ریو موفقیت یا ناکامی | یادداشت

«علی رضا ایمانخانی»، در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

المپیک با همه اشکها و لبخندها ربه پایان رسید و با بررسی کلیت حضور کاروان ایران و ارزیابی نتایج ؛در حالت کلی و مقایسه با ادوار المپیک ها می توان نتیجه گرفت که ما عملکردی متوسط رو به ضعیف داشته ایم.

از اول پیدا بود که شانس اصلی ما در سه رشته ی کشتی و تکواندو و وزنه برداری است و نیم نگاهی هم به رشته های شمشیر بازی و تیراندازی بانوان داریم. در حقیقت رشته های وزنه برداری و کشتی آزاد دین خود را ادا کرده و افت محسوس متعلق به فرنگی کاران و تکواندو کاران بود. جایی که از سه قهرمان المپیک لندن فقط قاسم رضایی یک برنز دشت کرد و هر سه تکواندو کار ما حذف شدند و عملکرد ضعیف آنها باعث شد در رنگینگ مدالی هشت پله سقوط کنیم و از هفدهم جدول لندن به بیست و پنجم ریو نزول کنیم که با توجه به عنوان هفدهم جمعیت و وسعت کشور ما در بدترین حالت همان هفدهم برای ما سزوارتر است.

در کل اگر نقاط ضعف کلی کاروان ورزشی ما را به دو قسمت کلی نرم افزاری و سخت افزاری تقسیم کنیم در بعد سخت افزاری با چند مشکل سخت روبرو بودیم که اهم آن به شرح زیر است:

1_ تخصیص دیر هنگام بودجه به دلیل تحریم های ظالمانه

2_ عدم داشتن امکانات مناسب اردویی که این مشکل یقه ی ورزشکاران رشته های دوچرخه سواری و تیراندازی را گرفت.

3_ عدم تهیه و ترخیص به موقع ملزومات ورزشکاران مانند فشنگ تیراندازان و دوچرخه ی ورزشکاران این رشته که این عامل اخر دقیقا معلول دو عامل بالا بود.

در بعد نرم افزاری ایرادهای ملموس و زیر پوستی وجود داشت که انصافا تاثیرگزارتر از عوامل سخت افزاری بود که از مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1_ خود محوری برخی از مربیان و روسای فدراسیونها که این مشکل در کشتی فرنگی و تکواندو دقیقا ملموس بود «علی رغم تمام احترامی که برای آقای خاص کشتی قایلم»

2_ ضعف تکنیکی و تاکتیکی در پاره ای از ورزشکاران و انتخاب نادرست استراتژی بدنسازی که در بدنهای بی نشاط و خسته و پیش فعال فرنگی کاران به شدت مشهود بود و اصطلاحا در پیک آمادگی جسمانی قرار نداشتند

3_ ضعف داوری؛ ضعف داوری حداقل دست ما را از پنج مدال کوتاه کرد که بارزترین آن رقابتهای اخلاقی، یزدانی، سلیمی و عابدینی و عبدولی بود که کسب مدال و تغییر رنگ مدال ما را چند پله در جدول بالا می برد.

4_ سن بالای ورزشکاران: سن بالای ورزشکاران از بارزترین مشکلات کاروان سنی ایران بود، در حدی که معدل سنی فرنگی ما در حدود سی سال و والیبالیست ها هم نزدیک به سی سال بود. در تیراندازی بانوان و شمشیر بازی هم بختهای مدال ما بالای سی سال داشتند که عملا پوست اندازی در ورزش ما از بارزترین و حیاتی ترین تغییرات می بایست باشد. این مثل اشتباه که المپیک جای جوان های کم تجربه نیست به شدت مردود شده و قهرمانی الکساندریان ارمنی و کالاخادزه گرجی با بیست و دو سال سن دقیقا بر رد این نظر باطل است.

شاید خیلی ها بدشانسی را نیز از عوامل ناکامی ما بدانند ولی اگر چند مورد بد شانسی داشتیم ولی با فراموش نکنیم مدال طلای سهراب مرادی غیر از دلاوری خودش مدیون دوپینگی اعلام شدن دقیقه ی نود رقبای لهستانی ایشان بود. کشتی فینال یزدانی و ماقبل فینال کمیل هم مساوی تمام شد که به لطف قانون کشتی ما برنده اعلام شدیم. پس سکه ی شانس دو رو دارد و فقط بد شانسی با ما همراه نبوده و هرازگاهی روی دیگر سکه نیز به ما لبخند زده است.

البته خیلی کشورهای دیگر هم دچار نوسان شدند که بریتانیا برای اولین بار چینی ها را در رتبه ی دوم کنار زدند و چینی ها به سلطه ی خود در ژیمناستیک و بدمینتون به نفع ژاپنی ها و انگلیسی ها پایان دادند.

ژاپنیها عالی کار کردند و در کشتی بانوان و شنا و چند رشته دیگر بسیار عالی عمل کردند. ورزشکاران کره ضعیف بودند و فقط به لطف کسب چهار مدال طلا در تیراندازی با کمان در لیست ده نفره صدر جدول قرار گرفتند. ترکها به لطف یک طلای طاها اکگول روس تبار در لیست طلا بگیران قرار گرفتند.

تمام این اتفاقات می تواند درس و عبرتی برای برنامه ریزی جدید و بهینه در هر دو بعد نرم افزاری و سخت افزاری باشد برای المپیک بعدی، هر چند که ظاهرا کارشناسان اعتقاد دارند برای المپیک بعدی دیگر دیر شده و باید به فکر المپیک 2024 باشیم!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا