تحلیلگری و تحلیل فروشی

محمد جواد روح، روزنامه نگار در یادداشتی تلگرامی نوشت:

✍ ظهور و بروز آنچه از آن به عنوان «فساد سیستماتیک» یاد می شود؛ تنها محدود به دایره و دستگاهی که فساد در آن واقع می شود، نیست.

✍ دستگاهی که فساد در آن واقع می شود؛ از یک سو، معلول است و از سوی دیگر، عامل.

✍ معلول است بدین معنا که حلقه آخر زنجيره چالش های ساختاری مولد فساد است که در نهایت، از یک بانک یا صندوق یا نهاد شهری سر بیرون می آورد.

✍ اما هر دستگاهی که در آن فساد ظهور می کند؛ به میزان نزدیک و نفوذی که در قدرت سیاسی دارد، می تواند عامل تشدید و تقويت زنجیره فساد سیستماتیک هم باشد.

✍ یک نهاد قدرتمند و دچار فساد، از یک سو می کوشد نهادهای ناظر (اعم از نهادهای مدنی چون رسانه و نهادهای رسمی حسابرس) را به زر یا زور متاثر و ساکت کند. از سوی دیگر، می کوشد گفتارها و تحلیل ها و تصویرهایی را برسازد که نه تنها آن را از موقعیت دفاعی و تحت فشار خارج سازد که در مقام مدعی و مهاجم قرار گیرد.

✍ چنین رویکردهایی البته از بعد بازشناسی نویسندگان و تحليلگران هم واجد اهمیت است.

✍ در یکی از موارد فساد اخیر، شاهد هستیم که تحليلگران و فعالانی از یک جناح، مواضعی متفاوت و متمایز را اتخاذ می کنند:

🔅برخی، صریحا و از ابتدا خواستار شفاف سازی و برخورد قضایی با مساله شدند.

🔅برخی دیگر، گامی فراتر برداشته اند و حتی با افشاگر ماجرا که تحت برخورد قرار گرفته، ابراز همراهی می کنند و بر مبنای گفتمان خود، این هزینه را «توشه آخرت» متهم می خوانند.

🔅اما دسته سوم، نه تنها از بعد حقوقی و حتی سیاسی شفاف سازی را خواستار نشده اند که با قیاس هایی پرسش برانگيز، حمله به رقیب سیاسی و حتی وارونه ساختن مواضع رسمی، مدافع دستگاه متهم به فساد شده اند.

✍ این دسته سوم که البته در هر جناحی یافت می شوند؛ نه تحليلگر و حتی فعال سیاسی که «تحلیل فروش» باید خواند.

✍ اگر تحلیلگری به عنوان بخشی مهم و کلیدی در رسانه، جزئی مهم از رکن چهارم دموکراسی باشد؛ تحلیل فروشی، بخشی از ساختار تشدید و تقويت فساد خواهد بود و چرخ ارابه استبداد.

✍ مسووليت مقابله با تحلیل فروشان برعهده تحليلگران همسو با آنهاست. آنها می توانند با فعالان همفکر خود مرزبندی کنند و اعلام دارند راه و رویه آنها با مبانی فکری ما در تعارض قرار دارد.

✍ یک جریان فکری – سیاسی، اگر متکی بر فعالان و تحليلگران واقعی عمل کند (حتی اگر در مورد یا مقطعی به نقد راهبردی یا رفتاری جریان بپردازد)؛ در بلندمدت چشم انداز روشن تری خواهد داشت تا تکیه بر تحلیل فروشانی که سود شخصی و چندروزه خود را بر منافع کلان ملی و حتی جناحی ارجح می دانند.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن