روزنامه‌خوانی با انصاف – ۲۱ دی ۹۶

محمد توکلی، انصاف نیوز: موضوعات مورد توجه قرار گرفته در صفحه‌ی اول روزنامه‌های ۲۱ دی ۹۶ عبارت است از: آخرین وضعیت کشتی نفت‌کش ایرانی حادثه دیده در آب‌های چین، دستور رییس‌جمهور روحانی به وزیر کشور مبنی بر ارائه‌ی گزارش در خصوص آسیب‌دیده‌ها و بازداشت‌‌شده‌های اعتراضات اخیر، اظهارات ظریف درباره‌ی تصمیم احتمالی ترامپ در خصوص برجام.
در کنار این موضوعات، لایحه بودجه۹۷ و نیز ناآرامی‌های هفته‌ی گذشته همچنان مورد توجه رسانه‌هاست و تحلیل‌ها در خصوص چرایی آغاز اعتراضات و تبعات و تاثیراتش بخشی از مطالب روزنامه‌ها را به خود اختصاص داده است.
آنچه در ادامه خواهید خواند نگاهی به پنج یادداشت سیاسی روزنامه‌های قانون، جهان صنعت، آرمان، شرق و اعتماد است.


امین ترابی در روزنامه‌ی قانون نوشته است: «در روزهای اخیر و در پی اعتراضات اقتصادی مردم و حواشی پیرامون آن، اقدامات رسانه‌ی ملی شگفتی اصحاب فکر و اندیشه را برانگیخته است. این سازمان علاوه بر درآمدهای تبلیغاتی و استفاده از خلاءهای قانونی از بودجه بیت المال و مالیات دهندگان نیز ارتزاق می کند. این سازمان بازوی اطلاع رسانی حاکمیت محسوب می‌شود و باید نمادی از انصاف، راستگویی، بی طرفی، مردمی بودن و توجه به منافع ملی باشد. اما در هریک از این پارامترها به نماد عکس آن تبدیل شده است»

نویسنده در ادامه با اشاره به عملکرد صداوسیما در وقایع اخیر می‌نویسد: «رسانه‌ی ملی در یک بایکوت خبری هیچ اطلاع رسانی در این خصوص انجام نداد. انگارنه انگار که در بسیاری از شهرهای کشور جمعیت زیادی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی به خیابان آمده اند. با گسترده شدن این اعتراضات، در برخی از بخش‌های خبری به عنوان آخرین خبر اشاره بسیار اندکی به این رویدادها شد. با فیلترینگ شبکه های اجتماعی که به باور بسیاری از فعالان فضای مجازی، شلیک به قلب اقتصاد مجازی محسوب می شد، رسانه ملی به جای پرداختن به معایب این محدودیت‌ها که به رونق گرفتن بازار فیلترشکن ها منجر شد، در یک مصاحبه تقطیع شده و در اقدامی مشمئز کننده به مزایای این محدودیت ها پرداخت»

در بخش پایانی این یادداشت می‌خوانیم: «در رسانه‌ی ملی، ما با یک سیستم بی برنامه و جاهل مواجه نیستیم، ما با یک حزب از جبهه‌ی اصولگرایان مواجهیم. ساختاری که اخبار را مطابق با مصالحی که جناح سیاسی‌اش تعریف می‌کند (که غالبا بر خلاف مصالح و منافع ملی است) تحریف کرده و منتشر می کند. اشتباهات خود را به طور کامل نادیده گرفته و اشتباهات جناح مقابل را برجسته می‌کند. به طور ساختاریافته تولید دروغ می‌کند و سعی می‌کند این دروغ ناشیانه را به خورد مخاطب با دانش امروزی بدهد؛ اتفاقی که هر چه می‌گذرد، بی حاصل بودن آن بیشتر معلوم می شود»


محمد هدایتی در یادداشتی برای روزنامه‌ی جهان‌صنعت به اعتراضات اخیر پرداخته است.

در این یادداشت می‌خوانیم: «ناآرامی‌های اخیر در ایران غالبا معطوف به مطالبات اقتصادی معرفی شده‌اند‌. واقعیت این است که پیامد سیاست‌های اقتصادی چند دهه اخیر، افزایش فاصله طبقاتی و کاستن از امکان‌های طبقات محروم بوده است‌. نرخ بیکاری و تورم هر دو بالاست، نظام تامین اجتماعی پاسخگو نیست و قیمت اقلام ضروری چون مسکن و بهداشت بسیار افزایش پیدا کرده است‌. مجموع این شرایط زندگی بخش‌های زیادی از جامعه را به مخاطره افکنده است»

نویسنده در ادامه به ریشه‌یابی این مشکلات اقتصادی پرداخته و نوشته است: «دیگر همه می‌دانیم که سیاست‌های اقتصادی در خلاء شکل نمی‌گیرند بلکه ناشی از وضعیتی نهادی و اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور هستند‌. برای اینکه تحولی اقتصادی ایجاد شود، سازوکارهایی حداقلی لازم است، رویه‌ها باید شفاف باشند و معطوف به همه و امکان ردیابی فساد و مقابله با آن وجود داشته باشد‌. نکته شاید مهم‌تر برای ایران اما برچیده شدن الگوی حامی‌پروری در امور مختلف است؛ الگوی حامی‌پروری‌ای که در آن اشخاص و نهادهایی در قبال فراهم آوردن حمایت و مشروعیت، مصونیت‌های سیاسی و اقتصادی می‌یابند و در روندها خلل ایجاد می‌کنند»

در ادامه‌ی یادداشت راه حل عبور از این معضل نیز مطرح می‌شود: «برای تغییر این شرایط، پیش از هر چیز به توسعه‌ای سیاسی نیاز است؛ توسعه‌ای که صدای مردم را به صدای ارجح بدل سازد و آنها امکان انتخاب میان سیاستمداران مختلف و همچنین سیاست‌های مختلف را داشته باشند‌. در غیر این صورت امید چندانی به بهود وضعیت‌های اقتصادی نیست‌. این شرایط دست دولت‌ها در ایران را هم بسته است. آنها خود البته در چنبره ناکارآمدی گرفتارند اما جایی هم که قصد اصلاح دارند، با موانع جدی ساختاری روبه‌رو می‌شوند. اینچنین است که معمولا با چالش مشروعیت مواجه می‌شوند‌»


علی خرم در روزنامه‌ی آرمان گمانه‌زنی‌ها درباره‌ی تصمیم ترامپ برای برجام را دست‌مایه‌ی یادداشت خود قرار داده است.

در مقدمه‌ی این یادداشت می‌خوانیم: «ترامپ سه ماه پیش با گستاخی از تائید پایبندی ایران به توافق هسته‌ای خودداری نمود و پرونده را به کنگره ارسال کرد. در حالی که به‌قول مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اگر رئیس جمهور آمریکا خیلی کارها بتواند انجام دهد ولیکن قادر نیست برجام را ابطال کند. چون اولاً مرجع اعلام پایبندی ایران به توافق هسته‌ای، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است و رئیس جمهور آمریکا باید از منظر حقوقی پیرو نظر آژانس باشد. ثانیاً توافق هسته‌ای یک توافق چندجانبه و بین‌المللی است که با یک قطعنامه شورای امنیت مورد حمایت و ضمانت قرار گرفته و اگر یک طرف نظیر آمریکا از برجام خارج شود طرف‌های دیگر باید آن را ادامه دهند»

نویسنده در ادامه به بررسی گزینه‌های پیش روی ترامپ در مواجهه با برجام می‌پردازد و می‌نویسد: «درباره‌ی اینکه ترامپ چه موضعی اعلام کند گزینه‌های مختلفی وجود دارد. اول اینکه بدون هرگونه مزاحمت و بهانه گیری، پایبندی ایران و تعلیق تحریم‌های توافق هسته‌ای ایران را تمدید نماید. دوم اینکه تحریم‌های هسته‌ای را برگرداند و بدین ترتیب آمریکا با نقض برجام از توافق هسته‌ای خارج گردد. گزینه سوم اینکه ترامپ تمدید تعلیق تحریم‌ها را منوط به پذیرش برخی شروط توسط ایران کند. گزینه چهارم، همراهی کنگره با ترامپ و تصویب برخی تحریم‌ها حتی به‌نام ’حمایت از اعتراضات مردم ایران‘ خواهد بود که از یک‌سو ترامپ را راضی کند و از سوی دیگر با تائید برجام، در همراهی با متحدان اروپایی، خدشه‌ای به توافق هسته‌ای وارد نیاید»

این استاد حقوق بین‌الملل انتخاب گزینه‌ی‌ چهارم از سوی ترامپ را محتمل‌ترین گزینه می‌داند و نوشته: «اروپایی‌ها در زمینه حفظ توافق هسته‌ای تلاش فراوانی کرده‌اند که کنگره نمایندگان آمریکا را تحت تاثیر قرار داده‌اند و ترامپ در انزوای بیش از این نمی‌تواند از متحدان اروپایی آمریکا فاصله بگیرد لذا جمهوریخواهان تلاش فراوان دارند راه حلی مرضی‌الطرفین برای حل مشکل برجام بیابند»


محمدامین سازگارنژاد در یادداشتی که در روزنامه‌ی شرق منتشر شده به موضوع «گفتگوی ملی» پرداخته است.

در مقدمه‌ی این نوشته آمده است: «آن روز که جهان منطق مورد قبول مردم ایران را پذیرفت و تحسین جوامع را به ‌دنبال داشت و بازنمایی از غنای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و رشدیافتگی ملت بود، این اتفاقی بزرگ و شاید کم‌سابقه برای کشور ما بود، آن هم در تاریخ ملل و سازمان ملل. افسوس و صدافسوس که این دستاورد جهانی ما که می‌توانست الگویی برای مردم مسلمان و دولت‌ها و کشورهای منطقه باشد و رویکردی اثربخش برای حل معضلات سیاسی و اجتماعی کشور خودمان، با بی‌مهری مواجه شد و خصوصا تشدید برخی شکاف‌ها موجب پاره‌ای تنش و تشنج در میان جامعه شد و رویگردانی از فرهنگ و منطق گفت‌وگو هزینه‌های فراوانی را ايجاد كرد»

نویسنده در ادامه به پیشنهاد اصلاح‌طلبان درباره‌ی اجرایی شدن «گفتگوی ملی» می‌پردازد و می‌نویسد: «امروز گفتگو یک نیاز ملی و یک رویکرد بی‌بدیل پرفایده و کم‌هزینه برای عبور از این چالش‌های پرهزینه است. امروز اصلاح‌طلبان می‌خواهند با همه سطوح عالی کشور گفت‌وگو کنند و حرف‌های نزده را بزنند و حرف‌های نشنیده را مستقیما بشنوند. امروز اصلاح‌طلبان طالب گفت‌وگوي مستقیم با اصولگرایان و همه آنهایی هستند که دلسوز کشور و ملت هستند. امروز نسل جوان نیازمند گفت‌وگوی شفاف و بی‌پرده و آزاد با همه مقامات کشور است»

و بخش پایانی یادداشت روزنامه‌ی شرق: «آیت‌الله بهشتی شخصا در رسانه حاضر می‌شد و با همه مخالفان نظام به بحث می‌نشست، الگوی حسنه‌ای که زود به فراموشی سپرده شد. اگر شهید بهشتی با مخالفان نظام این رفتار نکو را داشت، این جوانان فرزندان ملت هستند. این همه جوش و خروششان طبیعی و بی‌مرض و بی‌غرض است. اینها هیچ‌گونه تجربه حرفه‌ای در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی ندارند. اگر ما وظایفمان را خوب انجام دادیم و به گفت‌وگوی ملی فرصت دادیم و از تنگ‌نظری‌ها فاصله گرفتیم و مرهمی بر زخم جوانان آسیب‌دیده و معترض گذاشتیم، آن‌وقت همگی با هم در مقابل بیگانگان ایستادگی نشان خواهیم داد و سرود سرافرازی را با هم سر خواهیم داد»


محمدعلی الستی در روزنامه‌ی اعتماد به نقد طرح اختصاص مکان‌هایی برای تجمعات اعتراضی می‌پردازد.

در این نوشته می‌خوانیم: «در لندن، مكاني به نام هايدپارك وجود دارد و هايدپارك فقط براي اعتراض نيست بلكه هر كاري كه در فضاي عمومي ممنوع است، در هايدپارك آزاد است. مثلا شما اگر خارج از هايدپارك به ملكه توهين كنيد، زنداني مي‌شويد اما در هايدپارك آزاد هستيد به ملكه توهين كنيد. سال‌ها غربي‌ها پز مي‌دادند كه آزاد هستند حتي در هايد پارك به ملكه فحش بدهند. اما من هميشه مي‌گفتم اتفاقا اين حكايت از فقدان آزادي در انگليس دارد چون در كل جزيره بريتانيا، شما فقط در محوطه كوچكي به نام هايدپارك آزادي داريد و آزادي در اين محوطه قاب شده است»

نویسنده در ادامه با اشاره به تلاش برخی برای ایجاد مکان‌هایی مانند هایدپارک در ایران می‌نویسد: «همان اتفاقاتي كه در ساير نقاط كشور رخ داده، در اين فضا هم اتفاق مي‌افتد يعني همان اغتشاشگراني كه در شهرها دست به تخريب اموال عمومي زدند، در اين مكان هم خشونت ايجاد مي‌كنند و بهانه‌اي مي‌شود كه پليس دخالت كند و باز هم، آن فضاي آزاد از بين برود و اينجاست كه متوجه مي‌شويم در هايد پارك آزادي مطلق گذاشته‌اند براي اينكه بهانه‌اي براي برخورد وجود نداشته باشد. اما در ايران اختصاص چنين فضاهايي موفق نخواهد بود و حتما در اين فضاها با خشونت مواجه مي‌شويم»

این جامعه شناس در ادامه به تفاوت‌های میان «حریم اختصاصی» و «حریم مشترک» توجه می‌دهد: «ما در جامعه مدني‌مان نتوانستيم حريم مشترك براي نهادهاي مدني و كنشگران اجتماعي‌مان ايجاد كنيم. تمام فضاها، چه مجازي و چه واقعي و چه فيزيكي و چه معنوي، فضاي اختصاصي قلمداد شده و به همين دليل، وقتي فرد ديگري و انديشه ديگري ورود مي‌كند ما احساس ناامني پيدا مي‌كنيم و به خشونت دست مي‌زنيم. اما اگر بتوانيم در فضاي مجازي، حريم مشترك را جايگزين حريم اختصاصي كنيم، افراد از هتاكي كلامي هم دست برمي‌دارند…در حريم اختصاصي احساس امنيت‌مان تامين مي‌شود و در حريم مشترك احساس صميميت‌مان تامين مي‌شود ولي با اختصاص چنين فضاهايي با توجه به اينكه هنوز توانايي مديريت فضاهاي مشترك را پيدا نكرديم و فقط ياد گرفتيم در فضاهاي اختصاصي عمل كنيم قطعا خشونت بروز خواهد كرد»

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/3nblh
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن