استانداری مشاوره پرور خوزستان

ماندانا صادقی، روزنامه‌نگار آبادانی، در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز به انتقاد از تعدد مشاوران و دستیاران استاندار خوزستان پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

وقتی عبدالحسن مقتدایی استاندار سابق خوزستان اعلام کرد: «به تعداد وزارتخانه‌ها مشاور استخدام می‌کنم» و سپس عدد مشاورانش را به ۲۲ نفر افزایش داد، این عدد و کم و کیف شخصیت حقیقی و حقوقی آنان یکی از بحث برانگیزترین موضاعاتی شد که تاپایان ریاست مقتدایی بی وقفه نقل محافل سیاسی و رسانه‌ها بود.

غلامرضا شریعتی که بعد ازمقتدایی به عنوان یکی از جوان‌ترین استانداران کشور راهی ساختمان استانداری خوزستان شده بود و ماموریت داشت تا با تعامل بیشتر با نیروهای سیاسی و همکاری کامل با دولت و وزارتخانه‌ها روح تازه‌ای در کالبد خسته‌ی خوزستان بدمد و وضعیت پیرسالی مدیران را به نفع اهمیت بخشی به حضور جوانان تغییر دهد، بات اسی از اقدام استاندار پیشین، گروه «مشاوران استاندار» را تشکیل داد. اما به مرور با افزایش مشاوران دست به رکورد تازه ای زد: «انتصاب حدود ۷۰نفر مشاور.»

وجود این تعداد مشاور (بنا به اخباری به این لیست ۶۸ نفره سه نفر اضافه شده‌اند) برای استانداری خوزستان قبل ازپرداختن به چرایی آن نشان دهنده‌ی وضعیت اسفناک مدیریت کلان استان خوزستان و همچنین انحراف از معیارهای مدیریت مدرن است.

در دنیایی که کم کردن حجم دولت با هدف کاهش تصدی‌گری دولت در امور اجرایی یکی از شاخص‌های مدیریت کارآمد و هدفمند است اضافه کردن این تعداد مشاور به بدنه‌ی دولت در خوشبینانه‌ترین حالت بجز بزرگ کردن و پیچیده کردن دستگاه بوروکراسی دستاورد دیگری نمی‌تواند برای جامعه داشته باشد.

از آنجایی که ناکارآمدی مدیریت در خوزستان هیچ وقت برخاسته از وابستگی سیاسی استاندار به عنوان نماینده‌ی عالی دولت با جناح‌های سیاسی درون استان نبوده است، نگاهی گذرا به بعضی از نام‌ها و سمت‌های مشاوران دربرگیرنده‌ی معضل ریشه‌دار و قدیمی رسم «سهم‌خواهی و سهم بخشی» به جریان‌های قومی، شبه سیاسی و مردان پیمانکار و مقاطعه‌کار است.

بسیاری از افراد حقیقی این لیست از عناوین کلی و مبهمی مانند «مشاور» یا «مشاور عالی» برخوردارند و اساسا معلوم نیست که در رابطه با چه موضوع یا موضوع‌هایی به استاندار جوان مشاوره می‌دهند، به دلیل ابهام در سمت‌هاشان، سنجش عملکردشان نیز از دسترس منتقدان و ناظران خارج است.

مشاهده‌ی مشاوران متعدد در رابطه با یک موضوع واحد (مثلاً امورخیریه یا امور مرتبط با امنیت) و تطبیق آن با مسایل همان موضوع در جامعه، هر بیننده‌ی آگاهی را شگفت‌زده می‌کند. چراکه پذیرفتن حضور یک شخص به عنوان مشاور درامور مؤسسات و امور خیریه و شخص دیگری به عنوان مشاور در امور خیریه سلامت، در کنار آن همه حجم از بی‌برنامگی، ناهماهنگی، انفعال در کمک رسانی نهادهای خیریه‌ی وابسته و بودجه‌گیر و رانتی که فقط زیرنظر استانداری فعال هستند به مردم سیل زده، جز شگفتی و بدتر اظهار تأسف چیز دیگری ندارد. همچنان که انتصاب دو مشاور درحوزه‌ی امنیت با در نظر گرفتن فاجعه‌ی تروریستی مهرماه گذشته و انواع و اقسام نزاع‌های قومی و طایفه‌ای و درگیری میان شهروندان اندیمشکی و دزفولی و… فقط می‌تواند کارایی نظام‌مند این مشاوران امنیتی را با بدنه‌ی اجرایی دولتی زیرسؤال ببرد.

با مروری بر احکام مشاوران و حوزه‌ی تخصصی‌شان مانند «مشاور درامور اربعین، عمران و امور اقتصاد مرز» و در نظر گرفتن یک پست با عنوان «مسول پیگیری، بهسازی و تعریض جاده بهبهان-کارخانه سیمان» تردید جدی به وجود می‌آید که هدف از به کار گماردن مشاورانی همچون «مشاور درامورمناطق ویژه و آزاد (درخوزستان فقط یک منطقه آزاد وجود دارد که لب مرز است)، مشاور روابط تجاری با کشور عراق، امورخارجه بین الملل، امورسرمایه گذاری خارجی، مشاور در امور منطقه آزاد اروند یا مشاور در امور حمل و نقل، مشاور توسعه اقتصادی و اجتماعی، برنامه ریزی و توسعه، امور زیربنایی و… چیست که هیچ کدامشان در همراهی با مدیران ستادی نمی‌توانند بهسازی جاده‌ی بهبهان به کارخانه را انجام بدهند و برای پیگیری این مساله انتصاب یک شخص حقیقی دیگری لازم است؟ معلوم نیست وقتی در استانداری خوزستان از برنامه‌ریزی و توسعه یا امور عمرانی و زیربنایی حرف می‌زنیم دقیقاً از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ توسعه‌ی مناطق اهواز؟ برنامه‌ریزی مناطق اهواز؟ بافت فرسوده‌ی اهواز؟ یا کل خوزستان؟

حضور سه نفر نماینده‌ی استاندار در پروژه قطار شهری اهواز در کنار انواع و اقسام مشاوران حمل و نقل و زیرساخت و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و اجتماعی و… (و راه نیفتادن قطار شهری تاکنون) فقط می‌تواند نشان از گسست و شکاف عمیق و جدی میان مدیران دستگاه‌های اجرایی استانی باشد که روز به روز دارد از مدیریت عقلانی دور می‌شود.

گویا در خوزستان ما هرمدیری در جزیره‌ی خودش مدیر است و فقط و فقط می‌تواند به تنهایی یا با تیم موردعلاقه و اعتماد خودش کارها را به سرانجام برساند.

بی تعارف تشکیل هسته‌ی مشاوران به این فربهی فقط پرکردن رزومه برای افرادخاص و نورچشمی‌ها است و هدف از استمرارش جز کم کردن فشارهای منتقدان شریعتی یا تعارف به شخصیت‌های سیاسی چیز دیگری نیست.

انتصاب حدود هفتاد مشاور (کم و بیش) درکنار استاندار خوزستان یعنی ماشین تولید مشاور تا جایی که سهم خواهی‌های اقتصادی، سیاسی، جناحی، قومی، تمام نشود از کار نخواهد افتاد و کماکان می‌توان منتظر ماند تا کسان دیگری به این لیست‌ها اضافه شوند.

برای راست آزمایی نتیجه‌ی عملکرد مشاوران، لازم نیست حتماً شهروند یکی از شهرها یا ساکن یکی از روستاهای خوزستان باشید، کافی است نگاهی بکنید به عکس‌های خبرگزاری‌های رسمی دولتی از سیل، گردوغبار، بازسازی، و...

پایان نوشت: خوشبختانه در مدیریت مرکزگرای مشاوران دکتر غلامرضا شریعتی سهم آبادان صفر است. خدا را هزارمرتبه شکر.


[انصاف نیوز امکان رد یا تایید مطالب قید شده در این یادداشت را ندارد]

 انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. اقای صادقی انگ دیگه ای به نظرت نرسید که به ایشان بزنی ؟ مشاور سمت سازمانی نیست و نامبردگان هم از این حقوقی نمی گیرند .
    مطلب شما یا از روی جهل است یا کینه ؟؟؟!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن