چه باید کرد؟

ابوالفضل نجیب، روزنامه‌نگار در یادداشتی با عنوان «چه باید کرد؟» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

از همان دور رقابت های انتخابات ریاست جمهوری وضعیت امروز جامعه قابل پیش بینی بود. از زمانی که رئیسی به تلویح و اشاره اوضاع امروز جامعه را با تاکید بر اولویت چرخیدن چرخ سانتریفیوژها یادآور می شد. همان زمان در چند یادداشت به دو موضوع اساسی اشاره کردم. اول انتخابی که به زعم دوست و دشمن راه برون رفتنی از آن متصور نبود. دوم امید بستن به وعده هایی که در عالم واقع نه اراده و نه امکانی برای آن می توانستیم متصور شویم. تاکید رئیسی در آن زمان به اولویت چرخیدن چرخ سانتریفیوژها بخودی خود بر مسیری تاکید داشت که ظاهرن هیچ اراده ای حتی مردمی که او داعیه خدمت به آنها داشت، قادر به تغییر آن مسیر نیست. آنچه رئیسی در رقابت های انتخاباتی وعده داد جز ادعای رشد چهار درصدی یک سال گذشته، نه تنها در اقل وعده ها عملی نشد، که جامعه را با بحرانی ترین شرایط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بعد از انقلاب مواجه کرده است.

وضعیتی که به تاکید کارشناسان و فعالان سیاسی نزدیک به حاکمیت در صورت استمرار قادر است به نقطه بی بازگشت منتهی شود. این فرایند و چشم انداز دخلی به دخالت و توطئه های خارجی ندارد. پژواک صداهایی است از درون دولت و حاکمیت. ظاهرن در این میان نه تنها گوش شنوایی نیست که بطور مضاعف همه بازوهای رسانه ای و تبلیغاتی در همسویی رضایت مندانه و حمایتی از وضع موجود کم و بیش نقش تشدید و تحقیر خواسته یا ناخواسته مردم را ایفا می کنند. تکرار سناریوهای نخ نما شده، شبیه آنچه رسانه ها در خصوص کارگشایی یارانه ها در زمان احمدی نژاد به راه انداختند، اینبار به ادعاهای نیابتی تحت عنوان نظرسنجی میدانی از مردم منجر شده که به قول معروف مرغ پخته را به خنده وادار می کند. این رویکرد سوای همه گمانه زنی ها درباره اهداف پنهان و آشکار نظرسنجان در خفا و عیان، آشکارا جز به سخره گرفتن و خودزنی رسانه های دولتی نمی توان تعبیر کرد.

آنچه از واقعیت های جاری می توان دریافت، در همه زمینه ها با بحران مواجه هستیم. پذیرش و نفی آن هیچ تغییری در اوضاع ایجاد نمی کند. توپ این بحران فراگیر گاه در زمین ریل گذاران سیاست خارجی، گاه به تعبیر جدید رئیس مجلس در زمین مدیران ناکارمد که ایشان به ناکارامدی اشباع شده ترجمه کرده، و در نهایت در زمین غاصبان سیستماتیک یا زمین فساد سیستماتیک سرگردان است.

آنچه در زمین این بازی همواره نادیده گرفته می شود، آه سرد مردمی است که از صبح تا شام دربدری در خانه های استیجاری و زیر هر سقف و ستونی و ایضن آسمان خدا به هوا می رود. مضحک تر از این گزارش آماری بلندگوهای دولتی است که بی کمترین دغدغه و نگرانی و … از نرخ بالای امید به اینده و رضایت مندی از وضع موجود و شادابی روحی و روانی همین مردم خبر می دهند.

این در حالی است که همزمان رئیس قوه مقننه آب پاکی روی دست پروپاگاندای حاکم بر کشور می ریزد. این که اظهارات قالیباف چه اندازه با انگیزه های جناحی و رقابت بر سر کسب محبوبیت یا مسائل دیگر مطرح شده، در تائید بحران مورد اشاره تفاوتی نمی کند. آن هم تنها بعد از چند روز از توصیه ها و هشدارهای رهبری با تاکید بر پرهیز از موضع گیری علیه عملکرد دولت. اظهارات قالیباف خواسته یا ناخواسته بر حقیقتی تاکید دارد که به زعم رئیس مجلس هر اندازه تعلل در برون رفت از آن، چه بسا به فرجامی منتهی شود که روحانی با عنوان شورش گرسنگان از آن یاد و پیش بینی کرد. آنچه این وضعیت را تامل برانگیز می کند بازی موش و گربه سیاست ورزان خارجی ما با مردمی است که به درست یا غلط همه بیم و امیدهای خود را به مذاکراتی گره زده اند که هر کدام از طرف های مذاکره قرائت و برداشت ها و نقطه نظرات خاص خود را رسانه ای می کنند.

اینکه با شرایط موجود چه می توان و باید کرد، مهمترین و حیاتی ترین پرسش پیش روی نظام و دولتمردان است. پرسشی که بدون اعتنا به دلسوزان عرصه رسانه برای بیان واقعیت های موجود و همان اندازه بکار گرفتن نیروهای کارامد و بعلاوه اراده برای تغییر راهی جز به ترکستان نخواهد برد.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا