. هر دو گروه به رشد و اصلاح جامعه ضربه می‌زنند. اما کسانی که درد دین و جامعه را دارند باید بدون تاثیر پذیری از این دو جریان برای رسیدن به فهم‌های کارآمد و جامعه ساز قرآنی تلاش نمایند و با نقد هر دو روش راه‌های اصلاح را با باز خوانی و بازفهمی مفاهیم متعالی و جامعه‌ساز قرآن و کشف گوهرها و ذاتیات معرفت قرآنی و فهم نسبت لوازم اجتماعی قرآن با ذاتیات آن افق‌های جدیدی را برای برون رفت از بن بست‌های فعلی بگشایند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. این حوزه های علمیه هستند که باید روش ها و برداشت های خود را در فهم از قرآن اصلاح کنند…چرا که عموم مسئولین از این مراکز تبعیت اعتقادی دارند…یا اعتبار علمی خود را از آن مراکز اخذ کرده اند یا میکنند…

    اولین قدم اساسی ، معتبر دانستن چیدمان فعلی آیات در هر سوره است… مهم این چیدمان نهایی است نه اینکه چه کسانی آنرا چیده اند…باید باور کنیم چیدمان تحت کنترل و رصد الهی بوده و هست…

    اقدام دوم اساسی که باید صورت گیرد اتخاذ روشی است در برداشت از قرآن که مورد تایید خود قرآن باشد و آن رعایت اتصال قول الهی (ضمن معتبر دانستن چیدمان آیات در هر سوره) است موضوعی که از جمله آیه ذیل بدان اشاره میکند:

    وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۱﴾ قصص

    اقدام اساسی سوم کنار گذاشتن معصومیت اولی الامر در آیه اطاعت است:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾ النساء

    این قول الهی را باید متصل دید…توضیح بسیار مختصر چنین است که :

    نباید در پایان عبارت اول آیه توقف کرده نتیجه اشتباه بگیریم:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

    و بگوییم اطاعت از اولی الامر همسنگ اطاعت از رسول الله است….تمام آیه را متصل بخوانیم….آیه میخواهد اطاعت از الله را تاویل کند…مانند این تاویل مختصر:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ ﴿۳۳﴾ محمد

    اما تاویل اطاعت از الله در آیه 59 سوره النساء دقیقترین تاویل است و استثنائات ممکن (بجهت نزول تدریجی) را نیز میپوشاند…

    با این سه قدم اساسی امکان اینکه کلیه عوامل حاکمیت خود را مسئول بدانند ایجاد میشود…و قبول اینکه امکان ندانستن و اشتباه کردن از صدر تا ذیل حاکمیت امکان دارد و باید از آن مقام پاسخ طلبید…

    اولی الامر که سهل است خود رسول الله نیز میتواند از طرف های تنازع باشد(سوره مجادله)…حکمیت با “الله و الرسول” یعنی رسالات الله (که نازل میشود) است….

    اقدام چهارم و تمام کننده اساسی معتبر دانستن شورای مومنین و عموم مردم است…در تمام سطوح باید رعایت نظر و رضایت شورایی و اجتماعی رعایت گردد و این همان تن دادن به انتخابات در تمام شئون است…و این همه لزوم صورت گرفتن انقلاب فرهنگی در حوزه های علمیه را هم ایجاب میکند…و این یعنی فهم احکام قرآن به روش مورد تایید خود قرآن و آن رعایت اتصال قول الهی است…

    ریشه مشکلات در برداشت از قرآن این است که تصور میشود روشی قاطع برای برداشت از قرآن وجود ندارد و باید مقام معصومی در هر زمان باشد تا از قرآن برداشت کند….اشتباه مهلکی که مراکز فوق الاشاره مرتکب میشوند…

    با این روش قرآن بطور صحیح فهمیده میشود و تمام صاحب نظران چه در زمان حال چه در گذشته (از طریق روایات آنها) ، میتوانند در آن دخیل باشند و نظرات یکدیگر را با ملاک واحدی (اتصال قول الهی) بسنجند و گردآوری کنند و نظر اشتباه را کنار بگذارند….

    1
    1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا