برجام در قامت قاقا لی لی! / داریوش سجادی

به گزارش انصاف نیوز، داریوش سجادی، منتقد سیاسی مقیم آمریکا که معمولا یادداشت های او در روزنامه ی کیهان بازتاب می یابد، در یادداشتی در وبلاگ خود نوشت:
مصوبه اخیر کنگره آمریکا دال بر محدویت روادید برای ایرانیان و شهروندان کشورهای برخوردار از لغو روادید با آمریکا که در حال تردد به ایران اند، با توشیح اوباما مبدل به قانون رسمی ایالات متحده شد. قانونی که یک دهان کجی آشکار به برجام و از آن مهم تر یک بی احترامی گستاخانه به ایرانیان است که برخلاف تصور بابت عملیات تروریستی سلفی های تحت حمایت ریاض ایشان (ایرانیان) هستند که ناجوانمردانه بخاطر اعمال انجام نداده شان از جانب نمایندگان و دولتمردان آمریکا مستحق مجازات تشخیص داده شده اند.
اما روی سخن و اعتراض قبل از آمریکا باید متوجه دولت روحانی و وزیر امور خارجه ایران باشد که برخلاف انتظار و مطلبق معمول با شل ترین موضع و ساده اندیشی مهلک از کنار این «مصوبه ناسپاسانه» گذشتند و خود را به ندیدن زدند!

جناب آقای روحانی!
شوخی تان گرفته!؟ جنابعالی همان کسی هستید که در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود در کسوت رئیس جمهور خطاب به آمریکائیان فرمودید: «با ایرانیان نه با زبان تهدید بلکه با زبان تکریم سخن بگوئید» و در مراسم ۱۶ آذر هفته گذشته نیز با شعف ابراز داشتید: «بعضی فکر می کنند این دولت (تنها) دولت لبخند است» و نوید آن را دادید که دولت تدبیر و امید بموقع نیز بلد است از موضع قاطعیت و قدرت از منافع ملی ایران و ایرانیان در مقابل گستاخی و زیاده خواهی اجنبی سلحشوری کند و بنقل از وزیر خارجه تان خطاب به لنترانی غربی ها آوردند «یک ایرانی را هرگز تهدید نکنید»
اکنون بفرمائید بعد از وعده بازگرداندن عزت و احترام برای ایرانیان و پاسپورت ایرانیان در جهان (!) و بعد از آن همه مذاکرات فشرده دو ساله و معرفی «برجام» از جانب شما تحت عنوان «عظیم ترین پیروزی سیاسی ملت ایران» و بدنبال دادن آن همه امتیاز در حالی که مجدداً آمریکائیان بی چشم و روئی کرده و ما ایرانیان را بلاگردان مشتی تروریست سلفی تحت امر ریاض، نقره داغ می کنند!؟ حال چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا به تریج قبای دولت تدبیر و امید بر بخورد و از موضع عزت و حکمت و مصلحت پاسخ گستاخی آمریکائیان را بدهند!؟
حجم مصیبت آنجاست که برخلاف توقع آقای عراقچی نیز بجای آنکه مرهمی بر این زخم ناجوانمردانه بگذارند و در مقام وکیل مدافع ایرانیان باشند در ساده اندیشانه ترین شکل ممکن نامه وزیر خارجه آمریکا به دکتر ظریف را در مقام حجت صداقت و تعهد قانونی و الزام آور آمریکائیان در انجام مسئولیت های متقبله در برجام گمارده و با بی حذقی تمام می فرمایند:
آنچه الان آمریکا رسما به ما تعهد کرده و نامه ای که کری به ما نوشته یک نامه معمولی نیست بلکه نامه وزیر خارجه یک کشور است. در روابط بین الملل نامه دو نفر تعهد آور است که یکی نامه رییس دولت است و دیگری نامه وزیر امور خارجه است.

جناب آقای روحانی!
کاش لااقل جنابعالی و دولتمردان تحت امر جنابعالی کمی هم مشق سیاست را از «احمد قوام» فرا می گرفتید. قوامی که علی رغم بدنامی در تاریخ لااقل تا آن اندازه شعور سیاسی بخرج داد که در مرتفع کردن اشغال آذربایجان ایران از قوای ارتش سرخ طی سفر به مسکو (و بالاتر از امروز جان کری که وزیر خارجه است) در مقام نخست وزیر ایران به روس ها تعهد داد تا در ازای تخلیه آدربایجان امتیاز نفت شمال را به مسکو می دهد اما در بازگشت و بعد از ستآپ مجلس پانزدهم رای مخالف مجلس را نافی تعهد خود کرد و از زیر بار امتیاز نفت شمال به فراست شانه خالی کرد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد! هر چند نباید نقش تقویتی اولتیماتوم واشنگتن به روس ها را نادیده گرفت اما در مجموع و در نظام بین الملل نامه یک وزیر خارجه آن هم وزیر خارجه یک ابرقدرت که برای خود نقش مهترانه قائل است ارزنی ارزش متعهدانه ندارد آن هم در مقابل قانون مصوب کنگره که به توشیح اوباما هم رسیده است.
کاش تا آن اندازه بصیرت داشتید یا لااقل تا این اندازه ساده اندیش نبودید و از تجربه «عهدنامه الجزایر» که در رسمی ترین شکل ممکن بین نمایندگان قانونی ایران و آمریکا در ۱۹۸۱ به امضا رسید عبرت می گرفتید که چگونه واشنگتن در بالاترین سطح در آن عهدنامه تعهد به عدم دخالت در امور داخلی و سیاسی و نظامی ایران داد و ضریب تقیدش به این تعهد تا ۴۸ ساعت و تا فردای آزادی دیپلمات هایش از تهران بود و هیچ کس هم نتوانست این گستاخی آشکار ایشان را شماتت کند!

جناب آقای رئیس جمهور!
اساساً بیآئید در خوش بینانه ترین شکل ممکن فرمایشات آفای عراقچی را باور کنیم و بپذیریم دولت آمریکا عزمی جزم در عملیاتی کردن تعهدات متقبله در برجام دارد و زیر بار مصوبه کنگره هم نمی رود! اما متوجه هستید تمام سانتریفیوژهای ایران با تمام اورانیوم های غنی شده ایران و تمام تاسیسات نطنز و فردو و اراک بهانه و ابزاری برای صیانت از حرمت و شانیت و اعتبار و احترام تک تک شهروندان ایرانی است!
آیا بیرون از محتوای برجام و با پذیرش ادعای جنابعالی دال بر «برجام در قامت عظیم ترین پیروزی ایرانیان» آیا آن پیروزی «عظیم ترین» در مقابل اسائه ادب و توهین و تحقیر ایرانیان به صفت و کسوت «تروریست بودن» یک ارزن هم ارزش دارد!؟ اگر قرار است تحقق برجام به بهای بی وقعی به حرمت و شخصیت و اعتبار ایرانیانی عملیاتی شود که منتخب شان در ۹۲ وعده اعاده احترام شان در «دنیا» (!) را می داد. در آن صورت تصور نمی کنید نبود چنان برجامی بمراتب از بودش جائزتر است!؟ آن هم در موقعیتی که آمریکائیان به کثرت نشان داده اند نگاه شان به تعهدات بین المللی چیزی در حد اهدای «قاقالیلی» برای فریب و تحریص مخالفان سفیه فرض کرده شان است!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا