چه باید کرد؟ | احسان شریعتی

احسان شریعتی در کانال تلگرامی خود نوشت:

«📌پیش درآمدی بر ترجمه «جه باید کرد» دکتر شریعتی به زبان عربی(در دست انتشار) است

🔸«به کجا تکیه کنیم؟»، «از کجا آغاز کنیم؟»، «چه باید کرد؟»؛ مراد شریعتی از طرح این پرسش‌ها ترسیم خط‌‌مشی حرکت نوزایی-رنسانس- تمدنی به‌شکل کلی و بويژه، پروژهٔ کار آیندهٔ نقادی‌ عقیدتی و نوپیرایی-رفرماسیون- در «فرهنگ دینی» بود.

🔹چه «باید» کرد، در اصل، پرسش کلان «اخلاقی» عصر جدید است که بر مسئولیت و ضرورت کنش‌گری «روشنگران» تأکید دارد (چنان‌که در اواخر سدهٔ هجده در اثر بزرگ کانت، «سنجش خرد عملی»). چنین پرسشی در آستانهٔ هر دوران انقلابی و فرارسیدن یک گسست و رخداد بزرگ تاریخی مطرح می‌شود (برای نمونه، در پایان سدهٔ نوزدهم در روسیهٔ تزاری، در اثر تأثیرگذار چرنیشفسکی به همین نام).

🔸«روشنفکر» در نگاه شریعتی، همچون ادامه‌دهندهٔ راه «پیامبران» در عصر مُدرن، تعریف می‌شود. تعریفی که هرچند به‌ظاهر «ایدئالیستی» می‌نماید (ژولین بندا در کتاب «خیانت علما»)، اما به‌واقع، «رئالیستی» است («روشنفکر ارگانیک» در نزد گرامشی)، زیرا پیامبر را نه تافتهٔ جدابافته‌ای از مردم، بل‌که برخاسته از متن قشر محروم و در پیوند اندام‌وار و متناسب با «خودانگیختگی» آن طبقه معرفی می‌کند. رسالت روشنفکر رهایی‌بخشی به نیابت از مردم نیست، بل‌که انتقال بینایی به آنها برای توان‌یابی در راهبری خود یا یافتن هادیانی از میان خویش است.

🔹وظیفهٔ اخلاقی این «روشنفکر-نبی» در پیش گرفتن نوعی خطمشی آگاهی‌بخش است. نوعی از آگاهیِ رهایی‌بخش. نوعی از آگاهی که تنها آگاهی برای آگاهی یا علم برای تبیین علل نیست، بل‌که منتقد وضع موجود و هدایت‌گر به‌سمت رهایی از انقیاد زیر سلطه‌های سه‌گانهٔ استبداد و استثمار و استحمار است؛ همان تثلیث «زر و زور و تزویر» که در قاموس شریعتی به تعابیر و معادل‌های گوناگون بیان می‌شود.

🔸از سوی دیگر، در نگرش شریعتی و آناکاوی او از میانِ عناصر سازندهٔ فرهنگ، مانند زبان و هنر و دین و شیوهٔ تولید (و سطح فن‌آوری)، و تاریخ، نقش دین به‌لحاظ تأثیرگذاری مستقیم بر خلق-و-خو و رفتار عملی مردمان، مرکزی‌ و تعیین‌کننده‌‌تر است. این نقش می‌تواند موجب «امتناع»، ایستایی و انسداد تغییر-و-تحول و یا محرّک و مشوّق پویش انسانی به‌سوی رهایی باشد. از این‌رو، «نقد دین» پیش‌شرط هر نقادی دیگر از جنس اجتماعی و سیاسی است. «نقد» در اینجا به‌معنای تفکیک سره از ناسره و صحیح از سقیم و سیال از متصلب است.

🔹از این‌رو، الزام عقلانی و تکلیف اعتقادی روشنفکر در جامعه‌ای که دین در آن زنده‌ترین عنصر فرهنگی است، آغاز نوعی نوپیرایش‌گری یا اصلاح‌گری انتقادی دینی است. اعتراض‌گری‌-پروتستانتیسم- نوعی از مذهب علیه نوع دیگری از مذهب. مذهب اعتراض در برابر مذهب توجیه سلطه و نظم حاکم.

پیش‌نیازِ رهایی مسلمانان از سیطرهٔ «استعمار» کهنه و نو، «استبداد» سیاسی و سنتی، «استثمار» فئودالی و بورژوایی، نجات «اسلام» است از زندان استحمار کهنه یا ارتجاع دینی. این آرزوی نجات ناشی از دردی ذهن‌محور و تلاشی کلامی و انتزاعی نیست. اسلام در اینجا «نمادی» است اسیر تفسیری انحصاری در روایتی سنت‌گرا و یا بنیادگرایانه. و شریعتی در تداوم راه بنیان‌گذاران راه رنسانس تمدنی و رفرماسیون دینی در جهان اسلام، سیدجمال‌ و اقبال، به نوبهٔ خود و طرح کلامی عقلانی-انتقادی و رهایی‌بخش خود را در کیفیت مکتبی برتر درمی‌افکند.

🔸مبارزهٔ اصلی روشنفکر مسئول در سطح جهانی، آزادسازی «آزادی» از سلطهٔ امپریالیستی-کاپیتالیستی، آزادسازی «عدالت» از سیطرهٔ جزمی کمونیسم دولتی، و آزادی «معنویت» از انحصار متولیان رسمی ادیان و مذاهب («نجات خدا از قبرستان آخوندیسم») است.»

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن