آیا تاکنون از خدمات نئوبانک‌ها استفاده کرده‌اید؟

  • خیر (78%, 109 رای)
  • بله (22%, 31 رای)

جمع آرا: 140

Loading ... Loading ...

“آمادگی شیعه برای مناظره حتی در سطح مرجعیت”

مدیر حوزه علمیه قم با بیان قرابت ها و ارتباط بین دو حوزه نجف و قم بیان کرد: سربلندی حوزه نجف، سربلندی حوزه قم و سربلندی حوزه قم، سربلندی حوزه نجف و همه برای اسلام است.
به گزارش انصاف نیوز، آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری در گفت وگو با شفقنا با اشاره به اختلافات میان تسنن و تشیع به لزوم ایجاد ارتباطات علمی غیر تشریفاتی اشاره کرد و افزود: حوزه علمیه قم بارها اعلام کرده است که جهت انجام مناظره در سطح مرجعیت آمادگی دارد.
وی در این باره با توجه دادن به لزوم وجود سعه صدر بیشتر گفت: آن کسی که معقول می اندیشد و روش و منشش اعتدال گرایانه است، حرکت شیعی است.
مدیر حوزه علمیه قم در آستانه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه گفت: وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت آرمان هاست.
وی افزود: من به عنوان خدمتگزار کوچک حوزه می پذیرم که بین آن چه که هست و آن چه باید باشد، فاصله داریم.
متن کامل گفت وگو با آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری به این شرح است:
*حوزه چه اقداماتی را برای پاسخگویی به نیازهای جدید ملت ها انجام داده است؟
بوشهری: در حقیقت حوزه همیشه در طول تاریخ کارایی خود را به دنیا نشان داده است. امروز اگر در هر نقطه ای از دنیا ملاحظه بفرمایید، به ویژه بعد از انقلاب، تربیت شدگان حوزه علمیه قم در همه جا حضور دارند. شما کشورهای آسیایی، اروپایی، جنوب شرق آسیا و عربی را ملاحظه بفرمایید؛ شاید کمتر کشوری پیدا کنید که فارغ التحصیل حوزه علمیه قم در آن جا نباشد و مسجدی، پایگاهی دینی یا یک مرکز فرهنگی را اداره نکند. الان ما از بیش از صد کشور در حوزه علمیه قم طلبه داریم. این ها در طول این سی و پنج ساله بعد از انقلاب فارغ التحصیل شدند و به کشورهای خودشان برگشتند. بعضی ها را خبر دارم که نقش آفرینی و مردم را با معارف دینی و اسلامی آشنا می کنند. به خاطر همین حضور طلبه های فارغ التحصیل حوزه علمیه قم در برخی کشورها، بعضی دولت ها تنگناهایی برای ایشان ایجاد می کنند. البته این ها در حال جنگ با کشورها نیستند. یک رسالت دینی را دارند انجام می دهند و رسالت دینی آنها بیان احکام، معارف و حلال و حرام الهی است. همین بحرینی که الآن اسم بردید، شخصیت هایی که امروز در آن جا محور مبارزه هستند، آن هایی که جنبه رهبری مبارزه را دارند، فارغ التحصیلان نجف یا قم هستند؛ یعنی نتیجه حوزه های علمیه هستند. بنابراین هر جا طلبه ای از این حوزه برخاسته، با توجه به آن چه از این حوزه آموخته، مسوولیت پذیر بوده است و نه مسوولیت گریز؛ بنابراین این که می فرمایید حوزه چه کار کرده است، باید بگویم اینها خروجی های حوزه هستند. البته این که ما با نام، نشان و مشخصات بگوییم ما این جا شما را با چه اهدافی و برای چه داریم تربیت می کنیم، به این شکل عمل نکردیم اما همه چیز در دل این مجموعه آموزه هایی است که طلبه های ما فرا می گیرند. امر به معروف، نهی از منکر و ابلاغ دین هست.
«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا» این جمله در حقیقت نشان دهنده کل وظایف حوزه های ماست؛ یعنی هر کسی با فقه، تاریخ، تفسیر و سایر معارف آشنا شود، این زمینه ها در او ایجاد می شود؛ یعنی اساسا آشنا شدن با احکام الهی یعنی آشنا شدن با یک مسوولیت سنگین و مسوولیت پذیری. [طُلّاب] هر جا بروند، به حسب کشور و متناسب با مخاطب و مقتضیات آن جا، به اندازه بضاعتشان آشنا می شوند و می دانند که چه وظیفه ای بر دوششان است و چه کاری باید انجام بدهند.
لذا من معتقدم حوزه در این دوره از زمان عقب نیست. امروز برای طلبه های ما یادگیری زبان اولویت اول محسوب می شود. علاوه بر آن طلبه هایی که خودوش وارد این عرصه می شوند و با زبان عربی، انگلیسی، فرانسه و زبان های دیگر منطقه ای و محله ای آشنا می شوند، به عنوان یک اولویت جزو برنامه ریزی های خود حوزه هم هست که طلبه ها با زبان عربی آشنایی پیدا کنند و بتوانند زبان دین را به اقصی نقاط عالم منتقل کنند یعنی علاوه بر طلبه های [خارجی] که با زبان و ادبیات خودشان با مخاطبان صحبت می کنند، تلاش می کنیم که طلبه های ایرانی را برای انتقال پیام دین با زبان آشنا کنیم.
حوزه در هر دوره ای چهره های شاخص خود را دارد یعنی اگر شما سخن از علامه طباطبایی در آن روز مطرح می کنید، امروز هم ما در حوزه شخصیت هایی داریم که پرورش یافته های مکتب علامه و مکتب امام هستند. مُنتهای مراتب متاسفانه حجاب معاصرت یک حجاب مطرحی است. معنای حجاب معاصرت این است که تا فردی در میان ما زندگی می کند و ما در کنار او هستیم، قدر او را نمی دانیم. اساسا فرهنگ جامعه ما این شده است که وقتی چهره ای از میان ما رخت بر بست، تازه به بیان مکارم اخلاقی و فضایل او می پردازیم. ما عملا مثل ماهی در دریا می مانیم که قدر آب را نمی داند. من تصورم این است که وقتی علامه طباطبایی در میان ما بود، جز عده خاصی که شاگردان و نزدیکان او بودند و جایگاه علامه را خوب می شناختند، شاید بقیه حوزوی ها و بقیه مردم، علامه را آن گونه که امروز او را می شناسند، نمی شناختند. شهید مطهری هم همین وضعیت را دارد. حجاب معاصرت سایه افکن می شود و آن چهره های واقعی افراد برملا نمی شود. یک مقداری این به خاطر این است که خود آن ها این مساله را دوست ندارند. به خاطر مناعت طبع، عزت نفس و بزرگواری روحی و اخلاقی ای که ایشان دارند، خیلی اجازه نمی دهند که در جامعه مطرح شوند. عده ای از ایشان هم شاید اصلا نیاز نمی بینند؛ بعد که مردم می بینند این عنصر، این کوه تقوا و علم از میان آن ها رفت، همه هراسان می شوند که کتاب هایش را دوره-دوره بخرند و تا وقتی که او بود شاید کمترین بهره ای از وجود او می بردند.
حتی من معتقدم با تمام پر فروغی و روشنایی حضرت امام در زمان ما، برای همه آحاد جامعه آن گونه که لازم بود، شناخته نشدند.
*آیا حوزه توانسته است شخصیت هایی برای انجام مناظره با دیگر مکتب ها از جمله وهابیت تربیت بکند؟ همچنین حوزه برای این که نشان دهد شیعه- بر خلاف تبلیغاتی که انجام می شود و شیعه را تروریست معرفی می کند- آیین منطق و اعتدال است، چه اقداماتی را انجام داده است؟
بوشهری: دنیا دارد قضاوت می کند که چه کسانی تروریست و تروریست پرور هستند. امروز تکفیری ها و دوستانشان به گونه ای خودشان را نشان داده اند که من گمان نمی کنم کسی از شیعه به عنوان تروریست نام ببرد. آن ها در عرصه های بین المللی و جهانی اقدامات تند و خشنی انجام داده اند و رسما بدون هیچ خجالت و شرمندگی ای اقداماتشان را در رسانه ها اعلام می کنند. دنیای غرب هم حقیقتا به این نتیجه رسیده است که آن کسی که معقول می اندیشد و روش و منشش اعتدال گرایانه است، حرکت شیعی است. گروه های مختلفی که از سراسر دنیا به قم می آیند، علاقه مندند که با فرهنگ اعتدال شیعه آشنا شوند. خشونت های گروه های تکفیری-که متاسفانه به نام اسلام دارد انجام می پذیرد- برای جامعه و دنیا برملاء می شود. هر چه ما جلو می رویم حقیقت و واقعیت شیعه بیشتر برای دنیا شناخته می شود.
اما در مورد مناظره و تربیت افرادی برای مقابله با این شبهاتی که امروز علیه اسلام و تشیع مطرح می شود باید بگویم که الحمدلله امروز در حوزه افرادی هستند که صاحب نظر و فکرند و در این عرصه ها، کتاب نوشتند و در مناظرات و مباحثات حضور پیدا کردند.
حوزه بارها در مقابل تکفیری ها و کسانی که از منطق درستی بهره ای نبرده اند و احساس می کنند که با اتهام وارد کردن می شود به هدف رسید، اعلام کرده است که شیعه برای مناظره حتی در سطح مرجعیت و حضور در جلسات علمی برای تبیین مبانی مکتب تشیع و اساس اسلام که آیا اساسا چارچوب اسلام با آن چه که این ها دارند عمل می کنند سازگاری دارد و آنچه که علمای شیعه دارند مطرح می کنند، آمادگی دارد. حوزه ما حوزه ای است که اگر نیازی برای حضور در این عرصه باشند، حضور دارد.
دانشمندان حوزوی و فضلای جوان ما علاوه بر بحث های اعتقادی مثل امامت و امثال و ذلک، در بحث های کلام جدید هم در کنفرانس های بین المللی داخلی و خارجی حضور پیدا می کنند و شبهات وارداتی از غرب را تحت عنوان کلام جدید به خوبی پاسخ گو هستند. ایشان هم در بحث پلورالیسم و هم در بحث لیبرالیسم به خوبی پاسخگو هستند. من امروزِ حوزه را که با گذشته مقایسه می کنم، می بینم که فاصله خیلی زیاد است. آن روز تعدادِ نویسندگان ما، از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کردند. امروز مجلاتی که در حوزه منتشر می شود و به تبیین مباحث روز و موضوعات مستحدثه در مسایل فقهی و مبانی فقهی می پردازند زیاد است. مباحثی که اساسا در بین فقهای قبلی ما مطرح نشده بود و امروز طلبه های جوان ما به اقتضای نیازهای جامعه، آن ها را طرح و مسایل را در جامعه مطرح می کنند. خدا را شکر امروز حوزه، حوزه ای غنی است. البته من به عنوان خدمتگزار کوچک حوزه می پذیرم که بین آن چه که هست و آن چه باید باشد، فاصله داریم و راضی بودن به آن چه که هست، یک خطای بزرگ است. چون اگر انسان راضی باشد به آن چه که هست، همیشه از تلاش علمی باز می ماند. همانطور که معصومین به ما سفارش کردند که هیچ موقع خودتان را از تقصیر و کوتاهی خارج ندانید. همیشه خودتان را مقصر درجه اول حساب کنید، تا گام های بلندتری برای رسیدن به مطلوب بردارید. ما هم در این راستا احساس می کنیم کارهای انجام شده نسبت به آن چه که انجام نشده کم است. ما برای این که جهان را با مکتب تشیع و اسلام آشنا کنیم و شیفتگان را در سراسر دنیا با این زمینه آشنا کنیم، باید گام های خیلی بلندتری برداریم. هنوز اطلاع رسانی ما آن اطلاع رسانی لازم نیست. هنوز تلاش های علمی ما در عرصه های مختلف آن تلاش های کامل نیست ولی با شرایط فعلی حوزه پاسخگوست. منتها ممکن است مرتبه پاسخ گویی متوجه با آینده، چون نیاز بیشتری خواهیم داشت کافی نباشد. دنیا امروز احساس می کند که نیاز دارد با اسلام و قرآن آشنا شود. محققانی مشغول تحقیق راجع به اسلام هستند. مستشرقین در گذشته اسلام را از زاویه دیگری داشتند بررسی می کردند اما امروز مستشرقین اسلام را از زاویه تشیع دارند بررسی می کنند و این نیاز ایجاب می کند که ما با دست پُر با دنیا مواجه شویم.
*تکفیر در میان اهل تسنن و سَب در میان شیعیان، چالش های بزرگی را برای معرفی شیعه به کل جامعه بشری ایجاد و خانواده مسلمانان را دچار درگیری داخلی کرده اند. به نظر حضرت عالی راه برون رفت از این چالش ها و اولویت اقدام ما چیست تا بتوانیم در انجام رسالت جهانی اسلام پیش برویم؟
بوشهری: من معتقدم آن چه که اتفاق افتاده که در یک گوشه ای به تکفیر دامن زده می شود و در گوشه دیگری به اختلافات به گونه دیگری دامن زده می شود، یک امر عادی نیست. گاهی بین دو مذهب اختلافاتی بروز می کند و این نیست که ما این اختلافات را نداشته ایم. این اختلافات [بین شیعه و سنی] را داشته ایم و از گذشته هم بوده است. اما در عین حال که این اختلافات بوده است، می دیدیم که علمای شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کردند. مناظرات و مکاتبات ایشان برای ما کاملا روشن می کند که در پی رسیدن به حقیقت بوده اند و نه در پی تنش آفرینی در سطح جامعه دینی و اسلامی. ما این را لمس می کنیم و می بینیم در زمان مرحوم بروجردی و قبل از آن همینطور بوده است.
من معتقدم این حرکتی که امروز اتفاق افتاده است، یک بخشی از آن چاشنی سیاسی دارد تا اعتقادی یعنی همه اش اعتقادی محض نیست که ما بگوییم این دو مجموعه [شیعه و سنی] در برابر هم قرار می گیرند. نه این که مسایل اعتقادی نیست، اما مسایل اعتقادی ابزار مسایل سیاسی شده است. کسانی که هدایت این کار را بر عهده دارند، از مسایل اعتقادی که از گذشته بوده است، برای تشدید مسایل استفاده می کنند یعنی احساس می کنند بهترین مساله آماده برای ایجاد اختلاف، از باب تفرقه بینداز و حکومت کن، همین است. چه بهتر از این که جامعه اهل سنت را نسبت به شیعه و شیعه را نسبت به اهل سنت بَدبین کنند. کشورهای اهل سنت را در برابر شیعه قرار دهند، اسلحه هایشان را بفروشند و از منابع سرشار خدادادیشان بهره ببرند یعنی امروز یک آمیخته ای است از یک سری مسایل سیاسی و اعتقادی.
من معتقدم راه برون رفت این است که این مساله از سطح علما حل شود یعنی این ارتباطات علمایی باید بیشتر شود. از تشریفات بکاهیم. دیدارهای تشریفاتی ممکن است زیاد انجام بگیرد. اما این دیدار ها گاهی خیلی خروجی ندارد. ما معتقدیم شرح صدر باید از هر دو طرف نشان داده شود. چه علمای شیعه در میان اهل سنت دعوت شوند و چه علمای اهل سنت در میان شیعه دعوت شوند. ما آن قدر مشترکاتمان فراوان است که می شود روی مشترکات تکیه کرد و در یک خانواده اسلامی بهترین زندگی مسالمت آمیز را داشت. من معتقدم روی این مسایل خیلی می شود تکیه کرد. به جای آن که روی مفارقات تکیه شود، می توان روی مشترکات تکیه کرد؛ یعنی هم علمای شیعه و هم بزرگان اهل سنت روی این مسایل تکیه کنند. وقتی ما نگاه می کنیم می بینیم که کشورهای اروپایی با همه اختلافاتی که با هم دارند، با هم اتحادیه اروپا و پول رایج درست می کنند. برای چی؟ برای این که این ها احساس می کنند که در مشی تفرقه، کاری نمی شود از پیش برد. اگر این ها وحدت داشته باشند، می توانند یک گام بزرگ را طی کنند. اما اگر احیانا وحدت نداشته باشند، دچار مشکل می شوند.
ما وقتی می بینیم برای جهان غیر از اسلام این چنین وحدت مهم است، پس چرا برای ما تفرقه ایجاد می کنند. اگر برای آنها وحدت مهم است، بدانندکه وحدت برای ما هم مهم است. ما وقتی دیدیم که می خواهند از ناحیه آن ها به وحدت ما ضربه بزنند، شک کنیم. تردید کنیم که چطور چیزی که برای آن ها خوب است، برای ما بد است.
ما هم در سطح سران کشورهای اسلامی و هم علمای آن ها، هم در سطح مراکز دانشگاهی و حوزوی باید واقعا بنشینیم و وقت بگذاریم و سرمایه گذاری کنیم تا بتوانیم به این مشکل پایان دهیم. مگر نه اگر توجه جدی نشود و دیدگاه عوام به بزرگان ما منتقل شود و بزرگان ما بخواهند بر اساس دیدگاه عوام تصمیم بگیرند، پایانی نخواهد داشت اما اگر بزرگان ما روی عوام تاثیر بگذارند و حرف دین و سخن دین را در جامعه انعکاس دهند و اعلام کنند که این به صلاح جامعه اسلامی نیست…[مساله حل می شود]. چه بسا که مراجع ما نوعا این چنین هستند که در فتاوا و در آن جا که مسایل اختلاف بخواهد مطرح شود…[رعایت می کنند]. فتاوای مراجع ما و رهبر معظم انقلاب گاهی اوقات مثل آب، آتش را خاموش کرده است. وقتی علمای اهل سنت متوجه چنین فتاوایی می شوند، حرفی برای گفتن ندارند. چون می بینند که علمای شیعه به دنبال اختلاف افکنی نیستند. بنابراین خلاصه کنیم که ما به سعه صدر بیشتر برای رسیدن به واقعیت و شناخت نقشه های دشمن نیازمندیم. ما بدانیم که چون مسلمانیم، خودمان باید برای خودمان تصمیم بگیریم و تصمیم گیری را به دیگران واگذار نکنیم.
*در حال حاضر هجمه های زیادی علیه شیعه در جریان است و جهان تشیع بیشتر درصدد پاسخگویی است. شیعه چگونه می تواند از این وضعیت منفعل به جریان برتر دنیای اسلام تبدیل شود؟
بوشهری: آن چه که از اهل بیت آموختیم این است که ما در عمل خودمان را اثبات بکنیم. در روایات آمده است «شیعتنا؛ کونوا زیناً لنا و لا تکونوا شیناً علینا» یعنی شیعه به جای پرداختن به نفی دیگران، به اثبات خودش بپردازد. لذا در بعضی از روایات آمده که اگر این گونه عمل کنید، می گویند این تربیت شده مکتب جعفربن محمد است. اگر زندگی ما به عنوان یک شیعه، یک زندگیِ بر اساس آموزه های قرآن و اهل بیت باشد، تمامی دنیا- چه شیعه و چه سنی و چه پیروان سایر ادیان- نگاهشان متوجه ما می شود. چون می بینند که هم سخن منطقی است و هم رفتار منطقی است. در نتیجه ما بدون نیاز به نفی دیگران، خودمان را به گونه ای به دنیا معرفی کنیم که جنبه الگو بودن را به دنیا داشته باشیم. فکر می کنم این بهترین راهی است که شیعه می تواند خودش را به دیگران اثبات کند یعنی برتری مکتب و آموزه های دین را به دنیا نشان دهد.
* به عمل گرایی اشاره کردید که از شعار دور شویم و به سمت عمل حرکت کنیم. با توجه به این که در آستانه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه هستیم، می خواهم بدانم نظر شما راجع به این هدف چیست؟ به نظر می آید این شعار در اوایل انقلاب مطرح شد و در همان سطح باقی ماند.
بوشهری: البته من معتقد نیستم در حد شعار باقی مانده است. گام ها زیادی برداشته شده است. منتها سطح توقعات ما بیشتر از اقداماتی است که انجام شده است.

*آن نقطه ای که در نظر شما برای این هدف مطلوب است چیست؟
بوشهری: آن چه که ما قبل از انقلاب داشتیم، شما این را امروز مطرح کنید. فضای دانشگاه ما، فضای حوزه های ما، رابطه بین طلبه و دانشجوی ما را قبل از انقلاب با امروز مقایسه کنید. می بینید که واقعا تفاوت فاحش است. شما فرمایشات امام را در صحیفه بروید ورق بزنید و دغدغه های امام [راجع به وحدت حوزه و دانشگاه] و توصیه های دیگران برای ایجاد شکاف بین حوزه و دانشگاه را ببینید. شما آن فضا را با حالا مقایسه کنید که امروز استاد حوزه و استاد دانشگاه ما با یک هدف دارند در کنار هم کار می کنند .ما که دنبال این نبودیم که دانشگاه را حوزه و حوزه را دانشگاه کنیم. دنبال این نبودیم که استاد دانشگاه ما یک طلبه به تمام معنا شود بلکه وحدت حوزه و دانشگاه وحدت آرمان هاست. یعنی ما یک آرمان واحد داشته باشیم و به سمت یک آرمان حرکت کنیم. وقتی دانشمند ما برای اعتلای کشور و بالا بردن نام دین دارد در عرصه هسته ای یا تکنولوژی دیگری تلاش می کند یا در دانشگاه برای نوآوری دیگری نظریه پردازی می کند و حوزوی ما در همان راستا به تقویت استاد دانشگاه می پردازد، من معتقدم این حرکت، حرکت کمی نیست. ما دست کم نگیریم. این که تقریبا دارد تکرار می شود که ما شعار دادیم و نشد؛ اول باید مشخص شود که نقطه هدف ما چه بود و ما نسبت به آن نقطه هدف چه قدر فاصله داریم. آیا ما می خواستیم اساتید دانشگاه، لباس ما را بپوشند و ما لباس آن ها را بپوشیم؟ اصلا ما دنبال چه بودیم؟ من معتقدم وحدت حوزه و دانشگاه اگر درست تعریف می شد نتیجه بهتر بود.
ممکن است الآن در گوشه و کنار استاد دانشگاهی پیدا شود که معارف دینی و حوزوی ما را نپذیرد. بالآخره یک مساله ایست. کما این که ممکن است یک استاد حوزه ما مسایل دانشگاه را نپذیرد اما آیا الآن در نگاه کلان- منهای اشخاص- سمت گیری ما و خروجی دانشگاه های ما در جهت ارتقای کشور و مطرح کردن اسلام است یا علیه اسلام و دین و حوزه است؟ واقعا چیست؟ ما معتقدیم سمت گیری ما و سمت گیری عزیزان دانشگاهی ما یک سمت گیری است و این سمت گیری همان وحدت حوزه و دانشگاه است؛ یعنی وحدت در هدف و آرمان. من معتقدم بخش زیادی از این هدف تحقق پیدا کرده است. بله، هرکاری تمام شدنی نیست. کما این که اگر ما به وضع موجود راضی باشیم، به وضع مطلوب نخواهیم رسید. به قول ما طلبه ها مُشَکک است. مشکک یعنی دارای مراتبی است. این وحدت مرتبه ضعیف، متوسط و قوی دارد اما این که بگوییم همه در مرتبه شعار مانده ایم، حداقل من این را به رسمیت نمی شناسم. می توانید این را از دانشگاهیان ما هم بپرسید که با نظر من موافق هستند یا نه.
*در یکی از دیدار هایی که مجموعه شفقنا با حضرت آیت الله فیاض در نجف داشتند، ایشان در مقایسه حوزه های نجف و قم گفتند که این ها در حکم دو بال یک پرنده هستند که به تنهایی نمی توانند پرواز را برای پرنده رقم بزنند و بالی از بال دیگر مستغنی نیست. از طرف دیگر ما شاهد یک تفاوت در فقه، اصول و مشی این دو حوزه هستیم. شما وضعیت امروز و افق پیش رو در روند تعامل و نقاط تفاوت- نه اختلاف- این دو حوزه را چگونه می بینید؟
بوشهری: من همین اعتقادی را که از حضرت آیت الله فیاض نقل کردید راجع به حوزه قم و نجف دارم. من معتقدم که تفاوت های جزئی تعیین کننده واقعیت موجود نیست. ما می بینیم از گذشته ها سمت گیری حوزه نجف تربیت مجتهدان، شخصیت های علمی، تاثیر گذار، نقش آفرین و پاسخ گو بوده است. شخصیت مراجع بزرگوار ما در نجف، استوانه های علمی، اخلاقی، تربیتی و سیاسی هستند و جایگاه علمی شان روشن است. علامه امینی ها، مرحوم بلاغی ها و ده ها و صد ها نفر دیگر، شخصیت های کمی نبودند. رابطه بین حوزه نجف و حوزه قم این گونه بوده است که گاهی اوقات عزیزی در نجف تحصیل می کرده و برای مراتب تاثیرگذاریش آمده قم و نقش آفرینی بیشتری کرده است. کسی بخشی از تحصیلاتش را این جا گذرانده و بخش دیگری را رفته نجف کامل کرده است. بزرگان ما معتقد بودند که گاهی فضا ها و فرصت ها به نحوی بوده است که عزیزی برای تکمیل تحصیلات خودش به نجف رفته است و گاهی بعضی نجف بوده اند و برای نقش آفرینی بیشتر آمده اند این جا.
البته رژیم صدام خیلی به حوزه نجف لطمه زد و واقعا حرکت علمی حوزه نجف را سال ها متوقف کرد. ولی در این سال های اخیر باز می بینیم که حوزه نجف دارد رونق خودش را پیدا می کند. مرجعیتی که امروز آن جا حضور دارد، زبان زد عام و خاص است. می بینیم همه مراجع و خصوصا شخص حضرت آیت الله سیستانی به عنوان یک شخصیت تاثیر گذار، با یک نگاه آگاهانه و از روی بصیرت، مسایل ایران را رصد می کنند و سفارش های لازم نسبت به انقلاب ایران و رهبری می کنند. این نشان دهنده یک نگاه مثبتی است که در هر دو طرف وجود دارد. کما این که ما ملاحظه می کنیم که شخصیت حضرت آیت الله سیستانی بین مراجع قم، رهبری و فضلای حوزه نجف و قم اهمیت دارد.
در سفر اخیری که به نجف داشتم، در ملاقات با علما توضیح دادم و تاکید کردم که حوزه قم و نجف باید ارتباطشان بیش از آن چه که هست باشد. البته ما داریم با نظر موافق بزرگان حوزه نجف و قم فکر و برنامه ریزی می کنیم که باید ارتباط و رفت و آمد علمی بین حوزه نجف و قم بیش از الآن باشد. یعنی همان فضای زمان آیت الله بروجردی که شاگرد نجف است و در قم نقش آفرینی می کند، احیا شود. مرحوم حائری موسس حوزه قم، تربیت شده مکتب سامرا و نجف است. یعنی واقعا در شخصیت های علمی ما تفاوتی نبوده است. بنابراین من معتقدم فقط باید از دشمنان ترسید. من گاهی دیدم برنامه حساب شده ای دارند طراحی می کنند که بین این جا و نجف فاصله ایجاد کنند. ما حوزویان می توانیم بهترین برنامه ریزی را داشته باشیم و در عمل کاری کنیم که طراحی های دشمنان و کسانی که می خواهند آن ارتباط وثیق علمی، اخلاقی و پیشرفت بین این دو حوزه نباشد، به نتیجه نرسد. ما نباید اجازه دهیم که این طراحی هایشان موفق شود که انشاءالله موفق نخواهند شد. سربلندی حوزه نجف، سربلندی حوزه قم و سربلندی حوزه قم، سربلندی حوزه نجف و همه برای اسلام است.
*به حجاب معاصرت اشاره فرمودید. برای مخاطبان ما چگونگی سلوک یک عالم خیلی زیباست. یک خاطره از استادان خود نقل بفرمایید.
بوشهری: من می خواهم این جمله کوتاه را بگویم که همان طور که حجاب معاصرت باعث می شود که خیلی حقایق گفته نشود، همان هم باعث می شود که افراد نتوانند بگویند که کجا حجاب معاصرت است.
من از لطف و محبت شما دوستانی که الحمدلله با نشاط و انگیزه خاصی این بحث ها را تحقیق و دنبال می کنید، تشکر می کنم. نفس اطلاع رسانی، کیفیت اطلاع رسانی و دغدغه هایی که در این زمینه وجود دارد، انصافا رسالتی سنگین و کار مهمی است. اگر اطلاع رسانی به خوبی برنامه ریزی و انجام شود، به نظر من شما می توانید سهم بزرگی در ارتقاء حوزه ها و رساندن پیام روشن حوزه ها و نزدیک کردن نگاه های حوزویان به هم داشته باشید؛ انشاءالله.
انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا