اسلام، عاشورا و زندگی ما

رضا صادقی، نویسنده و پژوهشگر جنگ، در یادداشتی ار سالی به انصاف نیوز، به بهانه‌ی روز عاشورا و شهادت امام حسین (ع)، نوشت:

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ اِبْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

امروز عاشوراست

روز کشته شدن حسین ابن علی و یارانش به دلیل بهره‌گیری از حق بیعت نکردن با خلیفه به ناحق برگزیده!

همانند ۱۳۸۲ عاشورای دیگری که در سال‌های قمری از شهادت او و یارانش گذشته است. در این زمان دراز،  هیئت‌های عزاداری برپا می‌گردد؛ پیروان، لباس سیاه می‌پوشند؛ مراسم وعظ و نوحه‌خوانی برگزار می شود؛ سینه‌زنی و زنجیرزنی با شور و هیجان ادامه می‌یابد؛ سنج و طبل و دهل نواخته می‌شود؛ نذورات پخش می‌گردد تا سالی دیگر فرا رسد؛

اما

آیا برگزاری این مراسم مبلغ همان اسلامی است که حسین ابن علی برای آن کشته شد؟ یا اسلام حقیقی که اولیای دین مروج آن بوده‌اند اهداف دیگری داشته که برای حفظ آن، ولی خدا و یارانش در آن راه به شهادت رسیده‌اند!

آیا اسلامی که در مراسم عاشورا بیان و شناسانده می‌شود؛ عزاداران را به این درک می‌رساند که این یوم الله منحصر به فرد است و تمامی دین محسوب نمی‌گردد که حتی هشت امام زیسته پس از ایشان آن را بازآفرینی کنند.

برای درک بهتر موضوع، خوب است به چند نکته توجه شود:

۱. از زمان بعثت حضرت محمد ابن عبدالله تا شهادت حسین ابن علی حدود ۲۵.۶۶۷ روز بوده است. چند روز از این ۲۵.۶۶۷ روز را حضرت رسول و خلفای ۵ گانه پس از ایشان در جنگ و قتال به سر برده‌اند؟

۲. دوران امامت حضرت حسین ابن علی ۳.۸۵۰ روز بوده است که ایشان در این ایام میان مردم زیسته‌اند و با  معاویه حاکم وقت مخالفت و همکاری نیز نکرده است. البته عاشورا یک روز حماسی برجسته در میان این ۳.۸۵۰ روز بوده است.

۳. از عاشورای سال ۶۱ هجری تا غیبت حضرت حجت پس از تولد در نیمه شعبان سال ۲۵۵ قمری (بنا بر یکی از اقوال مشهور)، ۶۸.۹۵۹ روز می‌گذرد که دوره امامت هشت وصی پس از ایشان بوده و آنان در هیچ جنگ و نبردی شرکت نداشته‌اند.

۴. به عبارت دیگر، از زمان بعثت حضرت ختمی مرتبت تا غیبت حضرت حجت ۹۴.۶۲۶ روز طول کشیده است که بیشترین این روزها را نبی مکرم اسلام و ائمه معصومین  زندگی غیرجنگی داشته‌اند و شرکت در جنگ و قتال، روزهای معدودی از این ۹۴.۶۲۶ روز را شامل می‌شود.

اکنون‌ می توان این پرسش را ارائه کرد: آیا مسلمانان با سیره اولیای دین در این ۹۴.۶۲۶ روز آشنا هستند و از تنوع زندگی آنان در این دوران ۲۶۸ ساله آگاهی دارند یا تنها با برخی رفتارهای آنان که مربوط به روزهای ویژه‌ای می‌باشد؛ آشنایی دارند و زندگی اجتماعی اولیای دین در سایر روزها مورد غفلت قرار گرفته است؟

در یک نگاه کلی به این ۹۴.۶۲۶ روز مشاهده می‌شود پیامبر خدا و اوصیای او همانند سایر مردم می‌زیسته‌اند. آنان در این روزها کار کرده‌اند؛ ازدواج کرده‌اند؛ فرزندآوری داشته‌اند؛ به مشتاقان علم، تعلیم داده‌اند؛ پیروان را تربیت کرده‌اند؛ در غم و شادی مردم حضور داشته‌اند؛ به نیازمندان احسان کرده‌اند؛ اگر مردم به آنان روی آورده‌اند حکومت تشکیل داده‌اند؛ اگر مردم با آنها همکاری نداشته‌اند برای دستیابی به قدرت، قیام، توطئه یا دسیسه نکرده‌اند؛ در معاملات انصاف را رعایت کرده‌اند؛ حقوق مردم را زیر پا نگذاشته‌اند؛ حق اقلیت‌های غیرمحارب را به رسمیت شناخته‌اند؛ از حریم مسلمانان، هم پیمانان و اهل ذمه دفاع کرده‌اند؛ با متجاوزان جنگیده‌اند؛ میل وافر به جنگاوری نداشته‌اند؛ برای جلوگیری از بروز جنگ، گفت و گو کرده‌اند؛ به مقدورات برای پیگیری اهداف توجه کرده‌اند؛ برای کشته نشدن مسلمانان قرارداد صلح نوشته‌اند؛ به زندان و تبعید رفته‌اند؛ در صورت ضرورت، جانشینی حاکم غیرعادل را پذیرفته‌اند؛ با همسری که همدست دشمن شده زندگی کرده‌اند؛ فرزندی را که به ناحق ادعای امامت کرده، مجازات نکرده‌اند؛ در صورت ضرورت هجرت کرده‌اند و… و به این زندگی سراسر همگانی می‌توان موارد بیشمار دیگری را نیز افزود.

لاکن

شیعیان، از این زیست گوناگون در دوران ۲۶۸ ساله که برای همگان درس آموز است؛ فقط به برخی روزها همانند عاشورا توجه دارند!

چنان چه زیست ۹۴.۶۲۶ روزه اولیای دین در میان امت اسلام مورد توجه قرار گیرد و بر زندگی آنان در روزهایی  تمرکز شود که درگیر جنگ و قتال نبوده اند؛ آیا ممکن نیست مسلمانان به جای میل به جنگجویی، تمایل به همزیستی با مردم، قضاوت نکردن دیگران، سرکوب نکردن مخالفان، احترام به پیروان دیگر ادیان، نادیده نگرفتن اقوام و نژادهای گوناگون، چگونگی تنظیم رابطه با حکومت‌های عادل، غاصب و یا ظالم، دسته بندی نکردن مردم، تحمیل نکردن عقیده، مجبور نکردن دیگران به پیروی از خود و… را بیاموزند و یک زندگی مدنی را تجربه کنند که همزیستی با مردم، صلح، کسب دانش، کار و کوشش، تلاش برای رشد معنوی و مادی و… از جمله اهداف اصلی و دائمی آن باشد و جنگ طلبی و رزم آوری نه تنها در اولویت نباشد بلکه در صورت ضرورت، در انتهای گزینه‌های پیش رو قرار گیرد تا زندگی آنان شباهت بیشتری به زیست اولیای دین پیدا کند!

رضا صادقی

دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ (عاشورای ۱۴۴۴)

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا