ریشه‌های واقعه‌ی کربلا

علی مطهری در یادداشتی با عنوان «ریشه های واقعه کربلا» در روزنامه اعتماد نوشت:

واقعه کربلا یک واقعه ابتدا به ساکن نیست بلکه ریشه هایی دارد. ریشه اصلی آن را باید در زمان غلبه اسلام بر جاهلیت عرب جستجو کرد. در سال نهم هجری، زمانی که سپاه اسلام پشت دروازه‌های مکه بود، پیشوایان کفر مانند ابوسفیان چاره ای جز تسلیم نداشتند ولی به قول عمار یاسر “استسلموا و لم یُسلموا” آنها اظهار اسلام کردند اما اسلام نیاوردند. البته سیاست پیامبر(ص) نیز فتح مکه بدون خونریزی و با تحبیب قلوب بود. به همین جهت وقتی که خالد بن ولید روی کینه هایی که داشت سه تن از مردم مکه را در گوشه‌ای از این شهر به قتل رساند رسول اکرم به شدت ناراحت شدند و در حضور مردم از این کار اعلام برائت کردند.

در واقع حزب اموی که با ظهور اسلام قدرت ظالمانه خود را از دست داده بود به ظاهر اسلام را پذیرفت تا در موقع مناسب انتقام خود را بگیرد. از همین روی است که پس از رحلت پیامبر که به فاصله دو ماه و نیم از واقعه غدیر خم رخ داد و رسول اکرم علی علیه السلام را به دستور خدا به عنوان جانشین و امام بعد از خود معرفی کرده بود و همه به او تبریک گفته بودند، ابوسفیان و اتباعش ماجرای سقیفه را پیش آوردند و دستور صریح پیامبر خدا را نادیده گرفتند. به تعبیر شهید آیت الله مطهری “یک اقلیت منافقِ زیرک اکثریت مومن را فریب دادند” و حکومت در جهان اسلام در یک مسیر انحرافی قرار گرفت.

در اینجا رفتار علی علیه السلام باید برای همه ما که ادعای مشایعت او را داریم درس باشد. او وحدت مسلمانان و حفظ اساس اسلام را مقدم بر احقاق حق خود دانست و به رغم ظلمی که بر او رفته بود، در مواردی با خلفای وقت همکاری می‌کرد، گاهی به آنها مشورت می داد و گاهی مشکلات علمی و فقهی آنها را حل می کرد. کسانی که امروز به بهانه از دست رفتن حق علی علیه السلام وحدت میان شیعه و سنی را بر هم می‌زنند و دائم تخم اختلاف می کارند باید این سیره آن امام را که مدعی دفاع از او هستند نصب العین قرار دهند و به نفع آمریکا و اسرائیل در جهت تفرقه در دنیای اسلام عمل نکنند.

زمانی که خلیفه سوم به قدرت رسید ابوسفیان در حالی که پیر و نابینا شده بود در جلسه ای با حضور سران بنی امیه، اول اعلام کرد: آیا غریبه ای میان ما هست؟ گفتند: نه، سپس گفت: اکنون که گوی خلافت به دست یکی از شما رسیده است سعی کنید این گوی را مانند یک توپ به همدیگر پاس بدهید و نگذارید از دست شما خارج شود. این وضعیت ادامه داشت تا می رسیم به شورش مردم علیه خلیفه سوم.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن