تدبیری باید برای اعتراض مردم و نحوه رفتار با آنها بیندیشید | محمد تقی فاضل میبدی

محمد تقی فاضل میبدی طی یادداشتی در شرق نوشت: فردوسی در شاهنامه می‌گوید: جهان سر‌به‌سر حکمت و عبرت است‌/‌ چرا بهره ما همه غفلت است. پیش از فردوسی، امام علی فرمود: واعتبر بما مضی من الدنیا ما بقی منها؛ یعنی گذشته دنیا را وسیله عبرت برای آینده قرار بده. فان بعضها یشبه بعضا، چراکه برخی رویدادها با گذشته شباهت دارد (نامه ۶۹، نهج‌البلاغه).‌ در این چهل‌و‌چند سالی که از عمر انقلاب گذشته، ملت ایران شاهد رویدادهایی بوده که مسئولان از برخی از آنها درست عبور نکردند ‌یا با هزینه‌های زیادی عبور کردند و درنهایت فرصت‌هایی از دست رفته است. فرصت‌های سیاسی و اقتصادی که از دست رفت، بازگشت به آن، هزینه‌های بیشتری می‌طلبد. به قول پروین اعتصامی: آمد طبیب بر سر بالین خویش لیک‌/ فرصت گذشته بود و ‌مداوا اثر نداشت. در چند سال اخیر چندین حرکت اعتراضی در کشور صورت گرفت، متأسفانه هر اعتراض بعدی تندتر و خشن‌تر و احیانا با شعارهای رادیکال‌تر بود. چرا این داستان تمام نشد و شاید هم تمام نشود. البته امیدواریم هرچه زوتر کشور به ثبات و آرامش برگردد؛ شوربختانه اما دولتمردان، همیشه اعتراض‌ها را از چشم دشمن خارجی دیدند و نفوذ و پایگاه کشورهای بیگانه را در کشور قوی دانستند. اگر در اعتراض‌های نخست با رویکرد کارشناسی و آسیب‌شناسی به مسئله نگاه می‌شد و مشکلات مردم که عمدتا اقتصادی بود، حل می‌شد، کار کشور به اینجاها کشیده نمی‌شد. گیرم اعتراض‌های خیایانی تمام شد، با خروج‌ فوج‌فوج جوانان از کشور چه باید کرد؟ با آسیب‌های رو به افزایش اجتماعی و فسادهای زیر پوست جامعه چه می‌کنیم؟ با وجود این تورم‌های افسارگسیخته که منشأ هر فسادی است، چه باید کرد؟ ‌         

به این برنامه‌های تحریف‌کننده و توجیه‌کننده صداوسیما چه باید گفت؟ با جوانانی که داشتن ماشین و خانه را برای خود محال می‌دانند و کورسوی امیدی را برای آینده خود نمی‌بینند، چه باید کرد؟ به هزاران جوان فارغ‌التحصیل بی‌کار و ‌سرگردان در جامعه چه باید گفت؟ که کشورشان را رو به سامان نبینند. یک سال است در این دولت به امید رفع تحریم‌ها نشسته‌اند و آرزوها بر باد می‌رود و باید شاهد انزوای بیشتری باشیم. به مردم وعده عدالت و ‌آزادی داده‌ایم، اما وعده‌ها کمتر محقق شد. ای عجب آن عهد و آن سوگند کو؟ و ده‌ها درد و مشکل دیگر. چرا نمی‌پذیریم که این شیوه مدیریت و این روش پاسخ‌گویی جواب نمی‌دهد. ای‌ کاش بعد از فوت مهسا امینی به جای این‌همه دفاع از گشت ارشاد یک عذرخواهی از مردم می‌شد. هنوز این مردم تورم یک‌رقمی را تجربه نکرده است؛ جز دوران کوتاه در دولت اصلاحات. به نظر می‌رسد راه برای نجات کشور و ملت باز است، به شرط آنکه به جای هر چیز، سر تدبیر به کار گیریم و کار را به کاردانان بسپریم. از امام علی بیاموزیم که فرمود: سُوءُ التَّدبیرِ سَبَبُ التَّدمیرِ، عامل هلاکت‌ها سوءتدبیر است. و نیز فرمود: سوء التدبیر مفتاح الفقر. کلید فقر و ناداری بی‌تدبیری است و نصیحت سعدی را نیز آویزه گوش قرار دهیم:

همی تا برآید به تدبیر کار/ مدارای دشمن به از کارزار


به گزارش جماران، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه اعتراضات اخیر را باید دقیقا ریشه یابی کنیم، گفت: اگر خواسته باشیم فرافکنی کنیم و بگوییم برای آن طرف مرزها است و کشورهای خارجی دارند این کارها را می کنند، تحریک کننده هستند، عوامل نفوذ دارند و چند نفر از آنها را دستگیر کرده ایم هم ضعف نظام را نشان می دهد و هم توهین به ملت است.

مشروح گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فاضل میبدی را در ادامه می خوانید:

نقش نخبگان در بیان منطقی مطالبات مردم و خطرات خلأ وجود آنان چیست؟

در قرآن واژه ای به عنوان «أُولُوا بَقِیَّة» هست و آیه 116 سوره هود می فرماید «أُولُو بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّنْ أَنْجَیْنَا مِنْهُمْ ۗ وَاتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِیهِ وَکَانُوا مُجْرِمِینَ». خداوند اینجا نخبگان جامعه را ملامت می کند که در برابر فساد ساکت نشسته اند. معلوم می شود مسأله فساد در جامعه خیلی عمیق و ریشه دار است که «أُولُوا بَقِیَّة» می فهمند چه طور باید با آن برخورد کرد و کار هر کسی هم نیست. اگر این نخبگان جامعه در برابر فسادهای ساختاری جامعه ساکت باشند، عده ای ظالم تبعیت می کنند از خوشگذرانی هایی که در جامعه رواج پیدا کرده است.

همان طوری که سکوت نخبگان در برابر فساد موجب ظلم می شود، از مفهوم  این آیه معلوم می شود اگر نخبگان جامعه به تعبیر قرآن «أُولُوا بَقِیَّة» در جامعه صحبت کنند، جلوی فساد را بگیرند، تذکر بدهند و با رویدادها ریشه ای برخورد کنند، مؤثر است. اما در جامعه ای که نخبگان آن ساکت باشند و یا در رأس کار نباشند، و به جای آن سفلگان بر کرسی های مسئولیت و مدیریت بنشینند، طبیعی است که آن جامعه خدا پسند و پیامبر(ص) پسند نخواهد بود.

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرمایند یکی از علائم جامعه جاهلیت این بود که «عالمها ملجم و جاهلها مکرم»؛ یعنی در روزگار پیش از پیامبر(ص) عالمان بر زبانشان لگام زده و جاهلان صدرنشین شده بودند. اسلام قصه را عوض می کند. یعنی عالمان باید صدرنشین باشند و کسانی که غیرعالم هستند دنبال کارهای دیگری بروند که در شأن آنها است.

بنابر این، من معتقدم رخدادهایی که در جامعه پیش می آید، مثل همین اعتراضاتی که اخیرا در جامعه خودمان می بینیم، را باید دقیقا ریشه یابی کنیم. اگر خواسته باشیم فرافکنی کنیم و بگوییم همه اش به تحریک آن طرف مرزها است و کشورهای خارجی دارند این کارها را می کنند، تحریک کننده هستند، عوامل نفوذ دارند و چند نفر از آنها را دستگیر کرده ایم، نقطه ضعف را نشان می دهد. یعنی نظامی که بعد از 43 سال نتوانسته جلوی عوامل نفوذ را بگیرد و اینقدر قدرت دارند که مردم را به خیابان بکشانند، وای به حال ما. 

به هر حال مردم هم به ویژه در مسأله اقتصادی مشکل اساسی دارند؛ هر دولت و مجلسی هم که می آید وعده می دهد و این وعده ها محقق نمی شود. به این دلیل من معتقدم دردها و مشکلات فروخفته ای هست که دولتمردان ما باید به آنها توجه و مشکلات را حل کنند.

اگر از حل مشکل عاجز هستند، کارشناسان، دانشگاهیان و زبدگان را استفاده کنند. چرا باید منظومه اقتصادی کشور به گونه ای ضعیف باشد که نتواند از آدم های دانشمند بلندفکر استفاده کند؟! اینکه ما فقط خواسته باشیم باندی، حزبی با گروهی مهره ها را بچینیم نه کارشناسانه، جامعه همین طور می شود.

امام صادق(ع) می فرمایند اگر کاری ضایع شد برای من فرقی نمی کند که آدم خائن یا کارنابلد بر سر کار باشد. ممکن است کسی که در رأس کار قرار دارد خائن نباشد ولی نابلد باشد. تأثیرات منفی آدم نابلد بر جامعه کمتر از آدم خائن نیست. ما به جای اینکه عوامل نفوذ را در حرکت های اعتراضی شناسایی کنیم، عوامل جهل و نادانی را در دستگاه های اجرایی هم شناسایی کنیم. ببینیم کجای دستگاه های اجرایی کشور آدم های نابلد و کجا آدم های بلد و کاردان هستند؛ این خیلی مهم است. یعنی اگر بدنه اجرایی کشور ضعیف شد، ضعفش بسیار خطرناک است.

ما در اسلام خوانده ایم و در جامعه هم داریم می بینیم، یکی از عوامل مهمی که باعث بروز این حرکت های خطرناک اجتماعی می شود، «فقر» و «نابرابری اقتصادی» است. من جای دیگر هم گفته ام که ما بالغ بر 40 سال است انقلاب کرده ایم و هنوز نتوانسته ایم تورم را یک رقمی کنیم. این ملت چه قدر می خواهد فشار گرانی ها را تحمل کند؟! چه قدر می خواهد گرفتار تورم های لجام گسیخته باشد؟! باید اینها را حل کنند.

والله در این کشور افراد کارشناس، کاردان، باسواد، متخصص و دانشگاهی هستند که می توانند مشکلات را حل کنند اما سراغ آنها نمی رویم و رها کرده ایم. حتی در خارج از کشور، بسیار افراد کاردانی هستند که دلشان برای ایران و نظام سوخته ولی کسی دعوتشان نمی کند و یا اصلا می ترسند که بیایند.

بنابر این، من معتقدم باید فضای امنیتی کشور به گونه ای شود که افراد کاردان در رأس کارها قرار بگیرند و جرأت داشته باشند حضور پیدا کنند. اگر این طور نشد، افراد زبده و نخبگان جامعه یک گوشه می نشینند و نهی از فساد هم صورت نمی گیرد. آن وقت جامعه به تعبیر قرآن «ظلم زده» می شود.

نظر شما در مورد ادبات سخن گفتن با مردم و معترضین چیست؟

ما یک «زبان تهدید» و یک «سر تدبیر» داریم. اگر به جای زبان تهدید، سر تدبیر به کار بیفتد مشکلات حل می شود.

تهدید هیچ مشکلی را حل نمی کند. امام علی(ع) فرموده اند که سوء تدبیر باعث تدمیر می شود؛ «تدمیر» یعنی جامعه را نابسامان می کند و از بین می برد. همچنین فرموده اند که «سُوءُ التَّدبیرِ مِفتاحُ الفَقرِ».

یعنی اگر در جامعه تدبیر به کار نیفتد و تهدید به کار بیفتد، در آن جامعه فقر رواج پیدا می کند. لذا مسئولین نباید تهدید کنند. ولو اینکه چند نفر به خیابان بیایند، ما شاهد هستیم که ممکن است شعارهای هنجارشکنانه بدهند و کارهای بدی هم بکنند ولی به خاطر چهار نفر، پنج نفر، 10 نفری که اخلال ایجاد می کنند یا شیشه ای را می شکنند، نباید نسبت به بقیه معترضین با زبان تهدید سخن بگوییم.

در هر صورت، من معتقدم که باید رویکردها و ادبیات مسئولین نسبت به این اعتراضات عوض شود، باید با مدارا و زبان خوش سخن گفت، درد مردم را شناخت و به رسمیت شناخت. دستگیری و پر کردن زندان ها مشکلی را حل نمی کند.

برداشت من از سخنان شما این بود که خیلی از اتفاقات اخیر بیشتر ریشه اقتصادی دارد، تا فرهنگی و غیره. درست فهمیده‌ام؟

ما روی دو چیز خیلی شعار داده ایم که یکی «آزادی» و دیگری «عدالت» است. نسل جوان امروز سرگردان است؛ نه عدالتی می بیند که بخواهد زندگی اش را تنظیم کند و نه آزادی می بیند که بخواهد حرفش را بزند. یعنی فقدان آزادی و عدالت این جوان را به خشم آورده است؛ خشم جوانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده، در جامعه بیکار است، احساس بی هویتی می کند، سرگردان است، می خواهد ازدواج کند یا ماشین بخرد پول ندارد و می خواهد خانه بخرد که اصلا محال است.

با کشوری که این همه ثروت، منابع و مغز متفکر دارد چرا یک جوان باید نتواند ماشین و خانه بخرد؟! در هر جای اروپا اگر یک جوانی که شهروند آنجا است بخواهد زمین یا خانه بخرد به راحتی این کار را می کند؛ از طریق تسهیلات بانکی صاحب خانه و ماشین می شود. چرا امروز باید جوانان ما فوج فوج از کشور خارج شوند؟! این درد بزرگی است. جوانی که در جامعه با تورم 40 درصد و بیکاری روبرو هست طبیعتا آرام نمی نشیند؛ یا از کشور خارج می شود یا به خیابان می آید و اعتراض می کند. ما باید اینها را با چشم خودمان ببینیم.

شاید ملاحظه کرده اید که این شب ها برنامه ای به نام «شیوه» از شبکه چهار تلویزیون پخش می شود. نظر شما چیست درباره میزگردهایی که صدا و سیما به این شکل برگزار می کند؟ آیا کافی است یا باید کار دیگری کنارش انجام بگیرد؟

لازم هست ولی کافی نیست. به نظر من 90 درصد از برنامه های صدا و سیما مطلوب نیست. به ویژه در دو ماه محرم و صفر اینقدر برنامه های تحریف کننده دین و مذهب داشت و تبلیغ های عجیب و غریبی که از مداحی ها و نوحه خوانی ها، بعضی ها در زمان خاص خودش لازم است ولی دو ماه پی در پی این کارها را کردن درست نیست.

البته هرچه بیشتر مغزهای متفکر سیاسی و اقتصادی در صدا و سیما حرف بزنند به نفع کشور است. جنبه خوبش این است که دو نفر آدم دیدگاه هایشان را مطرح می کنند و ظاهرا هم استقبال شده است. ولی اینها کافی نیست. یعنی هم باید فکر مخالف را به رسمیت بشناسیم و هم آنها را بر سر سفره اداره مملکت دعوت کنیم. اینکه نیم ساعت در تلویزیون حرف بزند و بعد به سراغ کارش برود کافی نیست، باید حرف هایش را به رسمیت شناخت و توجه کرد و به آن حرف عمل کرد؛ اگر این بشود خیلی خوب است ولی صرف اینکه نیم ساعت در تلویزیون حرف بزند را من معتقدم خوب است ولی کافی نیست.

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا