سوسن شریعتی: اجماعی بر سر میراث «شریعتی» نیست

سوسن شریعتی در مراسم افتتاحیه ی همایش اکنون، ما شریعتی با اشاره به تداوم گفت وگوی چهل ساله با شریعتی به عنوان متفکر جوانی که میانسالگی را ندید، اظهار کرد: در عین حال که شریعتی تداوم پیدا کرده هنوز اجماعی بر سر میراث شریعتی نیست.

به گزارش شفقنا، دکتر سوسن شریعتی به عنوان سخنران افتتاحیه ی سمپوزیوم علمی «ما، اکنون شریعتی» در آغاز این مراسم اظهار کرد: این سمپوزیوم بنا بود به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت شریعتی برگزار شود که نشد و این بار قرار است به مناسبت هشتادوچهارمین سالروز تولد شریعتی برگزار شود. بین آن تولد و این مرگ، ۴۳ بیشتر نگذشت.

او با بیان اینکه چهل سال است که این گفت وگو با این متفکر جوانی که میانسالگی را ندید ادامه پیدا کرده است، گفت: این گفت وگو از سال های پایانی دهه ۴۰ آغاز شد و تا امروز هرگز قطع نشده است؛ دست خوش قبض و بست شده، به حاشیه رانده شده، محدود و زیرزمینی شده اما قطع نشده است. برای ادعای چنین تداومی، شواهد بسیاری را می توان برشمرد. چاپ و تکثیر رسمی و غیررسمی آثار شریعتی تا موارد متعدد دیگر از جمله نقد و بررسی متعدد آرای وی توسط منتقدین و متفکرین، ترجمه ی گسترده ی آثارش به زبان های مختلف ترکی، عربی و … موضع پربست و قبض قدرت های متعدد درباره ی شریعتی، شاید همه نشان از چنین تداومی دارد.

او ادامه داد: شریعتی همچنان حب و بغض ایجاد می کند، خشم ایجاد می کند، اجتناب ناپذیر باقی مانده و هنوز بدل به نوستالژی نشده است به همین دلیل شریعتی طی این چهل سال در نوسان بین سوژه ای ملی و در عین حال موجودیتی مخفی و زیرزمینی در نوسان بوده است. از چهره ای انقلابی به سمت چهره ای آکادمیک رفته است. از معلم شهادت تا عارف عاشق و در عین حال هر کدام از این مواجهه ها غیرمترقبه بوده و شریعتی مدام ما را غافلگیر می کند. در عین حال که تداوم پیدا کرده است هنوز اجماعی بر سر میراث شریعتی نیست چه وقتی که متهم می شود و چه وقتی که بخشوده است.

این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چرا شریعتی همچون تفکر، پروژه و افق فکری تداوم داشته است، بیان کرد: آیا این موضوع به دلیل تفکری است که پارادوکسیکال نام گرفته یا به دلیل پارادوکس هایی است که خود جامعه ی ایران به آن دچار است شریعتی می گوید که من دچار پارادوکس نیستم و تناقض در موقعیتی است که ما در آن زندگی می کنیم.

او دلیل اصلی بقای شریعتی را تشخیص آگاهانه و زیست همزمان بزنگاه های تراژیک دوران دانست و افزود: منظور دورانی است که به معنای وسیع کلمه تخته بند زمانه ی خویش نیست. شریعتی افق فکری خود را بر سر یک سری تقاطع ها تعریف کرده است؛ تقاطع خویشتن و اجتماع، تقاطع تاریخ و تقویم، تقاطع فرهنگ و جامعه (زمان کند فرهنگ و زمان تند جامعه). او خود را در تقاطع سه نوع زمان کند فرهنگ، مذهب، دین و تمدن و زمان سریع تر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و مهم تر از همه زمان کوتاه مدت هم اکنونی و همین جایی قرن بیستمی تعریف می کند. شریعتی به گیر کردگی خود میان این سه تقاطع زمانی تأکید می کند.

شریعتی ادامه داد: به همین دلیل است که شریعتی برای طرح اندازی پروژه ی خود هم به سراغ خویشتن تاریخی خود می رود و هم مجبور است که به اکنون خود برسد و بر ضرورت چند الگویی کردن مدرنیته موجود تاکید کند. طرح اندازی تفکر و پروژه ی شریعتی در این تقاطع است که رنج آور و تراژیک است. این ناهم زمانی که حتی زیست شخصی شریعتی را تراژیک می کند همه ی تلاش شریعتی، حفظ تعادل در میان این موقعیت های در هم تنیده و متحرک است.

او با بیان اینکه شریعتی برخلاف تصور ایجاد شده به دنبال یک امر ناب و بر اساس آن صف کشی های هویتی، سپاه ساخته از این تفاوت ها نیست، اظهار کرد: او می کوشد از این تفاوت ها، موقعیت های ناظر بر یکدیگر بسازد تا بتواند از جهانی که ما را دستخوش تک الگویی یا متحدالشکل سازی می کند درآورد. روش شریعتی برای حفظ این تعادل، در شکل اندیشه ورزی وی اهمیت دارد و در چند محور می توان به آن پرداخت. قبل از هر چیز صرف توأمان زمان هاست اگرچه شریعتی فرزند زمان خود است

اما متفکر دوران می شود. در عین حال مشخصه ی روش او در کنار هم نشاندن منابع معرفتی و فرهنگی متعدد است، مرزهایی که بین حوزه های مختلف معرفت، فرهنگ و … کشیده می شود را نادیده می گیرد. او خود را تخته بند این مرزها نمی کند و آنچه متولیان حوزه ی معرفتی تعریف می کنند که این است و جز این نیست را نادیده می گیرد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه آنچه برای شریعتی بدیهی بود، امروز از این روشنفکر متفکر سراسیمه ساخت، گفت: برای ما امروز این وضعیت، بداهت بیشتری پیدا کرده است و چهل سال با اوست. پس از او جهان ما همچنان درگیر همین بزنگاه هاست. در

او با تأکید بر اینکه در هیچ دوره ای دوگانه های این چنین قاطعانه در برابر هم صف نکشیده بودند و پیدا کردن پاسخی برای آن، چنین وضعیتی اورژانسی نیافته بود، اظهار کرد: شریعتی از نادر متفکرینی است بسیار زود این دچار بودگی را مفهوم سازی کرد. همین تنش و دچار بودگی را در فریادهای پشت تریبون او و هم در زمزمه های خلوتش می شنویم.

او با اشاره به جمله ای از شریعتی که «انسان، سراسیمه گی میان شرق و غرب خویشتن است»، گفت: سراسیمه گی تعبیر خود شریعتی است در این سراسیمه گی بین غرب و شرق و سنت و مدرن است که شریعتی خود را تعریف می کند. او دعوت می کند که همه چیز را باید از سر گرفت شعار آخرین شریعتی است که آزادسازی عدالت از زندان سوسیالیسم دولتی و حیثیت بخشی به معنا در جهانی افسون شده است.

سوسن شریعتی با تاکید بر اینکه اینگونه نیست که شریعتی متفکری سلبی و شورشی باشد، گفت: حداقل چهل سال بقا نشان می دهد که شریعتی اگرچه معترض و شورشی اما بر اساس یک فهم انضمامی و میدانی از دوران است که معنا پیدا می کند. شریعتی به این موقعیت اورژانسی، آگاه ترین است و امروزِ ما بست یافتگی همان اورژانسی است که شریعتی به آن انظار دارد.

او درباره ی اینکه چرا پس از چهل سال هنوز اجماعی بر سر شریعتی وجود ندارد، گفت: خواننده را جز نویسنده اش هیچ قدرتی نمی تواند ساکت کند خواننده ی شریعتی اجازه نداد متن شریعتی خاموش شود اما طی این چهل سال هر بار متن شریعتی را شبیه خود کرد و به همین دلیل بر سر تفکر او هیچ اجماعی نیست.

این استاد دانشگاه با اشاره به اتهامات و نقض های متناقضی که نسبت به شریعتی می شود برخی از آنها را در ادامه آورد و گفت: از جمله این اتهامات می توان به قدسی زدایی از دین و تقلیل آن به ساحت اجتماعی و در عین حال فربه کردن آن اشاره کرد. شریعتی متهم به این است که انقلابی بود و در عین حال مسبب ساخت نظام برآمده از یک انقلاب است. متهم بود که بنیادها را دگرگون کرد و در عین حال زمینه ساز بنیادگرایی شد. گاه گفته می شود به کار خویشتن باستانی و گاه به کار خویشتن اسلامی ما آمده است. شریعتی متهم است که شیعه است در حالی که در زمان خود متهم بود که زیادی سنی است. بر سر این موضوعات از نظام شاهنشاهی تا امروز هیچ اجماعی نیست از نظام شاهنشاهی تا نظام پس از او این تردید وجود دارد. نه متفکر سکولار و نه متولی رسمی دین هنوز نمی داند بر سر شریعتی چه باید کرد و نفرین ها و آفرین ها را مدام می شنویم.
او با بیان اینکه پروژه ی شریعتی، مفهوم سازی و طراحی نسبت های آلترناتیوی میان موقعیت های پارادوکسیکال و چندگانه بودهاست که دوران ما به آن دچار است، گفت: این گشودن جبهه های متعدد توسط شریعتی، تداوم شریعتی را تضمین و در عین حال دستخوش خوانش های متضاد هم کرده است. شریعتی بهتر از هر کسی می داند که متعدد یا متکثر نامیده می شود و مجهول می ماند. شریعتی طی این چهل سال مفید بوده است و نسبت هایی که با او برقرار شده به این معنا نه تنها نوعی از روشنفکری در ایران بوده اما هر بار اوتوتراپی هم بوده است.

شریعتی ادامه داد: این همنشینی مستدام و رابطه ی فعال و دموکراتیک با خوانندگان خود، باعث شده که شریعتی به یکی از چهره های تأثیرگذار در پروسه ی دموکراسی خواهی در طول چهل سال اخیر ایران باشد. خواننده نیز هر بار در خواندن متن مشارکت می کند و خود را در آینه می بیند. اگرچه تفسیر به رای می کند اما شریعتی معلم گونه و پدروار او را کمک می کند که به خود نگاه کند و از خود عبور کند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه شریعتی آینه ی بسیار روشن و واضحی است گفت: همین رفت و برگشت، مانع تبدیل شریعتی به یک ارتودکسی یا یک سنت متصلب شده است. شریعتی به همین دلیل طی این سال ها هم دماسنج اجتماعی هم روشنفکری و هم سیاسی بوده است.

او با تأکید بر اینکه میراث شریعتی را نمی توان به تجربه انقلاب ایران محدود کرد، گفت: دلیل آن هم این استکه وی خالق تجربیات جدید بوده است هر چند با پایان عصرهای متعدد از جمله عصر ایدئولوژی و انقلاب پایان شریعتی را نیز اعلام کردند اما با هر شبه آغازی باز می بینیم که شریعتی برگشته است. امروز روشن است که متفکرینی چون شریعتی را نمی توان زندانی خرده پرونده های سیاسی و … کرد.
سوسن شریعتی در بخشی از صحبت هایش هدف این سمپوزیوم را از سر گیری انتقادی متن شریعتی و قرار دادن آن در گفت وگو با مسأله ی دوران عنوان کرد و گفت: این موضوع علی رغم تداوم دستخوش چندپارگی شده و شاید از سرگیری آن بتوان امکان و پاسخی به مسائل دوران ما باشد.

او در پایان با بیان اینکه شریعتی فرزند زمانه ی خود بود اظهار کرد که اما هنوز دوران ما نسبتی با او دارد و می توان از او به عنوان یکی از متفکرین دوران سخن گفت.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن