خرید تور نوروزی

مسئله‌ی اجماع جهانی و سیاست خارجی دولت

رضا رئیسی، روزنامه‌نگار در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

این روزها که هجمه ها علیه ایران در عرصه سیاست خارجی دامن گسترانیده و با موج تازه ای از لفاظی های کلامی تا مصوبات ضد امنیتی مواجه شده ایم و از شرق تا غرب دنیا، با سلسله واکنش‌های نامشفقانه و غیر سازنده درباره ایران روبرو هستیم، برای درک چرایی این واکنش‌های غیر دوستانه و تحدید کننده مناسبات و تهدید شونده منافع ملی، مرور یک برهه تاریخی که چنین وضعیت مشابهی را طی آن شاهد بودیم، می تواند راهگشا و انذار دهنده باشد.

برای درک بهتر ماجرا البته باید گریزی به آن سوی دریای مدیترانه و شامات بزنیم و پرونده سوریه را نگاهی بیندازیم. سوریه پس از آغاز ناآرامی ها در سال 2011 با تلاطمات گسترده و جنگ داخلی تمام عیار میان موافقان و مخالفان حکومت مرکزی و سپس دخالت فرا مرزی و پدیده تروریست های اجاره ای از اقصی نقاط دنیا روبرو شد. مخلص کلام دستاورد این بلبشوی تمام عیار برای سوریه چند میلیون آواره و صدها هزار کشته بود که تصاویر آن افکار عمومی جهان را تحت الشعاع خود گرفته و چند سال سوژه شماره یک رسانه های جهان بود و به‌طور طبیعی اجماع جهانی بی سابقه ای را علیه حکومت مرکزی سوریه رقم زد اما جالب آن بود که به رغم این اتفاقات هولناک و بی سابقه و تهییج افکار عمومی و اجماع تمام عیار قطب قدرت غربی، هیچگاه قطعنامه ای علیه سوریه از تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد نگذشت. چرایی آن البته در وهله اول ساده می نماید. عدم همراهی چین و روسیه به عنوان دو عضو دارای حق وتو در شورای امنیت با غربی ها، صورت مسئله ساده ماجراست اما چرا در مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران کمی قبل از آن با چنین رویکردی روبرو نشده و در مدت بسیار کوتاهی 6 قطعنامه شدیدالحن علیه ایران از تصویب شورای امنیت گذشت؟

آیا سوریه موقعیت استراتژیک و مزایا و منافع راهبردی ژئوپلتیک فزون تری از ایران در معادلات جهانی و برای قدرت های جهانی برخوردار بود؟ پاسخ قاطعانه منفی است.

ایران از تمامی جهات مزیت ها و پتانسیل های فزون تری نسبت به سوریه داشت اما چرا روسیه و چین بی هیچ مقاومت و هزینه پردازی با اجماع جهانی علیه ایران بابت پرونده هسته ای همراهی کردند و پشت ما را خالی کردند و حتی به اندازه سوریه هم ما را در معادلات خود شأن و اعتبار ندادند؟!

پاسخ باز هم ساده اما تلخ و عبرت آموز است. وقتی رئیس جمهوری وقت، قطعنامه های شورای امنیت را کاغذ پاره می خواند و دستگاه سیاست خارجی وقت هیچ اهتمام جدی برای ممانعت از تحریم ها و صدور قطعنامه نشان نمی داد و پالس های غیر سازنده و خنثی از داخل در برابر تهدیدات و تحدیدات بیرونی ارسال می شد، طبیعی بود که روسیه و چین هم کاسه داغ تر از آش نشده و خود را هزینه چیزی نکنند که برای سیاستمداران ایرانی به عنوان منتفعان اصلی اهمیت و حساسیتی نداشت یا بهتر بگوییم نشان داده نمی شد.

حالا باز گردیم به شرایط فعلی، منطق معادلات نظام بین الملل منطق قدرت است و همیشه و همه جا هرگاه با ضعف و کاستی در عرصه سیاست داخلی و در امتداد آن سیاست خارجی روبرو بوده ایم، کشورهای خارجی نیز از فرصت بهره جسته و به‌دنبال بسط و استیلای منافع خود در مواجهه با ایران بوده اند و دوست و دشمن از این قاعده کلی مستثنی نیستند، چین و عراق که دوست و شریک ما بوده اند، آنگونه واکنش نشان داده و به سمت جبهه مقابل ما غش می کنند و اروپایی هایی که حداقل در ظاهر به‌دنبال ایجاد یک وجه مستقل از آمریکا برای خود در معادلات جهانی بوده و در ماجرای تروریستی خواندن سپاه پاسداران با ترامپ همراهی نکردند، اکنون ابایی از این اقدام غیر سازنده و مخالف با مناسبات متعارف در روابط بین الملل ندارند.

هر چه هست شواهد و قرائن نشان دهنده به‌ راه افتادن جو تازه ای از ایران هراسی و حرکت در مسیر ایزوله سازی ایران این بار با تمهیدات و تنظیمات دو چندان بیشتر است و وفق آنچه گفته شد، تاریخ نه چندان دوری که در خصوص صدور قطعنامه و سیاست خارجی دولت وقت از سر گذراندیم، زنگ خطر جدی را برای ما به صدا در آورده است.

دستگاه سیاست خارجی در دولت آقای رئیسی به نوعی شعارزدگی صرف و عدم توجه به واقعیات و تحولات روز و قطب بندی های معطوف به منافع ملی روبروست، همان اشتباهی که در دولت محمود احمدی نژاد نیز رقم خورد و اجماع جهانی را با کمترین هزینه و بیشترین بازده برای دشمنان منطقه ای و جهانی ایران به ارمغان آورد، روندی که در دولت روحانی و با میدان داری فردی چون ظریف به عنوان یک دیپلمات کارکشته، روندی معکوس به خود گرفت و شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد دستگاه سیاست خارجی دولت های پس از انقلاب رقم خورد و آن چیزی نبود جز معکوس کردن پروژه ایران هراسی حتی بسیار فراتر و مهمتر از توافق برجام که خود دستاوردی بس شگرف بود.

در نهایت باید گفت به رغم شرایط نامساعد در سیاست داخلی و افول مقبولیت عمومی دولت و اتفاقات چند صباح اخیر، کارشکنی دولت های متخاصم و تبلیغات پردامنه و پروپاگاندای سیاه علیه ایران، وخامت اوضاع هر چقدر هم که باشد به میزان آن چیزی که سوریه با آن روبرو بود نیست و نخواهد بود، مضاف بر آنکه ظرفیت های ایران و پتانسیل های متوازن ساز آن نیز کم نیست و دستگاه سیاست خارجی دولت رئیسی برای انفعال موجود توجیهی نداشته و برای اتخاذ سیاست های راهگشا و حداقل اتخاذ مواضع سنجیده و تلطیف کننده فضا دست و پا بسته نیست.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا