عقلانیت گم شده، در پس پویش سلام فرمانده

ابوالفضل نجیب، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است درباره‌ی سرود سلام فرمانده و حواشی آن نوشت:

ترجیح می‌دهم نتیجه گیری آنچه در پایان این سطور حاصل خواهم کرد، در همین مقدمه مورد اشاره و تاکید قرار دهم.

تبدیل سرود سلام فرمانده به یک پویش سراسری و آن هم در سخت‌ترین شرایط ممکن که مردم دست به گریبان آن هستند، کم از تنزل دادن نقش و جایگاه راهبردی رهبری که همواره بر شمولیت نقش و جایگاه آن به مثابه وجدان بیدار اجتماعی و الزامن مسئولی که موقعیت و موجودیت او در ارتباط مستقیم با وضعیت و حالیت جامعه از جهات مختلف روحی و روانی و غیره تعریف می‌شود، به جایگاه و موقعیتی منتزع و فارغ از دغدغه‌های کلان نمی‌توان تعبیر کرد.

می‌شود از این منظر به پویشی که ادعا می‌شود خودجوش و برآمده از عواطف نسل دهه‌ی نودی‌ها شکل گرفته، از زاویه متفاوتی نگاه کرد. کمترین تأمل در این رابطه می‌تواند تبدیل کردن یک اقدام حتی خودجوش و برآمده از یک ذوق و قریحه شخصی به یک جریان سازی اجتماعی و سیاسی و در بدترین شرایط ممکن باشد.

کافی است به دور از هر ساده انگاری و نگاه احساسی و ارادتمندانه به این اقدام، کمی بازخوردهای منفی آن را در فضای مجازی و حتی از سوی حامیان نظام دنبال کنیم. آنچه از تبعات این واکنش‌ها مشاهده می‌شود اگر کمی هوشیار و البته صادق باشیم بی تردید نتیجه‌ای معکوس از آنچه انتظار می‌رفته رقم زده است. در این میان البته نتایج و بازتاب‌های رسانه‌های رسمی را فاکتور بگیریم، همان دستگاه تبلیغاتی که به تاکید بالاترین مسئولان و مدیران آن، کمترین اراده و نقشی در آنچه می‌باید از متن جامعه منعکس کند، ندارد. نمونه سرراست آن پوشش فاجعه فروریختن ساختمان متروپل بود. با این همه می‌شود از نگاه و زاویه‌ای متفاوت‌تر به موضوع نگاه کرد، و آن هزینه کردن از رهبری برای سرپوش گذاشتن بر وضعیتی است که اعتراض وفادارترین افراد به نظام و در درون جریان حاکم را باعث شده است.

اولین تبعات ناگزیر از چنین اقدامی و در شرایطی که تلاش‌ها بر منفک کردن مسئولیت‌های کلان و جایگاه رهبری از سیاست‌های اجرایی و حتی گاه نقش انتقادی رهبری از سیاست‌های تبعیض آلود و مغایر روح عدالت اجتماعی و جهت گیری در دفاع از محرومان و فرودستان جامعه حکایت و بر آن تاکید دارد، گره زدن این اقدام به آنچه می‌تواند بر این همانی سیاست‌های اجرایی دولت و خاستگاه‌های رهبری و به طور مستقیم و غیر مستقیم دلالت داشته باشد در نهایت و خواسته یا ناخواسته می‌تواند به نتیجه‌ای غیر آنچه مورد نظر پویش سلام فرمانده است نه تنها دامن زده، که به نوعی به تشدید ذهنیت اجتماعی منجر شود.

به این زمینه‌ها اضافه کنید راه انداختن سراسری پویش سلام فرمانده و ایضن آنچه در استادیوم آزادی شاهد بودیم که بیشتر به برگزاری یک جشن سازماندهی شده جناحی شبیه بود؛ در تقابل با فضای غمزده ناشی از آوار شدن متروپل بر سر صدها هموطن که می‌توان به دهن کجی رسانه ملی به عواطف و احساسات و به نوعی وجدان و روح زخم خورده جامعه تعبیر کرد.

این اقدام در چنین فضایی و بدون کمترین تأمل و آینده نگری از تبعاتی که حدس و پیش بینی آن چندان کار دشواری نبود می‌تواند مسبوق به اثبات ادعایی باشد که حتی تا مرز تعمد از نتایج مورد اشاره می‌توان بر آن تصریح و تاکید داشت.

آنچه به این ذهنیت دامن می‌زند ادعاهای مبنی بر خودجوش بودن و معطوف کردن این اقدام به نسل دهه نودی‌ها و مهمتر نفی سازماندهی سراسری و حمایت همه جانبه مالی و رسانه‌ای در این رویکرد است. چنین ادعاهایی آگاهانه یا ناگاهانه کم از توهین به شعور و عواطف مردم نمی‌توان تعبیر کرد. تا جایی که انتقاد برخی از خودی‌ها را با تعبیر افراط کاری و اشاره بر نتایج معکوس و تبعات غیر قابل جبران باعث شده است. اطهاراتی که به تلویح و اشاره بر این نکته تاکید دارد که چنین اقداماتی با هر نیت و دغدغه‌ای هر چند سالم به نتایجی در نقطه مقابل هدف گذاری‌های فرضی منتهی خواهد شد. پر معلوم است این اظهارات با ملاحظه و محافظه کارانه بیش از هر چیز بر تبعاتی تاکید دارد که هزینه‌های مستقیم و غیر مستقیم آن متوجه رأس نظام می‌شود.

از این منظر آنچه می‌توان مورد تاکید قرار داد و چنانچه در مقدمه اشاره شد؛ حتی اگر تعمدی در تخطئه باقیمانده ارزش‌های موجود در کار نباشد، اقداماتی نظیر پویش سلام فرمانده و در شکل و شمائلی که شاهد بودیم و بخصوص بازه زمانی موجود حتی اگر به قصد مصادره رهبری به سوی یک جریان خاص هم نباشد، به نتیجه‌ای جز مخدوش کردن جایگاه رهبری منتهی نمی‌شود. هر چند قدرت رسانه‌ای و جریان سازان این اقدام به اندازه‌ای باشد که نیروهای دلسوز و صادق و هوشیار و آینده نگر را به انفعال و سکوت وادارد.

ختم کلام؛ برگزاری همایش سلام فرمانده در شرایطی که ده‌ها خانواده در خوزستان در هول و هراس سرنوشت عزیزانشان در زیر آوار خواب به چشم ندارند، اگر نگوئیم یک لجاجت و دهن کجی محض، که در خوش‌بینانه‌ترین حالت از ندانم کاری جریانی حکایت دارد که یا نمی‌داند یا آگاهانه دود بر خاسته از این بی سلیقگی را پیشاپیش به چشم کلیت نظام پذیرفته است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. یه چشت بسته ست،قشنگ چشات و باز کن.خوب ببین اوضاع کشور رو.حتی بچه های چند ساله هم ازت جلو زدند.عقبی داداش عقبی

    3
    2
  2. چه تحلیل بدی. آخه مگه میشه مردم رو به زور آورد؟ خود رهبری موافق بود، شم از زبان رهبری حرف نزن. خود مردم تو کوچه و خیابون دارن زمزمه می کنن و میان به این همایش ها. به نظرم سکوت کنید بهتره

    3
    3
  3. واقعا که انسان مغرض و مریض الافکار همان گوید که درون مریض احساس میکند
    لطفا از مردم آبادان و خوزستان برای ابراز مرضات مایه نگذارید که بوی تعفن اغراضاتان از بوی گند گندآبهای فاضلاب های سرزده خوزستان بدبوتر است

    4
    2
  4. کمترین درک شما از مساله اینه که فکر میکنید این سرود در راستای تقابل با حاثه متروپل ساخته شده در صورتی که اثری مثل این زمان زیادیست که قبل از ان مطرح بوده

    3
    3
  5. فازت چیه ؟
    مگ تو استادیوم ازادی زدن و رقصیدن همه رفته بودن ک به امام زمان سلام بدن
    توی اون ورزشگاه یا برای امام زمان خوندن یا برای امام حسین ، این ربطی ب حادثه متروپل نداره

  6. یه مغالطه معروف داریم که میگه
    اگر از کلمات قلمبه و سلمبه استفاده کنی معنیش این نیست که حق با تو ست…
    داداش جون چرا نمیخواید بس کنید…
    معروف تر از شما بودند سلبریدی هایی که سر سفره ی ساسی تو لس انجلس نشسته بودند و توییت می‌کردند که آبادان عزاداره بعد شما می‌رید استادیوم سلام فرمانده میخونید…
    عزیز دل اگر دین ندارید آزاده باشید…

  7. آقای عزیز!
    شما چون همه چیز رو جناحی می‌بینی اینطور تحلیل میکنی

    الان مایی که سلام فرمانده بهمون چسبیده مردمیم یا نمیدونم رسانه فلان یا جناح بهمان؟
    مشکل اقتصادی هم داریم، گرونی هم هست و ..

    البته همفکران شما سریع یه برچسب می‌زنید که شا فلانید و از بهمانید ..

    آقای عزیز!
    میشه هر چیزی رو نقد کرد، درست.
    ولی …
    ما انقلاب کردیم ..
    انقلاب ها اصولی دارن ..
    پای اصول موندیم ..
    غرب قدرتگر ما رو تحریم کرد ..
    فشار اقتصادی و تورم شدید شد ..

    اما ..
    مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ

    سلام فرمانده .. اتفاقاً در همین شرایط اقتصادی

  8. قطعاً عقلانیت گم شده ..
    ولی عقلانیتی گم شده که فکر میکنه اگه حرفی رو زودتر بزنه حق با اون میشه
    همین که امثال شما دادشون در اومده یعنی این اثر درست زده به هدف
    اگه انتظار دارید صدا و سیما اثری بسازه و فلان سازمان همایشی برگزار کنه که «اونوری‌ها» و «این وری‌های اونوری‌بین» به‌به و چه‌چه کنن باید بهتون بگم بشینید تا بشه .. میشه ..

  9. منطق امثال شما اینه:
    فقط ما درست میگیم!
    ولی نقدمون به جناح مقابل هم اینه که اونها هم میگن فقط ما درست میگیم!

    اگه کاری رو نپسندیدم، حتماً اون کار زوری بوده، حتماً جناحی بوده، حتماً جریانی بوده و ..

    اصلاً و کلاً فقط حق با منه

    یاد یه بابایی افتادم که می‌گفت:
    یا من رأی آوردم یا تقلب شده!

  10. این آقای ابوالفضل نجیب در اوایل انقلاب جزو گروهک مجاهدین خلق بوده و چند وقتی هم زندان تشریف داشته ..

    در یک گفتگویی درباره منافقین میگه:

    ” .. به همین دلیل بعد از سی خرداد مسئولان متوجه نشدند واکنش‌های دفعی با رویکرد خشونت آمیز برای دستگاه تبلیغاتی رجوی از نان شب واجب‌تر است. (یعنی با حمله مسلحانه منافقین نباید برخورد میشد!) فراموش نکنیم رجوی سال‌ها بعد همه دلیل دشمنی با جمهوری اسلامی را روی واکنش‌های تدافعی سی خرداد به بعد توجیه و تئوریزه کرد. (یعنی چون رجوی گفته پس درسته!)

    به یک معنی تا پیش از آن دلیل موجهی برای تئوریزه کردن فاز نظامی نداشت. (یعنی رجوی حیوونکی آدم خیلی بدی هم نبود!) کما اینکه در اطلاعیه ۲۵ خرداد سال ۶۰ حمله عده‌ای خودسر به خانه پدر مهدی ابریشمچی را دستمایه و بهانه مقاومت به اصطلاح انقلابی و مسلحانه ذکر می‌کند. اما بعد از اتفاقات سال شصت همین واکنش‌های تدافعی را دستمایه ادعای دفاع مشروع نظامی و مظلوم نمایی می‌کند.
    شاید آن زمان فهم این معنی که راهکارهای خشونت آمیز با هر هدف ولو مشروع و قابل دفاع در نهایت به نتیجه‌ای جز بازتولید خشونت منتهی نمی‌شود، مشکل بود (!!) از این زاویه آنچه در سال‌های اول دهه شصت شاهد بودیم به درجاتی بازتولید خشونتی بود که سازمان بر کل نظام و به درجاتی بر جامعه تحمیل کرده بود.”

    یعنی داره میگه : ترورهای منافقین دلیلش برخورد انقلاب و جمهوری اسلامی با اونها بوده! و الا اونها همچین خشن و بد و تروریست و آدمکش هم نبودن!!

    یعنی اگه یزید امام حسین رو کشت حتماً دلیلش جنگ حضرت علی با معاویه بوده!

    از چنین فردی چه انتظاری دارین؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا