تفاوت زندگی مردم با آمار دولت سیزدهم

رضا صادقیان، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی درباره‌ی آمارهای اقتصادی بیان شده از سوی رئیس دولت سیزدهم نوشت:

زندگی روزمره یعنی زنده بودن، زیستن و زندگی کردن (فرهنگ لغت معین). زندگی از دل مواجهه، نزدیکی، همزیستی و رویدادهای واقعی در جهان شکل می‌گیرد. تمام این معانی را می‌توان به عنوان زیست روزمره نام گذاشت.

زیست روزمره برای شهروندان قابل لمس است، شاید برای مردم زیست روزمره به کلمات و جملات مرتب ختم نشود، ولی بدون واسطه درک می‌شود. چرا که بخش گسترده‌ای از تجربه خود در زمان گذشته و حال را به واسطه زیستن درک در همان شرایط درک می‌کنند. نقش زیست روزمره آنقدر فربه است که برخی از تحلیل‌گران و جامعه‌‌شناسان برای اثبات گفته‌های خویش به جای تکیه به آمارهای رسمی و انتخاب نظریه‌های روش ‌شناختی، به زیست روزمره خود اشاره می‌کنند. حال همین امر برای شهروندانی که با رویدادها، وقایع، تصمیمات اقتصادی دولت‌مردان و سیاست‌گذاری‌ها مختلف روبرو می‌شوند، از غلظت بیشتری برخودار است. به عبارتی، زیست روزمره تجربه‌مند در کلیت زندگی شهروندان دارای جایگاهی غیرقابل قیاس با سایر موارد از قبیل آموزش، تحصیل، اقتصاد، فرهنگ و سیاست است.

به عنوان مثال؛ زمانی که مسئولان و مدیران ارشد اقتصادی از کاهش نرخ تورم، ارزان شدن کالاهای اساسی و دسترسی آسان شهروندان به رفع نیازهای اقتصادی سخن می‌گویند، مخاطب این حرف‌ها به جای دقت به سخنان مسئول مربوطه و گوش سپردن به آمارهایی که ارایه شده و می‌شود به زیست روزمره خود رجوع و این همه گفته را با تجربه زندگی خود در زمان حال مقایسه می‌کند. شهروند شنونده ابتدا زیست روزمره خود را مورد سنجش قرار می‌دهد و تغییرات را بررسی می‌کند، سپس آن همه ادعا درباره اقتصاد را به تجربه زندگی خود حوالت می‌دهد. چنانچه گفتارهای مدیران با زندگی روزمره او مطابقت نداشته باشد، بی‌شک آن همه تلاش برای توجیه مخاطب از سوی مدیر ارشد و رسانه‌هایی که گاه به مدافع بی‌چون و چرای سخنان مدیران تبدیل می‌شوند، به دیوار تجربه زیسته شهروندان برخورد خواهد کرد.

آنچه این روزها از سوی مدیران دولتی درباره ارتقاء کیفیت سرعت اینترنت، کاهش تورم، دستاوردهای دولت در حوزه جذب سرمایه‌گذاری خارجی، فروش نفت بدون محدودیت، افزایش صادرات، تعامل با کشورهای آسیای میانه و افزایش صادرات محصولات ایرانی به کشورهای حوزه خلیج فارس و…. بیان می‌شود در نخستین ساعات طرح این مباحث با واکنش‌های منفی شهروندان روبرو می‌شود. گویی مدیران براساس آمارهایی به شرح وضعیت امروز کشور می‌پردازند که این شرح جایی در زندگی مردم ندارد و یا بسیار بسیار کم‌رنگ است.

به واقع؛ گفته‌های متقن و دقیق مسئولان و مدیران ارشد اقتصادی زمانی از سوی شهروندان مورد پذیریش قرار می‌گیرد که تضادی میان زندگی روزمره و آمارهای اعلام شده وجود نداشته باشد. آمارهایی که حداقل شمارگان قابل توجهی از شهروندان آن را در زندگی خود تجربه کرده باشند، در غیر این صورت به جای آنکه این همه گفته از سوی مردم قبول واقع شود، شاهد بروز مخالفت‌ و نفی سخنان مسئولان امر خواهیم بود. موضوعی که بیش از آنکه زمینه‌ساز آرامش ذهنی شهروندان و خوش‌بینی آنان نسبت به آینده را به همراه داشته باشد و بتواند افق روشن را ترسیم کند، باعث برهم زدن فضای فکری آنان خواهد شد. مخالفت‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی پس از مصاحبه اخیر رئیس دولت سیزدهم و وزیر اقتصاد و خصوصا رسم نمودارهای بسیار نادرست و غلط از سوی خبرگزاری ایرنا نمونه‌های بسیار واضح تضاد میان آمارهای اعلام شده و زیست شهروندان است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. جناب صادقیان ، اتفاقا آقایان درست گفته اند و آمارها را هم کاملا مستند و مطابق با زیست و تاثیر آن بر زندگی ارایه نموده اند؛ منتها… این آمارها و اعداد و ارقام، مربوط به زیست و زندگی نمایندگان و وزرا و معاونان شان است، نه مردم عادی! لطفاً دقت بفرمایید که کلا هر پیشرفتی که در رفاه و افزایش کیفیت زندگی مطرح و برای استناد، آمارها و اعداد و ارقامی منتشر میشود، مربوط به زندگی خود آقایان مسئولان و مدیران و وزرا و نمایندگان است و ربطی به مردم عادی کوچه و بازار ندارد؛ لذا این یک مورد خاص را آقایان دروغ نگفته اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا