پیش درآمد سیاسی کودتای 32

عباس نعیمی جورشری، جامعه شناس در یادداشتی برای انصاف نیوز نوشت:

پیروزی جنبش ملی نفت و روی کار آمدن دولت دموکرات محمد مصدق نقطه آغاز تنشهای نو بود.

انگلستان حسب از دست رفتن منافع اقتصادی کلانش از همان آغازین روزهای دولت جدید ساز کارشکنی زد. هنگامی که مذاکرات اولیه تا تابستان 1330 بی نتیجه ماند طرحهای آن کشور به سمت براندازی پیش رفت.

به طور کلی می توان مجموعه ی موضع گیری های مخالفان تحت هژمونی انگلستان را در چند محور بازخوانی کرد:

1. تهدید نظامی

شش ماهه ی نخست دولت مصدق آبستن تهدیدات نظامی بود که با حضور ناوهای بریتانیا در سواحل خلیج فارس قابل رصد است.

مخالفت اتلی نخست وزیر دولت کارگر در بریتانیا در مقابل تاکید امانوئل شنیول، وزیر دفاع آن دولت و نیز وینستون چرچیل در راس حزب محافظه کار بر عملیات نظامی، در مختومه شدن طرح مذکور دخیل بود. به ویژه که ترومن نخست وزیر دموکرات ایالات متحده اعلام کرده بود از طرح نظامی حمایت نخواهد کرد.

2. تحریم اقتصادی

از شهریور 1330 که شرکت نفت سابق طی بیانیه ای کلیه ی شرکتهای نفتی را از معامله ی نفت ایران برحذر داشت. بنابراین یک تحریم جهانی علیه صنعت نفت ایران شکل گرفت.

همچنین بلوکه کردن دارایی های استرلینگ ایران در لندن و نیز توقف صادرات شکر و فولاد وجه مهم نبرد اقتصادی بریتانیا علیه دولت مصدق بود.

تحریم های مذکور در سال 1331 تشدید شد. ایران طی دوره ی تحریم یعنی حدفاصل دی 1330 تا زمان کودتا تنها 118 هزار تن نفت فروخت که معادل “یک روز” شرکت بود.

به بیان ساده تر مصدق پیروزمندانه توانست در یک دوره ی دشوار اقتصادی کشور را اداره کند. سیاست موازنه ی منفی راهکار او بود. با این حال می توان حدس زد که این راهکار نمی توانست یک راه حل بلندمدت باشد.

3. فشارهای حقوقی

شرکت نفت سابق با حمایت دولت انگلستان به طرح شکایت در مجامع حقوقی علیه دولت ایران پرداخت که نهایتا حسب استدلالهای ایران، دیوان بین المللی لاهه خود را فاقد صلاحیت برای ورود در این بحث خواند و به نفع ایران رای داد.

4. شانتاژ رسانه ای

هجمه ی رسانه ای علیه دولت مصدق بسی گسترده بود. انگلستان یک طرح عظیم با هزینه کرد بالا برای حمله ی روانی علیه ایران طراحی کرد.

نانسی لمبتون (نگارنده ی کتاب ارزشمند مالک و زارع در ایران) که مشاور وزارت خارجه ی انگلستان بود در راس این دیدگاه تخریبی قرار داشت.

علاوه بر نشریات داخلی انگلستان، مطبوعات آمریکا نیز بعضا تحت تاثیر این جو بودند. مجله ی “ابزرور” مصدق را (پیرمرد گیج) و (سیاستمدار کوته بین) نامید.

5. اهرم داخلی

به نظر نگارنده مهمترین ابزار انگلستان همانا نیروهای داخلی بودند که تحت حمایت مالی انگلیس و همکاری دربار به توطئه علیه دولت ملی پرداختند. برادران رشیدیان برجسته ترین اعضای این رکن بودند.

آنها ماموریت داشتند با هزینه کرد علیه مصدق راههای سرنگونی او را از طریق شبه کودتا یا اهرم مجلس و مطبوعات و تحریک مذهبیون تندرو رقم بزنند.

نمایندگان انگلوفیل اگرچه نتوانستند سناتورهای منتقد نظیر تقی زاده را جذب کنند اما در جذب سناتورهایی نظیر دشتی و خواجه نوری و مسعودی موفق بودند.

همزمان انشعاب رهبران جبهه ملی از مصدق (بقایی، کاشانی، مکی، حایری زاده، آزاد) به تقویت جبهه ی مخالف و تضعیف جبهه ی دولت انجامید و مخالفان را در مواضعشان تقویت کرد. آنچنان که بقایی و کاشانی در حمایت از زاهدی و جلوگیری از محاکمه ی وی به عنوان متهم ردیف اول قتل تیمسار افشار طوس (رییس شهربانی دولت مصدق)، او را در مجلس سکونت دادند.

با این همه، نتیجه ی دلخواه که همانا سرنگونی دولت دموکرات مصدق بود برای انگلستان و مخالفان داخلی به بار نیامد اما بستری فراهم شد تا با آغاز سال 1332 تمایل به براندازی از طریق کودتا در جبهه ی مخالف شکل بگیرد. بنابراین کودتا پیرو شکست طرح های شبه کودتا بارز شد.

نگارنده بر این نظر است توفیق مخالفان داخلی مصدق در گروی حمایت خارجی قرار داشت و چنانچه نقش آفرینی بین المللی علیه دولت دموکرات ایران وجود نداشت، مخالفان داخلی راه به براندازی نمی بردند.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا