ناامیدی از اصلاح و سکوت نخبگان

سلمان کدیور در یادداشتی تلگرامی با عنوان «ناامیدی از اصلاح و سکوت نخبگان» نوشت:

احمد زیدآبادی، نویسنده و مترجم، چند روز پیش مطلبی اینچنین منتشر کرد:

«دیگر جز پرحرفی و تکرار و رنج خوردن چه کاری از من برمی‌آید؟ گویا وقتی قرار است مصیبتی نازل شود، نازل می‌شود و با اندرز و موعظه و خواهش و تمنا و هشدار و اخطار و التماس و تضرع و ناله و گریه نمی‌توان مانع آن شد!

حال که ظاهراً تصمیم به پیروی از توصیه‌های همان افرادی گرفته‌اید که شرایط کشور را به اینجا رسانده و در همۀ زمینه‌ها بحران‌آفرینی کرده‌اند، من دیگر چرا این وسط خودم را سنگ روی یخ کنم و برایتان دل بسوزانم؟»

او در این یاداشت با ابراز ناامیدی از هرگونه اصلاح کشور، با عبارت «تا روزی که در این مسیر پیش می‌روید، مرا به خیر و شما را به سلامت!» انگار به کنج سکوت خزیده باشد.

چند سال پیش بود که کلیپ گفتگوی یک پیرمرد روستایی با وزیر کشاورزی دولت روحانی جنجال برانگیز شد. آنجا که پیرمرد وزیر را به عنوان نماینده حاکمیت مورد خطاب و انذار قرار می دهد که «خوتان می دانید و مملکت تان»

امروز متأسفانه، یاس از عملکرد مسئولین در چند دهه گذشته، شهود فساد و تبعيض و ناکارآمدی گستره در پیکره مدیریتی کشور، تسلط افراد جاه‌طلب غیرمتخصص و بی تجربه اما وفادار به نظم کنونی بر سرنوشت ملت، احساس سرخوردگی را از پایین ترین سطوح جامعه تا بالاترین قشر از روشنفکران و نخبگان و دلسوزان تسری داده است و از آن بدتر آنکه هیچ کورسویی از تغییر و اصلاح نیز دیده نمی شود. انگار نظام قصد کرده است، تا انتهای مسیری که خودش احساس می کند درست است، برود و آن را تجریه نماید. بدون اینکه اندکی به صدای مردم و نخبگان و انذار دهندگان گوش سپرد.

به شخصه به عنوان کسی که سالیان است با جامعه دانشگاهی، اساتید، روشنفکران و مردم کوچه و بازار حشر و نشر دارم، باید بگویم این حجم از بی اعتمادی و ناامیدی در میان سطوح مختلف مردم و نخبگان و البته بی تفاوتی حاکمیت به این سرخوردگی، بی سابقه بوده است.

این وضعیت حتی در بدنه حامیان نظام که روز به روز تحلیل می روند هم بیداد می کند. آنها (به جز قشری که هنوز وابستگی مادی یا معنوی دارد) از شرایط امروز به ستوه آمده و معترض شده اند و در حیرت و سردرگمی عمیقتری به سر می برند.

جک گلدستون در کتاب انقلاب ها، پشت کردن و در اغما رفتن نخبگان و روشنفکران را نخستین نشانه فروپاشی اجتماعی و سیاسی جوامع ذکر می کند و از حکمرانان را نسبت به آن انذار می دهد.

جوامع بیش از فریاد نخبگان باید از سکوت آنان هراسان باشند که در کشور ما به عکس است متاسفانه.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا