فرهنگ چندگانگی، تاریخ دیگری از اسلام

سید محمدناصر تقوی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «فرهنگ چندگانگی، تاریخ دیگری از اسلام» در گزارشی از کتاب توماس باور نوشت:

توماس باور، استاد مطالعات اسلامی و عربی دانشگاه مونستر آلمان است و موضوع کتابش پس از انتشار بازتاب قابل ملاحظه ای در محیط تخصصی و دانشگاهی آلمانی زبان داشته است. البته با ترجمه این کتاب ( ثقافة الإلتباس، نحو تاريخ آخر للإسلام) نظرات وی در این کتاب در جهان عرب معرفی شده است و تا جایی که نگارنده اطلاع دارد هنوز در زبان فارسی ترجمه و انعکاسی نداشته است. این پژوهنده ۵۸ ساله، پس از کتاب مذکور (در ۲۰۱۱)، در سالهای پسین و تا به امروز همچنان به ابعاد مساله چندگانگی، تنوع و تعدد (Vielfalt) و چند معنایی ( Mehrdeutigkeit ) پرداخته است. آنچه در ادامه می خوانید نگاهی مختصر به نظریات مطروحه در این کتاب است.

(گزارشی از کتاب توماس باور)

” Die Kultur der Ambiguität,

Eine andere Geschichte des Islam”

🔻اگرچه Ambiguität به معنی ابهام است اما در این پژوهش منظور ابهامی است که حاکی از عدم قطعیت، تعصب و تفسیر یک سویه و مطلق انگارانه است و لذا معنای چندگانگی و چند قرائتی شاید برای معادل گزینی آن بی وجه نباشد. خوانشهای چند گانه ای که حاکی از عدم تعصب و تسامح و مدارا و تحمل می باشد.

🔻این پژوهش بر آنست تا بگوید: فرهنگ تحمل ، تسامح ، قرائات و خوانشهای چند گانه در اسلام کلاسیک ( اولیه ) بسیار قوی بوده اما در اسلام معاصر تضعیف شده است و سبب این تضعیف، روابط پیچیده میان دنیای اسلام و غرب بوده و این امر بویژه به شدت متاثر از نگاه مطلق خواه و غیر متسامح غربی است که در نیمه های قرن نوزدهم برغرب حاکم بوده است.

🔻به عقیده نویسنده، در اصل و جوهره اسلام، پلورالیسم، تکثر گرایی، تنوع و زندگی مسالمت آمیز در کنار هم، علیرغم وجود تضادها و اختلافات به همراه رضایتمندی از وجود این تفاوتها، در جامعۀ مسلمانان وجود داشته اشت و نویسنده این تحلیل و ادعای خویش را با ذکر نمونه های متعددی از علوم اسلامی و ادبیات آن به اثبات رسانده و مستندات مدعای خود را در کتاب خویش ذکر میکند.

🔻از ویژگی‌های این پژوهش آنست که نویسنده، روش تحقیق خود را با سبک متداول مطالعات معمول شرقشناسانه که به عقیده وی، برتری جویانه و استعلایی و مشحون از نادانیها ونادرستی هاست می سنجد و با نگاهی نقادانه بر این عقیده است که شرقشناسان به دلیل آنکه تمرکز و توجهی خاص برای “مرجعیت اروپایی” و غربی قائلند، این نگاه استعلایی به مشرق زمین را برگزیده اند. روشی که امثال ادوارد سعید و جوزف مسعد نیز در نقد این روشهای شرقشناسی از آن سخن رانده اند.

🔻به نظر توماس باور، تصویر غالب امروزه از اسلام در مغرب زمین، محصول خود غرب است. تصویری که از نظر او کاملا مخدوش است و در واقع تصویری است بیمار گونه و معوج از اسلام. چرا که این نگاه از ابتدای استعمار و تسلط گفتمان استعماری و کولونیالیسم از ابتدای قرن نوزدهم پدید آمده که اسلام را تندروانه و با نگاهی منفی بنیاد گریانه، متعصب و غیر متسامح و سختگیر نشان می دهد. حال آنکه برای قرن ها اسلام با تحمل و مدارا ، تنوع و تکثر را درون خود حمل می کرده است و فرهنگ چند گانگی(Ambiguität) در ذات اسلام وجود داشته و دارد. نویسنده معتقد است که این نگاه متاثر از غرب، باعث شده تا اسلامی جعلی و تند روانه بوجود آید و فرآیندی که او ” اسلامیزه شدن اسلام” ( Islamisierung des Islam ) می نامد در سالهای اخیر بوجود آید.

🔻این پژوهشگر همچنین تاکید می کند فرهنگ چند گانگی و کثرت گرای اسلام اجازه نمی دهد که بر اساس آنکه صرفا خود را حق می داند، کسی را بکشد و از بین ببرد. در حالیکه جنبش ایدئولوژیک، فرهنگ ناسیونالیستی چه از نوع چپ و چه نوع غربی اش، کلون های مدل دکارتی و نگاههای دو گانۀ متضاد در مدرنیته و … همه و همه نمونه های فرهنگ غربی است که با روح فرهنگ اسلامی (که با پذیرش چند گانگی و رسمیت دادن به تکثر، با قطعیت بخشی های دکارتی مدرنیته، در تناقض است) منافات دارد. آموزه های متنوع فقه و عدم قطعیت در احکام اسلام ، پویایی در اجتهاد و زمینه های علمی وفرهنگی خلاقانه در فرهنگ کلاسیک اسلامی و شمول و گسترانیده شدن فرهنگ اسلامی در تمام ابعاد زندگی و از گهواره تا گور نیز از مصادیق دیگری است که نویسنده به آن به عنوان شواهد مثالی از فرهنگ چند گانگی، مدارا و تسامح در اسلام ذکر می کند.
🔻از دیگر سوی نمونه هایی چون ارسال یهودیان به هولوکاست در غرب را با “اعتقاد غالب مسلمانان به اقلیت های دیگر مذاهب” مقایسه می کند و از رهگذر همین مقایسه می گوید به قول مارتین کوهن ، در سده های میانۀ اسلامی، سرزمینها و کشورهای مسلمان برای یهودیان به مراتب امن تر و صلح آمیز تر از شمال و غرب اروپاست و آزار و اذیت یهودیان در کشور های اسلامی بسیار کمتر از آزار و ایذاء کشور های مسیحی و مسیحیان است. در جانبی دیگر وی اشاره به این نکته دارد که معمولا در منابع اسلامی به “اصول و قوانین” یهودیان اشاره و از آن گزارش می شود؛ در حالیکه در منابع لاتین و مسیحیت از عناوینی چون : “فریب یهودیان، خرافات یهودیان” و … صحبت می شود که حاکی از نفرت و خصومت غرب مسیحی با ارزشها و مفاهیم دینی یهودیان است.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن