مستندی که قرار بود به رسم، «حسین علی» باشد نه به اسم | عمادالدین باقی

عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر و از شاگران مرحوم آیت الله منتظری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است به بهانه‌ی انتشار مستند «حسینعلی ۲» نوشت:

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد

در پی انتشار مستندی به نام «حسینعلی ۲» که اینجانب هم قسمت اول را در صفحات خود بازنشر و مورد تأیید قرار دادم، پرسش‌های فراوانی به اشکال گوناگون در مورد قسمت‌های بعدی و تغییر جهت آن صورت گرفته که ناگزیرم به همه آنها یکجا پاسخ بدهم.

نفس اینکه پس از 33 سال از ماجرای برکناری یا کناره گیری عالم بزرگ عصر ما آیت الله منتظری و ۱۲ سال پس از رحلت ایشان همچنان کسانی در تلاشند از طریق مستندسازی، برندی برای خویش دست و پا کنند و یا به ایرادات وارده به اعتبار و کارنامه خویش پاسخ بدهند، نشانگر قدرت شگرف و نفوذ مردی است که بدون داشتن هیچ قدرت قهریه‌ای و فقط با سلاح بیان و قلم و تکیه‌گاه خلوص و صداقت، سخنانش بر دلها نشسته است.

با این حال ما هیچگاه مخالف با اینکه کسانی مستندی در انتقاد از آیت الله منتظری بسازند نیستیم و باور داریم همه حق دارند نظراتشان را بیان کنند و اتفاقاً فرصت شایسته‌ای به ما می‌دهد که بتوانیم به عنوان پاسخ به آنها هرچه بیشتر روشنگری کرده و ابعاد شخصیت آن فقیه آزاده را بیشتر بازنمایی کنیم.

به گمان ما نقدها هرچه صریح‌تر و وسیع‌تر باشند دفاعمان از بزرگترین شخصیت علمی و سیاسی آزاده معاصر را غنی‌تر و منصفانه‌تر می‌کند و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دیگر بزرگان و حامیانشان برای خود برنمی‌تابند زیرا اطمینانی از خویشتن ندارند.

بنابراین اگر به مستندسازی‌ها ایرادی وارد است بخاطر رویکرد انتقادی‌شان نیست بلکه بخاطر استفاده از روش‌های ناپسند است.

سازندگان مستند قائم مقام در آغاز با ادعای اینکه معتقدند براثر افراط‌های مخالفان آیت الله منتظری، حق ایشان زائل شده و می‌خواهند جبران کنند وارد شدند. یا اینکه ادعا کردند یک تشکل دانشجویی هستند اما بعد معلوم شد که پشتیبان آنها سپاه بوده و چندین بار هم فیلمشان از تلویزیون پخش شد. یا به رغم اینکه به نگارنده تعهد کتبی داده بودند مصاحبه را به صورت کامل منتشر کنند اما فقط متن حروفی آن را انتشار دادند در حالی که منظور از انتشار مصاحبه کامل این است که نسخه تصویری منتشر شود نه حروفی، هرچند که بارها گفته‌ام متن حروفی را کامل و بدون سانسور انتشار داده‌اند.

این همه داستان نبود. هنگامی که از بیت آیت الله منتظری به صدا و سیما نامه نوشتند و طبق قانون خواستار پاسخگویی شدند چنین اجازه‌ای داده نشد و وقتی هم که قرار شد مستند مستقلی با حمایت بیت ایشان ساخته شود مأموران امنیتی ریختند و مستند حسینعلی را توقیف کردند.

در چنین شرایط دشوار و سانسوری، علاقمندان آیت الله منتظری نیز وقتی می‌بینند صاحبان قدرت از پاسخ به برساخته‌هایشان وحشت دارند و اجازه ساخت مستندی به آنها داده نمی‌شود، اگر کسی مراجعه کند که ادعای بیطرفی نماید و احتمال صحت بدهند نمی‌خواهند فرصت را از دست بدهند و چون بر این باورند که به قول حضرت لسان الغیب «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم»، به تأسی از استاد والا مقام، آیت الله منتظری، شهامت «انتقاد از خود» و حتی استاد را دارند، لذا مستندبافانی که نیت دیگری داشته باشد در «تقطیعِ سوگیرانه» موفق‌ترند.

اینگونه است که عده دیگری چندسال پیش مراجعه کرده و گفتند در حال ساخت تاریخ شفاهی انقلاب هستند و قصد مستندسازی (که مستلزم گزینشگری است) ندارند و می‌خواهند مصاحبه با افراد را به طور مستقل به عنوان تاریخ شفاهی انتشار بدهند. وقتی درباره منبع بودجه آنها پرسیده شد گفتند با بودجه شخصی این گفتگوها را ضبط می‌کنند و بعد در سایت قرار می‌دهند و هرچه پر بیننده‌تر باشد می‌توانند آگهی بیشتری بگیرند.

دونفری که مراجعه کردند با یک بررسی حداقلی مورد اعتماد واقع شدند تا اینکه پیشنهاد شد وقتی حجم زیادی از گفتگوها درباره آیت الله منتظری است می‌توانند آنچه مربوط به ایشان است را در قالب مستندی عرضه کنند. گفتند هزینه‌هایی دارد و برآوردی را اعلام و کاری را هم آغاز کردند اما با ظهور کرونا ارتباطات قطع شد.‌ پس از آنکه مأموران امنیتی مستند «حسینعلی» اصلی را توقیف کردند گمان می‌رفت که آنها هم بیمناک شده و کارشان را رها کرده‌اند اما ناگهان پس از گذشت مدت مدیدی، بدون هیچ اطلاعی از ساخته شدن بخش اول آن، پیش از انتشار به صورت خصوصی برای نگارنده نمایش دادند. اشکالاتی ذکر شد که برطرف کردند و بر همین اساس نیز نخستین قسمت آن را در صفحات خود بازنشر کردم اما بلافاصله پس از انتشار قسمت نخست، وزارت اطلاعات اینجانب را در تهران و یکی از عوامل ساخت را در قم احضار کرد. بعد از این که برای دستگاه امنیتی محرز شد این کار به سفارش و دخالت بیت آیت الله منتظری نبوده و بلکه چند ماه پیگیر شدند تا عالم ارجمند حاج احمد آقای منتظری حاضر شوند با آنها صحبت کنند و دیگر مصاحبه شوندگان هم در جزئیات ساخت دخالتی نداشتند و ما فقط توصیه کردیم برخوردی که با مستند «حسینعلی» اصلی شد با این افراد صورت نگیرد اما به نظر می‌رسد از آن پس، اتفاقات دیگری رخ داد.

تا زمان احضار شدن، ما هم نمی‌دانستیم در قم، موسسه خاصی این کار را پشتیبانی می‌کند و هیچوقت نامی از آن در میان نبود لذا ممکن است از قسمت دوم مستند به بعد توسط عوامل خفیه مدیریت شده باشد به ویژه که نیازهای مالی هم در میان بود.

در گفتگوهایی که به عنوان تاریخ شفاهی با نگارنده داشتند انتقادات و اشکالاتی را که به آیت الله منتظری وارد می‌شد مطرح و به آنها پاسخ مبسوط دادم اما در مستندی که عرضه شده اشکالات مطرح و پاسخ‌های ما سانسور شده‌اند.

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

بدیهی است که اساس مستندسازی بر گزینشگری است اما گزینشگری تخریبی، دیگر مستند سازی نیست. برای مثال وقتی که من در پاسخ سؤال مصاحبه‌گر درباره دفتر آیت الله منتظری، به شیوه استاد، ضمن «عیب می جمله بگفتی؛ هنرش نیز بگوی» ابتدا نظر مخالفان ایشان را روایت می‌کنم، سپس آنها را پاسخ می‌دهم، در مستندسازی‌شان فقط روایت من از نظر مخالفان نقل شده اما پاسخ‌ها سانسور می‌شوند تا انتقادات از زبان ما روایت شود در حالی که وقتی قرار است مستندی به صورت سریال چند قسمتی عرضه شود دیگر دلیل و توجیهی برای سانسور وجود ندارد و به سخن حضرت حافظ «کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم».

اگر مستند قائم مقام از موضع اصولگرایان ولایی ساخته شد، جهت گیری مستند جدید شبیه مواضعی است که در رنجنامه مرحوم سیداحمد خمینی (که شواهدی از عدول ایشان از رنجنامه وجود دارد) و مواضع جناح چپ در مقطع برکناری آیت الله منتظری وجود داشت. بدون شک همه اینان حق دارند بر اساس دیدگاه‌های خود بنویسند یا مستندسازی کنند اما آنچه قابل قبول نیست، یکم: عدم شفافیت به منظور اخذ مصاحبه و سپس سانسور و تقطیع غیر منصفانه است و دوم: اینکه عده‌ای گشاده‌دستانه و آزادانه بتوانند هر گونه می‌خواهند مستندسازی نمایند ولی بیت آیت الله منتظری ممنوع و محروم و مظلوم باشد و حتی وقتی که مبادرت به این کار می‌کنند با هجوم امنیتی و توقیف مستند حسینعلی مواجه می‌شوند.

سازندگان مستند «حسینعلی ۲» اگر قسمت‌های دوم به بعد را قبل از انتشار به رؤیت افراد دیگر می‌رساندند حداقل از خطاهای فاحش تاریخی که اعتبار علمی سازندگان را زیر سؤال می‌برد شاید جلوگیری می‌شد. این که یکی از شخصیت‌های بزرگوار می گویند آیت الله منتظری از همان آغاز انقلاب و دهه شصت قائل به ولایت مطلقه بودند در حالیکه ولایت مطلقه اصطلاح خاصی است که همه می‌دانند توسط آیت الله خمینی در سال ۶۵ به بعد ابداع شد و همان زمان هم آیت الله منتظری مخالفت کردند.

قانون اساسی‌ای که آیت الله منتظری در سال ۱۳۵۸ در آن نقش داشتند به هیچ وجه پسوند مطلقه نداشت و خود ایشان هم رسماً اعلام کردند به قانون اساسی دوم که پسوند مطلقه داشت، رأی نداده‌اند. گرچه آیت الله منتظری در کتاب گرانسنگ «انتقاد از خود» به نقش خویش در گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی در سال 1358 انتقاد کرده‌اند اما مستندسازان مختلف، تمرکز را بر قانون اساسی ۵۸ گذاشته‌اند در حالی که آنچه ما بیش از سه دهه است با آن سروکار داریم، قانون اساسی سال 1368 است. کافیست مروری بر مذاکرات خبرگان و مواضع شخصیت‌های جناح چپ در مجلس خبرگان در دفاع از ولایت مطلقه و مخالفت با هر نوع نظارت بر آن داشته باشیم که بدانیم برای بحث درباره ولایت فقیه در قانون اساسی، باید بیشتر سال ۶۸ را مورد بحث قرار داد نه ۵۸.

یا دوست بزرگوار دیگری می گویند دو هزار نفر از کشته شده‌های مرصاد کسانی بودند که با عفو از زندان آزاد شدند در حالی که برای این ادعا هیچ دلیلی وجود ندارد. این حرف‌ها همواره برای زیر سؤال بردن تدبیر آیت الله منتظری برای عفو بوده در حالی که کل کشته‌های مرصاد هم ۲۰۰۰ نفر نبودند چه رسد که بگوییم ۲۰۰۰ نفر از آنها از آزاد شده‌ها بودند. اساساً داده‌ها حاکی است درصد بسیار اندکی از افراد بعد از آزادی دوباره به سازمان رجوی پیوسته‌اند و آنها هم غالباً کسانی بودند که یکی از اعضای خانواده‌شان اعدام شده است.

خودزنی نابخردانه یعنی اینکه برای زدن آیت الله منتظری، یکی از معدود نقاط مثبت و درخشان خود که عفو و آزادی زندانیان گروه‌های مخالف بوده است را اینگونه ضایع کنند.

درباره این ادعا که برخی می گویند مسئولیت قوه قضاییه با آیت الله منتظری بود نیز پاسخ‌های کافی و مستدل داده شده که همه آنها سانسور شده است. اشتباهات چندی در قسمت‌های مختلف از قول برخی از مصاحبه شوندگان محترم رخ داده که اگر طبق روال مرسوم و تعهد اخلاقی و حرفه‌ای، پیش از انتشار به رؤیت آن‌ها می‌رسید حتماً اصلاح می‌کردند.

مستند قرار بود اسم «حسینعلی ۲» را داشته باشد تا با مستند توقیف شده اصلی «حسینعلی» اشتباه نشود اما این نکته نیز در همه جا رعایت نشد و سازندگان هم توضیح لازم را درباره اینکه این دو ارتباطی به هم ندارند ارائه ندادند.

امید است مصاحبه‌شوندگانی که سخنانشان به صورت هدفمند و نامطلوبی گزینش شده است، این رخداد را به فرصتی مغتنم بدل کرده و هر کدام با استفاده از گوشی‌های شخصی، متن اظهارات خود را در قالب ویدئوی کوتاهی تهیه و در شبکه‌های اجتماعی انتشار بدهند که «برای فرصتِ صَیّاد نیز، پایانی است».

نگارنده نیز در فرصت مناسبی درباره تمام موضوعاتی که توضیحات ارائه شده‌اش سانسور شده است، رشته ویدئوهایی را عرضه خواهد کرد.
شرحِ حقْ پایان ندارد همچو حق. شب به پایان رَوَد و شرح به پایان نَرَوَد. فَنَسْتَکْفی بِهذا و السَّلام
سه شنبه 22 شهریور 1401

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا