نقدی دیگر بر ادعای بادامچیان: موسوی مورد تایید امام بود

پس از پاسخ دو روز پیش به بادامچیان در انصاف نیوز با عنوان “خنده شیطان در شبهای قدر“، امروز جماران یادداشتی دریافتی با عنوان “برای دفاع از تاریخ انقلاب” را به این شرح منتشر کرده است:
در بعضی از پایگاههای اطلاع رسانی مطلبی از قول آقای بادامچیان نقل شده بود که برای این جانب که کم و بیش در زمان موضوعات اتفاق افتاده در آن زمان حضور داشته و تا حدودی با جهتگیریها و تأییدهای همه جانبه حضرت امام از دولت در آن زمان اطلاع دارم ، باعث شگفتی و تعجب بسیار بود زیرا این چنین مطالبی به نوعی تحریف تاریخ انقلاب و بدتر از آن نسبت ناروا به حضرت امام و به طور قطع دور از حقیقت و البته از طریق مجاری قانونی قابل پاسخ دهی و پیگیری و شفاف سازی قضایا است.
داستان دولت  آقای مهندس موسوی  به نظر این جانب و هر فرد مطلع از اوضاع  و احوال آن روزها، در انبوه گرفتاریهای خارجی و داخلی بدتر از آن، داستانی افتخار آمیز و قرین موفقیت است. در بعد خارجی مسأله جنگ تحمیلی و انبوه مشکلات ناشی از آن و در بعد داخلی هم مخالفتها و منفعت طلبیهای کاسبکارانه ای که متأسفانه توسط گروههای اسم ورسم دار اسلامی که البته با همه ادعاها، در مقابل و مقابله با نظرات و سفارشات حضرت امام در خصوص پشتیبانی از دولت و ضرورت و مصلحت نظام و کشور در آن شرایط صورت می گرفت و چوب لای چرخ حرکت دولت گذاشتن و تا آن جا پیش رفتن و بارها مود عتاب امام بزرگوار با آن سعه صدر قرار گرفتن، حقایقی است که اگر شکافته و روشن شود، گویای بسیاری مسائل پشت برده خواهد بود و رمز گشایی خواهد کرد که خطاب حضرت امام و شأن بیان فرمایشاتی نظیر آن چه آورده می شود با کیست :
 ” من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، و لو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضى از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد مى‏ زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه ‏تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجى واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمى که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزى که هفته وحدت است چرا شماها مى ‏خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏ خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏ خواهید دو دستگى ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید مى ‏روید؟ این تذهبون؟ من نمى‏ توانم که آن طورى که مى‏ خواهم، با شما صحبت کنم و نمى‏ خواهم در روز عید رنجش براى شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتى، وقت یک همچو امورى است؟! وقت یک همچو تأییدى است از کاخ سفید؟ وقت یک همچو تأییدى است از ریگان؟ لحن شما در آن‏ چیزى که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ‏ نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضی تان. من بعضی تان را مى‏ شناسم، شما این طور نبودید.( صحیفه امام، ج‏۲۰، ص: ۱۶۲و۱۶۳)
 امیدوارم آقای بادامچیان رمز گشایی بفرمایند که :
۱-  این افراد که با لفظ “این تذهبون” و ” لحن شما در آن‏ چیزى که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است و… ” مورد خطاب و عتاب حضرت امام قرار گرفته اند چه کسانی و از چه خط فکری بوده اند؟
۲- مقابل این افراد چه کسانی بوده اند؟
لطفا آقای بادامچیان بفرمایند که محمل این فرمایش حضرت امام چیست؟ مربوط به چه زمانی است؟ طرفهای مورد تأیید و نیز مورد عتاب و خطاب تند حضرت امام چه کسانی بوده اند که به قول حضرت امام ” اگر نانوایى یک شهر را به شما بدهند نمى‏ توانید اداره‏ اش کنید ” ؟ :
«امروز مصالح اسلامى اقتضا مى‏ کند که همه ما با هم باشیم، هر روز یک نغمه‏ اى بلند نکنیم براى تضعیف دولت، براى تضعیف مجلس، براى تضعیف شخصیت‏ها. من نصیحت مى‏ کنم به دولت که شما مردم را شریک کنید در این کار، براى این که تنهایى نمى‏ توانید بکنید، و نمى‏ تواند هم. یک دفعه مى ‏بینیم که شیاطین از اطراف به دولت حمله مى‏ کنند که معلوم شد تو خلاف شرع همیشه کردى. خداى تبارک و تعالى که پیغمبرش را نصیحت مى‏ کند که یا ایُّهَا النَّبِیُ اتّقِ اللَّه به حسب آن طورى که شما مى‏ گویید پیغمبر متقى نبوده تا خدا به او گفته اتق اللَّه! خداى تبارک و تعالى که به همه مؤمنین مى‏ فرماید یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ  معلوم مى‏ شود اینها متقى نبودند که خدا مى‏ گویند اتقوا اللَّه این شیاطین چه مى‏ گویند به این ملت ما؟ اینها سلطنت طلبند و مى‏ خواهند سلطنت را در این جا دوباره برگردانند، یا بازى خورده‏ اند از آنهایى که مى‏ خواهند این کشور را دوباره به باد بدهند و تحت سلطه امریکا قرار بدهند؟ مى‏ فهمند اینها چه مى‏ کنند؟ اینهایى که هر کدام خودشان اگر حکومت یک محله باشند نمى ‏توانند اداره کنند آن جا را، چطور به خودشان اجازه مى‏ دهند که یک دولتى که در عین همه گرفتارى‏هایى که الآن دارد و از شرق و غرب به او فشار دارند مى‏ آورند، این مملکت را دارد اداره مى‏ کند و به خوبى هم اداره مى‏ کند، چطور اجازه مى‏ دهند به خودشان که نسبت به این جسارت کنند و هر روز یک صورت درست کنند. خوب، ما افراد را نمى‏ شناسیم، اما خداى تبارک و تعالى که مى‏ شناسد. ما افکار شما را نمى ‏توانیم بفهمیم، اما خدا که مى ‏داند. شمایى که نمى‏ توانید یک شهر را اداره کنید، اگر نانوایى یک شهر را به شما بدهند نمى ‏توانید اداره‏ اش کنید، چطور مى‏ گویید که چرا دولت نمى‏ دانم چه نکرده، چه نکرده؟ شما مى ‏فهمید که کار دولت چى هست و تا کنون چه کرده است؟ شما مى ‏دانید که کارهایى که دولت در این چند سال با همه این فشارها کرده، عمقش از کارهایى که در طول سلطنت فاسد پهلوى بوده است، بسیار بیشتر است. چى مى‏ گویید به جان این دولت؟ دست بردارید، از خدا بترسید، از غضب خدا بترسید. شما خیال مى‏ کنید که اگر دولت ساقط بشود، شما روى کار مى‏ آیید؟ شما هیچ وقت نمى‏ آیید روى کار. شما خیال مى‏ کنید به نفع اسلام این حرف‏ها را مى‏ زنید؟ شیطان در لباس شما، در باطن شما این حرف‏ها را مى ‏زند و به ضرر اسلام دارد مى زند. دست بردارید از این مسائل، کمک کنید به دولت، کمک کنید به این دولتى که دارد جان مى‏ کند براى اسلام و براى کشور شما. چرا باید هر روز نق بزنید و هر روز هر جا فرصت پیدا مى‏ کنید یک چیزى بگویید به ضد دولت، یا یک چیزى را هم منتشر کنید به ضد دولت؟ اینها مسائلى است که باید توجه داده شود به ملت ما. باید توجه کنند کسانى که در بین ملت هستند، علماى اعلام که در هر جا هستند باید تذکر بدهند به اینها؛ باید توجه بدهند به اینها که شما با دست خودتان مى‏ خواهید خودتان را دفن کنید.»                                             (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۶۷و۶۸)
هرچند در این جهت  مطلب زیاد است و آقای بادامچیان باید پاسخ گو باشند. از جمله داستان ملاقات آقایان با حضرت امام در باره انتخاب مجدد  آقای موسوی به نخست وزیری و نامه نمایندگاه به حضرت امام و پاسخ آن بزرگوار در این مورد و داستان  ۹۹نفر را به صورت واقعی و نه خیالبافانه مطرح کنند که اگر نه؛  تاریخ یقینا  مطابق سلیقه ایشان قضاوت نخواهد کرد.
اما نسبت اینکه: امام میرحسین و افکارش را اصلا قبول نداشت. بارها حاج احمدآقا به من زنگ زد و نسبت به مشی میرحسین در روزنامه جمهوری اسلامی تذکر داد. من هم تذکر را به او منتقل می‌کردم. مصلحتا میرحسین نخست‌وزیر شد.  منبع:سایت تابناک مورخه ۳۱تیرماه ۱۳۹۳به نقل ار ایسنا و به نقل از نامه نیوز .
قبل از بیان شواهد تاریخی  یک سؤال  را انتظار پاسخ داریم ” که اصولا  چرا مرحوم سیداحمد آقا با واسطه آقای بادامچیان انتقال مطلب می کردند؟ و آیا امکان ارتباط مستقیم وجود نداشت؟
اما تا آن جا که ذهن نگارنده یاد می آورد و منابع و مدارک نشان می دهد موارد متعددی از تأیید و پشتیبانی اقدامات و تلاشها و نیز شخصیت شخص نخست وزیر و دولت ایشان از سوی حضرت امام وجود دارد و اصولا موفقیتهای  دولت در آن زمان حساس جز به این راه حاصل شدنی نبود. اکنون به ناچار برای پرهیز از تطویل به مواردی از فرمایشات حضرت امام در این باره اشاره می شود و اضافه می نماید که حضرت امام  در رابطه با مسایل و جهتگیریها  پایه و اصل برایشان ارزشها و معیارهای دینی بود و مطالب را با این زاویه دید نگاه می کردند  و شک نکنید که  حضرت امام از پنهان کاری ها و مصلحت سنجیهای مزورانه به دور بودند و نسبت این چنین اموری به ایشان دور از حقیقت و توهینی نابخشودنی است.
علاوه بر مواردی که از قول حضرت امام آورده شد که خود گویای تأیید دولت در آن زمان است، به یکی دو مورد دیگر هم اشاره می شود:
۱-  داستان ملاقات مرحوم فخرالدین حجازی  با حضرت امام در این مورد  و بیان مطالب مطابق سخنرانی ایشان در مسجد جامع نارمک که قطعا نوار آن باید موجود باشد و نقل ایشان از برخورد حضرت امام با این قضیه و نیز ملاقات ۴نفر آقایان یاد شده در مصاحبه آقای بادامچیان با حضرت ایشان در همین زمینه و برخورد و اعلام نظر قاطع جناب ایشان با حضرات در ذهن من می آید که با آن چه در منابع مکتوب  موجود است همخوانی دارد ولی مؤید فرمایشات آقای بادامچیان نیست.
۲- حضرت امام در پاسخ نامه اکثر نمایندگان مجلس  بر تدین و تعهد نخست وزیر و توفیق دولت ایشان در آن شرایط  صحه گذاشته و همین را عامل لازم برای عدم تغییر ایشان  به حساب می آورند. البته با تأکید بر حق انتخاب برای رییس جمهور و مجلس:
« بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏ . با تشکر از حضرات آقایان، این جانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‏ دانم، به آقایانى که نظر خواسته ‏اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقایان دیگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى  را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى دانم؛ و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمى‏ دانم. ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئیس جمهور  و مجلس شوراى اسلامى محترم است.  ۵ مهر ۶۴      روح اللَّه الموسوی الخمینى»      (‏ صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۳۹۳)
لازم به ذکر است که برخورد بزرگوارانه حضرت امام با ۹۹ نفری که بعد از این نظر حضرت امام رأی مخالف دادند و زمینه خوشحالی طیف ضد انقلاب و طعنه های متعدد آن ها به نظام را فراهم آوردند، بسیار آموزنده واز موضع دلجوئی و نه پرونده سازی برای سیاه کردن سابقه  و تباه کردن امکان فعالیتهای بعدی سیاسی ایشان است .
۳- شاید تند ترین برخورد حضرت امام با آقای موسوی بعد از استعفای ایشان باشد، اما بدون هیچ توضیحی کل مطلب آورده می شود و قضاوت را به خود خواننده فهیم واگذار می کند.
«  بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏. جناب آقاى موسوى، نخست وزیر محترم.
نامه استعفاى شما باعث تعجب شد. حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لا اقل من و یا مسئولین رده بالاى نظام را در جریان مى‏گذاشتید. در زمانى که مردم حزب اللَّه براى یارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى‏برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‏وزیرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهید. «۱» در صورتى که نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى‏رسید، چون گذشته عمل مى‏شود. این حق قانونى مجلس است که به هر وزیرى که مایل بود رأى دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار  دولت قرار خواهد داد. همه باید به خدا پناه بریم؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایى نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‏اند، این حرکات هیچ تأثیرى در خطوط اصیل و اساسى انقلاب اسلامى ایران نخواهد داشت.
از آنجا که من به شما علاقه ‏مندم، ان شاء اللَّه عند الملاقاة مسائلى است که گوشزد مى ‏نمایم. والسلام.۱۵/ ۶/ ۶۷  روح اللَّه الموسوی الخمینى‏ »  ( صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۱۲۳و۱۲۴)
۴- مضاف بر فراز آخر همین نامه ، تأییدیه چند ماه بعد حضرت امام (سوم آذر همان سال) علاوه بر جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی مخالفین داخلی دولت در آن روزها، عمق دوراندیشی حضرت امام، راه سوء استفاده های بعدی را هم می بندد و در قسمتی از حکم خود به آقای موسوی به عنوان سرپرست امور جانبازان  چنین می فرمایند:
« امید است با درایت و تقوا و تعهدى که در شما سراغ دارم به تمامى امور این حماسه‏ سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگى کامل گردد. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» نیز همچون گذشته با فراغت و امکانات بیشتر امور خانواده‏ هاى معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.
از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بى‏ شائبه و طاقت فرساى شما را خصوصاً در مسئله جنگ خدشه‏ دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مى ‏دانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمى‏ کنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مى‏ کنم. »                     (   صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۱۹۹و ۲۰۰)
 
و سخن پایانی این که همه سفارش می شود راه و رسم پسندیده  روان شاد مرحوم عسکر اولادی  را پیشه کنند و با سوابق افراد برخوردی از موضع انصاف و عدالت داشته باشند که این البته به تقوا نزدیک تر است. و به فرض که در وقایع سال  ۸۸ اشتباهاتی رخ داده و همه  تبلیغات یکطرفه  و یک جانبه به قاضی رفتن ها درست باشد که اساسا یک طرفه به قاضی رفتن یقینا نیست، این قضایای چه ربطی به واقعیتهای تاریخی دارد و دانسته و ندانسته بزرگترین تهمتها و اهانتها نسبت به حضرت امام خمینی روا داشته شود؟! این واقعا عجیب نیست؟
و چقدر خوب بود همه کسانی که در رقابتهای سیاسی دستی دارند و بعضا رقیب سیاسی خود را در جایگاه حریف مبارزاتی و بالاتر ازآن  دشمن رو در رو در صحنه نبرد می بینند که باید به هر طریق اورا از آبرو و حیثیت  ساقط و نه تنها از صحنه رقابت که از صحنه هستی  محو و نابود کرد و بعضا خواست خود را با نسبت ناروا به حضرت امام با قول و فعل ایشان مستند می کنند به این فرمایش مقام معظم رهبری ( حفظه الله تعالی) توجه عملی می کردند که امام خمینی(ره) جز بر معیارهای دینی تصمیم و حرکتی نداشتند و تأیید و یا تکذیب ایشان صبغه ای جز این نداشته است. ایشان در سخنرانی روز ۱۴خرداد۹۳ در حرم حضرت امام در فرازی چنین می فرمایند:
«  افرادى گمان نکنند که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربى گرفت و آن را قاطى کرد با تفکر اسلامى و شریعت اسلامى؛ نه، اگر انتخابات و مردم‌سالارى و تکیه‌ى به آراء مردم، جزو دین نمی بود و از شریعت اسلامى استفاده نمی شد، امام هیچ تقیدى نداشت؛ آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان می کرد. این جزو دین است، لذا شریعت اسلامى چهارچوب است؛ در همه‌ى قانونگذارى‌ها و اجراها و عزل‌ونصب‌ها و رفتارهاى عمومى که تابع این نظم سیاسى و مدنى است، باید شریعت اسلامى رعایت بشود. و گردش کار در این نظام به‌وسیله‌ى مردم‌سالارى است؛ یعنى آحاد مردم نماینده‌ى مجلس را انتخاب می کنند، رئیس‌جمهور را انتخاب می کنند، وزرا را با واسطه انتخاب می کنند، خبرگان را انتخاب می کنند، رهبرى را با واسطه انتخاب می کنند؛ کار، دست مردم است؛ این، پایه‌ى اصلى حرکت امام بزرگوار است. این بناى عظیمى که این بزرگوار گذاشت، متکى به این دو پایه است. التزام به شریعت اسلامى، روح و حقیقت نظام اسلامى است؛ این را توجه داشته باشند. »  منبع:(  پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی)
والسلام
انتهای پیام

لینک کوتاه شده: https://www.ensafnews.com/2iOtK

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن