Ads

1 کد خبر:87621

شهریه‌های میلیونی و انصراف دانشجویان نخبه افغانستانی از تحصیل

img

حمید انوری، خبرنگار انصاف نیوز: برای اولین بار مردادماه سال ۹۳ بود که در اصلاحیه‌ی دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری نوشته شده بود: بر اساس اعلام رسمی وزارت بهداشت، شهریه‌ی داوطلبان غیرایرانی پذیرفته شده در دوره‌ی روزانه دانشگاه‌­های علوم­پزشکی تا ۱۷ میلیون تومان است. دستورالعملی که در دوره‌ی تصدی «سیدحسن قاضی­زاده هاشمی» بر وزارت بهداشت صادر و ابلاغ شد و طی سالیان گذشته همواره مورد اعتراض دانشجویان افغانستانی بوده است.

به گزارش خبرنگار افغانستانی انصاف نیوز، این دستورالعمل موجب شد تا برخی مهاجران افغانستانی که متولد همین آب و خاک یعنی ایران هستند، از ادامه‌ی تحصیل انصراف و یا ناگزیر به تغییر رشته و تعدادی هم با دیدن این شرایط ،انگیزه خود را از دست داده و حتی مقطع دبیرستان را هم نیمه تمام رها کرده و خانه‌­نشین شدند و برخی نیز بدنبال شغلی رفته‌اند؛ البته این ماجرا به همین جا ختم نمی‌­شود و اخیرا برخی دانشجویان افغانستانی از یکسان بودن شهریه­‌ی دانشجویانی که از طریق کنکور وارد دانشگاه­‌های دولتی ایران شده‌­اند با دانشجویانی که بدون ­کنکور پذیرفته شده‌اند، خبر می­‌دهند!

بدلیل افغانستانی بودن اجازه‌ی ورود به مدرسه تیزهوشان را نداشتم

«اسماعیل محمدی»، دانشجوی افغانستانی رشته پزشکی دانشگاه علوم‎پزشکی کرمان در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار انصاف نیوز گفت: در تمام این سال­هایی که مدرسه می‎رفتم؛ بالاترین معدل را داشتم، تا راهنمایی معدلم ۲۰ بود. از آن طرف در هر مسابقه­ی فرهنگی که می­شد، شرکت می­کردم؛ در مسابقات حفظ قرآن در شهرستان اول و در استان کرمان سوم شدم، این مسایل موجب شدند در شهر معروف بشوم و می­گفتند که با استعداد هستم. سوم راهنمایی بودم و با توجه به معدل بالایی که داشتم، می­خواستم در مدرسه‌ی نمونه دولتی یا تیزهوشان ثبت‎نام کنم، اما بدلیل این که افغانستانی بودم، اجازه ندادند که در آن مدارس تحصیل کنم و مجبور شدم در مدرسه دولتی ثبت‎نام کنم، به این فکر افتادم؛ خودم را در مدارس دولتی اثبات کنم و نشان دهم؛ با این که مهاجر هستم هیچ چیزی کمتر از بقیه ندارم.

photo_2017-11-13_16-32-431

 

سال ۸۸ به اتباع غیرایرانی اجازه شرکت در کنکور را نمی­‌دادند

مدرسه دولتی حال و هوای کنکور را نداشت و بچه­‌ها برای پاس کردن می­آمدند با این وجود­ معدل کل دیپلم ۱۹٫۸۴ و معدل کتبی هم ۱۹٫۶۰ شد و مسوولان مدرسه گفتند: تو دومین نفر در شهر «زرند» هستی که معدل بالایی کسب کردی! مهرماه سال ۹۲ وارد چهارم دبیرستان (پیش دانشگاهی) شدم و به این فکر افتادم خوب درس بخوانم و رتبه‌ی خوبی را کسب کنم؛ در آزمون­های کنکور آزمایشی شرکت کردم، افرادی که معدل بالایی داشتند بورسیه می­شدند و نیاز نبود که هزینه‌ی این آزمون­ها را بپردازند، اما بدلیل مهاجر بودن، گفتند شما شامل این قانون نمی‌­شوید.شروع کردم درس خواندن برای کنکور، هدفم پزشکی بود و روزی ۹ ساعت درس می­‌خواندم!

از مهر تا اواسط بهمن که زمان ثبت­‌نام کنکور برسد، چهار ماه حالت ترس و استرس را داشتم، چون شنیده بودم سال ۸۸ اتباع خارجی اجازه شرکت در کنکور را نداشتند! با خودم می‌­گفتم؛ بخوانم یا نخوانم!؟ اگر بخوانم دوباره کنکور ممنوع شود چه کنم؟، حالت روحی خیلی بدی برای درس خواندن داشتم و موقعی که بهمن ماه رسید و ثبت­‌نام کنکور شروع شد، دیدم ممنوعیت وجود ندارد و در دفترچه هم چیزی درباره‌ی شهریه رشته­‌های پزشکی نیامده بود و تنها ۸۰ درصد شبانه قید شده بود. از دوستانم که رشته‌­های مهندسی می­خواندم، درباره‌ی شهریه­‌های دانشگاه پرسیدم و آنها گفتند: خیلی نمی‌­شود ترمی ۷۰۰ هزار تومان یا نهایت دو میلیون تومان می‌­شود و امیدوار بودم که شهریه‌ی ما هم از این بیشتر نمی­‌شود.

رتبه‌ی ۳۳۰ کنکور سراسری از روزهایی گفت که بدلیل شهریه­‌های نجومی می‌خواست انصراف دهد

کنکور را دادم و مردادماه ۹۳ نتایج اولیه آن آمد؛ رتبه‌ی ۳۳۰ تجربی و رتبه‌ی ۲۹۶ رشته زبان را کسب کردم و در این دو رشته رتبه‌ی سه رقمی آوردم. در کل شهر در رشته تجربی حدود هشت نفر رتبه زیر ۱۰۰۰ آوردند و از بین آنها، تنها من مدرسه‌ی دولتی خوانده بودم، باقی افراد مدارس نمونه دولتی یا تیزهوشان بودند. گذشت تا این که دفترچه انتخاب رشته آمد و باز هم حرفی از شهریه زده نشده بود، کد رشته­‌ها را زده و انتخاب رشته کردم. اواخر مردادماه بود که اصلاحیه‌ی دفترچه کنکور آمد و در یکی از صفحات آن نوشته شده بود، اتباع غیرایرانی سالیانه ۱۷ میلیون تومان باید شهریه بپردازند، همانجا با خودم گفتم: اینهمه درس خواندم، سختی و مشکلات را تحمل کردم و باید سالیانه ۱۷ میلیون تومان شهریه پرداخت کنم، اما باورم نشد و گفتم شاید این مقدار شهریه برای کسانی است که بدون کنکور می­آیند، وقتی برای ثبت­‌نام رفتم؛ دیدم باید شهریه پرداخت کنم. به جاهای مختلف از جمله وزارت بهداشت مراجعه کردم، برخورد درستی نداشتند و نامه­ای به من دادند که در آن قید شده بود، دست هیات ­امنا دانشگاه­‌هاست که بتوانند شهریه را کاهش یا افزایش دهند و در نهایت هم گفتند به دانشگاه مراجعه کن و به ما مربوط نمی‌­شود!

نامه را گرفتم و به کرمان بازگشتم. با توجه به وضعیت و مشکلات مهاجران افغانستانی و بدلیل این که پدرم کارگر بود، با این وضع توان پرداخت شهریه را نداشتیم و قصد انصراف از دانشگاه را داشتم تا این که به مسوولان دانشگاه مراجعه کردم و آنها هم از این وضعیت ناراضی بودند؛ می­‌گفتند کسی که درس خوانده با رتبه بالا و روزانه قبول شده، انصاف نیست که شهریه پرداخت کند، دلداری دادند و ابراز همدردی کردند!

قول وزیر بهداشت برای کاهش شهریه، وعده‌ای که هیچ‌گاه عملی نشد

مسوولان دانشگاه گفتند شاید درست شود، از طرفی برخی انجمن‎های دانشجویان افغانستانی فعال در ایران با وزیر بهداشت جلسه گذاشتند و گویا او هم قول­هایی برای کاهش شهریه داده بود، تمام این صحبت­ها دست به دست هم داد تا زمان مشخص شدن وضعیت انصراف ندهم. مسوولان دانشگاه هم کمک کردند و گفتند انصراف ندهید تا وضعیت مشخص شود و مرا نیز بابت شهریه زیر فشار قرار ندادند که شهریه را بپردازم تا بتوانم به کلاس بروم، گفتند: تا جایی که اختیارشان اجازه دهد، تخفیفی به من بدهند، اما همچنان چیزی مشخص نشده و مثل این که باید با هیات امنا جلسه بگذارند.

نمی­توانیم از بودجه‌ی مملکت به دانشجوی افغانی کمک کنیم

به رییس دانشگاه برای مشکل شهریه نامه ­نوشتم، حدود ۲۰ بار این کار را کرده و تحویل دفترشان دادم و در نهایت با توجه به این که نمی­شد او را ملاقات کرد تا ساعات آخر منتظر ماندم تا این که از دفتر خود بیرون آمد و در همین حین با او درباره‌ی مشکل شهریه صحبت کردم. گفت: ما نمی­توانیم از بودجه‌ی مملکت و دانشگاه به دانشجوی افغانستانی، این مبلغ را بدهیم و حمایتش کنیم، شما باید از کشور خودتان این حمایت­های مالی را بگیرید، چون در آن سال موضوع اعطای ۵۰۰ بورسیه به افغانستان مطرح شده بود و به این ترتیب آقای رییس گفت: بروید و پیگیر شوید که بتوانید یکی از این بورسیه­ها را بگیرید؛ همین حرف را به من زد.

هر کسی از خون ایرانی باشد به او کمک می­کنیم

به نهاد رهبری دانشگاه هم مراجعه کردم، گفتم کنکوری، رتبه‌ی برتر و معدل –الف- هستم و درباره‌ی ماجرای شهریه به ایشان توضیح دادم و گفتم: چهل سال پیش پدرم به ایران مهاجرت کرده است و من در ایران متولد شده‌ام، زندگی و تحصیل کردم تا این که رسیدم به دانشگاه، اما گفتند: قانون خاک نداریم و قانون خون داریم و هر کسی از خون ایرانی باشد، او را ایرانی حساب می­کنیم و اگر غیر از این باشد، حتی ۱۰۰ سال هم در ایران زندگی کرده باشد، باز هم خارجی است و چون شما خارجی هستید، نمی­توانیم برای شما کاری انجام دهیم و باید از دولت خودتان کمک بگیرید.

شهریه را پرداخت کنید یا به افغانستان بروید

به بخش امور دانشجویی سفارت افغانستان در تهران هم که مراجعه کردم و این مساله را مطرح کردم. آنها گفتند: به ما مربوط نمی­شود، باید خودتان این شهریه را بدهید یا بروید افغانستان و دوباره کنکور داده و در دانشگاه دولتی قبول شوید یا در دانشگاه­های خصوصی با هزینه کمتر ثبت‌نام کنید؛ این راهکارهایی است که وجود دارد و برای شهریه نمی­توانیم به شما کمک کنیم و به این ترتیب از سفارت هم ناامید شدم!

photo_2017-11-13_16-33-0211

 

انصراف از دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان بعد از دو سال تحصیل

«نجمه حیدری»، دانشجوی انصرافی کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم‎پزشکی کرمان بود در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار انصاف نیوز گفت: خیلی درس می­خواندم و همیشه شاگرد اول بودم، هدفم پزشکی بود. سال ۹۴ که کنکور دادم می­دانستم که پزشکی قبول نمی‎شوم و قصد نداشتم تا یکسال دیگر هم برای رسیدن به رشته‌ای که همیشه آرزویش را داشتم، تلاش کنم، اما وقتی دفترچه انتخاب رشته آمد، دیدم شهریه رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی، ترمی ۹ میلیون تومان است، حتی اگر رتبه‌ی یک کنکور هم می­شدم باید ترمی ۹ میلیون را می­دادم، شرایط پرداخت این شهریه را نداشتم و خیلی ناراحت و افسرده شدم، بطوری که می‌خواستم قید درس و دانشگاه را بزنم و انتخاب رشته هم نکردم.

یکی از اقوام می­‌گفت حیف است که انتخاب رشته نکنی و دانشگاه نروی، اما تصمیم گرفته بودم که دیگر ادامه تحصیل ندهم. او وقتی دید که نمی‎تواند مرا برای انتخاب رشته قانع کند، بدون این که خودم بدانم برایم انتخاب رشته کرد و رشته‌ی کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان قبول شده بودم. هر چقدر گفت برو، گفتم نمی­روم بعد که حالم بهتر شد با خودم گفتم اشکالی ندارد، همین رشته هوشبری را می‌­روم. وقتی وارد دانشگاه شدم، دیدم شهریه من با کسی که بدون کنکور می­آید فرقی نمی­‌کند و باید ترمی دو میلیون ۵۰۰ هزار تومان می‌­دادم. بعد از دو سال انصراف دادم. به هیچ صورتی برایم پذیرفته شده نبود که کارشناسی هوشبری بخوانم، چون دیدم زندگی‌­ام به آن سمتی که می­‌خواهم نمی‌­رود و افسردگی گرفته بودم، از طرفی برایم مقدور نبود که ۱۰ میلیون تومان بپردازم.این روایت تنها دو تن از صدها دانشجوی افغانستانی است که بعد از سال­ها تلاش کنکور می‌دهند و در دانشگاه­‌های علوم­‌پزشکی قبول می‌شوند، اما بدلیل مشکل شهریه از تحصیل انصراف می­‌دهند یا در آستانه انصراف قرار می‌­گیرند.

پیگیری «شهریه‌های نجومی»، وعده‌ی پسر عموی وزیر

انتهای پیام

Ads

مطالب مرتبط

یک دیدگاه در «شهریه‌های میلیونی و انصراف دانشجویان نخبه افغانستانی از تحصیل»

ارسال دیدگاه

Top