«قالیباف»، «جدیدی»، «عارف» | به سرمایه های ملی خود جفا نکنیم!

«سعید رضوی فقیه»، جامعه شناس در یادداشتی کنایه آمیز در صفحه ی شخصی خود به «قالیباف»، «جدیدی»، «عارف» نوشت:

به سرمایه های ملی خود جفا نکنیم؛ در این یک هفته که از فاجعه ساختمان پلاسکو گذشت در فضای مجازی مطالب زیادی به این حادثه دردناک اختصاص یافت اما حجم زیادی از این نوشته ها و اظهار نظرها، شاید تحت تاثیر فضای عاطفی و احساسی مابعدحادثه، به تخریب سرمایه های اجتماعی ملی معطوف شد که از آن میان سه فقره مهمتر از دیگر فقرات بود.

یکی شهردار تهران آقای محمدباقر قالیباف که به هر حال صاحب چندین تخصص گوناگون در حوزه های مختلف جغرافیای شهری و پرواز و سیاست و نیروی انتظامی و غیره است و چندین دوره هم تا آستانه ی ریاست جمهوری پیش رفته اما از این مهم باز مانده. آوار کردن همه ی قصور و تقصیرها بر سر وی و تخریب این سرمایه ی ملی جفایی بود نه در حق شهردار تهران یا حتی شهر و مردم تهران بلکه در حق کشور و ملت ایران.

واقعا مگر ما چند نفر مثل باقر قالیباف در ایران داریم که همزمان توانایی هدایت یک هواپیمای مسافربری و فرماندهی نیروی انتظامی و استادی دانشگاه و ریاست جمهوری اسلامی و شهرداری تهران و مواردی متعدد از این دست داشته باشند؟ شاید جز محسن رضایی احدی را نتوان یافت که واجد چنین خصوصیاتی باشد. با اینهمه ما بی رحمانه و نامسوولانه به تخریبش همت گماشتیم فارغ از اینکه فاجعه ی پلاسکو یک حادثه بود و حادثه هم پیش می آید و چاره ای هم از آن نیست.

سرمایه ملی دوم اما، «عباس جدیدی» عضو شورای شهر تهران بود. قهرمان ملی کشتی با کارنامه ای از افتخارات ورزشی روی تشک. با این سرمایه ی اجتماعی به صرف فقدان ته مایه های فرهنگی و روشنفکرانه و در عوض بهره مندی از یک طبیعت بی آلایش و پرورش نیافته چه کردیم؟ جز جفا و ملامت هیچ.

البته پروژه ی تخریب جدیدی از مدتها پیش کلید خورده بود و ماهها بود که این سرمایه ی ملی به جای آنکه در مسیر سوددهی و تولید ارزش اضافه مورد بهره برداری قرار گیرد جفاکارانه مستهلک میشد و متاسفانه هنوز هم می شود. آن هم صرفا از آن رو که عباس جدیدی در کلیشه های روشنفکرانه نمیگنجد و مثلا در عمرش رمان و حتی کتاب نخوانده یا اکتاویو پاز و بارگاس یوسا را که هیچ، حتی عباس یمینی شریف را هم نمیشناسد. اما فراموش می کنیم که جدیدی و امثال او روی تشک و در میادین ورزشی چه افتخارهای ملی که خلق نکرده و با حرکات خود چه دلها که شاد نکرده اند.

اما مورد سوم شاید از همه تلختر باشد و آن هم بی توجهی افکار عمومی به ویژه در فضای مجازی نسبت به سکوت معنادار و دردناک آقای دکتر محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید در مجلس است. بی هیچ گزافه ای می توان گفت سکوت های ممتد آقای دکتر عارف بالاتر از هر فریاد و به تعبیر آن عزیز از دست رفته سرشار از ناگفته هاست.

آقای دکتر عارف بر خلاف بسیاری از سیاسی کاران غیر حرفه ای که مرد امروزند مرد فرداست و ذخیره ای ملی برای روز مبادا به شمار می آید. او دردهای خود را به جای آنکه به زبان آورد و سبک شود شکیبمندانه در خود فرو میریزد و دم بر نمی آورد.

اما این سکوت مسوولانه و دردناک طی این روزها و هفته ها هیچگاه جدی گرفته نشد و واکنشی برنینگیخت و گویی همچون آن کتاب دیوید هیوم بود که به قول خود هیوم چونان طفلی مرده از مطبعه بیرون آمد. هرچند آن کتاب بعدها دوران ساز شد و فیلسوف فحلی چون ایمانوئل کانت را از خواب جزمی خویش بیدار کرد.

آری سکوت دکتر عارف نیز که بالاتر از هر فریاد و سرشار از ناگفته هاست روزی همه ی ما را از خواب جزمی خویش بیدار خواهد کرد اما شاید آن روز دیر باشد و پس از ویرانی کامل سرمایه های اجتماعی ملی همچون قالیباف و رضایی و حداد عادل و جدیدی و دکتر عارف و بسیاری دیگر امکان و فرصت بازسازی دوباره این جامعه کلنگی فراهم نباشد. جامعه ای که مثل ساختمان پلاسکو در حال فرو ریختن است.

سخن آخر اینکه قدر سرمایه های ملی را بدانیم و بی پروا کمر به ویرانی این پشتوانه های غریب و دیریاب نبندیم. والسلام

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. به نظر میاد اقای رضوی فقیه برای مسخره کردن مردم یه همچین متنی نوشته وگرنه بعید می دونم ایشان در خلوت خودشون کمترین اعتقادی به مهملاتی که تحت عنوان “سرمایه های ملی” در رثای این سه نفر+رضایی و حداد بافتند، داشته باشند! یا حداقل تعریف ایشان از سرمایه ملی با انچه اکثریت از این کانسپت می فهمند فاصله هایی در مقیاس سال نوری داره!

  2. عارف حداکثر به درد رییس انجمن رمز می خورد نه بیشتر
    الکی ازش غول ساختند
    حسن روحانی هم یه چیزی تو مایه های همین عارف هست البته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا