«تی تی» فیلمی با طعم انسانیت

لقمان مداین در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان ««تی تی» فیلمی با طعم انسانیت» درباره‌ی تازه‌ترین ساخته‌ی آیدا پناهنده نوشت:

«تی تی» فیلمی است با محوریت انسانیت، از همان ابتدا بیننده را با تجربه کامروایی همراه می کند. همانی که فروید آن را ثمره کار رویا می دانست، بیننده با تجربیات هیجان انگیز و حیرت آور شخصیت روی پرده به شکل نیابتی با او زندگی می کند و غرق در فیلم می شود و چگونگی قربانی شدن سادگی را به دستان بی رحم منفعت می نگرد.

اولین بار این فیلم را در جشنواره دیدم، اخیرا هم فرصتی شد تا مجددا با عزیزی به تماشای آن بنشینم، فیلم خوب و قشنگی که هر بار از دیدنش لذت بردم، نویسنده حسابی به جزئیات توجه کرده بود، که نشان از تسلط خوب او داشت، لهجه ها دقیق، گویش ها کار شده و سبک زندگی ها مطالعه شده است.

سکانس آخر تی تی ما را به کنار دریا می برد، دریایی که شاید در برابر سیاهچاله نابود کننده جهان هیچ باشد، اما یک قطره از آن دریا وقتی با چاشنی محبت و عشق در آمیخته می شود قادر است تا دنیای یک نفر را نجات دهد و تی تی می خواهد بگوید که ما اگر فارغ از جایگاه، علم و درک‌مان از زندگی بتوانیم فقط دست یک نفر را بگیریم و از دریای مشکلات مادی و معنوی که در آن غرق شده نجاتش بدهیم کاری بزرگتر از نجات بشریت کرده ایم.

تی تی آمده تا نشان دهد نجات جهان صرفا با محاسبه اندازه دهانه سیاهچاله در معادله فیزیک انجام نمی شود، بلکه می تواند در مادری باشد که زندگی می بخشد و تربیت می کند، انسانی به دنیا می آورد و او را می سازد، که اگر یک فرد به درستی رشد و نمو پیدا کند می تواند مانند آقای دکتر نجات دهنده عالمی باشد، تی تی می خواهد مرزهای ارزش‌گذاری ما را جابجا کند تا ثابت کند کاری که آن مادر انجام می دهد شاید به مراتب اهمیتش از کار آقای دکتر بیشتر باشد، مانند یک درخت کهن که هر شاخه اش می تواند ثمره های بسیار دهد.

تی تی به خوبی دنیای مردان بدون حضور زنان را به تصویر کشیده، در دو دنیای متفاوت، که در یک سو اگر زنی نباشد مردانش سرگرم افیون، قمار و سختی هستند و در سوی دیگر وقتی عشقی نباشد مردش غرق در فرمول، انزوا و ناآرامی است، و به زیبایی رنگ، لعاب و گرمی حضور زنان در کانون خانواده را به رخ می کشد.

پیرنگ اصلی حول کاراکتر فیزیک‌دانی شکل می گیرد که توانسته با حل معادله نجات دریابد که دهانه سیاهچاله ای عظیم در حال بزرگ شدن است و می تواند نابودی جهان را سرعت ببخشد، اما به‌خاطر بیماری از حال می رود و دست نوشته هایش گم می شوند، در مسیر یافتن نوشته هایش با چالشی بزرگ مواجه می شود که باید میان نجات زندگی اش با نجات دنیا یکی را انتخاب کند!

در پیرنگ فرعی دو قربانی داریم و دو منفعت طلب، قربانی اول ما ابراهیم دانشمند یا همان آقای دکتر است که هنوز امیدواری دارد با کشف معادله نجات و آزاد کردن ذهنش بتواند همسر تازه طلاق گرفته‌اش را بازگردانده و زندگی‌اش را از سر گیرد اما متوجه می شود دوست منفعت طلبش از خلا عاطفی آنها استفاده کرده و با همسر سابق او ازدواج کرده است. و قربانی دوم ما تی تی است، که تمام آرزویش داشتن یک خانه برای خود و خدمت به بشریت است، غافل از اینکه تمام مدت بازیچه نامزد منفعت طلبش امیرساسان شده و با اجاره رحم خود تبدیل به منبع درآمدی برای او گردیده است.

خرده پیرنگ های فیلم اگرچه کم است اما پررنگ و پر جزئیات است، کاشت، داشت و برداشت در آنها رعایت شده، از ماجرای زندگی تی تی گرفته تا زندگی پنهانی همسر سابق دکتر، چه زن و شوهری که رحم تی تی را اجاره کردند چه امیرساسان که از او سوءاستفاده می کند.

سی ثانیه ابتدایی فیلم هیچ قوتی ندارد، ما را از سیاهچاله به درون بیمارستان می برد، سکانسی نیست که محتوای آن مخاطب را همان ابتدا میخکوب کند و صرفا قوت حضور پارسا پیروزفر و الناز شاکردوست است که بیننده را سوی خود می کشاند.

عطف اول فیلم زمانی است که دکتر به هوش می آید و متوجه می شود که نوشته هایش نیست که پس از جدل با همسرش در می یابد دست نوشته ها را پرستار بیمارستان برده است و از اینجا قصه آغاز می شود.

اوج فیلم زمانی است که امیرساسان با پس دادن دست نوشته های دکتر، تی تی را میان یک دو راهی می گذارد، به او می گوید اگر هنوز عاشقش هست و دامن پاکی دارد آن نوشته ها را به درون آتش بیندازد که تی تی در این میان تصمیم می گیرد با حفظ دست نوشته ها، دستان‌اش را به درون آتش برده و با سوزاندن ابراهیمی خود پاکی اش را ثابت کند.

عطف دوم فیلم زمانی است که آقای دکتر میان نجات جهان با نجات دنیای خودش  دست بر گزینه دوم یعنی عشق شکوفا شده‌اش می گذارد و با شکست ضد قهرمان تنها ابزار اعمال فشار او را خنثی کرده و برای همیشه قید دست نوشته هایش را می زند.

تعلیق های فیلم مطلوب است، آنجا که مخاطب فکر می کند همسر سابق دکتر دچار عشقی یک سویه شده در حالی که شوهر سابقش به او توجه ندارد اما بعدا متوجه می شویم که وی با دوست شوهرش مدت هاست که ازدواج کرده است و محبت های بی جایش به دکتر برای کم کردن عذاب وجدانش بوده. یا وقتی که انتظار داریم دکتر با گرفتن دست نوشته هایش قید تی تی را بزند اما او با رد پیشنهاد امیرساسان سعی بر نجات زندگی اش می کند. و در نهایت آنجا که دکتر راضی می شود دخترش را همراه با همسر سابقش راهی سفر کند.
و تعلیق های خوب دیگر که در مسیر فیلم کم نیست.

میزانسن فیلم عالی است و چشم شما را با متن فیلم نوازش می دهد، طراحی صحنه به خوبی شکل گرفته، می دانیم با چه تیپ افراد و شخصیت هایی طرف هستیم، خانه و ماشین دکتر، اتاق امیرساسان، اتاق تی تی، خانه در دست ساخت او و حتی محل زایمان تی تی که به مکانی غار مانند پناه برده تا ما را به یاد مریم مقدس بیندازد.
انتخاب لباس ها دقیق است، با تیپ شخصیت ها هم‌خوانی دارد، فرهنگ و طبقه اجتماعی هر کدام مشخص است. هرچند دکوپاژ فیلم نتوانسته تمام انتظارات را برآورده کند اما قدرت فیلمنامه، میزانسن، صدا، موسیقی، و بازیگران درخشانش این خلأ را به خوبی پوشانده است.

فیلم دارای روانشناسی حیوانات است، تی تی با دو حیوان دیده می شود. یکی خرگوش است و دیگری جفتی اردک، همینجا اگر وارد مبحث شخصیت شناسی بر مبنای حیوانات بشویم، تصویر کاملی از تی تی به ما می دهد، خرگوش نماد فردی است فروتن و زود جوش که به هنگام عصبانیت سکوت می کند، همان تصویری که ما در تی تی می بینیم، او همیشه تابع بوده و حرف گوش کن، بی ادعا و بساز، قانع و کم خرج، در رابطه خیلی زود فریب می خورده و زمانی که توسط امیرساسان عصبانی می شود می بینیم که حاضر است  دست در آتش کند اما دادی نزند.
دومین حیوان اردک است که نماد فردی است زحمت کش و اهل خانواده همان ویژگی هایی که در تی تی می بینیم که از طریق رحم اجاره ای یا کار در خدمات بیمارستان سعی می کند خشت به خشت خانه اش را با دستان خود بنا کند و بزرگترین آرزویش به دنیا آوردن فرزندی است که بتواند او را با ویژگی های انسانی تربیت کند و همسری که تمام عشقش را نثارش کند و برای داشتنش دل به دریا بزند.

فیلم دارای دو قهرمان است، اولی ابراهیم دانشمند یا همان دکتر است، که توانسته با فدا کردن زندگی شخصی اش خود را وقف بشریت کند تا به جواب معادله پایان دنیا برسد و ثابت کند اندازه دریچه سیاهچاله در حال بزرگ شدن است، او برای به دست آوردن نوشته های گم شده اش می جنگد و سعی می کند موانع ضد قهرمان را کنار بگذارد، تا به آنها برسد اما در نهایت با نگرش وسیع خود هدف را تغییر داده و با بدست آوردن کسی که دوست می دارد  زندگی اش را به جای بشریت نجات می دهد.

قهرمان دوم تی تی است، اوست که از همان ابتدا بدون هیچ چشم داشتی برای نجات دکتر وارد دریا می شود تا بر اساس یک افسانه کولی ها، با فدا کردن خود بتواند جان دکتر را نجات بدهد. و سپس با فدا کردن تمام دارایی هایش سعی می کند نوشته های دکتر را پس بگیرد. و در ادامه با سوزاندن دست خود صداقت اش را ثابت می کند. که در نهایت با پذیرفتن حرف دکتر بچه به دنیا آمده اش را تحویل پدر و مادر اصلی اش می دهد.

سیر دلبستگی تی تی در فیلم مشخص است، آنجا که در ابتدا به دکتر می گوید اگر امیرساسان نبود هشتاد درصد عاشق او می شد و می بینیم با تمام وجود برای امیرساسان آرایش می کند و لاک می زند و با ذوق به دیدنش می رود. اما در اواسط فیلم وقتی با بی اخلاقی و نامردی های نامزدش مواجه می شود اجازه نمی دهد تا او در اتاق به وی دست بزند که به ما از دل کندن او خبر می دهد. و در نهایت می بینیم که وقتی به دیدن دکتر می رود با شوق و ذوق برایش وسایل زینتی آشپزخانه می برد، که ما را از شروع یک رابطه ازدواجی آگاه می کند.

عناصر فیلمنامه ای به خوبی رعایت شده، کاشت، داشت و برداشت ها با دقت گذاشته شده، جزئیات دارد، ریتم فیلم نمی افتد، به‌جز ضعف در شروع و دکوپاژ نکته منفی دیگری یافت نمی شود.

ضد قهرمان امیرساسان است، اوست که سعی می کند با ندادن دست نوشته های دکتر آبروی تی تی را ببرد، با سنگ اندازی و بهانه های مختلف عقده هایش را تخلیه کند، اوست که سعی می کند تا از تی تی بهره مالی بکشد، حتی عشقش هم به او دروغ است، او نتوانسته خواننده معروفی بشود و یک ورشکسته دوره گرد است، با تی تی نیاز جنسی، مالی و عاطفی اش را برطرف می کند و در خانه مانند یک کارگر از او کار می کشد، تی تی تمام دارایی امیر ساسان است، و زمانی مغلوب قهرمان می شود که فکر می کند با گرفتن تنها سرمایه دکتر یعنی دست نوشته هایش شکست ناپذیر است اما ناگهان در می‌یابد دکتر تنها سرمایه زندگی او یعنی تی تی را از آن خود کرده و قید نوشته هایش را زده است. چراکه می داند ذهنی که توانسته یکبار آن معادلات طاقت فرسا را حل کند باز هم می تواند.

گویش های طرح شده عالی است، مطالعه شده و دقیق اجرا شده است، لهجه ها درست شکل گرفته و حالات رفتاری و حتی نحوه راه رفتن هم دقیق پیاده شده است.
دیالوگ ها به اندازه و کافیست، طولانی نشده، گل درشت نشده، اطلاعات زیادی نمی دهد، و در کمترین حالت بهترین مفهوم را می رساند و جزو نقاط قوت فیلم محسوب می شود.
عزیز نکته سنجی در همان ابتدای فیلم برایم اشاره کرد وقتی که دوست دکتر از ازدواج‌اش با همسر سابق وی سخن می گوید لحظه ای حال دکتر بد می شود که در همان وقت صدای ممتد و بلند مته هیلتی را از بیرون پنجره می شنویم که تداعی کننده روان دکتر است، حرف های دوستش مثل مته مغزش را سوراخ می کند.

عنصر ارتباطی فیلم دست نوشته های دکتر است که توانسته بر مبنای معادلاتی که حل کرده ثابت کند پایان دنیا نزدیک است، همان نوشته هایی که باعث می شود به حقیقت مخفی همسر سابقش پی ببرد،  خیانت دوست سابقش آشکار شود، با امیرساسان نامزد تی تی وارد کشمکش شود و در نهایت بخاطر تی تی قید آنها را بزند.

شخصیت پردازی ها به آرامی تثبیت شده و به خوبی نمود پیدا کرده است. شخصیت امیرساسان در نظریه فروید از اولین مرحله رشد ایگو بهره می برد، سیگار می کشد، نوشیدنی های الکلی می خورد، قمار بازی می کند و لات است، سیگار کشیدنش ما را متوجه خصلت روان رنجورانه او به واضح ترین شکل تثبیت دهانی  می کند، استفاده از سیگار نماد کشمکش درونی هم هست، و شخصیت دچار تعارض او را نشان ما می دهد. از باده مستی، قمار و زن بارگی او می توان بعد دیگر شخصیت وی را پیدا کرد، الگویی رفتاری که نشان می دهد او نیازها و خلأهای درونی‌اش را از طریق جستجوی تحریک بیرونی و پرداختن به آن ارضا می کند یعنی همان رفتاری که با قهرمان قصه خواهد کرد.

تثبیت های دهانی وقتی به او تعلق می گیرد که نمود خصوصیات دیگر آزار، لجوج، بدجنس و غیر منطقی اش را می بینیم، او ناتوان است از توجه کردن به دیگران و در برابر این احساس ضعف، خودخواهی، حرض و بی رحمی اش را به تصویر می کشد. کشمکش روان رنجورانه او از عقده‌ ادیپ نشات می گیرد، آنگاه که رانه های اولیه و حیوانی با نیروی لیبیدو که غریزه های اصلی جنسی و پرخاشگری را بروز می دهد، تجلی پیدا می کند.

دکتر از ساختار ناخودآگاه ایگو در  مدل روان رنجورانه فروید بهره می برد، او نماینده واقعیت، آشتی و رفتار شایسته است. شخصیت او مدام در حال رشد است، هر چه می گذرد راه های تازه ای برای انطباق با مقتضیات زندگی اش پیدا می کند، و به مرور تلاش می کند تا بر محیط خود مسلط شده و بر موانع پیروز شود، فارغ از پیرنگ و خرده پیرنگ آنچه که مهم است تحول شخصیتی اوست که در کاراکتر شخصیت به تصویر کشیده می شود.

کاراکتر تی تی در نظریه فروید از دومین مرحله رشد روانی جنسی ایگو بهره می برد او زوجی کمیک است، یعنی کنار شخصیتی متضاد زیست می کند که همدیگر را سرخورده و ناکام می کنند، او تمایل به کنترل و محدودیت دارد، شور و حرارت او در برابر خویشتن داری خیلی زود لو نمی رود بیننده شور و شهوت، عشق و دلدادگی او را بصورت نیابتی حس می کند.

تمام بازی ها عالی است، تسلط بازیگران بر نقش توانسته به فیلم روح بدهد و مخاطب را با خود همراه سازد، چون مبحث ما در ارتباط با متن است از این قسمت عبور می کنم.

در پالت های رنگی دنیای امیرساسان با رنگ مشکی مواجه هستیم، رنگ سیاه بیانگر پوچی و نابودی است، همان ابتدا فریاد «نه» را در برابر آوای «آری» به رخ می کشد، از رفتار منفی گونه افراطی سخن می گوید، و نسبت به رفتار های غیر عقلانی او هشدار می دهد.

اما همین رنگ سیاه چون به دنیای تی تی وارد می شود نیاز او به جبران خطایش را به تصویر می کشد، همان احساس گناهی که باعث شده خودش را در مقابل گم شدن دست نوشته های دکتر مسئول بداند.

رنگ قهوه ای در دنیای امیرساسان  نشانگر بی خانمانی و آوارگی است که ورشکستگی او را خبر می دهد.

رنگ زردی که وقت زایمان تی تی شاهد هستیم نمایشگر توسعه  قلمروهای آزادی اش است، توانسته حصارهای دورش را کنار زده و خود را آزاد کند، از سهل گیری به مشکلات و آرامشش سخن می گوید، و نشان از تسکین یافتن اضطراب هایش دارد و از امیدواری عاطفی اش خبر می دهد، درست همانجایی که دکتر به دوست او می گوید تی تی را دوست دارد تا اجازه یابد به وادی وی راه پیدا کند.

رنگ سبز در دنیای دکتر نماد مقاومت و ایستادگی است، که همراه با خود خبر از تنش و اضطراب می دهد. همچنین از بلندپروازی، جاه طلبی، پشتکار و خویشتن داری های دکتر سخن می گوید که تمامش توام با امیدواری است.

و رنگ کرم مایل به زردش از تغییر و تحول در زندگی وی خبر می دهد، کنار هم قرار گرفتن این دو رنگ بیانگر ناسازگاری در زندگی شخصی اوست. و بدین معنا است که انتخاب کننده آن میل دارد به مقام و موقعیت بالایی دست یابد تا مورد احترام دیگران واقع شود. دقیقا همان روحیه ای که در کاراکتر دکتر می بینیم، آنجا که کنار خانواده اش تلخ است و کنار انبوه شاگردانی که به ملاقاتش آمده اند روحیه می گیرد و شاد است، یا آنجا که همه چیزش را فدای یافتن جواب معادله نجات می کند تا دنیا را از یک اتفاق بزرگ باخبر کند اما از اتفاقات بزرگ زندگی اش غافل است.

رنگ قرمزی که در امیرساسان می بینیم بیانگر خستگی جسمانی و عصبی است یعنی یک بازنده بزرگ و از دست دادن قدرت و اراده جنسی که می تواند عیان کننده روحیات خود محوری، بی قیدی و خیانت هم باشد. و آنجا که تی تی لاک قرمز می زند و لباس قرمز برای نامزدش می پوشد نمایانگر اشتیاق و آرزو است ولی بعدا که زیر کت مشکی آن را به تن می کند به ما از پافشاری و اصرارش برای حل بحران خبر می دهد.

رنگ آبی در بیمارستان سخن از روح خسته شده و آسیب پذیر دکتر می گوید و درست در همان لحظات است که همسر سابقش نه تنها نمی تواند کمکی کند که محکم ترین ضربه را به او وارد می کند، و در همان وقتی که دکتر تشنه آرامش است تا خودش را پیدا کند تی تی در مسیرش قرار می گیرد تا روح آسیب دیده اش را جلا دهد و بهبود بخشد.

در تجربه زیبایی شناسی، رنگ آبی را هوشمندانه قلمداد می کنند چون به ما شخصیت هایی را معرفی می کند که دارای ویژگی های صداقت و وفاداری هستند، و به عنوان حساسیت آرامش یافته از شرایط اولیه برای یک دله شدن خبر می دهد.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. .اوه ه ه ه…… من که از خوندنش خسته شدم .بدیش اینه که کل داستان رو فهمیدم و‌ میلی به دیدن فیلم دیگه دارم . البته این اشکال بر بیشتر مقالات انصاف نیوز وارده. بنظرم ادیتورینگ ضعیفی دارند. یعنی کاملا جانبدارانه عمل میکنند. و این اصلا از چشم خواننده دور نمیماند.فکر نمیکنید مردم میروند فیلم را می بینند و بعد حالشان بهم میخورد از اینهمه تحسین بیجا؟!؟! گاهی هم زیاده روی در بدگویی و نه حتی نقد که توقع بیننده را چنان پایین آورده که به نفع فیلم تمام شده .من بی رودربایستی حرفم رو زدم حال خود دانید.

    1
    2
  2. فیلم خوبی بود من دیدمش
    این تحلیل انصاف هم درسته
    روی فیلم کار شده بود
    البته من خیلی چیزا رو الان که اینو خوندم فهمیدم
    لازمه بگم چیزایی که بالا اشاره کردید خیلی خیلی خیلی تکنیکیه
    و بیننده عادی نمیتونه درکش کنه
    در سطح نقد جشنواره ای هست که بخوان به فیلم سیمرغ بدن یا نه
    چون قشنگ موتور فیلمو اورده پایین مهره به مهره تحلیلش کرده
    به هر حال استفاده کردیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا