تأملی در پیام رهبری به حجاج

حجت‌الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، درباره‌ی پیام رهبری انقلاب به مناسبت ایام حج نوشت:

ارائه الگوی جذاب و موفق، بهترین راه تبلیغ، جذب و هدایت است. خداوند پیامبران را به عنوان «الگوی مطلوب» ارائه داده و بعد از یادآوری زندگی الگووار آنان، خطاب به رسول گرامی و پیروانش می‌فرماید: «اینان هدایت‌شدگان من‌اند و تو[ای پیامبر به همراه پیروانت] به اینان اقتدا کنید»(انعام 86-83) و خود پیامبر را هم به عنوان «الگوی جاوید و مطلق» به جهان بشریت ارائه کرد(احزاب21). امام صادق هم به پیروانش دستور می‌دهد در اخلاق و رفتار چنان جذاب باشند که دیگران با مشاهده اخلاق و رفتارتان بگویند: «خداوند جعفر بن محمد را رحمت کند؛ چه نیکو اصحابش را تربیت کرده است».(فقیه 1/383)

امروز که جمهوری اسلامی داعیه اسلامی بودن دارد و می‌خواهد عملا زمینه‌ساز حکومت جهانی موعود(ع) باشد، باید بتواند الگوی جذاب حکومت‌داری و اداره صحیح دنیا و آخرت مردم باشد تا جهانیان با مشاهده این الگو، بدان دلباخته شده و جذب گردند و مشتاق حکومت عدل جهانی شوند. رهبری در پیام حج امسال به این حقیقت تصریح کرده و گفته است: «امروز دنیا شاهد یک الگوی موفّق و یک نمونه‌ی سرافراز از قدرت و حاکمیّت سیاسی اسلام در ایران اسلامی است. ثبات، استقلال، پیشرفت و عزّت جمهوری اسلامی، حادثه‌ای بس عظیم، پُرمعنی و جذّاب است که می‌تواند اندیشه و احساس هر مسلمان بیدار را به خود جلب کند. ناتوانی‌ها و عملکرد‌های بعضاً خطای ما کارگزاران این نظام که دستیابی کامل به همه‌ی برکات حکومت اسلامی را به تأخیر انداخته، هرگز نتوانسته است پایه‌های مستحکم و گام‌های استواری که نشئت‌گرفته از اصول اساسی این نظام است، را متزلزل سازد و پیشرفت مادّی و معنوی را متوقّف کند. در صدر فهرست این اصول اساسی:

  1. حاکمیّت اسلام در قانونگذاری و اجرا،
  2. تکیه بر آراء مردمی در مهم‌ترین مسائل مدیریّتی کشور،
  3. استقلال سیاسی کامل و عدم رکون به قدرت‌های ستمگر؛
    قرار گرفته است و همین اصول است که می‌تواند محلّ اجماع ملّت‌ها و دولت‌های مسلمان قرار گیرد و امّت اسلامی را در جهت‌گیری‌ها و همکاری‌ها، یکپارچه و متّحد سازد».

به حق اگر جمهوری اسلامی در سه محور فوق الگو و موفق باشد، الگویی جذاب برای امت اسلامی و بلکه برای جهانیان خواهد بود ولی آیا به حق بخصوص در دو دهه اخیر در محورهای سه‌گانه فوق موفق بوده و الگوی قابل قبولی ارائه‌ داده است؟

اما محور اول: آیا قانون اساسی جمهوری اسلامی که به وسیله خبرگان منتخب که کثیری از آنان اسلام‌شناسان مبرز بودند، تدوین شد و واقعا دارای اصول درخشان در زمینه‌های مختلف است؛ و با رأی امام انقلاب، مراجع وقت و مردم رسمیت یافت؛ به تمامه و بدون تبعیض و تنازل اجرا شده است یا بعضی از آن [اصول مربوط به ولایت فقیه] به شدت پررنگ شده و بعض از آن [اصول مربوط به حقوق مردم] به طاق نسیان سپرده شده است و این عدم توازن در اجرا و بها دادن، مشکل ساز گردیده است؟

اما محور دوم: آیا وقتی در دو انتخابات اخیر مجلس و ریاست جمهوری به دلایل مختلف حاکمیت زمینه حضور مردم را فراهم نمی‌کند بلکه بالاتر، زمینه‌های عدم حضور ایجاد می‌گردد و در نتیجه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری با شرکت اقلیت واجدان حق رأی برگزار می‌شود و منتخبان هم با رأی اقلیت محسوس شرکت کنندگان انتخاب می‌شوند، می‌توان بر «تکیه این نظام بر آراء مردمی» مانور داد؟

اما محور سوم: آیا وقتی غرب و آمریکا ستیزی اصل اصیل و پررنگ شده اما در جنب نفی «غرب»، سیاست «نه شرقی» رنگ باخته به گونه‌ای که در مواضعی گمان می‌رود «شرق» در کشور حتی به سیاستگذاری هم دست‌درازی می‌کند، می‌توان بر محور سوم مانور داد؟

آری؛ در صورت پررنگ بودن سه محور فوق، نظام می‌تواند به عنوان الگویی موفق به جهان اسلام و جهان بشریت عرضه شود، لذا باید همگی در باره تحقق واقعی و آشکار سه محور فوق تأمّل و تلاش کنیم.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا