گزارش «شرق» درباره کشمکش ایران و آژانس + مصاحبه با محسن جلیلوند و فریدون مجلسی

عبدالرحمن فتح الهی در روزنامه شرق نوشت:کما فی الســابق در ۱۳۸ روزی که از توقف مذاکرات وین می گذرد، تهران و واشــنگتن همدیگر را مقصر عدم احیای برجام و ازســرنگرفتن مذاکرات می دانند. در همین راستا از یک سو ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور
خارجه ایران، در توییتر خود نوشــت: «جمهوری اســلامی ایران در برجام بوده و هست، طرفی که باید برای بازگشت، حسن نیت و التزام خود را ثابت کند، دولت آمریکاســت». در مقابل ند پرایس، همتای آمریکایی او نیز در کنفرانس خبری
تأکید دارد که دولت بایدن تصمیم سیاســی خود را در زمینه احیای برجام گرفته و این ایران اســت که باید انتخاب نهایی خود را داشته باشد. در این بین که روزبه روز امیدها برای احیای برجام کم رنگ تر می شود، شاهد تقابل لفظی بین رافائل
گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی و محمد اسالمی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران هستیم که نشان می دهد نگرانی ها درخصوص ابعاد فعالیت های ایران در حوزه هسته ای به دلیل تأخیر در احیا نشدن برجام پررنگ تر از گذشته
شــده اســت. تماس تلفنی دو ساعته امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، با سیدابراهیم رئیسی، همتای ایرانی او، درباره احیای برجام هم گویا تیر آخر اروپایی ها برای فشار به تهران با هدف احیای برجام بود که نتیجه ای هم در بر نداشت.
در عین حال آن گونه که پیداســت تالش های منطقه ای به خصوص تحرکات قطر و نیز عمانی ها هم نتوانست به کاهش اختلافات و احیای برجام منجر شود. در چنین شرایطی ایهود باراک، نخست وزیر پیشین اسرائیل، در مقاله ای برای «تایم»،
مواضعی رادیکال مبنی بر حمله گسترده نظامی علیه جمهوری اسالمی را مطرح کرده است؛ چرا که به باور باراک باید ایران با توان نظامی هسته ای را پذیرفت. همه نکاتی که بیان شد، گواه آن است که باید از سرگیری مذاکرات و احیای برجام را
به خاطره ها سپرد.

چرا گروسی لب به سخن گشوده است؟
۳۱ تیر بود که رافائل گروســی در مصاحبه با نشــریه «اِل پائیس» اســپانیا از
رشــد کمی و کیفی فعالیت های هســته ای ایران به خصوص در غنی ســازی و
ایجاد مشــکلات بــرای مذاکرات گفت که بــا واکنش محمد اســلامی مواجه
شــد؛ اما در ادامه مدیرکل آژانس بین المللی انــرژی اتمی در مصاحبه دیگری
با شــبکه ســی ان ان ادعاهــای جدیدی را در پاســخ به رئیس ســازمان انرژی
اتمی ایــران علیه تهران مطرح کرد که نشــان می دهد تقابــل این دو (آژانس
بین المللــی انرژی اتمی و ســازمان انــرژی اتمی ایران) می تواند ســطحی از
تقابل گسترده تر و آمادگی برای آغاز فشــارهای آژانس بین المللی انرژی اتمی
و شورای حکام باشد.
محســن جلیلوند در همیــن زمینه در گفت وگویی با «شــرق» اعتقاد دارد
چــون ایران و ایاالت متحده آمریکا به نقطه ای رســیده اند که نه تنها مســئله
احیای برجام مطرح نیســت، بلکه حتی از ســرگیری مذاکرات هم در دســتور
کار طرفیــن قرار ندارد، بنابراین آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز درباره ابعاد
فعالیت های هســته ای ایران بیش از پیش نگران است؛ به خصوص آنکه پس
از صدور قطع نامه شــورای حکام آژانس، ســازمان انرژی اتمی ایران مبادرت
بــه خاموش کردن دوربین های فراپادمانی از تأسیســات هســته ای خود کرده
است. در مقابل فریدون مجلسی با نگاهی متفاوت، معتقد است آنچه شرایط
کنونی را برای احیانشــدن برجام رقم زده است، به شرایط سیاسی داخلی در
ایران بازمی گردد، نه تحولات جهانی. به باور این دیپلمات پیشــین کشــور در
گپ و گفتش با «شــرق»، اگرچه در برخی تحلیل ها و نظرات کارشناســان این
تلقی وجود دارد که دولت رئیســی به دنبال احیای برجام اســت یا جمهوری
اسالمی ایران به دلایل متعدد نمی تواند احیای برجام را کلید بزند، اما به واقع
باید پذیرفت که پس از انتخابات ۱۴۰۰ و یکدست سازی قدرت اعمال هم سیاست
خارجی ایران و هم سیاست داخلی دچار یک دگرگونی اساسی شده است. به
این معنا که همان گونه که قدرت یکدست شــده در دولت روحانی اجازه تداوم
حیات برجــام را نداد و بعد از خروج ترامپ از توافق هســته ای اجازه احیای
آن داده نشــد، قطعا در دولت رئیسی بهترین ســناریو را در احیانشدن برجام
بــرای تحقق منافع سیاســی، حزبی، گروهی و جناحی خــود می داند؛ چرا که
تداوم فضای دوقطبی و پررنگ شــدن نگاه ضدآمریکایی در داخل کشــور ذیل
احیانشــدن برجام و همچنین تشــدید فضای تحریم می تواند یک موج سواری
سیاســی و رســانه ای را برای این جریان ایجاد کند؛ بنابراین باید گفت ایران و
دولت رئیســی قید احیای برجام را به طور کامل زده اند. این دیپلمات پیشــین
کشــور با اذعان به اینکه جامعه جهانی هم به این باور رسیده است که ایران
بعد از روی کار آمدن رئیســی دیگر تمایلی به احیای برجام ندارد، سعی کرده
در گام اول با استفاده از اهرم آژانس بین المللی انرژی اتمی دور جدید فشارها
علیه تهران را آغاز کند؛ بنابراین یقینا با این فرمان که دولت رئیســی در حوزه
برجامی و فعالیت های هســته ای پیش می رود، آژانس و شــورای حکام خود
را بــرای این مهم آماده کرده اند؛ به ویژه آنکه با صدور قطع نامه های پیشــین،
دیگر اعضای شــورای حکام رفتار دست به عصای خود را کنار گذاشته اند و با
جدیت بیشتری مترصد صدور قطع نامه هایی با لحن تندتر و الزام آورتر هستند.
گیر کار کجاست؟
در یک تحلیل عمیق تر به نظر می رســد که احیانشــدن برجام، هم از زبان
مقامات ایرانی و هم آمریکایی، به مســائل فرابرجامی گره خورده اســت. پیرو
همین نکته حسین امیرعبداللهیان در گفت وگویی تلویزیونی در ۳۰ تیر تصریح
کــرد: «ما الان در نقطه ای هســتیم که متن آماده ای پیش روی ماســت که در
مورد بیش از ۹۶ درصد آن در محتوا بین طرفین اتفاق نظر وجود دارد، ولی در
ایــن متن همچنان یک نقص مهم وجود دارد». اگر این گفته وزیر امور خارجه
دولت رئیســی را حمل بر صحت بگذاریم، به واقع این چند درصد باقی مانده
شامل چه مســائلی اســت و اصطالحا گره و گیر کار برای رفع این اختلاف ها
کجاست؟
محســن جلیلوند در پاسخ به این ســؤال تأکید دارد که مشکل کار برای عدم
احیــای برجام به همان چنــد درصدی بازمی گردد که یقینا شــامل مســائل
فرابرجامی اســت؛ یعنی اگر گفته امیرعبداللهیان درباره چهار درصد اختلاف
باقی مانده برای احیای برجــام را بپذیریم، قطعا این چهار درصد به اندازه کل
۹۶ درصــد توافق صورت گرفته در وین ارزش و اهمیت دارد تا جایی که همین
چهــار درصد، هم تهران و هم واشــنگتن را به دوحه کشــاند؛ چراکه اساســا
مذاکرات برای احیــای برجام به ابعاد فعالیت های هســته ای ایران از درصد
غنی سازی تا استفاده از سانتریفیوژها، نوع و شرایط دسترسی بازرسان به اماکن
هسته ای و نظایر آن بازمی گردد که کار چندان پیچیده حقوقی و فنی ای نیست.
بر این اســاس، آن چهار درصد از مســائل باقی مانده در حوزه غیرهسته ای و
فرابرجامی است که متأسفانه با توجه به سکوت و عدم درج اطلاعات از سوی
مقامات دولت رئیســی می توان درباره ماهیت و محتوای آن به چند حدس و
گمان مطرح شــده بسنده کرد که بیشتر بر نکاتی همچون خروج یا عدم خروج
ســپاه از گروه های تروریســتی و مســائلی این چنینی تمرکز دارد. این در حالی
اســت که فریدون مجلســی در ادامه تحلیلش برای «شرق» تأکید دارد آنچه
به اختلافات باقی مانده در احیای برجام بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران

منجر شده، اگرچه در ابعاد غیرهسته ای جای دارد، اما حالتی «حیثیتی» برای
تهران و واشنگتن پیدا کرده است؛ چراکه از یک سو جو بایدن، هم پیش از سفر
خود به اســرائیل و هم در جریان حضورش در سرزمین های اشغالی، صراحتا
عنوان کرد که خروج ســپاه از لیســت گروه های تروریستی، ولو به قیمت عدم
احیای برجام را در دســتور کار قرار نمی دهد و در آن سو هم ایران کماکان به
دنبال تحقق این مهم اســت و این نکته دال بر حیثیتی شــدن آن است؛ یعنی
ایــران و آمریکا خیال کوتاه آمدن ندارند. هرچند مســائل دیگری مانند تضمین
درخصوص عــدم خروج مجدد آمریــکا از برجام، لغو کامــل تحریم ها و نیز
راســتی آزمایی لغو تحریم ها هم برای تهران مطرح است. این دیپلمات پیشین
کشــور در ادامه به نکته مهم تری اشاره دارد و آن هم ناظر بر شرایط مطلوب
کنونی برای دولت رئیسی شده است؛ چراکه از نگاه این تحلیلگر ارشد مسائل
بین الملــل، عدم تمایل یا تــوان دولت بایدن بــرای دادن تضمین و همچنین
خارج نکردن سپاه از لیســت گروه های تروریستی می تواند توجیهی برای عدم
مذاکره و همچنین عدم احیای برجام باشــد و به دنبال آن با مقصر جلوه دادن
دولت بایدن، فضای دوقطبی ضدآمریکایی در ایران پررنگ تر از گذشته شود.
ارتباط معنادار!
بعد از گفته های برخی مقامات جمهوری اســالمی ایران پیرامون آمادگی
و توان تهران در جهت ســاخت سالح هسته ای، رافائل گروسی با مطرح کردن
ادعاهای اخیر خود بر شــائبه ابعاد نظامی فعالیت های هسته ای ایران افزود
تا گفته های مقامات ایران جدی تر از گذشــته مبنای تحلیــل قرار گیرد. اما به
واقع تا چه انــدازه بین این دو موضع گیری ارتباط وجود دارد؟ آیا مطرح کردن
ایــن نکات به فاصله اندکی از همدیگر به معنای رســیدن ایران به نقطه گریز
هسته ای است؟
فریدون مجلسی سؤال مذکور را این گونه پاسخ می دهد
کــه در داخل ایران، با طرح ادعاهایــی مبنی بر آمادگی
برای ســاخت ســالح هســته ای، به دنبال شــکل گیری
شرایطی اســت که مذاکرات هســته ای به شکننده ترین
نقطه ممکن برسد. این تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل
گفته هایش را با تمرکز بر نگاه دولت رئیسی پی می گیرد و ادامه می دهد: دولت
سیزدهم اساسا بعد از صدور قطع نامه شورای حکام به دنبال آن است که فضا
به ســمتی میل کند که تهران بدون نظارت آژانس، فعالیت های مدنظر خود را
گســترش دهد. این در حالی است که به هیچ وجه تأخیر در ازسرگیری مذاکرات
و عدم احیای برجام نمی تواند راهکاری درســت و نتیجه محور برای این دولت
باشد؛ چراکه دولت رئیسی در یک ارزیابی این تصور را دارد که می تواند با تأخیر
در ازســرگیری مذاکرات و احیای برجام، شــرایط را در نقطه کنونی فریز کرده و
ثابت نگه دارد، در صورتی که اگر جامعه جهانی به این ارزیابی نهایی برسد که
ایــران با تأخیــر در احیای برجــام به دنبال بازی سیاســی اســت، عملکردی
رادیکال تــر را با ارجاع پرونده ایران به شــورای امنیت و اجماع جهانی از خود
بروز می دهد. در عین حال نباید شــرایط سیاسی – اجتماعی در داخل کشور را
هم از نظر دور داشت که پارامتر بسیار مهمی به شمار می رود و باید در تحلیل
وزن آن را هم در نظر گرفت.
بــا این حــال محســن جلیلونــد تحلیل خــود را روی
تهدیدزابودن مواضع مقامات ایران برده و عنوان می کند
کــه تهران با طرح این ادعا ها از زبان خرازی ولاریجانی
صرفا ســعی دارد خود را در «آســتانه رسیدن به نقطه
گریز هســته ای» نشان دهد؛ چراکه رســیدن به آستانه
نقطه گریز هســته ای را باید دیوار آتش دانست که هدف نهایی آن امتیازگیری
از طــرف مقابــل در مذاکرات اســت. با وجود نکات یادشــده، اســتاد روابط
بین الملــل اعتقاد دارد ایران با تمام برخی از ادعاها به هیچ عنوان تمایل ندارد
به سمت ساخت سالح هسته ای و رسیدن به نقطه گریز هسته ای گام بردارد؛
چراکه رســیدن به ایــن نقطه یعنی از دســت رفتن اهرم فشــار و برگ برنده
جمهوری اسلامی؛ اگر ایران ساخت سلاح هسته ای را کلید بزند دیگر مواضع
ایران کارکرد تهدیدزایی خود را از دســت می دهد. پس آنچه مهم اســت به
تهدیدزابودن مواضع ایران برای رســیدن به نقطه گریز هســته ای باز می گردد؛
یعنی ایران با غنی ســازی ۶۰ درصد و آماده شدن برای غنی سازی ۹۰ درصد به
دنبال آن اســت که در «یک پله مانده به آخر» قرار بگیرد و با تشــدید نگرانی
جامعه جهانی مبنی بر عدم دسترســی ایران به توان هسته ای، مذاکرات را در
مســیر مدنظر خود قرار دهد. به همین دلیل مواضع اخیر رافائل گروســی که
گمانه هــا درخصوص ابعاد نظامی فعالیت هســته ای ایران را تقویت می کند،
ضمن آنکه می تواند فضا را برای ارجاع پرونده از شــورای حکام به شــورای
امنیت ســازمان ملل فراهم آورد، در عین حــال به ایران کمک می کند؛ چراکه
باید در نظر داشــت گفته های مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی می تواند
در تقویت اهرم فشــار ایران بــرای امتیازگیری مؤثر واقع شــود. حال باید دید
«اعتبار تهدید ایران» تا چه حدی است؟
تا حمله نظامی چقدر فاصله داریم؟
در این شــرایط حســاس، پیچیده و بغرنــج اخیرا ایهود باراک در نشــریه تایم
مقاله ای را به رشته تحریر درآورد که بر حمله یک جانبه و گسترده نظامی به ایران

تأکید دارد؛ چراکه مقامات اســرائیل معتقدند ایران تا پایان تابســتان سال جاری
به یک کشــور در آستانه هسته ای شدن تبدیل می شــود و برنامه اتمی جمهوری
اســلامی در حال رسیدن به نقطه ای است که به زعم نخست وزیر پیشین اسرائیل
دیگــر یک حمله نقطه ای و محــدود نمی تواند آن را متوقف کنــد. حال به واقع
تصمیم ایران برای در پیش گرفتن سیاســت تأخیر در ازســرگیری مذاکرات و عدم
احیای برجام تا چه اندازه می تواند فضا را برای وقوع جنگ فراهم کند؟
فریدون مجلســی در ادامه گفت وگوی خود با «شــرق»، سؤال یادشده را با
گریزی به ارتباط برجام به امنیت اســرائیل پاسخ می دهد. به باور این دیپلمات
پیشــین کشــور یکی از اهداف اصلی آمریکا برای خلق برجــام حفظ امنیت
اســرائیل بود، اما ایران به موازات برجام شــرایط منطقــه ای و توان دفاعی را
به ســمتی پیش برد که کماکان امنیت اسرائیل در نقطه شکننده قرار داشت.
به همین دلیل خروج ترامپ از برجام کلید خورد. از دید این تحلیلگر مســائل
بین الملل شــرایط همچنان علیه اسرائیل اســت؛ بنابراین اکنون اسرائیل با هر
نخســت وزیری و با هر نگاه سیاسی از نتانیاهو تا بنت، لاپد و… بر عدم احیای
برجام تأکید دارند؛ چراکه احیای توافق هسته ای را خالف منافع و امنیت خود
می دانند. به همین دلیل مهم تریــن بازیگر منطقه ای و جهانی در عدم احیای
برجام را باید اســرائیل دانســت. این کارشناس مســائل بین الملل در ادامه به
جنگ اوکراین هم اشــاره و بیــان می کند: اکنون که با وقــوع جنگ اوکراین و
تشــدید اختلافات پیش آمده بین اسرائیل و روســیه، تل آویو دیگر نمی تواند از
اهرم مســکو برای کنترل تهران اســتفاده کند، اسرائیل ســعی دارد یا اجماع
جهانی یا جنگ گسترده را علیه ایران عملیاتی کند؛ چراکه به باور اسرائیلی ها
عالوه بر پرونده فعالیت های هسته ای، دو پرونده توان دفاعی و نفوذ موشکی
ایــران نیز قــدرت تهران را به یک نقطــه غیرقابل بازگشــت و غیرقابل کنترل
رســانده است؛ بنابراین برای کنترل ایران و مدیریت رفتارهای تهران باید صرفا
به شــورای امنیت، بازگشت ایران به فصل هفتم، ایجاد منطقه پرواز ممنوع و
حمله نظامی توسل کرد.
محسن جلیلوند در همین رابطه اعتقاد دارد که چون طبق گفته وزیر دفاع
اســرائیل، ایران تا رسیدن به نقطه گریز هســته ای تنها تا پایان تابستان امسال
زمــان نیاز دارد، تل آویو خود را به هر آب و آتشــی می زند که این مهم محقق
نشود. در این راستا نوشته نخست وزیر اسبق اسرائیل در تایم مؤید آن است که
اسرائیل در جریان ســفر جو بایدن به سرزمین های اشغالی، چراغ سبزی را از
آمریکا برای هر اقدامی گرفته اســت و حتی می توان شاهد همراهی احتمالی
ایالات متحده با اســرائیل در جهت پیگیری واکنش رادیکال با هدف نرسیدن
ایران به نقطه گریز هســته ای بود. اســتاد روابط بین الملل در ادامه به مقوله
وقوع جنگ می پردازد و در این خصوص معتقد اســت: جنگ حاصل یک رفتار
مدیریت شده نیســت، بلکه نتیجه سوء محاسبه اســت. حال که رفتار طرفین
به یک نقطه شــکننده رسیده اســت، امکان بروز رفتارهای غیرقابل پیش بینی

غیرقابــل کنترل وجــود دارد و به تبع آن نباید احتمال وقوع هر ســناریویی،
حتی جنگ نظامی را از نظر دور داشت. هرچند این تحلیلگر مسائل بین الملل
اعتقــاد دارد چیزی به نام جنگ گســترده و محدود نظامــی علیه ایران کلید
نخواهــد خورد و صرفا اســرائیل به آژانس بین المللی انرژی اتمی، شــورای
حکام و شــورای امنیت ســازمان ملل برای اجماع جهانی و بازگشت پرونده
ایران به شورای امنیت فشار وارد خواهد کرد.
مدیریت منطقه ای ایران!
برخلاف آنکه سرنوشــت احیای برجام و ازســرگیری مذاکرات به یک گره
و بن بســت اساسی خورده است، مناســبات منطقه ایران گویا در فضایی کاملا
متفاوت و حتی متضاد پیش می رود. از یک طرف کویتی ها ســفیر جدید خود
را به ایران فرســتادند، در دیگر ســو امــارات متحده عربی بــه دنبال ارتقای
مناســبات خود با ایران در ســطح ســفیر و فرســتادن نماینده خود به تهران
اســت، اردن و مصر هم ســعی در احیای روابط با جمهوری اسالمی دارند و
از همه مهم تر عربســتان ســعودی نیز عنوان کرده دور جدید نشســت بغداد
(دور ششــم) با هدف احیای روابط تهران – ریاض در سطح وزیر امور خارجه
خواهد بود. در این بین ســؤالی که به ذهن خطور می کند آن است که فضای
متفــاوت و کامال متضاد بین دیپلماســی منطقــه ای و برجامی ایران نشــان
از چه دارد؟
فریــدون مجلســی و محســن جلیلوند در یک نگاه مشــترک و خوانشــی
همســو اعتقاد دارند اکنون کــه جامعه جهانی از احیای برجام ناامید شــده
است، کشــورهای عربی منطقه به این جمع بندی رسیده اند که باید در مقابل
تهران سیاســتی کاملا متفاوت اتخاذ کرد که از یک سو با نزدیکی به جمهوری
اسالمی، رفتار و مواضع این کشور را مدیریت کرد و از سوی دیگر زمینه را برای
حضور و نفوذ خود در مذاکرات برجامی و غیربرجامی ایجاد کنند.
با این حال فریدون مجلســی این برآورد را دارد که کشورهای حاشیه خلیج
فــارس به دنبال یک بازی سیاســی با ایران هســتند که بتواننــد ذیل نزدیکی
خود با تهران، یک دیپلماسی هوشــمند را برای قرارگرفتن جمهوری اسالمی
در مســیر واشــنگتن فراهم کنند. البته محســن جلیلوند تأکید دارد که اگرچه
کشــورهای منطقه ای ســعی می کنند روابط خود را با ایران احیا کنند، اما این
مهم نشــان از آن دارد که کشورهای حاشــیه خلیج فارس خواهان مناسباتی
دوســویه و متعادل بین ایران و اسرائیل به صورت هم زمان هستند؛ چراکه این
کشــورها از یک طرف روابط با ایران را از سر گرفته اند و پیش از آن هم دست
به آشکارســازی مناسبات با اسرائیل زده اند. در این شرایط بهترین سناریو برای
کنترل تقابل تهران – تل آویو فقط به دیپلماســی متوازن منطقه ای بازمی گردد
که بی شک به افزایش نفوذ و تقویت وزن دیپلماتیک کشورهای حاشیه خلیج
فــارس هم منجر شــود؛ چون این کشــورها به راحتی می تواننــد بین ایران و
اسرائیل بازی کنند

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا