Ads

0 کد خبر:49341

اهمیت جامعه شناختی آیت ا… هاشمی رفسنجانی

img

عباس نعیمی جورشری، جامعه شناس در یادداشتی برای انصاف نیوز به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت:

تاریخ معاصر ایران تاریخ تنش است. تاریخ مستمری التهاب و انقلاب و جنبش و کودتا. کمتر کشوری را می توان جست که در یک قرن چنین حجمی از انقطاع به خود دیده باشد.

دهه هفتاد قرن پیش شاهد شکل گیری نخستین جنبش نوین ایران بود: جنبش تنباکو.

۱۲۸۵ انقلاب مشروطه رخ داد.

۱۲۹۰ با انحلال مجلس شورای ملی، مناطق شمالی ایران زمین تحت اشغال روسها قرار گرفت.

دهه نود مذکور آبستن جنبشهای منطقه ای است از جمله جنبش جنگل.

۱۲۹۹ کودتای انگلیسی رقم خورد.

۱۳۰۴ نظام سلطنت از قاجاریه به پهلوی تغییر یافت.

۱۳۲۰ پهلوی اول ساقط شد و متفقین وارد کشور شدند.

دهه بیست شاهد چند جنبش جدایی طلب بود از جمله فرقه دموکرات آدربایجان و حزب دموکرات کردستان.

۱۳۳۰ جنبش ملی نفت به پیروزی نسبی رسید.

۱۳۳۲ کودتا علیه دولت ملی مرحوم دکتر مصدق رخ داد.

دهه سی جبهه ملی چندین بازتولید داشت.

۱۳۴۲ واقعه ۱۵ خرداد را آفرید.

دهه چهل شاهد فعالیت دو سازمان چریکی مجاهدین و فداییان خلق هستیم.

۱۳۵۷ انقلاب ایران روی داد.

۱۳۵۹ آغاز جنگ تحمیلی است.

دهه شصت دهه حذف گسترده سیاسی است.

۱۳۷۶ جنبش اصلاحات کلید می خورد.

۱۳۸۸ جنبش خیابانی دیگری زاییده می شود…

بر این اساس است که معتقدم تاریخ معاصر ایران همانا تاریخ «منقطع» است! و این انقطاع خود ناشی از میل لگام گسیخته به تغییرات سریع و بنیادین است. مولفه نظم و آرامش اجتماعی کمتر دیده می شود و اگر بوده، کمتر دوام دارد. حضور جریانهای رادیکال داخل در کنار مداخله جویی خارجی و استبداد درونی بر این امر تاثیر مستقیم داشته اند.

اگرچه تضاد امری گریزناپذیر است در زیست جمعی لکن ناآرامی برای کشورهای در حال توسعه ممانعت جدی رفاه است. خواه رفاه اقتصادی و خواه رفاه سیاسی.

نیروهای میانی در تعادل این ماتریس سیاسی نقش مهمی دارند.

آقای هاشمی رفسنجانی در دهه اخیر از این جمله بود.

در کارنامه سیاسی وی فراز و فرود جدی دیده می شود. آنچنان که قبل انقلاب در زمره حلقه اول یاران آیت ا… خمینی قرار داشت و در حرکت انقلابی، مرزبندی جدی با روحانیت سنتی داشت. پس از انقلاب اما در تنگ کردن دایره کنشگریها و ترد منتقدان نقش خویش را ایفا کرد از جمله حذف انقلابیون دیروز نظیر نهضت آزادی.

شاید بتوان دو نقش آفرینی مهم او را در پایان یافتن جنگ تحمیلی و نیز انتخاب رهبری جدید نظام جستجو کرد. آنچنان که دوره قدرت وی در هشت سال ریاست جمهوری اش به اوج رسید. بااینحال دهه هفتاد و ظهور جنبش اصلاحات، او را سیبل انتقادات جدی خط امامی های دیروز قرار داد.

به نظر می رسد همزمان با شکست او در انتخابات مجلس ششم و بعدا ریاست جمهوری سال ۸۴ شاهد تغییر مسیر وی بوده ایم. دهه هشتاد نیز در مرکز هجمه جریان راست رادیکال قرار گرفت و اینگونه به نقطه تعادل و پیوند دو جریان موسوم به چپ و راست تبدیل شد تا جریان موسوم به اعتدال زاییده شود. آنگونه که در پیروزی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ و مجلس شورا و خبرگان ۱۳۹۴ نقش آفرینی جدی داشت. برخلاف دهه ۶۰ و ۷۰ و اوایل ۸۰، اقبال عمومی به وی در این سالهای پایانی اوج گرفت. اقبال عمومی مردم به لیست امید و کسب رتبه نخست انتخابات خبرگان تهران بر این امر دلالت دارد.

خصیصه عمده این دوره اخیر همان تعادل بخشی او بوده است. در واقع آیت ا… هاشمی رفسنجانی یک کارکتر مهارکننده برای خشونت سیاسی و اجتماعی را نمایندگی کرد. یعنی آنچه که ساختار سیاسی ایران بدان نیازمند است: تعادل!

بنابراین فقدان این کارکتر برای جو سیاسی در جهت عدم تعادل خطرناک خواهد بود. جوی که استعداد رادیکالیسم را در خویش دارد.

انتهای پیام

Ads

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه

Top