آقای احمدی‌نژاد! بیا دستم را ببوس

/ نقدهای برادر نویسنده‌ی کتاب احمدی‌نژاد به او /

زهرا منصوری، انصاف نیوز: برادر یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد ادعا می‌کند برادرش به واسطه ارتباط با احمدی‌نژاد امضای او را جعل کرده و به اسم او کار اقتصادی می‌کند. به نظر او این فعالیت‌ها در چارچوب قانون نیست والا چه نیازی بود که از امضای او استفاده کند.

«حمیدرضا تقوی‌فرد» برادر «محمدرضا تقوی‌فرد» -که از نزدیکان احمدی نژاد است و در دولت او به عضویت هیات مدیره‌ی یکی از شرکت‌های تامین اجتماعی درآمده؛ همچنین بعد از دولت او مشغول نگارش کتاب احمدی نژاد است.- مدعی می‌شود برادرش با توجه به ارتباطش با تیم احمدی‌نژاد می‌تواند نفوذ کند و جلوی پیشروی پرونده را بگیرد.

حمیدرضا تقوی‌فرد درباره‌ی وضعیت کنونی خود گفت: من قرص افسردگی مصرف می‌کنم و به خودکشی فکر می‌کنم در حالی که برادرم برایم عکس‌های تهدید آمیز می‌فرستد و با پولی که به‌طور عجیبی به دست آورده تفریح می‌کند.

متن کامل مصاحبه‌ی حمیدرضا تقوی‌فرد با انصاف نیوز که با تماس و پیگیری او انجام شده است در پی می‌آید.

گفتند با دم شیر بازی می‌کنی

حمیدرضا تقوی‌فرد در گفت‌وگو با انصاف نیوز درباره‌ی کارهای اقتصادی برادر خود می‌گوید: «برادر من در سال ۸۸ صاحب [مدیر مسئول] روزنامه‌ی بامداد بود، حساب بانکی را با اسم من در بانک تجارت در شعبه‌ی فلسطین با امضای من! افتتاح می‌کند. روزنامه متعلق به «رمضان شجاعی کیاسری» بود که در آن زمان نماینده‌ی مجلس بود. برادرم -بدون اطلاع من- مرا به عنوان رئیس امور مالی معرفی می‌کند. پول‌ها در این میان رد و بدل می‌شود، حساب بانکی در سال ۸۸ باز شد و من در سال ۹۲ متوجه شدم، یعنی وقتی که برای کارم به من گفتند یک حساب در بانک تجارت باز کن.

وقتی به بانک مراجعه کردم به من گفتند که قبلا در اینجا حساب باز کرده‌اید. می‌خواستم از حسابم پرینت شش ماه بگیرم اما کارمند بانک گفت ما با آقای تقوی (برادر) کار کردیم. رئیس بانک مسئله را بررسی کرد اما بازرسی با ما در این زمینه همکاری نکرد. در سال ۹۳ شکایت کردم و چون امکان مالی نداشتم، وکیل هم نگرفتم. پرونده به شعبه‌ی دو بازپرسی رفت. روز اول با تهدید پرونده را بست. بازپرس پرونده آقای قاسم زاده بود، ایشان به من گفت «با دم شیر بازی می‌کنید و من برای پرونده منع تعقیب صادر می‌کنم.» من گفتم «اشهد خود را خوانده‌ام این پول باید برگردد. اگر یک عکس هم از من پیدا کردید که از در این بانک وارد شده‌ام این جرم را می‌پذیرم، اینها احمدی نژادی هستند با اینها سر و کار ندارم.»

بازپرس پرونده به من گفت «برای آقای کیاسری رضایت بدهید، بنده محمدرضا و همسرش (پریسا) و این پرونده را به دادگاه می‌فرستم» اما اینکار را نکرد، بنده را فریب داد. کارشناس، خط محمدرضا را کارشناسی کرده و گفت خط متعلق به او نیست؛ در حالیکه من از او ۶۷ برگ چک دارم، کارشناس را خریدند. حتی نظر کارشناس را به من ابلاغ نکردند. همین الان وقتی من برای مصاحبه آمدم خبر داشتند؛ قفل در خانه‌ی من را بریدند. چندین بار از من شکایت کرده است.

به اسم روزنامه

او ادامه داد: با اسم من کارهای مالی کرده و پول‌ها درآورده‌اند؛ روزنامه ثبت کرده و قرار بوده یک میلیون و دویست هزار نسخه جاپ کند اما بیست هزار نسخه چاپ کرده است. یارانه گرفته است. برای پیگیری به خانه‌ی آقای احمدی نژاد هم رفتم، به من گفت در زمان من خیلی‌ها پولدار شدند. من هم گفتم پولدار شدن با جعل کردن فرق دارد. من چرا پولدار نشدم؟ گفت شما کار نکرده‌ای. پرسیدم این کار است؟ تیراژ روزنامه یک میلیون و دویست هزار نسخه چاپ رنگی است و هزار تا سیاه و سفید بیرون داده اصلا بقیه پول کجاست؟ قوه قضاییه پرونده را اعاده‌ی دادرسی کند، چرا پرونده را بستند؟ برادر من در آذربایجان فیلم می‌سازد، این پول‌ها را از کجا آورده. به آقای احمدی نژاد گفتم «برادر من آدم توست، برای بقایی دم قوه قضاییه پیرهن پاره می‌کردی، جلوی برادر من را بگیر». خانه‌ی من مشاع است، یک سال و نیم است که آن را بسته‌اند. زن و بچه‌ی من خانه‌ی پدر زنم هستند، مغازه‌‌ام را بسته‌اند، پول ندارم.

اگر دستور فروش دارید، ملک را بفروشید، پول من را بدهید. هشت سال است این وضعیت را دارد در حالیکه سر ۱۸ ماه باید کار ما درست می‌شد.  برادر من کتابی درباره‌ی آقای احمدی نژاد ندارد، سیاه بازی است. مردم را بازی می‌دهند تا آدم جذب کنند. ذهنیت محمد رضا، مشایی و احمدی نژاد یکی است. احمدی نژاد دست مردم را می‌بوسد، اینکار را نکند، جلوی خلاف را بگیرد.

اینها شرکت هواپیمایی داشتند، از مردم پول گرفتند تا کربلا ببرند، اما نفرستادند، چک کشیدند، من ماشینم را فروختم و پول دادم، هنوز پولم را پس نگرفته‌ام. برای همه در قوه قضاییه نامه فرستاده‌ام. به رئیس دیوان مراجعه کردم، به آقای منتظری نامه زدم و ایشان هم به دادستانی تهران نامه زدند، اما خبری نشد. پدر من راننده تاکسی بود، برادر من قبلا ۲۰۰ میلیون بدهکار بود، چطور لکسوس سوار می‌شود؟ اگر من رئیس بخش مالی تو بودم، چرا یک ریال پول به حساب من واریز نشده است.

من را تهدید می‌کنند

صبح عکسی را به در خانه‌ی من نصب کردند، اما بازپرس گفت این تهدید نیست. برای من در تلگرام عکس شیر و پلنگ، دستنبد و … می‌فرستد. برادرم مرا تهدید می‌کند، می‌گفت خانه‌ات را از دست داده‌ای، مراقب باش! کلی تلاش کردم، نصف عمرم را گذاشتم تا خانه‌ام به حراج نرفت. با مامور قفل در خانه‌ی من را بریده‌اند، از شکستن قفل فیلم و عکس گرفتند، گفتند خلع ید را نقض کردند. الان هم به من خبر دادند که قفل را بریده‌اند تا من به این مصاحبه نرسم. همین جا ممکن است آدم داشته باشند! دیگه صبرم تمام شد، قرص می‌خورم. پرونده در شعبه ده شصت الان بسته شده است؛ البته به خاطر وضعیت خود قاضی. پرونده را به شعبه‌ی دیگری ببرند و به آن رسیدگی کنند. امضای من جعل شده، ۶۷ فقره چک از کف خیابان جمع کردم، ببینید که با دست خط او همخوانی دارد؟ با خودش فکر نکرد من ماجرا را پیگیری کنم و جسور باشم، با خودش گفته پنجاه میلیون به من می‌دهد و دیگر پیگیر نمی‌شوم.

برادر من با بقایی و مشایی در یک تیم است. همسر او خبرنگار ریاست جمهوری در اواخر دولت آقای خاتمی بودند، عقد او را آقای خاتمی خواند. بعد از اینکه احمدی نژاد آمد، او را به عنوان جانباز حساب کردند، در حالی که درست نیست. من ثابت می‌کنم او جانباز نیست، در پشت جبهه معلم بوده است، ۱۷ ساعت از او فیلم و عکس دارم. ۷ خواهر و برادر هستیم، همه را دور خود جمع کرده. از دو خواهرم ملک خریدم، از آنها سند دارم، آنها شکایت کردند و من باید دو تا ۷۲ میلیون تومان پول بدهم. پولی که قبلا پرداخت کردم باید باز هم بدهم. آقای رئیسی مگر نمی‌گفت حمایت می‌کند؟ یکی نیست به داد من برسد؟ کیاسری و برادر من باهم کار می‌کنند، در دادگاه کیاسری نوشته است که من را اصلا نمی‌شناسد و در کارتابل امضا می‎‌کردیم. چرا برادر من در دولت آقای خاتمی پولدار نشد و در دولت آقای احمدی نژاد ثروتمند شد؟ لابد رانتی داشته؟ شانتاژ می‌کنند و می‌گویند کتابی نوشته شده است، اما کتاب کجاست؟ چرا منتشر نمی‌شود؟ بعد گفتند احمدی نژاد اجازه‌ی انتشار نمی‌دهد!

برج‌هایی در نیاوران دارند

احمدی نژاد برای بی عدالتی و مردم پیراهن پاره نکند، او اصلا مردمی است؟ کارشناس اذعان کرده این خط متعلق به من نیست و این را به بازپرس پرونده آقای قاسمی هم داده است. اکنون یکسری از احمدی نژادی‌ها در کردستان هستند، آقای بقایی در همان‌جا تصادف کرد تا اگر اوضاع خوب پیش نرفت در آنجا شلوغ کند!

این احمدی‌نژادی‌ها پول‌ها را به کسانی امثال […] می‌دهند، مثلا پول‌ها در دست یک وزیر اگر بود لو می‌رفت. یعنی پول‌ها در دست خرده‌پاها است. تمام پول‌های آقای احمدی نژاد در دست نزدیکانش است، به همین دلیل احمدی نژاد همه جا با جسارت می‌گوید هر چه من دارم را بگیرید. برج‌هایی در نیاوران دارند که در خواب هم نمی‌بینید. در مصاحبه‌های جمهوری ۱،۲،۳،۴  با آقای لاریجانی هماهنگ هستند، به هم پاس گل می‌دهند. مسئول اصلی دولت بهار محمدرضا تقوی فرد است. آقای زواره‌ای آدم خوبی است و آقای حیدری هم کمی از اینها فاصله گرفته است. به همین آقای هروآبادی چند بار برای این مسائل پیام دادم و گفتم بیا صحبت کنیم. اما او جوابی نداد.

همه چیز به اسم خرده‌پاهاست

در این پرونده برادر من و آقای کیاسری درگیر هستند، اما پشت پرده کسان دیگری هم هستند. وقتی به دادگاه می‌آیند بیست نفر همراه دارند، آدم‌هایی که حتی اسم خود را نمی‌گویند، اگر بپرسی فلانی چه کسی است، می‌گویند به تو چه ربطی دارد؟ یکبار اسم یک نفر را پرسیدم، گفتند مسئول تامین اموال است و خواستم اسم او را در صورت جلسه ببینم، اما دیدم اصلا صورت جلسه امضا نکرده و همینطوری آمده است. یک سال و نیم است مغازه‌ی من بسته است، مجوزهای من باطل شده است. پرسش من این است چرا قوه قضاییه ورود نمی‌کند؟

آقای احمدی‌نژاد! بیا دستم را ببوس

الان آقای قاسم زاده در پرونده‌ی طبری است، از او نمی‌پرسند چرا نظر کارشناس را به من ابلاغ نکردند؟ نمی‌گذارند من پرونده را بخوانم، می‌گویند برو و دستور بیاور. قاضی شعبه‌ی ۱۷۶ به من گفت برو اعاده‌ی دادرسی بده، اینکار را کردم اما فوری رد شد. دومیلیون پول من پرید. یک سال هم پرونده را خواباند. انتقادهای آقای احمدی نژاد از قوه قضاییه الکی است و به آقای کروبی گفت اگر قدرت شما از من کمتر نباشد، بیشتر هم نیست. کامیون آوردند تا اسباب من را از خانه بار بزنند، در این وضعیت مریضی باید مغازه‌ی من را ببندند؟ سه دنگ آن ملک برای من است و ۵ میلیارد می‌ارزد، آن وقت باید در خیابان چادر بزنم. حتی بعضی اوقات به خودکشی فکر کردم، یا از ایران بروم، این مدارک اگر از ایران بروم بیشتر کاربرد دارد. همه‌ی این پیام‌های تهدید آمیز در تلگرام را آقای احمدی نژاد دیده است، آقای احمدی نژاد تا بندر عباس می‌رود تا دست کسی را ببوسد، بیا دست من را ببوس. این پرونده را ببین. مگر او زیر دست تو کار نمی‌کند؟ آن تاریخی که محمدرضا خانه‌ی من را بست چرا با او مصاحبه کردی؟ [اشاره به مصاحبه‌ی انصاف نیوز با محمدرضا تقوی‌فرد] الکی «بمب خبری» تیتر دولت بهار نمی‌شود، بدون اجازه‌ی احمدی نژاد آب هم نمی‌خورند.

برادرم در زمان احمدی‌نژاد پولدار شد

برادر من صد درصد در دوران آقای احمدی نژاد پولدار شد. از طریق آقای مشایی به احمدی نژاد وصل شد. روزنامه‌نگار بودند، روزنامه‌ی بامداد را راه اندختند. رابط اینها محمدعلی رامین بود. به پیشنهاد آقای رامین بود که این روزنامه افتتاح شد، با حساب من چک کشیده است، مبلغ آن کمتر از چهارصد میلیون تومان نیست. من امضا نکردم و از رئیس قوه قضاییه می‌خواهم ورود کند. امضا مال من نیست. بارها از من شکایت کرده تا پرونده را رها کنم اما اینکار را نکردم. چطور به نام من حساب باز کرده است؟

به من گفته شد روزانه ۵۰۰ هزار تومان به تو می‌دهیم، در ازای آن برای ما کار کن و این موضوع را پیگیری نکن. نمی‎خواهم فردا پس‌فردا بگوید خرج تحصیل پسر من را او داده است. در سال ۷۲ برای برادرم خانه‌ام را فروختم تا چک او را پاس کنم. الان این مزد من است؟ باید کلی خرج این مسائل شکایت کنم. خرج زن و بچه‌ام را وقتی مغازه‌ام تعطیل است از کجا بیاورم؟ برای صد جا نامه فرستاده‌‌ام، دیدم فایده‌ای ندارد، خواستم مسئله را رسانه‌ای کنم. جانبازی‌اش آنطور در بیمارستان خاتم الانبیا. اگر به پرونده‌ی من رسیدگی نمی‌کنند و انگار براساس شکایت‌های متعددی که علیه من شده پس من مجرم هستم؛ من را از کشور اخراج کنید!

حتی به دفتر مقاعات عالی هم رفتم، آنها هم گفتند که باید از دادگاه پیگیری کنید. من دیگر ناامیدم. اگر بچه نداشتم یک ثانیه در ایران نمی‌ماندم. نمی‌توانم تا ابد این درد را تحمل کنم. زن و بچه‌ی من چه گناهی کردند. یک رای به نفع من در دادگاه صادر نشده است. برادر من یک سوزوکی ویتارا و سانتافه و لکسوس دارد. شرکت فیلم سازی دارد و الان شش فیلمش در حال ساخت است. به تازگی هم یک ابلاغیه به من ارسال شده و برادرم از من شکایت کرده و من را متهم به دریافت کارت سوخت خودش کرده در حالیکه خانه‌ی من خلع ید است و نمی‌توانم اصلا به آنجا بروم. الان باید تا روز یکشنبه پنج مرداد ماه به شعبه‌ی بازپرسی ۴ دادسرای ناحیه ۱۶ مراجعه کنم.

نویسنده‌ی کتاب احمدی نژاد: کتاب بمبی خبری نیست

جزییات تصادف حمید بقایی [+ عکس]

فرار حمید بقایی از کشور؟!

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. خسته نمی‌شود از هر کسی برای ضربه زدن به دکتر احمدی نژاد استفاده می‌کنید… بخدا زشته اگر حرفی دارید بروید با خود دکتر احمدی نژاد حرف بزنید یک ریال دزدی یا خلاف شده باشد به دکتر احمدی نژاد بگویید نه اینکه مثل شرق از هر دستاویزی برای ضربه زدن به دکتر احمدی نژاد استفاده بکنید، متاسفانه متاسفانه اخلاق مطبوعات کاملا رو به افول است. دکتر احمدی نژاد زنده است و چندان فاصله ای هم ندارد همیشه در دسترس میباشند..

    29
    25
    1. دایم در حال تخریب هستند هر روز با یک دروغ و فرافکنی جدید.آقا جان ۸۰درصد مردم ایران عاشق دکتر احمدی نژاد هستن.حالا هی تخریب الکی کنید فایده نداره.

      3
      6
    2. سلام آقای محترم بنده رفتم درب منزلشون و همون سخنانی که در خبر کفتم بهم گفتند ایشون گفتند خیلیها زمان من پولدارشدن،بد نیست یک بار بیا با شما بریم درب منزل ایشون،تا تعریف میکنی بهات خوب برخورد می کنه اما امان از انتقاد که میکنی برات جبهه میگیره

  2. احمدی نژاد اصولگرایی بود که اصلاح طلب شد
    ملی گرا شد
    احمدی نژاد به ولایت فقیه اعتقاد ندارد
    ولی در میان مردم ایران طرفداران زیادی دارد

    12
    19
  3. احمدی نژاد مرده بی خیال !
    ولی این برادر که اینقدر کینه از برادرش دارد جای تعجب است دقیقا مثل کاری که احمدی نژاد با حاج داود مرحوم کرد واقعا چقدر پست ومقام وپول ویران کننده است نویسنده طوری حرف میزند که انگار دیوانه بوده انجا رفتی وارد کار شدی حالا حقتو بهت ندادند زدی زیر میز !!!
    ولی در مورد انصاف نیوز واقعا شما انصاف دارید در مورد افرادی مطلب میزارید ولی نظرات رو حذف میکنید که کسی نظر ندهد!

    5
    15
    1. چشهات رو باز کن مدارک رو ببین بعد حرف اضافه بزن،از این برادرهای نامرد در طول تاریخ زیاد بودن،در مورد حاج داود هم خدا عالم هست که حق با کی بود،بعدشم از کجا معلوم که تو خودش نباشی اینقدر ازش دفاع می کنی

      4
      2
    2. خوب اگه تو فکر میکنی دروغ بیا از نزدیک مدارک رو ببین،اینقدر هم کشکی نیست که انصاف نیوز یا هر خبری بدون مدرک چاپ بشه توهم احتمالا یا خودشی یا از مفت خورهای دورش اگه عکهاشو با فیلمهاشو ببینی دیگه

    1. سلام آقای محترم بنده رفتم درب منزلشون و همون سخنانی که در خبر کفتم بهم گفتند ایشون گفتند خیلیها زمان من پولدارشدن،بد نیست یک بار بیا با شما بریم درب منزل ایشون،تا تعریف میکنی بهات خوب برخورد می کنه اما امان از انتقاد که میکنی برات جبهه میگیره

  4. خسته نشدید اینقدر علیه محبوب مظلومان چاپ میکنید واقعا شما دیگه کی هستین نمیتونید ببینید یکی به فکر مردم مظلوم بود.وای بر شماها

    15
    7
  5. با نیم ساعت صحبت کردن رفسنجانی…ناطق….کرباسچی…موسوی و زنش رو سوزوند و با خاک یکسان کرد،شماها که عددی نیستید
    اینو نوشتم برای کسی که میخواد حذفش کنه

    12
    8
  6. همتون سرو ته یه کرباسید. همتون سرتون تو یه آخوره. مال مردم خورا. مثلا می‌خواستید حکومتی مانند حکومت عدل علی راه بیاندازید آقای احمدی نژاد… علی کجا وشما ….

    5
    1
  7. اینو هم اصلاحات بدونند هم اصولگرا
    احمدی نژاد تموم شد
    منتظرِ یه مهره ی خیلی انقلابی باشید خیلی بهتر از احمدی نژادِ سابق

    2
    2
  8. باسلام.چراهرچه به سال۱۴۰۰نزدیک میشویم،طدفان حمله هاونوک تهمتهاهمه بسمت احمدینژادبرگشته؟این اقاواین مصاحبه تاحالاکجابود؟ازخدابترسید.مردم احمدینژادرامیخاهند.وبس.

    4
    3
  9. داداش یه افغانی تو دماوند هست اگه بهش پول بدید حاضرم هرچی بخواهید بر علیه احمدی نژاد بگه این بنده خدا فامیل یه بنده خدای دیگه است که خونه خواهر احمدی نژادو عید ۹۶نظافت کرده و از همه اسرار احمدی نژادی ها باخبره …حتی میدونه اینا چندبار حموم می رن کی [باد معدشان فعال می شود] و…واسه شما که نون حلال خونتون می برید وبرادرای دالتون هم از شما توقع دارن یه پرونده بی نقص و پر از افشاگریه…فقط کمیسیون ما یادتون نره

  10. بهار بهار چه اسم آشنایی صدات میاد ولی خودت کجایی….. بوی بهار برای خیلیا خوشایند و برای عده کمی دزد ناخوشایند است…

    1
    1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن