Ads

0 کد خبر:88279

«آنچه می بینید اسلام مشوش است»

img

شفقنا نوشت:  پیامبر اسلام (ص) و قرآن؛ اصلی دو جانبه است، قرآن کریم متقن ترین و بهترین کتاب در معرفی و شناساندن پیامبر اعظم است؛ زیرا این کتاب کلام وحی و سخن خداوند متعال است و از جهت حقانیت و درستی مطالب، معتبرترین کتاب به شمار می رود؛ از سوی دیگر پیامبر(ص) با اعمال و رفتار خود آیینه ای از قرآن است و آنچه شایسته هست را به منصه ظهور رساند.

دکتر سعید لاهوتی پژوهشگر قرآن و نویسنده کتاب سراج وحی، در گفت وگو با شفقنا ویژگی ها و خصوصیات عنوان شده از پیامبر در قرآن کریم را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: در قرآن دو نوع آیه داریم، یکی آیات محکم و دیگری آیات متشابه، هر کسی آیات محکم را بخواند برداشت مشخص و معینی از آن دارد، اما آیات متشابه، آیاتی هستند که به گفته فیزیکدانان اگر به فرض به رنگ سبز علاقه داشته باشید، از درون آن رنگ سبز خارج می گردد و اگر به رنگ سیاه علاقه داشته باشید، از درون آن رنگ سیاه خارج می گردد، در حقیقت هر رنگی که بخواهید می توانید از درون آن استخراج کنید، صد رنگ می توان از آن استخراج کرد که ۹۹ رنگ قلابی است.

آیات متشابه سرآغاز خوشبختی خوشبختان و سرآغاز بدبختی بدبختان شد

وی ادامه داد: آیات متشابه در انجیل، تورات و در همه کتاب های آسمانی وجود دارد؛ این آیات متشابه سرآغاز خوشبختی خوشبختان و سرآغاز بدبختی بدبختان شد؛ انسان های با تقوا روی آیات متشابه بسیار بُرد کردند و انسان هایی هستند که مقداری بنای ذهنشان کج بود، در آیات متشابه بسیار باختند، آیات محکم و آیات متشابه یک بحث دراز دامنی است و جهان آفرینش پر از است از آیات محکم و آیات متشابه.

لاهوتی در پاسخ به اینکه چرا وحی بر شخص پیامبر(ص) نازل شد؟ گفت: بعد از قرآن، پیامبران و ائمه انسان هایی با زندگانیِ متشابه هستند، اگر میکروفیلم زندگی پیامبر اسلام را مشاهده کنید، می توان همه چیز از جمله تروریسم و سوفی گری از درون آن استخراج کرد، از سوی دیگر می توان علم از درون زندگی پیامبر یا ضد علم استخراج کرد؛ این امر بستگی به فهم من و شما از پیامبر دارد؛ همه پیامبران و ائمه ما، انسان هایی متشابه هستند، از زندگی آنان سلطنت و درویشی استخراج می شود و بسیار در متشابهات خدای تعالی باید به داد انسان برسد.

وی در پاسخ به اینکه در این دریای متشابهات باید چه کرد؟ گفت: تنها و تنها خدای تعالی است که علامه طباطبایی را علامه طباطبایی و سلمان رشدی را سلمان رشدی کرد؛ در مورد سلمان رشدی مبنا کج بود و به بی راه رفت. ادیان آمدند که انسان خوب را خوب تر و انسان بد را بدتر کنند؛ اسلام هم به همین صورت است، خوب را خوب تر و بد را بدتر می کند.

لاهوتی ادامه داد: اسلام برای دو چیز آمده، به بهشت فرستادن امام حسین(ع) و به جهنم فرستادن یزید. همه ادیان به این صورت هستند، اسلام دو خاصیت دارد وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا؛ همین اسلام به ظالمین خسارت می زند همانطور که به سلمان رشدی خسارت وارد کرد.

مبنای ساخت آفرینش پیامبر(ص) بر عظمت بوده است

لاهوتی به ویژگی ها و خصوصیات پیامبر در قرآن کریم اشاره و خاطرنشان کرد: چنانچه بخواهیم ویژگی های مطرح شده پیامبر در قرآن کریم را بگوییم، یک کتاب ده هزار صفحه ای از کمالات و فضایل پیامبر اسلام می شود، بارها و بارها خدایی که می فرماید کسانی که گناهکار هستند اگر ای پیامبر تو را واسطه قرار دهند قبول می کنم وگرنه نمی پذیرم. یا آنجایی که به پیامبر می فرماید: وَ اِنَّکَ لَعَلَی‌ٰ خُلُقٍ عَظیم، یعنی مبنای ساخت آفرینش تو بر عظمت بوده است.

هر گوشه ای از قرآن عظمت های پیامبر است

وی افزود: در وصف بهشتیان وقتی خداوند اصحاب یمینی را توضیح می دهد، می فرماید: سلام آنها بر تو باد، یعنی افتخار آن کسانی که جزو اصحاب یمین شدند، آن است که اجازه دارند بر پیامبر درود بفرستند، به هر صورت هر گوشه ای از قرآن را که ببینید عظمت های پیامبر است. پیامبر اسلام و همه پیامبران خودِ آیات هستند، وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْیمَ وَأُمَّهُ آیهً؛ یعنی مریم و پسر بزرگوار ایشان حضرت عیسی آیه بودند؛ خدایی که می گوید عظمت های مرا نمی توانید درک کنید مگر اینکه خودم به شما بفهمانم، آیات عظمت الهی مشخص است، هر گوشه ای از آن را که نگاه کنید خدای تعالی از عظمت های رسولان خود یاد کرده است.

خداوند پیامبر را خاتم انبیاء قرار داد چرا که لیاقت آن را داشت

لاهوتی در پاسخ به اینکه چرا خدای تعالی وحی را بر پیامبر فرستاد؟ اظهار کرد: در علم کلام در جای خود اثبات شده است که اشرف مخلوقات خاتم انبیاست، دوم اینکه در علم کلام باز می گویند که ما انواع و اقسام وجود داریم و یکی از این وجودها به نام وجود مثالی است، وجود او در عالمِ مثال هست نه در عالم عین؛ همه ما انسان ها در عوالم قبل که فقط خداوند می داند، وجود مثالی داشتیم، خداوند وجودهای مثالی همه انسان ها را در یک جلسه حاضر کرد، چیزی که در عالم طبیعت امکان ندارد، بعد از ایشان سوال کرد أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ؛ آیا من پروردگار شما نیستم، قَالُواْ بَلَى؛ همه گفتند هستی، زودتر از همه و بهتر از همه و محکم تر از همه وجود مثالی خاتم الانبیاء این “بله” را گفت؛ به این دلیل خداوند تعالی گفت که تو بعداً خاتم انبیاء خواهی شد؛ به این دلیل که اعمال خداوند ناشی از علم و حکمت بی منتهاست، پیامبر را خاتم انبیاء قرار داد، چرا که لیاقت آن را داشت.

ابتدا باید رسالت و سپس رسولان را شناخت

وی ادامه داد: متأسفانه مدام سعی کردند که به ما امامان را بشناسند در حالی که اول باید امامت را شناخت و بعد امام را شناخت، همچنین ابتدا باید رسالت را شناخت و بعد رسولان را شناخت، باید نبوت را شناخت و بعد نبی را شناخت، باید ختم نبوت را شناخت و بعد خاتم الانبیاء را شناخت، ابتدا باید طب را بشناسید و بعد طبیب را معرفی کنند، بنابراین شناخت ما از طبیب هیچ گاه مفید برای ما نبود چون نمی دانستیم طب چیست، من اعتقاد دارم که ما نباید مدام سعی کنیم که عیسی و… را بشناسیم، عیسویت را که شناختید، عیسی خود به خود شناخته می شود بنابراین در این مراسم و روزهای مربوط به ائمه ابتدا باید امامت را شناساند و سپس ائمه را بشناسیم.

لاهوتی در پاسخ به اینکه ویژگی های پیامبر در قرآن بیشتر بُعد اخلاقی است یا عملی؟ گفت: خداوند در قرآن ویژگی های وجودی پیامبر را بیان می کند، مسلم است که چنین وجودی اعمال، رفتار، کردار و سرگذشت او پیامبر می تواند برای همه کسانی که رسالت را فهمیده باشند، سرمشق باشد، خدای تعالی فرموده است که ای خاتم انبیاء تو بهترین سرمشق هستی؛ انسان به فطرت خود دنبال اسوه می گردد، اساسا انسان اسوه گری فطری است مانند کودک که مدام به مادر خود می پردازد، خدای تعالی فرموده است لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛ بهترین اسوه شما خاتم انبیاء است.

وی با اشاره به اینکه خاتم انبیا اصولا باید بیشترین کمالات را داشته باشد، گفت: در برخی از آیات کلمات، در برخی عملیات و در برخی صبر و حوصله پیامبر بیان شده؛ در قرآن خدای تعالی از گله و نفرین های پیامبرانی که قوم خود را نفرین کردند یاد می کنند از جمله نوح، یونس و… خداوند مدام به پیامبر اسلام می گوید تو چرا انقدر مهربان هستی و به آنها اجازه دادی. پیامبر(ص) گوش شنوایی است و هر کسی هر دروغی که می خواست می گفت و پیامبر نشنیده می گرفت بنابراین در همه جهات اسوه بود.

لاهوتی در پاسخ به اینکه آیا مسلمانان تا به امروز توانسته اند رسالت و به واسطه آن پیامبر را به درستی بفهمند؟ گفت: ما یک دین الهی داریم، یک زمانی نام آن دین یهودیت بود و زمانی نام آن دین مسیحیت شد، بعدا نام این دین را اسلام گذاشتند، اصل یکی است، دین از ابتدا کامل بود و فقط در زمان های مختلف رنگ آن تغییر کرد؛ فیزیکدانان بهترین مثالی که در این باب می زنند این است که می گویند اگر می خواهید طیف های رنگ یک سنگ بلوری در شب مشخص شود، باید به این سنگ رنگ سیاه بزنید و در صبح رنگ سفید بزنید، در حقیقت سنگ همان است، به یک دلیل صبح رنگ سفید و شب رنگ سیاه می زنند.

هر کسی در هر حدی که رسالت را فهمیده می تواند پیامبر را بشناسد

وی تصریح کرد: هر کسی در هر حدی که رسالت را فهمیده و بفهمد می تواند پیامبر را بشناسد، خیلی از مسلمانان عالی فهمیدند و بسیاری از مسلمانان هم هیچ نفهمیدند.

لاهوتی در پاسخ به اینکه مگر نه اینکه دینی که پیامبر آوردند، دینی کامل است؟ اظهار کرد: همه ادیان کامل هستند، اینگونه نبود که خداوند تعالی صد در صد را به مسلمانان دهد و در مورد سایرین نعوذ بالله بُخل کند، آنچه به ما داده به پیش از ما هم داده بود، خداوند مظهر کمال بی انتهاست و دین الهی کامل است، تنها رنگ های آن تغییر می کند.

وی ادامه داد: کسانی که رسالت و پیامبر را خوب شناختند، لیاقت داشتند و خداوند هم برای آنان کم نگذاشت، ممکن است کسانی سواد و علم لازم را داشته باشند، ولی لیاقت فهم پیامبر و رسالت را نداشته باشند، مثالی در این باب از تغذیه می زنند که بسیاری از بیوشیمیست ها برای شما راجع به قندها و گلوسیدها صحبت می کنند از قندهای طبیعی صحیت می کنند و ۴۰۰ صفحه در مورد عسل می نویسند و فردی دیگر یک قاشق عسل به شما می دهد و می گوید این را بخور و عسل است، عسل را کسی می فهمد که یک قاشق را خورده باشد نه آنکه ۴۰۰ صفحه را خوانده باشد.

در حال حاضر آنچه می بینید اسلام مشوش است

لاهوتی در پاسخ به اینکه چرا ویژگی ها و سیره عملی و رفتاری پیامبر در میان مسلمانان مهجور است؟ گفت: می دانیم که بشر یعنی انسان این اشرف مخلوقات با خداوند معامله اش نشد، و این معامله نشدن با خدا در مسیحیان به صورت تحریف انجیل بروز کرد، در میان یهودیان تورات تحریف شد و اقدامات بسیاری انجام دادند، در اسلام برخی از مسلمانان قصد  داشتند که قرآن را تحریف کنند، ولی نتوانستند چون خداوند مژده داده بود که اجازه این اتفاق را نمی دهد، ولی این مسلمانان اسلام را مشوش کردند؛ در حال حاضر آنچه می بینید اسلام مشوش است.

اگر انسان خوبی باشید، مطمئناً به راه سالم و درست خواهید رفت

وی در مورد راه فهمیدن قرآن و به واسطه آن پیامبر، اظهار کرد: راه نفهمیدن قرآن و تخریب بسیار است، برای شما هزار مانع خلق کردند و این انسان ها تا جایی که توانستند راه های فهمیدن را خراب کردند، اما انسان ها نتوانستند تمام راه های سالم را از بین ببرند، اگر شما انسان خوبی باشید، مطمئناً به راه سالم و درست خواهید رفت ولی اگر انسان خوبی نباشید به راه های انحرافی کشیده می شوید که بسیار هست و برخی هم بسیار پر پیچ و خم است.

پیامبر اسلام از ۹۵ درصد مسلمانان گله دارند

لاهوتی گفت: در مورد پیامبر و همه پیامبران در دو جا خداوند فرموده است که پیامبر گله می کند و می فرماید: “خدای تعالی این قوم من ایمان نیاوردند.” اما پیامبر اسلام در عالم طبیعت چیزی نگفت و فقط یک گوش شنوای مهربان بود، من معتقدم که هر کسی باید سعی کند که جزو این جرگه نرود و این حاصل نمی شود مگر به کمک خداوند، وگرنه پیامبر اسلام هم از ۹۵ درصد مسلمانان گله دارند، اما گله نکردند.

در میان آیات محکمات خداوند، متشابهات ورطه خطرناکی هستند

لاهوتی در پایان گفت: خداوند فرمود: ما قرآن را فرستادیم که دارای آیات محکمات است، اما در میان این محکمات، متشابهات واقعا ورطه خطرناکی است، به هر ترتیب باید هوشیار بود که اگر شما خدای تعالی را نشناسید یعنی خدای تعال خود را به شما نشناسانده باشد، هر چه نماز بخوانید مثل خوارج می شوید، بنابراین باید خطرات را شناخت.

انتهای پیام

کلمات کلیدی: -

Ads

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه

Top