خرید تور نوروزی

سیاست‌پیشه‌ای در بند

امیر دانیالی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سیاست‌پیشه‌ای در بند» نوشت:

نزدیک ۶۰ روز است که مصطفی تاج زاده از فعالان با سابقه از‌ جناح اصلاح طلب در زندان به سر می‌برد و حتی با سرعتی عجیب دادگاه او به جرم هایی امنیتی برگزار شد. و حالا در بمباران اخبار احیای برجام همه کسانی که این خبر را دنبال کرده اند در انتظار حکم دادگاه هستند.

اما چرا فرد شاخصی چون تاج زاده که تقریبا یک تنه در برابر امواج براندازی ایستاده و صرفا سخن می گوید و دست به هیچ عمل خشونت آمیزی نزده، بدون دادرسی عادلانه در زندان به سر می برد؟ او که خود سالها در دولت های مختلف به ارکان مختلف جمهوری اسلامی یاری رسانده، چرا با امنیتی شدن فضایِ سیاسی بازداشت می شود؟

شاید بهتر باشد به گذشته نگاهی بیندازیم و ببینیم که تاج زاده از کجا مغضوب بوده و چرا هر زمان که فشارها بیشتر شده او دستگیر می شود؟ 

شاید برای درک چرایی دستگیری تاج زاده بهتر باشد به سال ۱۳۸۸ برویم جایی که او بیش از هر فعال اصلاح طلب دیگری تاوان حوادث پس از انتخابات را با ۷ سال زندان پرداخت کرد.

خرداد ماه ۱۳۸۸ زمانی بود که جامعه به سمتِ قطب بندی سیاسی کشیده می شد و انبوهی از جوانان به سخت گیری های خیابانی، سرکوب صدای مخالفان و هدر رفت سرمایه کشور و ممنوعیت های پادگانی در همه عرصه ها معترض بود. معترضان کسانی بودند که در ۷۶ به محمد خاتمی رای داده بودند و هیچگاه نمی خواستند در برابر حاکمیتی قرار بگیرند که با باورهای مقدسِ خیلِ ایرانیان در بهمن ۱۳۵۷ قد برافراشت. آنها آشکارا با صندوق رای، با دستاورد انقلاب اسلامی به دنبال اصلاح سیاست ها بودند‌ و هنوز هم هستند. در آن سالها، نسل معترضِ گذشته که جنگ ۸ ساله با عراقِ بعثی و ترورهایِ بی هنگامِ شهری را دیده بودند و کوچِ گروهی هم وطنان را به غربت، می‌دانستند و هنوز هم می دانند که راه حل ایران از ناآرامی های خیابانی و انقلابی دیگر نمی گذرد.

آنها در کوران حوادث ۸ سال دفاع از کیان میهن، مدیریت  میرحسین موسوی بر کشور را دیده بودند و این بار در انبانشان مرد سیاسی می درخشید که می توانست سکان کشور را از جنگ و تحریم دور نگاه دارد. مردم او را در برابر مردی که دروغ می کاشت و طوفان درو می کرد تصور می کردند و در اذهان خیلِ ایرانیان او بسیار بهتر از محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری بود.  ۴ سال جوگیری سیاسی و اقدامات ضد عقلانی دولت احمدی نژاد، همه را برآشفته بود و اصلاح طلبان وقتی دیدند میرحسین به میدان می آید او را کاندیدای خواستِ ملت کردند. 

شور شوق همه را می بلعید تا آنکه شمارش آرا از شبِ روز انتخابات آغاز شد و در بهت ما هواداران میرحسین، احمدی نژاد در شمارش آرا پیش افتاد. فعالان اصلاح طلب یکی پس از دیگری به عنوان «بازیگران انقلاب مخملی علیه جمهوری اسلامی» دستگیر می شدند و پس از تظاهرات ۲۲ خرداد تهران در میانه تابستان همان سال، دادگاه دسته جمعی آنها برگزار شد. برای من  در میان همه آنها چهره مصطفی تاجزاده مصمم و غمگین از دیگر افراد متمایز بود و بعدها فهمیدم شخصیت آزادی خواه او از همه اصلاح طلبان  متمایزتر است چرا که پس از سالها او تنها کسی است که شور و شوق آزادی خواهی و ارزشِ صندوق رای را در فعالان سیاسی کشور پس از آن حوادث، زنده نگاه داشته است.

گویی در ایران امروز به عنوان یک سیاستمدار،  تنها تاج زاده است که عملگرایانه در برابر تندروها و براندازان سنگِ  دموکراسی و آرامش سیاسی را به سینه می زند. نکته اساسی این است که او چگونه به مرد سیاسی محبوبی مبدل گشته حال آنکه اصلاحات در کما به سر می برد؟

نقش محوری تاج زاده در بر ملا کردن عوامل قتل های زنجیره ای، حوادث کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ و اعتراض به انتخابات ۱۳۸۸ و حتی مخالفت علنی او با حجاب اجباری، به ویژه ایده های تجدید نظر طلبانه اش در  رابطه با آزادی های سیاسی و روابط دیپلماتیک با آمریکا، او را به مردِ سیاسی باورمند به آزادی و دموکراسی در خیلِ فعالان سیاسی مبدل کرده  و همین پافشاری های علنی او برای تغییر سیاست های کشور بسیاری را خشمگین می کرده و همچنان عصبی می کند. 

او بعد از انتخابات ۱۳۸۸ هفت سال را در زندان گذارند و در خیل فعالان اصلاح طلب تنها همچنان اوست که هزینه شور و شوقِ مخالف هایش  با سیاست‌های نادرست کشور را  همانطور مصمم و غمگین پرداخت می کند‌. او پس از آزادی از زندان بلافاصله جایگاه خود را در بین افکار عمومی پیدا کرد و حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نام نویسی کرد و رد صلاحیت شد.

 امروز اما خلاقیت او در جایگاه یک رفرمیست، میانه روی بین مواضعِ براندازان و ارزشی ها است.   تاج زاده در تحلیل هایِ نهایی اش که به اصلاحات ساختاری معروف شده حکومت را عاقلانه به سمت اصلاحاتِ لیبرالیستی با شیبی ملایم  دعوت می کند. تاج زاده گشایش تدریجی سیاسی و ورود تکنوکرات های متخصص از هر مرام و مسلکی برای مدیریت امور کشور را ضرورتی اجتناب ناپذیر تفسیر می کند. تشنج زدایی در سیاست خارجی و تجارت آزاد با جهان را از اصول توسعه پایدار می داند‌.  و به براندازان زنهار می دهد که براندازی به هر شیوه ای عملی احساسی، غیر عاقلانه و  حرکت سیاسی کوری است که ایرانیان را دوباره به نقطه صفر سیاست می رساند. عقل گرایی مصلحانه او در برابر تقابل لجوجانه گروه های مقابل، غنیمت کم یابی در نیروهای سیاسی است‌ که ارزش‌اش در میانِ کوتاه قدهای سیاسی و رجاله های فرصت طلب امروز ایران، کیمیا است.

تحلیل منصفانه او از  آیت الله خمینی نوفل شاتو و آیت الله خمینی تهران  او را حتی از بدنه جریان سیاسی اصلاح طلبان نیز جدا کرده و در جایی نشانده که صدها هزار نفر را به کلاب هاوس می کشاند‌. او آشکارا امام خمینی را سیاستمداری جایز الخطا می داند حال آنکه هم قطاران گذشته اش که امروز سوپر انقلابی شده اند امام خمینی و آیت الله خامنه ای را مبرا از خطا می دانند. حال آنکه هر دو رهبر جمهوری اسلامی خود را انسان توصیف کردند و هر دو اذعان دارند که تنها معصومین، مبرا از خطا هستند.

تاج زاده مثال بارزِ مردِ سیاسی است که گام زدن در مسیر خرد را با احساسات‌اش  بر گزیده و در راهش بر عکس همگنان‌اش از مذهب شیعی هیچ بهره‌برداری و سوءاستفاده‌ای نمی‌کند جز آنکه خود را مسلمان و با ایمان بداند و مسولانه به عنوان فعال سیاسی انقلاب اسلامی ایران به‌دنبال اصلاح ساختاری است نه براندازی و تغییر نظام اسلامی. و همین یک ویژگی او را در بین اصلاح طلبان مردی شریف می نمایاند.

او کسی است که واقعیت اسلام رادیکال را می بیند و هر لحظه از ترس خردمندانه اش نسبت به هر انقلاب دیگری در ایران به همه ایرانیان زنهار می دهد. ورود جمهوری اسلامی به جنگ داخلی سوریه را نقد می کند و دستاوردهای سیاسی آن را به پرسش می کشد بدون آنکه نظام حاکمیتی را زیر سوال برد. او به مانند هر رفرمیست دیگری خلا قدرت حاکمیتی را زهری مهلک برای ایران می داند و بر اصلاح طلبی چونان مسیری تاریخی که از مشروطیت آغاز شده اصرار می ورزد.

ولی بازداشت غیر قانونی او نشان دهنده تاثیری است که ایده هایش بر نیروهای سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب گذاشته است.  او به مردم و فعالان سیاسی نشان می دهد که مرد سیاسی می تواند با شجاعت، هدف اصلاحات را واقع گرایانه به همگان نشان دهد و آنچنان در این راه از خود رشد سیاسی و شهامت نشان داده که اعتبار سیاسی‌اش را روز به روز بالاتر می برد.
 

اما با کمال تاسف نیروهای سوپر انقلابی نه تنها منصفانه به قضاوت نمی نشینند بلکه با تهدید و ارعاب اجازه نشرِ افکار را می گیرند. بازداشت تاج زاده که به هیچ عمل سیاسی ساختارشکنانه ای دست نمی زند و خردمندانه تنها بر نقدها و ارزش های‌اش تکیه می کند نشان دهنده ناتوانی فکری در برابر ایده ها و طرح های  تاج زاده است.   او وضعیت را حتی برای نیروهای ارزشی نیز غیر دشمنانه و حتی دوستانه متصور می شود. برای آشنایی بیشتر به علاقمندان توصیه می کنم مصاحبه تاج زاده با عبدی مدیا را مرور کنند و یا دست نوشته هایش را بررسی کنند. او وضعیت متلاطمی پیش رویش می بیند که بسیاری از ایران دوستان بارها و بارها آن را با التماس و خواهش و یا با تندی و خشم مطرح کرده اند  چرا که بحران ها در حدفاصلی سریعتر در حال طغیان کرداند و او به هر طریقی به اصولگرایان و مخالفانش نشانه می دهد که تنها رهبری انقلاب است که می تواند از طغیان های سیاسی و اقتصادی و حتی حوادث اجتماعی مهیب تر از ۸۸، ۹۶ و ۹۸ جلوگیری کند.

او حتی از اصرار نیروهای چپ جمهوری اسلامی برای گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی انتقاد می کند و با مقایسه عراق و ایران، روحانیون شیعه را بر فراز سیاست می خواهد نه کسانی که خود مسول سیاسی می شوند و به‌نام دین دست به سیاست پیشگی می برند. او در ردیف مردان سیاسی با خردی است که در فرهنگ سیاسی ۱۰۰ سال اخیر ایران به اندازه انگشتان یک دست هم نیستند. واقع گرا، صریح و دارای اصولی ضد خشونت برای فعالیت سیاسی که فعالیت اصلاح طلبی را نظریه ای زمان بر و جدی برای ایران و ایرانی می داند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا