نقدی به یادداشت «فرصت تعامل بین حاکمیت و مخالفان»

«سعید ا.» از مخاطبان انصاف نیوز در زیر یادداشت «فرصت تعامل بین حاکمیت و مخالفان» [لینک] در کامنتی نوشت:

«نوشته شده «به کنج عزلت حصر رانده شدن عافیت طلبانه تر باشد»، گویی که نخست وزیر دوران دفاع مقدس برای عافیت طلبی خودش خودش را حصر کرده است!

آدمی هر چقدر مقالات این نویسنده محترم را از آرشیو سایت تورق می کند نصیبش سر درد است و سردرد. با احترام اما ایشان حادثه را از ریشه بد فهمیده و گهگاه کینه تمام نشدنی نسبت به نخست وزیر دفاع مقدس بروز می دهد و همواره در پی دوقطبی سازی بین نخست وزیر دفاع مقدس و آیت الله هاشمی و بعضا رئیس جمهور محترم آقای روحانی دیده می شود، دوقطبی هایی که در بطن جامعه محلی از اقبال و پذیرش ندارد.

برادر عزیز، عدم اقبال جامعه به این نظریات ساختگی را در حافظه تاریخی مردم جستجو کنید که هیچگاه متن نامه سرگشاده آیت الله قبل از انتخابات را فراموش نمی کنند هیچگاه فیلم صحبت های همسر آیت الله در صبح انتخابات ۲۲ خرداد را فراموش نمی کنند هیچگاه فیلمهای متعدد دختر آیت الله در خیابانها را فراموش نمی کنند هیچگاه نقش محوری پسر آیت الله در کمیته صیانت از آرا را فراموش نمی کنند.

برادر عزیز، اگر واقعا دنبال رفع مشکل حصر هستید سالهاست که راه را بیراهه می روی، راهی که همواره در پی دوقطبی سازی کاذب است و همان کاذب بودنش هست که توان گره گشایی ندارد. برادر عزیز، راه کارگشا این است که همان بُعد تعامل را بروید و در خود شخصیت چندوجهی نخست وزیر دوران دفاع مقدس بیابید و به مخالفانش نشان دهید، نشان دهید که در یک ماه بعد از انتخابات به دنبال تحزب و تشکیل جبهه سیاسی بود و همانگاه کیهان نشینان آن را فتنه جدید و ستون پنجم نامیدند و کنش سیاسی طرف مقابل را سه قفله کردند، …

بروید بُعد تعامل شخصیت نخست وزیر دوران دفاع مقدس را از نوشته ها، پیامها و بیانهای شفاهی نزدیکانش بیابید و منتشر کنید تا طرف مقابل حجتش و برهانش دچار تشکیک شود نه اینکه بشوید تاییدگر و یاریگر تریبونهای خاص و ضدتعاملش بنامید.

هر چند که عده ای دایی جان ناپلئون هم میگویند که این رویکرد شما و دوستانتان در قبال حصر در امتداد رویکرد رئیس جمهور محبوب شما و البته رئیس جمهور مقبول ماست که با وعده تلاش برای رفع حصر و حتی رفع حصر قطعی آمدند اما هم اینک، آگاهان خبر از رویکردی دیگر برای ایشان می دهند. الله اعلم.»


«سپر» از دیگر مخاطبان نیز در پاسخ به «سعید ا.» نوشته است:

«جناب سعيد. الف به نكته خوبى توجه داده است، قصد نويسنده از انتخاب اين جمله: «به كنج… رانده شدن» قطعاً آگاهانه بوده است. ضمن اينكه توجه نكرده اند فعل مقابل اين جمله : «رفتن به ميدان تعامل» از نظر منطقى فاقد تناسب است، فعل اول اجبارى، فعل دوم اختيارى، كجا اين دو سويه قابل مقايسه اند؟! مفهوم پارادوكسيكال موضوع يا دقيق تر عرض كنم تناقض نهفته در جمله مورد نظر انصافاً قابل استتار نيست. در مورد تعامل با حاكميت هم موضوع به شدت مناقشه برانگيز است.»


همچنین «محمد» در پاسخ به سپهر نوشته است:

«هیچ پارادوکس و تناقضی در بین نیست:

اجبار و اضطراری که ؛ مقدماتش حاصل افعال اختیاری خود ماست در عقوبت حکم همان افعال اختیاری را داراست.

البته ما اینجا در مقام تحلیل هستیم (و نه عقاب) اما اتفاقا در این جا به طریق اولی باید مقدمات “رانده شدن به کنج عزلت” مورد نقد قرار بگیرد.

قاعده معروف این مطلب هم اینست
“الاضطرار بالاختیار لا ینافی الاختیار”

یعنی: اگر کسی با اختیار خودش به شرایطی اضطراری و اجباری دچار شد؛ در اصل به اختیار خودش مضطر شده و مستحق نقد و احیانا ملامت ست.

مثل کسی که در حال سقوط از ارتفاع است و در آن لحظاتی که در حال سقوط است به جبر جاذبه گرفتار شده و اختیار ندارد؛ اما این اضطرارش در نتیجه بی احتیاطی او بوده که در لبه پرتگاه میدویده و به این بی احتیاطی را به صورت اختیاری مرتکب شده پس آن اضطرارش با این اختیارش منافات ندارد؛ و کسی که خود را در معرض “رانده شدن به کنج عزلت قرار میدهد”

مثل کسی است که خودش را به اختیار خودش، عزلت نشین می کند.

مخصوصا در عالم سیاست که رهبران سیاسی باید چندین قدم جلو تر را همیشه ببینند، و بفهمند که کدام رفتار آنها مقدمه ای برای عزلت نشین شدن آنهاست و کدام رفتار، نتیجه اش ایجاد تعامل سازنده و اصلاحی با سیستم است.»


پاسخ «احسان حدیدی»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز و نویسنده ی یادداشت، به کامنت «سعید ا.»:

اولا آنچه برای حقیر سردرد آور است، اغراق و تعصب است، حال می خواهد برای هر شخصیت سیاسی باشد، حقیر با حصر مخالفم لیک دلیل نمی شود درباره عملکرد نخست وزیر دفاع مقدس، مهر سکوت را اختیار کنم.

مگر شما و دوستان شما لسان تمجید و تحسین وا می نهید، که بنده قلم نقد را رها کنم؟!

دوما مرحوم هاشمی منش و روش خود را به صراحت نشان داد و بارها گفت در رفتار خانواده اش دخالت نمی کند، یادتان باشد در جلسه معارفه ریاست جدید قوه قضاییه که حاج آقا ناطق جلسه را ترک کرد ولی ایشان نشست و تصویر خوش و بشش با احمدی نژاد بر قاب دوربین ها نشست…

سوما در فضای آتش و دود و اختلاف و دعوایی که خود مهندس، سهم بزرگی در برپایی اش داشت، انتظار دارید فرش قرمز برای موسوی پهن شود؟!

ای کاش در بیست سال سکوت رسانه ای و عدم فعالیت حزبی سیاسی، تغییر منش می داد…

به نظرم آنچه در ۸۸ از نخست وزیر دهه شصت انجام شد، میانه ای با تعامل و گفتگو  با حاکمیت نداشت.

فرصت تعامل بین حاکمیت و مخالفان

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. جناب آقای احسان حدیدی، چون صریح نقد می کنید اجازه دهید نظرات ما هم کامل منتشر شود. خدمتتان عرض شود عده بسیاری از جمله برخی افرادی که شما از آن ها به خاطر روحیه تعاملی دفاع می کنید “مفت خور سیاسی” اند. اگر دم از اخلاق و راستی و درستی میزنید کجای اخلاق گفته عده ای به خاطر ایستادن بر سر اعتقادشان هزینه دهند و عده ای “مفت خور” با ژست دفاع از آن ها پست بگیرند. البته طبیعت “مفت خوران” اینگونه است که پس از گرفتن پست و چشیدن طعم قدرت فراموش می کنند که چگونه به این جایگاه رسیدند. پیش فرض تعامل این است که طرفین دارای پشتوانه باشند. اگر آقای موسوی نبود می توانید بگویید جایگاه این افرادی که دم از اعتدال میزنند کجا بود؟ می توانید بگویید این افراد با چه پشتوانه ای می توانستند دم از تعامل بزنند؟ اجازه دهید صریح باشم. فکر می کنید آقای هاشمی به خاطر حمایت از آقای موسوی محبوب شد یا جمله [عاشقانه درباره ی دیگران]؟ من احترام زیادی برای آقای روحانی (و مرحوم هاشمی) قائلم و فعلا بهترین افرادی که در این سیستم می توانند فعالیت کنند امثال ایشان اند، اما امیدوارم افرادی که از اعتدال دفاع می کنند، اخلاق و انصاف را فراموش نکنند.

    1. جناب حسینی
      اولا در هر فرقه و نحله ای مفت خور هست
      در همین جنبش سبزتان کم نبودند افرادی خودشان را چسباندند و بر سفره ی پهن شده اغیار خارجی نشستند!
      به هر حال در تاریخ مشروطه ثبت شد مجاهدین روز جمعه و شنبه! و کماکان ادامه دارد…
      دوما نمی شود منتظز ماند و فعالیت سیاسی را نگه داشت! جریان سیاسی نیاز به حضور در حاکمیت دارد اگرنداشته باشد که از تاثیرگذاری می افتد و به یک جمع خودمانی و سن بالایی تبدیل می شود مانند نهضت آزادی, جریان اصلاحات هم که نمی توانست بنشیند که ببینید قضیه آقای موسوی به کجا ختم می شد, و با نظام قهر دایمی کند!
      از اول هم بود که با صندوق رایی که اعلام تقلب شده بود, آشتی کند!

      خب تجدیدنظری در کردار گذشته هر دو گروه اهتدال و اصلاحات شد و پیوند برقرار گردید
      . آنچه اتفاق افتاد این بود که جریان اصلاحات گرچه شعار حمایت از مهندس را می داد اما در باطن از روش و منش ایشان در ۸۸ فاصله گرفت و با اعتدالیون عقد همکری و همیاری بست
      بحث احتیاج داشتن و منت گذاری نیست, بلکه بحث عقلانی نگریستن و دوری از آرمان گرایی افراطی هست

  2. آقای حدیدی
    فکر می کنم اندکی تامل در پاسخی که شما دادید برای نتیجه گرفتن از این بحث راه گشا باشد.
    ۱٫”اولا در هر فرقه و نحله ای مفت خور هست.در همین جنبش سبزتان کم نبودند افرادی خودشان را چسباندند و بر سفره ی پهن شده اغیار خارجی نشستند! به هر حال در تاریخ مشروطه ثبت شد مجاهدین روز جمعه و شنبه! و کماکان ادامه دارد”: از پاسخ شما اینگونه به نظر می رسد که برای شما پست های ریاست جمهوری، وزارت، استانداری، مدیرکلی، فرمانداری و … با گرفتن شهروندی یک کشور خارجی یا حاضر شدن در تلویزیون آن کشور یکسان است. اینگونه مقایسه واقعا حیرت انگیز است. جهت اطلاع باید عرض کنم آدامس دزد و فردی که ۳۰۰۰ میلیارد تومان پول مردم را می دزدد هر دو دزدند ولی این کجا و آن کجا!!! همانگونه که دزدی درجه دارد، مفت خوری هم درجه دارد.
    ۲٫”دوما نمی شود منتظر ماند و فعالیت سیاسی را نگه داشت! جریان سیاسی نیاز به حضور در حاکمیت دارد اگرنداشته باشد که از تاثیرگذاری می افتد”: با استدلال مشابه می توان گفت چون امامان ما در حکومت های بنی امیه و بنی عباس جایگاهی نداشتند، از تاثیر گذاری افتادند. شما یا معنی تاثیر را درست متوجه نشده اید یا هیچ آشنایی ای با تاریخ ندارید یا اصلا توجهی به آنچه می نویسید ندارید.برای تاثیرگذاری نیازی به حضور در حاکمیت نیست.
    ۳٫”جریان اصلاحات هم که نمی توانست بنشیند که ببینید قضیه آقای موسوی به کجا ختم می شد, و با نظام قهر دایمی کند! خب تجدیدنظری در کردار گذشته هر دو گروه اهتدال و اصلاحات شد و پیوند برقرار گردید. آنچه اتفاق افتاد این بود که جریان اصلاحات گرچه شعار حمایت از مهندس را می داد اما در باطن از روش و منش ایشان در ۸۸ فاصله گرفت و با اعتدالیون عقد همکری و همیاری بست”: الف.اگر شما صرفا خودتان را مصداق اعتدال می دانید که در این صورت اصلا نیازی به بحث نیست اما اگرمرادتان از اعتدالیون رئیس جمهور و وزرا و … است لازم به یادآوری است که اعتدالیون هم شعار حمایت از مهندس موسوی را می دهند. وقتی حاکمیت جرم مهندس موسوی را مستحق اعدام می داند و اعتدلایون دائم وعده رفع حصر می دهند، آیا این کار مفهومی جز حمایت دارد؟ ب. افرادی را که شعاری می دهند ولی در عمل کار دیگری می کنند، افرادی “ناصادق” می نامند. قطعا سیاست چنین افرادی “سیاستی غیراخلاقی” است و پشتیبانی از چنین افرادی نیز کاری اشتباه است.
    ۴٫”بحث احتیاج داشتن و منت گذاری نیست, بلکه بحث عقلانی نگریستن و دوری از آرمان گرایی افراطی هست”: ممنون که با پاسختان منظورتان از “عقلانی نگریستن” را روشن کردید. عقلی که اخلاق و انصاف در محاسباتش جایگاهی ندارد، از نظر اینجانب قابل احترام نیست.به علاوه من ابزاری جز منطق و اخلاق برای دفاع از نظرم ندارم بنابراین می فهمم چرا نظرم برای شمایی که اهمیتی به این دو نمی دهید قابل هضم نیست. لکم دینکم و لی دین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن