اصلاحات برتر از انتخابات

دکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس در یادداشتی فیسبوکی نوشت:

مدتی است پرسشی ذهنم را در گیر کرده و اسباب چالش فکری شده است که برای کشور اصلاحات مهمتر است و یا به هر قیمت در پی سهم گرفتن در انتخابات بودن و یا سهم بردن از قدرت؟ اندیشه ی اصلاحات مهمتر است و یا داشتن پایگاه در قدرت؟

اگر اندیشه ی اصلاح طلبی را صرف روی کار آمدن این و آن کنیم بهتر است یا با روشنگری دیدگاه اصلاح طلبی را تبیین کردن و تعریف روشن و برنامه روشنی ارائه دادن حتی به قیمت از دست دادن همه ی بخش های قدرت؟

اینکه بخش بزرگی از کسانی که با لیست امید راهی مجلس شده اند سفره ی خود را آشکارا جدا کرده اند و برخی از آنها گاهی سخنانی بر زبان جاری می کنند که شگفتی و خشم را با هم رقم می زند؛ نماینده ای که با لیست امید در مجلس جا خوش کرده و اینک از فتنه چنان می گوید که بتواند جای گرمش را نگه دارد!

نمونه ها کم نیستند، می توان نام ها را و عددها را ردیف کرد!

آقای [کاظم] جلالی از لیست امید وارد مجلس می شود با پیشینه ی روشن. دوستان اصلاح طلب و با لیست امید برای برکشیدن و بالا آوردن آقای لاریجانی سنگ تمام می گذارند و…

راستی آیا این درست است که ما با چرتکه انداختن تنها به افزایش عددی خود بیاندیشیم؟

پس از انتخابات مجلس که همه جا فریاد بلند بود که اصلاح طلبان برنده شده اند و عددها بالا و پایین می شد دوستی از من پرسید اصلاح طلبان عدد دارند؟ به طنز گفتم عدد دارند و عددی ندارند. امروز یک مطهری و یک صادقی بیشتر از همه ی عددها ایفای نقش می کنند. مهم نیست از این دو کدام خود را اصلاح طلب می داند و کدام خود را اصولگرا می خواند، مهم این است که هر دو از حقوق و آزادهای قانونی دفاع می کنند، سخن می گویند، هزینه می دهند و طلبکار هم نیستند.

شاید لازم باشد مرزهای خودساخته در تعاریف را دچار دگرگونی کنیم. مطهری آشکارا مشی اصلاح طلبی دارد، مهم نیست خود را در کدام اردوگاه تعریف کند.

پرسشی که دارم این است آیا در انتخابات اگر کسی را نداشته باشیم باز هم باید سرمایه ی اجتماعی خود را به پای کسانی بریزیم که حق ناشناسی آنها روشن است؟

به پندار من کسی که لباس اصولگرایی به تن می کند و پای اصول خویش می ایستد بسیار ارزشمندتر است از کسی که شعار اصلاح طلبی برای کسب قدرت می دهد و چون در کانون قدرت جا خوش گیرد دیگر دلی در بند اصلاح و اصول نداشته و خویش را و مقام به دست آمده را اسباب توان و رونق زندگیش می شمارد.

آیا این گونه هزینه کردن از سفره ی اصلاحات اسباب نومیدی جوانان و اندیشمندان اصلاح طلب نخواهد شد؟

آیا برای آینده ی کشور، ماندگاری مشی اصلاح و دگرگونی های آرام و تدریجی به مراتب بهتر از این نیست که با تکیه بر عددها ریشه ی اصلاحات سستی گیرد و رمق و نقش دستخوش بازی های سیاسی کم مایه و پرهزینه شود؟

این ها بخش از پرسش های چالش برانگیزی است که اسباب درگیری ذهنی است، شاید روزی و روزگاری دیگر در این باره بیشتر بنویسم.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا